پی‌دی‌اف

پی دی اف نقش انسان در تقدیرات شب قدر

#معرفی_کتاب کتاب نقش انسان در تقدیرات شب قدر #استاد_شجاعی @ostad_shojae

140 صفحه
21 بازدید
09 خرداد 1404

صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:

صفحه 4:
وان وا دینش اسان در رت شب فد مد شجامی ‎ee eee‏ مشاه نش لسع ‎Wik‏ ‎(ist palate‏ ‎eerie‏ وضعيت فهرست تويسىن فيا ref conan ۳ ee ‎a yes Sp mys‏ محمد شجامي ‎travarg arte a pe,‏ ‎gl go of‏ .جع ‎

صفحه 5:
قصل اول شب فده شبی بت هارمه وت اي ۷" مقدرات مور در شب قدر سس سس ۱9 تگر تین عمل شي قوس سس سس سس 6 ‎se RA aR a SY‏ ‎a A lo‏ يس ‎Waren pa Ah gl‏ تحصي ل كرددها و ثروتمندان هم از ‎The‏ ‎Veen ee‏ قصل دوم الواع قدرها عرورى بر بحث كنشته..... ‎Ft‏ ‏فآ منيع شناخت يترين ‎Thence‏ نتسی‌یندیفدرهای اسان از نظر ون سس 5# ۷ و دای جمادی وپدت از چماد سر ‎ne‏ ‎a ee Eee ad‏ ۳ ‎lay‏ لطن سس تس ۶ قدرها انس نویه وت ار ۳9

صفحه 6:
قصل سوم شب فده فوستی مهم بای خودسازی مروری بر بخت ‎Bh enn nt‏ نما مرها ره سا میدب وس یمس یسپ یمرج وی ها شكر نعمت ال عوامل مؤثر بر تقديرات. ‎ee‏ ‏تقديراك شب قدر هتسب خوداگهی بيس ةق طراحى سیک زندگی ه همه نقشه وبرنامریزی سس ۲ عقت تتديرات صوط ينتطع ری سل تیب فصل جبهارم. شب قدرء فرصت برنامهريزى و حیا شدن عرورى ير بحث ‎at‏ سس 00 قرعت انسان شقن رأفر شب قد از ‎Wet‏ ‎YO eee ngs lla eg‏ ود تیه رم مه 2 خودشناسی در کلام ‎a‏ سس سس 86 فسل پنجم اخودشناسى لازمه يهرومندى از عرورى بر بخت ‎nt‏ س8 جهل به خرت و جهل به خود- ‎Ieee‏ ‏جهل به خود قدم دز مسير كمراهى ‎ole‏ 4 خو لت 001 ‎pile led‏ سس ‎٩‏

صفحه 7:
فصل ششم ‎bans a gute oy ah‏ زان امرورى بريحث كذشته... ‎NG rent‏ بای و هدجس بوسر تا ‎ea ie GH TIES US‏ یو ‏البيك كقتن به دای هل من ناو نصولی سس ‎i‏ ‎By ea Ee ay ‏قعل قرج مخصوض ماه رمقان 1 ‎Ye‏ ‏قمل هفتم ‏مروری بر بعث گذشته ‎VY eee‏ ‎ ‎ ‏دای ام سجاد کر شب پیست ‎Vlg‏ ‏قصل هشتم شب قذر اوج ذكرهاى أسماتى موق ‎he a‏ ‎Venn lt Ql a ha‏ شب ‎Ve all ane pel ania‏ ‎tats‏ عوهت و وه نمی

صفحه 8:

صفحه 9:
مجموعه کتاب‌های هبیان»پرگراشه از ماه جلسات صوتسی و ونر ‎a‏ لخ قليف يكن موق ورس و ترویج سار یی وانسانی با حقظ صالت گفتار و شبه بیان یشان عرباشد كه با ويرايش مناسب متنن, قرخت ار علاقهمت بان قنرار می‌کیسرد بدون شک این مجموضه در کشا پیشتهاد نود صوتی می‌واند علاوه بر صرور دروس:امکانباخوانی این مسا بای غلاقهمندان راهم کند: تا پا وش خویش پشنوند با چشم اخود يخواشد وبا جانشان ين معارف را تريايند. ‎Lp‏ مكتوبء تلاش شده است تا در کنر وریشهای ضروری ‏متن, شبوة بیان نیز حفنظ شود؛به گونه‌ای که علاقسندان بنه ین ‏دادن به جلسات. ‎ ‎ ‏میاه در هنگامخواندن متن: شرب‌اهنگ صدای استاد اد آفبای متن بایند وارتبط رو ندیسر با اين معارف انسائى و مشوی در وجود خويش برقرار نند. ‏بدون ترديدء مؤلفان كه كروهى از شاكردان برجسته استاد مرياشتفه با قسول مستولیت هر گونه اشکالدراین آشار ساحت استادمظم را ‎oul}‏ اشكالات برى مىداشد و بشابش از خواشدكان عزی و گراقدر ‎ ‏به ييل هر تقصى پوزش می‌خواهند. ‎hag ts eed ot gl‏ مويسم يورك رای موياشه به اين تواقص با ديده اقماض يتكرند و شاكردان كوج

صفحه 10:
خويش را ببخشند مؤلقان كوشيدداتد. محصول نهابى با كمترين تقض ذر اختيار همعان قرار كيرد لتنا بدون شك اين أذار. هماتند هر لاش انسانیدیگره مصون از خطا نیسته تاقصی که با تذکرهای مشتقانه و هوشمنناته ثسما عزيزان رفع خواهد شد. از اين كه ما را در مسير اعتلاى ايبن مجموعه همراهى مى قرماييد: سياس كزاريم.

صفحه 11:
روزها و شب‌هاءپستررخادها هستند طوع و غروبوقایع: در ‎Lila Laie Ladd Lag alte Spe cls faethe‏ سال‌ها و قرن‌ها: مخلوق خدا و مرهون نظام جارى و حركات موزون عالم هستند وبه ظاهر هيج فرقى ميان أنهها نيست ولى قرآن كريم, همه ایام را يكسان تموبيند يرخى از أنهها را اييام مارك و مقدس. میناد که فاهرمشنان و بای قندراز أن جملفاند از متظر قوآن: اثسب قدر شسبى با ارزش وير فضيلت ويا اصور ير عظمتى هصراه است؛ هماتند نزول قرا تقديسر و تعييين سرنوشستها. ash Laceby open ‏رشتگان,‎ شب قنره شب اندزهاسته شب دعا و تصمیم است باید دعا کنیم اما دعا ببه «خواندن» نیست؛ پلکه به «فاستن» است. ابا غواستنهايمان تعيسن مىكنيسم, در تقديرهايصان جه بنويسند عيادت. در شب قنده یشتراز شتاد سال ارزش نارة وقابل قياس با ساير نيعا يست حرجتين شين خداوتنده بال زحست می‌گش اید: بتدگان: خود راد آن میت اند و مان و عاب ون را مش مول وخصت خاصش می‌سازد. در شب قدره فرشتگان مان عرش الهس و قلب اسام رفت و امدشد و تقدیرات همه بندگان را خدمت حضرت می‌ورند وه امضای ایشان می‌رسانند بهعبارت دیگرهاسام زسان 5 ظرف بدید.

صفحه 12:
آسدن و رقم خوردن همه تقديرها هستند از اين رو كفتداند: شب قدره شب امام زمان 6 است. هرکس بخواهد به خدا دست یاید و بهترین تقدبرها را برای خود درافت کند.باید دست به داسان اسام بشود و با اسام خودارتباط و اتصال ویژهی برقرارکند. فلساقه وجودی شب قدره ققش انشان در تقدیرهنای شنب قره لت زش عبادی در شب‌های قدره چگونگی امضای تقدیرهای امور ببه دست اسام زان بهترین دعا در شب قدر و شيب قدو نامدن أيه كا فسان يدري شيرها .از جمله موضوعات مهم ین اب امينواريم اتشار این کشابه كه بياده شدة سلسله جلسات قايل موتی ‎lil EE‏ در تقديرات شسب قدر» هر سال 1597 أمسته در رکه فهمى يهشر از شب قدر سودمند باشد شبى كنه سرنوشت زمينيان وامسمایان دنه هنم کت می‌شورد

صفحه 13:
سملن الرحن الرحيم دقر () وَمَاأَذْرَاك ما دنر

صفحه 14:

صفحه 15:

صفحه 16:
شب ققدر. شبى برر از هزار اد

صفحه 17:
tie, کی تطقم اقجر ما آن آضرآنارا دوشب قندر تال غردیس ‎ping a os tae RE wey ry‏ ‎sey lee ee‏ آن شسب بسه لفن بروردكارشان بسراى اتقديسر أ هر كارى نسازل مىشوند. أآن شسب! تنا دم صبح. صلدح وسلام ست ) كنزارة دوم را که شب قدر بر از هزار ماه استه تمىدائيم جقدر برتر است! جه اتفافى در اين قبا افده نخست ایتکه قران در اینن شب تازل ش ده ضمن اپنک قران نازل شده ملائكه نيز همراه روح. به مدد أن و با اجاز

صفحه 18:
رال پروردگارشان سول می‌شوند. [م نر ) يعنى همهجيزء شيج استتنالی ندارد: هر چیزی که در مخبلة ما بیاید و میلیاردها ‎toda shee pa Gaia Ses ae‏ اون روم عسان ات که ین 7 فرمتد: لین ‎Ls‏ آفوینشی برتر و بزرگ‌تر از جبرئیل است». ملالکه در كار خودشان: بسه روج وابسته هستن. آگر روج نباشسد, ماک ‎ees Eyer‏ ای ‎SUSE‏ ‎igh LSI JS) sly‏ خناوند ملاتكسه را بفواسطة روح سول میکند.) پس روح.آن چبزی است که ملانکه را نال مىكند (شلام من عشی نطلح اس" آآن شب] تا دم صبع ملع ‎(oly‏ این تقدیر و تسژل ملانکه: سلامتی است تامطلع الفجر. اما كل اسرء به جنه كسى نازل موشوه؟ کل اسوه بنه ولي اسر نازل می‌شوده همان کسی که قران فرم ودد (آطشوا له و شش لول وی الب دار اطاعنت کتیدا و پامیسر خدا و اولو اسر ااوصیای پیامبسرا را اطاعت کنیسد ). آرلی و وج ول ات یعنی این ام وان هارای اسر و مالک امر. همه کارهما (سن أشي ) به خدمث ول اسر و وجود مقدس اسام زمان28 أورده می‌شوند. حضرت فرم ود با دشسمتافان با امستفاده از ‎yg‏ قير يع كتيدو ‎.١‏ مجلسى. بحاالانوار الجاعه در اخبارالامهالاطها. #سوره تجلا أيه ؟ ‎ ‎

صفحه 19:
تف اسان فر ‎photo‏ ‏دليسل بياوزيسد».' در جواب أنهايسى كه مىكويتد: «مام مان 268 زتده نيسبته ولى لمر وامام معصوم نياز يسيك از این اسوره اتتبياط عيش وده ماداستی که مادهنا و سال‌ها از پس هنم ع سدم انام ارك رمضان و شب قندراهم خواهذ آمد وی اسرو اسام زسان 28 هم حضور خواهتد داشت و ملائكه بايد تقدیر همه امور را زد ایشان پبرشد. مقدرات آمور. در شب قدر خداوند در سورة در می‌فرماید: در شب قدر ملالکه و روج نازل مىشوند. به جه كسى نازل مىشوند واين تقديرها را برای چه کسی می‌آورند؟ خدمث وجود مقدس اسام زمان ‎AE‏ ‏که حسابدر خداست: يعنى تمام تقدیرهای الهمی. دربارة هم عوالم وهمة موجودات از مقام الهسى به قطب عالم امكان: ‎le le‏ خزانهدار عالسم و ولي امسر عالم. امام زمان 28 نازل مشود تا هر مخلوقى. رزق خود و تقديرهاى يك سال خود را از دست مبارک ایشان دريافت کند. أمام مان 8 کسی است که تصام محاسبات ماسوی‌له در صفحة وجود مقدس ايشان انجام مىشود. (كُلّ شسئ, أخصيناة فى + اشار تاره حدیت اام بر را حجت خدوند تبازک و تايبدا رسول لست ین سور هنک مدرگ دین شم و تهیت عم ما لست»(فلینی ‎Oe Nei‏

صفحه 20:
1 ام ییاه ور یتزی را هرا ناسین ‎(gee spat‏ حسایوز کتابها بدون استتنء در یک شخص انجام می‌شود. ان شغص ان لام میتی چم وجبوه متسین اسام مان 9 تمعن اسام زسان 5 محاسبهگر و حسابدر تسام تام غلقت است و هرچه به هر مخلوقی می‌رسد از وجنود مقدس و مبارک اسام زملوه منت تیگی رد زیم ‎ei pala alo‏ أهمة مخلوقات] رزق و روزی داده می‌شوند.» ‎Le‏ م‌کنند؛ وقتی می‌گویسم شب درد وسو جقدرره لامر يرشي سروس سك تود وها ا سال يعد ‎gk BLS alge‏ حي + اند أبن حتت التاق مىكند. نقش مؤترى داريم. بنابراين؛ در شبهاى قدر تلاش کنیده تنا كارنامه خوبى از يهترين تقديرهاء براى امضاء تحويل حضرت بذهياد. ‏تفكر. مهم ترين عمل شب قدر ‏مهم‌ترسن عصل در شب فده فگرگردن السته نه عبادت. مرجنوم مجلسی 4 روایشی راتقل کنرده است. کنه در شب‌های قدر جوشن كبيسر بخوانيده بزركان هم به فرمايش ايشسان احترام گذاشتند و جاسه عمل پوشاندن اش ار در شیهای قدر ‎ys‏ تیم لشكالى تارف تنا يايان ملة ميارك هم فرضت هارم کهاین دعلی و1 ‎ ‎sel epee alia poe ey‏ فقط ‏قمي. مقاتيح الجنان, دعاق عديلم ‎

صفحه 21:
بزآی لوصا بیسده موررتهاشه پخوفره عیرات وبروت خودش را اد عبامت وا يدون حص يرقب وسكي عسي ستارده به طور مشال خواندن صد ركعت تماز ببدون تمركن خوب انيست؛ اما عزادارى فرق مىكنده جون در عزادارىهاء تمركز بلاست و خالتپذیری قلب خیلی زا است البته اد مواظب باشيم عبادشرزده نشويم؛ يعنى طورى نشود كه عبادث. صارا از عير عل دن سق )أ حول عون دعا و چمانهاق عزینی: قو فهمرو درک درستی از له ا: وب نیسته ‎i bE‏ »!در خوندنی که دی نیسته خیری هم تیسنتد شاد اككر فرار باشد على به غير از تفكر فر شب قدر تأثير ار همیدو یکره ای مادی وولز مسح د يدري فک ‎Lengua‏ ‏قفتم ‎epee ees ee‏ ۸اه زار است. همه جيز بسر أو نازل شود بتابرايسن مهوتر از فكركردن. شخترنی شنیدن» خرفزدن و مناکره‌کردن: ان اننت که ما در شب قدر به تصميوهايى يرسيم و رای آیندسان برامهرینزی كتيم و أنها را تحويل امام زمان ©؛ بدهيم. الوطم مسايل مما عراس قویی فرمست تیریدم قير کنیم که چه چیزی را می‌خواهیم تحوبل اسام زسان 5 بدهيم, اين زمان با غغست میگ فرد وما جيز مقيدى. دست امام زمان48 نخواهيم داد. لذا؛ مهمترين عمل در شب قدرء شنيدن. فكركردن. تقهعريشتن واتصميمييرى اسلك بأيند قر اين مجلسی: بحا

صفحه 22:
رب مه اشنا نی سوه ای یموس سب انقشه بريزيم و بالأخره تحويل امام زمان#8 بدهيم. بكوييم: أقا! هنا ‎ed essa (lant‏ چپرهنا زامن ‎peal‏ نا انقناء كنيد يس دأقتهاى ما در اين ‎be LA at‏ اسك يهثر أسكه بينديشيم جه دادمهابى را به حضرت تقدييم ‎Sis Lad Ge‏ شب قدر. شب میزان و اندازه‌گیری مسئة ول این است که در در همذ ماسوی‌اله جربان ‎E> I ab ean os‏ تعالی: که وج ود بی‌هایت استه درقینه ‎dy SL Las hoe‏ سروکار ارم ( لش ده دار وهسر چیسزی نسزد او انسدازهاى دارد ). هر جيزى ند خداء عدد و انفازه ومقدار دار تعديدن يسمي الدازتكيتري سنب قسن وى حب اورف شب أندازةكيسرى. ما هركدام اندازطى از خودمان را برلى هر كارى مىدهينم؛ اندازطى براى مسائل خانوادكى. اندازداى براي مسائل تربيتىء اندازه‌ای ب رای مسائل عبادی: انندزهای بسرای مسائل ووجتین و رواسی ودهمینط ور فدازمه-ای مخدلشی را ایند عمیسق کنیم و این مهسارت می‌خواه.د. اساس تظام خلقت, آن می‌کویته: قضا و قدره نتبجه واندازه بر اساس فانون نیوتن ملع فیزیکه گر شتا با هسته‌ینک نووتی نیو بنه چینوی پایه اندزه است و در امطلاح قرانی به

صفحه 23:
55 وروا كيح ع نووسي جیتروهتیوب ‏ دهست هتما وروی دتود بس شر بار كه يك فر موذهيي يك قضا ذريافت مىكنيم. قضاء يعنى ننيجه و عكسالمسل. بدطور مشال. مسواك زدن قندر انيتوجة ‎Ssyusigl gx eal gus poms GUL‏ نزدن یک قدر است: نتیجه‌اش بیساری دندان است.بهایین متعلهامطلاح دز فزیکه عمل وعکن‌آممل: دز فلسقم: بت. و معلول ودر ذينء قضا و قدر مىكويند يس همه جيز قضاو قدر داد و بر اساس ینک داده ویک نتیجه است. کسانی که در مجلسی نقس تمه هر قنذر به پندگ و تزدیکتر باشند. صنای ‎te‏ را درافشت می‌کنند. وش هرکسس: هر قدری داشته ‎WS gs Le lke lan ay ay‏ بنابرايسن. مسا هر تصمیصی می‌گیریسم و هر عملسی انام می‌دهیم 1 می‌کنی مر این قضاو نار بعنی؛ نها و نایجی که خداوند تبارک و تعالی در نام ‎tS ppl Ma hy SG Lgl ja elas Jb cals‏ وقتى كسى مىميرد. مىكويند قضا و قدر الهسى بوده. ايبن فككر ‎ad‏ الع قوسي متهم لخر را جو رفك لي اد گرده که قضای آن, مردن بوده است. بناراین. خودش مردن تخاب کردههنه اک ه عندامی‌خراسته و پمینرد:همچتینن ‎Ree eee fer‏ شخص بهداشت را عایت نکرده در نتیجه مریش شده است. قضا و قدر يعنى علت و معلول. عمل و عكسالعمل. اماية این معا ئیست که ار قضا و قدر لهمی است خواست خدا

صفحه 24:
سر بل هته باشع: امدام عادق. 77 فرمدود هضن یی ال تصداد کسانی که توسط کشاه می‌میرند. پیشتر از کسانی ست كه بسا عصر مقسدر م ميرند6: بط ور مشال, دون ‎Sirens gosh uses‏ پمیتزه لا کت عد ودعي هولق تجام کناهان زیاد و بیاحتیاطی, در چهل سالگی شرد. خودش ها ترا ی مدموا كوت ود لدعت نه ها يتوه ‎eS ie eels Se ees‏ سين سيل اسحدما لي غرئسه ححا ود ‎Sprig th‏ و بىاطلاعى زن و شوهر در رفتارهاء روابط و کسب مهارت‌های ‎ble gold‏ و معضوی پاعث شده. که زندگی‌شان تلخ شود و شکست بخورد. خدای تعالى براى هر جيزى: قانون و قضا معین کنرده است: با یادگیری این قوتین, ‎past IBS‏ كدرده و قدرهسای خوسی را رای خودتان رقم می‌ونید و برعکس اكر ياد تكيريد. طور ديكر عمل كرده وقدر دیگری تصییشان می‌شود. ينس وقتى مىكوييم قضا و قدر الهى: به أن معنا shld > Clays as es مسرن سرسمن رام كسده كران يفريه ا ‎ed‏ ‏خواهنسد گفست ‎le‏ ماو پدراتسان مسر مي‌هديم )5 تا راید حرف بل تزتیته کت ترا ‎Cs pia Ae ie ip as OR, ris‏ (OTH al pla oped (U9

صفحه 25:
55 امشرك باشيد يا مؤمن؟ دوست دارم همه بندكاتج مؤمن باشعده ون من موجودی مختار خلق کردم نا تست کسی راب به بهشت ببرم:تاراین اگر کسی کفر و جهنم را نتضاب کرد, او را زد میک ارم خدارشدء مسیر ریا قوس تائنقران,متخصصین معص وم لو فطبرت تعنان دده ولی کنتي که مشترک اسست خلا. قبل اوه لتك دوي ‎Nea‏ مارا پیت زا مره قضايش جيز دیگری است. متالی دیگر: لیس رافنمایبی میگوید این چاده لفزنده است. اين قدر می‌شود. حالا بنده می‌تواشم ترمز کنم و زنجیر چرخ ببشدم و بروم و يا بواحتياظى كرده و بنه دسثور پلیس توجهی نکسم اسار تشان می‌دهد. ‎pa es‏ جوان موتورسوار در کمتپر سا ل دا م‌زونه یعراز پیستت سار سوس دلوق اقومبيل از دنا می‌روشد. این تاقاتبیتوجهسی و فلت است و خودشان قدرهایی را انتخاب کردند که در یبن قدرها تصادف و عر 0 پس اگر کقتبم قضا و قدر الهی, ته ايتکه مطلقا خواست خداست. درست است که خداوند جاهایی می‌خواهد و دخالت هنم می‌کنده شا مهم این است که ما بخواهينم. چرا این شب. شب قدر نامیده شده است؟ اگر گفشه شده است؛ در ایام ماه رمضان و شب‌های قدر دا کنبد؛ یعتی خدابا! درسث است که تو دخالت نمی‌کتی:

صفحه 26:
سرب أبن را موداتييم كه اكبر كسك تخواهيم. تنو كمك نم ىكتنى. ولی همانطور ‎TRAE) at ols pas‏ ان و کر دصنای شسما تاشسد:پرودگرمهینج اعتایسی مهما تم‌کنند) یفتی کر تمیتان تباید خذا هم با شیما کاریفنفارد و خها هزور کشک نم کتسده پسن ما با خواندن السماء تواز تو يارى مىطلبيم. خدايا! ما فهم دقيق و معرفت كاملى از تقديرها و اننازءها نداريي تو به داد ما برس. شبفاى ‎pines ayaa yay a‏ دوز دز استفاده ازاسوهاى خداست. شما فر فيج ماهى به اندازة اين ماه دائم از اسوهاى خداوتد تبارك و تعالى و قدرتهاى الهنى. رای تكتك كارهايتان استقاده نم كنيد دعاهاى روزهاء سحرها شب‌ها همه اسما آلهی هستند. خداوند هر دعا وقسرآنء ايسن اننازدها را بسراى مسا روشن عي يكسم ین که تعنشته رن آستت که دز نام فقس تن الذي وج ود ‎Paes jag ib LS LSPS‏ اتوم عروص سحيو تيناو دوت ها لازي مارد دسلا تباز ‎Lage ey wera yes 9-5 bilgi gs‏ كسى كه نمازرا سیک می‌شمارد ينا فردى كهاصلا تماز نمىخواند. أثسار متفاوتى دارند. همة اينهاء در نظام فيزيكى و نظام متافيزيكى اندازهكيسرى شده اسه روزه. نماز و حجاب هسر ‎SS 8 sad glass pages pas ls pas‏ مب له ری مر وود کرد

صفحه 27:
نش اد تبرت نب فد [5 ahead pa eS ‏رامعین ومصخص کنیم وبه خناوند تبارک و تعالی بدهیم‎ a a ‏تا رای سل بسا نو دول + وب بسن‎ ‏بنابراين بايد در ايبن شبها تمرين كرده و مهارتهايصان را زياد‎ ‏كتيم. ببزركان دين يك سال مراقبت مىكردند كه براى شب‎ ‏را خدمت حضرت پذهند که انضاه نقد يكى‎ pea ‏قدرپهتردن‎ ‏از دلايلى كه مىكويند: «اكر كار خبرى را شروع كرديد تا يك‎ SSK gy wD aS gS ‏تال رهاینش‎ ‏فردى كار خيرى را انجام مىدهد, نزديك شب قدر رهايش‎ ‏تقديسر خوب راء حيف و خراب كرده رزق خودش را‎ a Se شب‌های قدر واتقدير مناسب انكتة بعدى اين است كه هر كنام ازما به تقديرهاى مناسب احتياج داريم مشلًبرای چشم. تقدير خنوب مىخواهيم که خوب ببیند وبا ادم‌های بدن اندازة وب و مناسبی داشته باشتد. در بدتصان میلیون‌ها تقدیسر وجود دارد که بهترینش را مىخواهيم. در مورد رزق و روزى» بهثرين تقديرها براى ماء لقمة سای پاک وبا برکت ماه در تال فتصادی مي خرامیم. وابسته به كسى تباشيم. از يبس مخارج زتدكيمان دیگران و در راه ديين انقاق كنيم. عدماى كار خيسر ‎seta ad Jase ab pe‏ طلب‌کاری از خدا و معصومین.. : می‌شوند. آن‌شاءاله برای ما

صفحه 28:
رل این نوع عبادت‌ها و کارهای خبره تقدیر نشوده بلکه چیزهاینی تقدیر شود که به تفع ما باشد. بونبم از مستحبات و عبادات استقاده كتيم و عبادتهايبى كه مارا از ختاوند دور كتف تقدیرصان نشود. ‎eye pose yee agen‏ که ‎nage ah‏ اما لو با بی‌لیاقتی و شکر به جا نب اوردن: معتویتاهتا وفعنت‌ضار1 هدمرمی‌دهتده حمستو و فرص حضون را ‎ ‏شایع می‌نمایده نسلامتی راز بین می‌برده استا را با می‌کند و خاوادة آسمانی را از خودش دور می‌کن د. ‏ببس ما بهبهترمن تقدبرهااحتباج دریم, ولی بید در نظر داشته پاشسیم که انازه‌ها: فوقالاده مهم هن تند. تسدادی از تقديرهايى راككه فر ذعاها أمده مئنائيم: اما ممكن لست ظرفيت ابنها را هم نداشته باشيم: دعاهايى داريم كه خيلى ‎ayy ey Me‏ يرسا هب تن هط ز که شوک صلاع بداند و به ما بدهده چنون ما احاطة کاسل تتاریم که بداتيم بهترين تقديرها براى ما جيست! كاهى از خداوند رزق وسسيع درخواست می‌کنسم. ولسی اسن رزقباعسث می‌شسود که از خدا دور شویم. گاهنی بسه خدا می‌گويبم: خدایا!تقدیسر کسن که در کتکمور ارشد و دکشری قبول شویم. اما دریخ از ‎ASAI‏ ‏قبول‌شدن باعست مىشود از دا خيلى دور شويم.

صفحه 29:
تحصي لكرددها و ثروتمندان هم از اقشار آسیب پذیر جامته هستند جامة کنونی ما دو گسروه بیشتر سیب می‌بینشد؛ یکی گروههایی که آسایش: پول و شروت بیشتری دارند. گروه بمدی: كسائى هس تند كه تحصيلات عالى دارند. ككروة اول به مخض اينكه اين ثروت را دريافنت مىكتدد, از خدا دور مىش ونده جون ول داد که از ان برای تقرب به خدا استفاده کنند ما با آوردن ماهواره به خانه. ‎las le‏ دوری و تنقر از معتونته قنتلوت قللب و فساه خنود و خان ود برای آن‌ها غقلت می‌آور. خداوند به آنها پٍ ش ميش وده رانا لاقست این تعمست ر تدافسته گروهبعدی: صاحبان مدارك علمى هستتد تحصيلات بالأهم غفلت زبادی می‌آورد. فود نك غول ‎afl sags ag ipl‏ و كارضاى علمى مىشود. علوزدكى و عالوشدنء ابسن شخص را عیرست كسد وسين حسعسن :ديك وياد انه وق نحت ذل ناه نی وس نت ان بخ كر ري ب 300 زا هشن تبيبنه نا اشرلدی ‎a fl joa‏ ا حشی در جوز قلبه اغلاق وتخلق به اغلاق الهى می‌افتسد. مشسئول خسود ‎ple‏ می‌شوند: مشئول امطلاضات مي وتد: مكل هيفنت أشنت يشوف هرشب زمه وك ‎LP Peta WSS yey‏ ارم گاهی غفتزده می‌شوند.آنان از معنویت, رقث دور می‌شونده چچن فقط پزایشنان خواندن: گریهکردی: میک و آهنگ مهم است. صورت‌ها برایش مهم است. با صورت‌ها

صفحه 30:
سرب متسنول می‌شود؛ ولبی از معتویست خبسری تیسست. می‌بیسی هینی است, نماز اول وت ندارد يا اصلا نماز تم خوانده اما هيكنت هعیرود کته یکسا ان عییشت کل مسو ونه ولی دلش غاقل است تقو نداد محرم که تمام شدء همان ماهوارم همان وضع قباس پوشمدن:همان سبک زندگنی, همان ‎wall‏ دروردن و همان الا هی فرقی تکرده استد نیس هنکن آنسهه هر تادس رای نان مهب ‎goa‏ ‏انا لواز اين عب ادكم فظلت يفقت مي وز با وجوداجام عبادت اما تمركزء تواضعء ادب تخلق به اخلاق الهسى: مهربانی و اخلاق خوش ندارد. روزه نصيبش مىشوده اما بلد نيست از روزه استقاده كند: لذا اميرمؤمتان. 7 در نهوالبلافه فرمود: «كَمْ ام قيس أنه سن مامه إلا اضوع لقنأ جه ببسهار روز مفارى كه اذ روزداش جسز كرسسنكى و تشسدكى بهسو‌ای نمی‌بسرد». جون يللد نیست: ننهمی‌خواهد و نهمی‌تونده علشش اینن است که از ول تخوس تة با این روژه کاری اتجام دهنن: فقط می‌گوید که من اروزه بكيرم. ملاک بهترین تقدیرات مابه چه نوع تقدیرهایی احتباج دارسم؟ به تقدیرهایبی احتیاج داریم که خیر دنیا و آخرت ما باشد: مقل تقدیر شامی و آرامش. دو مورد را در اندازدها و تقديرها بايد ذقت كردة جون قرار است دربارة أنها فكر كتيد و شبهاى قهر أنها را خدمث

صفحه 31:
اسام زسان 59 ببرای امضاء بدهی م. در تقدیراتشان بگویی د: خدای از تقدیرات دنبایی ما را هرچه می‌دهمی, در آن دو عامل باشد که علامت ایسان است؛ شادی و ارامش. خداا! هر چه می‌خواهمی Sioa Gulls LTR Ba a ASEM gales WS Pia ‏تعدیزضای تزع‎ yas ‏خدايا هرجه مىخواهى بدهىء شب اول قبرم. اول رفاه و أسايشم‎ ‏باشد. به قول حضرت. شب اول قبسره شب عروسىام باشد از‎ ‏شب اول قبر به بعد. ديكر هيج خبسرى از ناراحتى؛ اضطراب و‎ ‏درگیری نباشند.خدای؟ کاری كن كه وقتنى از لينجا بنه أخرت‎ ‏ملد می‌شوم؛سالم منود شوم؛ ان خیلی مهسم است.‎

صفحه 32:

صفحه 33:

صفحه 34:

صفحه 35:
مروری بر بحث گذشته مقدماتی را در فصل گذشته عرض کردیم؛یتکه شب قدر يعنى شب اندازه. ملائكه. روج و امام زمان8 .كه ولسيّ امسر استه دز ایسی کنب تعنش جیاعنی درتند دز آینن هننهه کل امتر تعبین می‌شود. کل امر یعنی» هم 1 تقدیرات مر وط ببه هم موجودات. تقدی رات انسان‌ها. حبوان‌ها: جمادات, گیاهان: استاردهاء كيهانها. كهكشانهاء عوالم ماوراء ماده وتمام چیزهایی که در نام خلقت و ماسوی له اتفای می‌افتده در آن شب معیسن می‌شود. ماسم ودر بعسم و مين مازيو هر انييس يساق در يانه ‎oe ly‏ كه جه نامة عملى را به وجود مقدس امام زمان#8 برای امضاء تقدیم کنیم ابید در این چند شب تلاش کنیم.

صفحه 36:
بيشترين و بهترين تقديرها را رای خودمان ‎PN i‏ اين است كه از انعازدها و تقديرهاى اصلى خببر داشته باشيم از تقديرفايى كه به تفعمان انست كاهى ما تقديرهائي متبتى راز نظر ظاهر ومذهب انتخاب مىكنيم؛ ولى جون يلد نيستيم از أن استقاده كنيم. خراب موشود و شيطان به أن آفت می‌زند و خرابش می‌کند. گاهی ما تقدیرهای منفی خدمت اسام زمان 6 می‌برنم و می‌خوهينم که ‎AS La‏ تقدیر منقنی را با سبک زندگی‌مان و قلبصان می‌برسم و می‌دهیم. ‎ale‏ ‏لزم استته در این شب‌ها به‌جای آنکه همه وقتسان را بنه عبادت بكذرائيم؛ بیشتر فکر کنبم و ناژه‌ها را درآورسم؛ ببيتيم جه جيزى را به امام زمان©2 تقديم كنيم تاامضاء كند مبانا خندای نکرده دنر بدی ره هت حضرت بذهیم و حشرت ‎aS Lips‏ نااحشی مجبور شود این تقدیرها را امضاء کند. قرآن. منبع شناخت بهترین نقدیرها به درستى كه ما نمىتوانيم سبك زتدكىمان را مهتدسى کتیم. رین به افسادی نیز هریم که با مهندسی هنیا و آخرت و با خود ما اشتایی زیادی دارشد و سا راز خودسان بهشر می‌شناسند؛ پعسی له تبارک و تعلتی و اهل‌پست. :برا همین در شب قدر قاهده و برتاسه آسده (ا ناه نی تلد ار ما آن (قسرآن) راهر شب قسدر نازل كرديسم ). ما در اين

صفحه 37:
نش اد تبرت نب فد شب به فهمیدن اسدازه ها و ‎aati‏ احتیاجدارجم:خداوند کتاب را شازل کرد که انا لک نس ‎٠٠+‏ ووشستكر هسر جيسزى باشد ). همه چیزدر ان هست. اکر قرر باشد که ما قدیرها را شناسابی ‎he‏ قسرآن بروم. قرآن. كتتاب انداز ها ست كتابى است که بنرای هدایت اسان به بهترین‌ه ای نیا و آخرته راهتمایی می‌کد. ( اب ‎sug i Kyi‏ كتابسى ست كنه آن و بسو تسو تسازل كرديس تسا رفم را از تاریکی‌هنا پسه تتورهنایست کنتی ). پنن قنرآن آشده کته شردام ارا بسه نور و نورانيست برسائد و از تاريكيهاى بخشهاى حيوانى. جمادى و نباتى خارج كند و به نورانيت بخشهاى انسانى و الهى برسائد. همة اتدازدها و قيمثها در قران آوردة شده است. ما می‌توانیم از فیمت‌هایی که فسران ده بهترین‌ه او مفیدترین‌هایش را برای خودضان انتخاب ک رده" آن قیمت‌هایبی که شایستة ما نیست انتخاب تکنبم" و روی بهترین قدرها دست بگذاریم و آن‌ها را به وجود مقدس اسام ‎gL‏ تقدییم کتیم. اينك اكر قرار باشد من تقديرها را نام بيرم وشما انتخاب کنینده درست نیست: بلکه باید ابتدا آن تقدیبر و ساختاری که برای خودتان است را باورکنید و سپس, همان را سبک و مبتای زندگی خودتان قرار دهید. سوزه نحل ايه كه أى اتسانهاى يهشتى و مقرب العى.. + مان ترا جهنی‌ها وهای بد

صفحه 38:
تقسیم‌بندی قدرهای انسان. از منظر قرآن آقرأن. براى انسانها شش نوع اندازه ذكر مىكتد و انسانها راء بر ساس بخش اصلى وجودشان به تقدبرهاى شش که همکد که ماهر قبزه ای وید ‎slap‏ بدتر از جمادی: قدرهای حبوانی: قدرهای پست شر از حبوانی: قدرهای شیطنی و قدرهای انسانی, که مقصل درباره همه نها توضیح خواهیم داد بخش‌ها و قوای پنج گانه انسان شامل: حس, خيال وهم غفل وفوق عقل مرياش د ما در سه بخش اول با حبوانات معددعرکی وتا حد مان سر ال بمسوسدات نووسي أيه مان لياس و طول موجها. فركانسهاء بوها و مزدها را خسن مىكنيسم. با خيالمان تصويرهاء صورتهاء كارهاى هنسرى و تجملات را دریاقنت می‌کني م. با وفضان دتبال مسائل زمیتی: عشق‌های زمیتسی» تنفوه دوسست داشستن‌هاء دشمنىهاء ازدواج و تکتیر نسل هستیم بخش چهارم وجودمان عقل است که با أن دنبال اطلامات مىكرديم مىخواهيم اطلافات را كسب كتيم. دانشمند و عالم شويم اين جهار خصلت. قرع ويه بخنش پتجم و اصلی وجود ماء بخش فنوق عقبل ماست؛ که ما ‎QIU‏ انسانيم. فقط به واسطه بخش فوق عقلانی است که قسان: به دنبال کمال مطلق و بی‌نهاینت می‌باشده که همان الله تبارة تعالی است. پسس هر پنچ بخش ما پتنج قندر اشت.

صفحه 39:
550500 عسي بسي للد مسن دوهی ورگ عیلی مد بعضىها وهمى هستند. بعضىها هم شخصيتهاى عقلانى دارشد. عده کمتری شخصیت اتسانی و قوق عقلانی درند یبن موارد بخش‌ها وقوی پنج‌گانه وجود اسان است حال به سراغ تقديرهاى ششكانه می‌رویسم. ۱و ۲. قدرهای جمادی و بدتر از جماد قتران: مد ای تفت یویندی وه زا این گنه بیان می‌قنته: بعضى از شما دلتان. يعنى بخش اصلى شخصيت شماء به‌جا ايتكه دنبال الله باشد دنبال جمادات استء بتابرايين به همان ادا اززش ‎i a a LAG) ais‏ فهسن باه سپس دلهسای شسما بدا ‎ala ay ck Lal go‏ ‎gaa pecs Caley bd bara (as‏ شخصيتشان بيشتر از ستك نيسث و بعضىها ازستك هم ‎Wee TN pe ET ae asl‏ ‎ap gui es sa git late yen‏ كه ‎Ld gla‏ درد میگویدد مسنگ ترصی درد( ‎gy gs pA aging‏ هد جری‌هاینی بو ميؤنة). بعضىه! ينقدر باز ‎PB LS NAS iy tie‏ زشوو یمد ورد آب اجه مدمه هروس دوه ‎Sn fod oi Lagi ‎,) ‏می‌شسکافد و آب از آن خارج مي شود‎ Lgl ‏سا وپارهی از‎ LE. ‎ ‎

صفحه 40:
شكاف كوجكى برمىدارد: بالأخره اجازهمی‌دهد آب کم‌کم از آن إن بها لا تفط من عله الها برخي وهالو یرون اد پم دا رو میریسره) بعضی از ستنگها حصیت درتنه وقعی اسم خذا را می‌شنونده ‎thee ab‏ با سم دا ‎le‏ ‏وقسرو می‌زیزن ده بعنسی استم دا پرایشان مهم ست پوفسور ایموتو,دانشمند زپنی می‌کوبد؛ وقشی من به موکول آب عیگویج:مقلم» یک هکل حاسی ره حنود مگب رو وان می‌گوم «شیطان6» شکلی دیگر می‌شنود زمانی که بری ی رات قترآن ی كاتصيه يك شال مرسايس يقد ميسيكق هوى متال مىكذارم. حالتى ذيكر مىشود و با موسيقى باب تقییر حالت دیگری دار بس سناكهاء اتهها و مولكولها شعور فارند؛ چسون همه ملي رسا ممم وهر طب ل شعيمن مسو فيا شقان عکس‌العمل نشان می‌دهند.قسران می‌گویند,دلهسای شم ایین طور نیسته لذامی‌قرمابد: فل‌های پنضی از شمه اندازة منک لاه کر کسی تیان باکت هم ادا نات ولی می‌بینی,اشک واه و سوز نار قساوت قلب هط وجود ین آدم را گرفتنه اشکی از چشسمش نمیآیند ‎LS ga‏ درست و حسابی کند. لذاقرمود: هیچ چشمی خشک نمی‌شوده مره دایل قنساوت و نی اجنلزهیپون آمندن شک از إلى ‎gulp ig‏ 7 فرصو هدوس لقب سس هيوه ‎wh telly‏ دوست ذارد كريه كتد واشك بريزده ‎

صفحه 41:
مکسریسه دلیسل شرت کشاه»! گناه زیاد. قساوت می‌آورد؛قساوت هم برای انسان, خشکی چشم می‌آورد یکی از تقدبرهایبی که بایند در شب‌های قدر بخواهیم اینن اسيك خداياا دل مارا نرم كن. اشكى بيايد تا ذرهای از این حالت ستگدلی و سخندلی کاسته شود. قران مىفرمايد: (ز نیما ادل‌هایتسان| سسخفت‌تراز سحن انننت )لها چخفنی اقنزده از نگ هتغ قننیتز ان کلمة قساوت را می‌آورده یمتی سختتر استه سنگ خشبت و ‎Js oly ay‏ نها این حالت‌ها را شدارد ۳.قدرهای حیوانی upp ws th ol Sins pte iy قدر حبوانی است. قنران می‌فرمای د: (آوشسک قاأصام" آتسان هماتند جهاريايانانسد ): بعضی افراد مشل چهارپاب ان هستتد: بعتی زندگی حبوانی دارند. در ‎Le‏ كمالاث حيواني. كه اين هم غیلی محترم است. ما حق ندارسي؛ ستگ‌ها: گياهمان و حیوانات را تحقیر کنب مه چون آن‌ها از بسیاری از افرادبرکر هستند. قباست ممکن است بببنی, حیوناتی که در دتبا داشتی, اسبت. پرنده یا ماهی‌ات به بهشت وارد شوتد و تو با حسرت نگاه کنی و بهشتی نباشبی. پيمب و8 فرسود: فرب فرکدوب مر بسن راکسد BA Jeng) ‏ها مت اقرت نت‎ ١ ۸۷9 ‏سوه رف ید‎

صفحه 42:
اک | جسه بسسيار مركب غايسى كنه از ماحبانشسان يون ‎he tol thos hp tl Sf oa‏ فساز ارس و ‎Perel‏ ‏را ال وقست میخوانشد و تخیر تمی‌نازند البشه حیواسات هم می‌توانشد معصیت کنشده وی پیشترشان معصیست نمی‌کنشد و در کار خدا تلف ندرشد.حیواسات امنت‌دار هستند؛غیرتتاموسی ‎tay A‏ انرا غیرت ناموسی تدرشد, با هر پوشضی یرون ‎Le pres‏ رنه هت یکی دتم کندهه یو ‎Jil ous‏ کافایس ان ر معنی قجام بی‌نضد انار عبر حسميو سد رموه رد بت وراه ‎(as algae Seta Lapa LS Sal)‏ پن اگر کی کسالات مثبت حيوانات را داشست: تازه ‎pig Lgl ype‏ ول اک تاهج نهد وتات هنم زین سور اند که این دسته. درقدر چهارمقرارمیگیرند ۴ قدرهای پست‌تر از حیوان دستة چهارم. (سل شم اضسا:"بلکسه گمرا‌ترنسد ): بعضی اراد ازحيوان هم بابينتر هس تنده جون حيوانات يكسرى خمومیت‌های وب دازتد. اور مشال عب اناك رار وظایف‌شان را به موقع انجام مىدهند؛ ولى ايبن افرد اصلاً

صفحه 43:
أو وز يسع تعهید و مسئولیت خانوادگی تدارندء این اشخاص اصلا به خادوا: ببامبر ع همسر و فرزتدانشان هيج نوع تعهندى تدارتد. aa igen ‏مشر من تفع شخ شرلا‎ plan snp, ملصون است کسی که زیر دست خودش را ضاییع کنشد». فرقی ندارد که این زبردست: خانواده زن و فرزندان فرد باشند یا کارها را نمیکنتند. حینوان كاهى برلى دفاع از حريسم همنوع. فرزند و خانوادداش. جانش را ‎ge‏ يعنى اينقدر وفادار السست. ‎JSC Sys Sana y ‎ ‏أنسى ). شخصيث بعضىها شيطائى استه يعنى مشل شيطان می‌مانشد. حتى مشل حيوانات هم تيستند گفشه می‌شود ان فرد اه ره پوشش, لباس, 01111111100 معحوای ‎wad gets ee enacted tlt gtd‏ زن: همسر و فرزد به كناه تزديك مىشوند اينترنتٍ الوده و کنترل تشدهه باز است. و باعث انحرف آنها می‌شود فيلوهاى غبراخلاقى. موسيقىهاى تامناسب. مسافرتهاى حرام: مهمانى. ‎le‏ و مروسيهلى الوخدية نا همهاش شیطانی استه بعسی گیب این ادمتمشله کت رجا کنیا رفیق سوی: 1 ‎bate pail pane‏

صفحه 44:
دور موشوى. أو فال الست و سبك زندكواش موجب غفللت اطرافيائنش هم مىشود. جه بسيار دختران مؤصن و متدينى كله جنا مرم لكي جز تخاب هو ورد دک زندگنی قالکه شبن بدا اب و بیرق راز مار از زیر با کف ‎grid ol tad)‏ لسحلني عدص مه يريرك يه ‎Recs‏ الو ارس ‎SE hse‏ ‎Np‏ انساتى ودر ينك كلمه سبك زندكى شيطائي رای ری تقمیو کته ار رف عه ع لياه يك بع زط آسمانی: سعادت و رات را پخوانی: نها «ش سین انسی» ‎co Sj Sapa Le a a‏ نها است. شیاطین انسی سبك زندكى شيطقى ‎ops‏ ‏لیا نام کنت که ما مک ‎Seis gab gaye patel‏ رارعایت می‌کنند؛اصا در پاطن مسبک زندگی و خواهش‌های طبیست‌گراها را دارتد! چزه فطرتگراها تیستند.مشلأً ملشان» رای گنه لک می‌زند. در واقع خوششان می‌اید شرایطی فراصم ‎pS pleading agp Spaced expan Sag‏ لست. در شهرهای دیگرجور دیگری است. در مه رمشان به یک سبک عمل می کند و در ماههای دیگربه طریقی دیگر, اصلا ماه سا ند تیه قلاع اطي يطل اناج طهر تام رمضان و محرم تمىتوانى اورا در پیشگاه خداپسدا کی بای مادها در جهنم زندگی می‌کند. ‏قران» انسانهارا براساس سبك زندگی‌شان تقسسیم می‌کند. خن ری تردن وناز ‎2s ee‏ ‎

صفحه 45:
شا در تبرت شب رفتی: خدا میگوبد: سبک زندگیات چیست؟ طبیعتگرایانه ست يا فطرتكراياته؟ اين بنج قدررا كه بر ايه سبك زندکتی طبیدتگرایتن ات و توشیع آن گذش تهتبایند هزین شب‌های قدر به دست امام زمان 48 بدهیم. یبن زندگی‌ها به ود من نورد شما دام جوشن کبیر» جوشن صفیر و نماژ صد رکعشی بخوان, گرب و عزاداری کنن؛ ولنی وقسی تامه‌ای کنه بنه دنست حضرت: می‌دهی بر پایه: همان نسبک زندگی حبوانی است: حضرث هم با گرینه مجبوز استه همان وا امضاه کته زیزا نتخاب توست و خودث ایین گونه می‌خواهی زندگی کشی. حضرت می‌فرمایشد. آگرمی‌شوامی سیک وند ییات راتغبی ده تا ان را امشاء کم: ‎JL‏ بعه زندگی خوب و سبک زندگی الهی داشته باش؛ همین چتد شب فرصت داری که کتاهانت را کنار بگذاری و توبه کنی. به خدا بکو: هخدای امن می‌خواهم اتسان باشم و سالم و شاه به برزخ متولد شوم تمىخواهم أنجا كم بياورم.» يس بايد اين ‎Ls hg Sip Se ey‏ گنیر زد سیک ‎sis Lah‏ ‎SHG) Gus anise um ye‏ به آگاهی و تخصص دارد ۶قدرهای انسانی قدر شم چیست؟ قرآن می‌فرماید: از ببنن هم آدم‌هاینی کم ستگاند یا کمتر از ستگ, حبوانشد با کمشر از حبوانه گروهی هم شیطان‌اند و عده کسی انسان هستند. همذ انسان‌هاء سرمایة

صفحه 46:
أنسان يشان را از دست مىدهند. بيامب رع فرمنود: مصسلمان‌ها روز قیاست بسه مصورت ده نسوع حیسوان محشور می‌شوند»!این‌ها دچتار خسران پوشده ضند شب قدر هم کنه پبر آن‌هنا یگترد نمی‌تونشد در این تقدیرها؛ یک شب آدمیت را از اسام زسان 2 كيرند مر تقديرشان لحظماى رندكى انساتى نداش تعائد لينم لله aspera St glk esa ‏واقصأنسسان دست‌خوش زیسان است ]همه در ال خسراند‎ ‏خسر بعنی: اصل بسومایه رز دست می‌دهد وزسهروز ينول‎ ‏تحصيلاتش بالاتسر ىرود‎ tgs ibe tS ee OLS Shape Be tp St tee te al eS SN a Oy a IO il ae ot ‏سیک زندگی‎ eagle yg) ale os ll, gta Eis Seg eee), ‏حسرت می‌عورند زندگی‌هسای حبواسی را دوست دارشد. کسی‎ ‏حسرت زتدكى ديكران را میخورد و بهدنبال چشم و هم‌چشمی‎ ‏ورقبت استه که یادش رفته اتسان است و فيمت‌ها و قدرا‎ ‏تین‎ oF as pipes gh Singapore ‏ليذه ودش مواد ورا ند وین خر لفط ودرا دز‎ ‏جهشم قرو می‌سرد‎ خده‌ای هم واقعا آدم هس تن

صفحه 47:
مطمدن است و امنیت پیدا میکند.امتبت و رامش یعنی: دل به سای دیا عرش بشد و ملورای تا ‎dy‏ دب نان مرن مات هل‌بسته خندا و فرشتهها بتوانند به او آرامش دهتد. نگوید: من بدیخشم, من بيجاردام و در زندگی‌اش احساس تامنی کتده این احساس‌ها: بعنی خنودش را باخته او همه چیز را در همین دتبا؛ چسم: ساده کمالات طبیمی و وهمى مبيند. لذا ار كمالات تقسانى و دنیوی از دستش وشادى دهده غيب خانوا بسرودء فصه مىخورده افسوده و پژسردهمی‌شود.موسن این گونه نیستع مین با مسمان قرج مد ان عتکضامگورچم سزمیه ناما ری ارو ول در مکی مان را دراه که مرده حرکست نمی‌کند: بعنی: اسلام آوردن و تسلیم شدن. ما قبول تاريم كه مرده با ما كارى تنارد. ولى یا کسی می‌تونند اشب به قبرستان بسرود؟ أنهء چسون فک میکند ار لان مسر ری وه سرد یکه نت زان قیزویرین نآزا خن ببرد.میترسدا توهسم ببرش می‌دارد و عقلش دیگر کار نمیکند. همان نی که قجول کرد نود سکن عم سین ‎teres‏ دار که بخ اف رد یسیو از مرده مىترسد اين را مسلمائى مىكويند؛ يعنى تسليم شدنء كله قير از ايفان ال حدير دصري بود نطو آختجانن انیت تارق او می‌داند سردهکاری شدارد دانش کاملاً ارام است. شب به راحشی در فبرستان خوابش می‌سرد؛ خولب رده نم بيفد. در شب هنم تمی‌ترسد؛ تا صبح می‌ایسند و کار می‌کند. پیش

صفحه 48:
حوده مو عوق ند مار موت جام نوا را هم بسن هی سورد مومن, آرامش دار فردی که خدا را سول کنرده رامش دارد خدا کسارش هست. خدا و خانواده اسمانی‌اش در همه حال او را می‌بینشده لذا نمی‌تواند بد اخلاقتی و گاه کند. تنا می‌خواهند عصبانتی شو9 یک دفمه می‌بیند در خانه چشم‌های زسادی او را تگاهمی‌کنتد. ‎das‏ المه و فرشنتگان نگاهنش می‌کنند: مگنر چرأت می‌کند. عصبانی شود؟ مر چرأت دارد سر کسی داد بزند؟ کسی که تراجت عمجت هنوت امتیت ترجه آدم خودشبفنة حقبره از همه چبز ناراحت می‌شود. ‎ALES‏ راحتی می‌تواند او را به گریه پیشداز. دختری به او جواب رد می‌دهد. خودش را می‌کشد. ما در این هقته چند مور مراچسه داشعيم که یز به پس چولب سقی ده نود چهوبی گت حالا که این تشده دیگس نه خدابی هست نه دیتی هسث نه چیلمیدری هسب مو جیگ ر از ‎$d pd pe dpb‏ آن دختر هم براییش قیمت ندارد؟ على 7 فومود: ها ینت تس هيسج التسى را متسل إيسن تديسدم كسه السم بسه كسسى مشسقول باشد كه دلسش يسا مسن نيست». دوس تم ندارىء تداش ته باش خداحاف_ظ. مزمسن می‌کوی ند اسر مسا را تم‌خواهی د. دعایشان ميكنيم, به سلامتا من اصلاً كداى عاطفة كسى نيستم هیچ کسین يرنه راصق و هرک تيخواهنی نا حلی تیه خواطر و نا

صفحه 49:
5) I epg Spe dyad ool SB ces hs Sol ‏مىمييرم. عيبى‎ ‏بخواهد کروکشی کند و خودش را عقب بکشد وناز کند. اسلا‎ ‏من کسی نیستم كله ايبن قدر ذليل و خوار زندكى كنم. مؤصن‎ ‏اصلا یط وری نیست. مؤمن همه قيمتها را از بالاو خانواده‎ Re LEAS ‏اروس عو جيه عا عند سلاج‎ ‏چیزی تمی‌گیرد. دای پیمن و سبک زتدگیپاین‌ها نیست.‎

صفحه 50:

صفحه 51:
a فصل سوم

صفحه 52:

صفحه 53:
مروری بر بحث گذشته بجت ما مارد شب قذر سود قدر بعشی» منلنته نان رتیت كتخب وهر عقي كنهزة طتصيات عنام توه چات عکتج ار انسان, حیوان, گیاه و جساداتگرفته تا سا خورف ينم ستارهها كبهانهاء كهكشانها و عوالسم ماورای طببعصت رقسم می‌خسورد ‎LEGS‏ گفتبي قمه اسباب و علل جمخ تن قرخ كان و روج قواى عالماتد كتاب خداء ‎aly‏ تضریبی و کناب ای زندگتی مد وتات ملاح مخت شین که کل ار یرای امضاه خدمت ابشان تازل می‌شود. (اا ناژ فى لَه ofall es aie Lai GU kd enter SF ent theese josh aac La phan ‏ليزي ل معطا‎ aa ‏تلع‎ ‎ALL Sy dad gel‏ داده‌هایی را از روی صدق نیت و راستی: ‎

صفحه 54:
pare oo ‏به امام زمان © قدینم‎ پیشستر بیان کردیسم؛ اسر بخواهيم بهترين تقديرها را بسراى خودمان رقم بزنیم؛ كه ارزشى بيش از 8 سال وجهار ماه داشتهباشد. که هم در نظام دنيايى تا سال أينده تقديرهاى ام 1111111111 اندازءها و قذر خودمان أشنا باشيم تا بتوثيسم عالىتريسن تقدیرها را خواهبم. قدرهايى را كه قرآن كريم رای انسان برمی‌شمرد, ششگوته استه در سنگي,قندر کمتر از سرع فد ‎PES pb ggg‏ ازحيوانء قدر شيطانى و قدر انسانی, که براسر اسث با قدر اپمانی. کفتیم از تظر فان کردم فقط مومن: بان انسانن درد غیر ‎abe‏ هیچ باطنی از انسانبت ننارد و در یکی ازآن پچ گنروه تقسيويندى مىشود درباره اتاب ايعانى واتساتى در دصاى ‎ps ats‏ ام ‎cet lb gals NT sig‏ کل الیسان:خدایا اسان مسرابسهعایترسن درجسات اسان پوسو» لک رسیم هید رای سروه ان جر هتنهای # CAEN Sie Mase a AE ‏ذه‎ ‎Lic a ge Lal 8g) gay Lal Ll تيم کته تقش زی ادی در قدزاننان طرچر ( اف ا در سا شم شیر ساب دا حال هیسع قوصی ر دیسر نمی‌دهد. ‎Cy pn as (as ply opt Jl LT‏

صفحه 55:
55 نوشن قوسي راأتعيين دمرم مد عبر أزتكه عرمعدان بعرافديد آنچه را که مربوط به خودش ان است. تغيير دهند. بتابراین:آن بخش از تقدیرها را که مربوط به ماو قابل ‎poet‏ ‏است بایند جدی بگيرييم. پنک سلسله اصوری در عالم وجود ‎ergs ees pager‏ و مین نکرديسم ینک سلسله اصوری که در ما یبا در روشد زندگنی ما تأر سكتارته أزها بسي وجحد ينه عمست ما يست انا آن بخشی که به دست خود ماسته مثلً عیین روش و سطلح ود گنیر ودمتوليتدیجدن کنيتم که چدهعطسی از یخسین انسانی با از بخش‌های پنجگانة دیگر را داشتهباشیم. پس باید برع تبلا نشاط, تام این مسائل در تقدیرهاست. حشی اینکه تنل و تن پنرورباشنیم یا زرنگ و چایک بوش و باهموش. همه بستگی به این درد که ما آن زا بخواهینمزپدن بای مین کدینج کنمچط ور ادن من خوادیم: باشسیم و چه سالی را می‌خواهیسم در پیسش داشسته بلاسیم؟ بهترین را انتخاب کتیم. باشيم ييا تيز نقش دعاء در تقديرات انسان چند عاسل وجود درد که در تقذير ما مؤشر ست أبن موارة (أمسميود ان سرض سكسم لس لل أشر يصن سمه جيز را مىتوانيسم بخواهيم و تعييسن كنيم. بايسد دربارة كل امسر فکر کنیم» که همة جنبه‌های وجودی را بگبريم. شاید این کاز ننختی باشده اما غلت اینکه دغاهنای شب‌های ماه رنضان ورد

صفحه 56:
pare ‏عاهینی‎ pip to) esl ‏أنهنا‎ JL jabs ct ‏شد هميين‎ ‏کنه در بسحر ورد شده با دعاهایی که در روز و شب وارد شدهه‎ ‏تفاوت دار‎ این دعاها: رای اتسان تنظیم شده. بسراى اينككه بتوانيم از بهترين تقديرها برخوردار شويم و بهترين يروازها تاعالتريين مقابها را داشته بلشيي معصومين ؛ مجمومهاى ازمهارشها و ها را به سا یاد دادند:دخاهابی که در ‎wel all‏ دعلفای ماه رجب و شعبان و تغاهای دیگر, این دعاهابه ور قطع با ما سازگاری داد حتی ار خودمان دس به هعا ببریم؛نم‌توقیم به یبن کامی وبا این آهضه جتبه‌های گونگون دغا کنی مدز (مسن غل آضر) همه چیزهست. هر چیزی که مربوط به فسان است ها آمده ‎gay‏ فرد باه وش بنه هیچ وجه از سای عالىتريسن و كاملترين انسانها غفلست تمی‌کنده مشل اینکه شما با مربى كوهتورديت ان» به كوه رفتهايد. حادثواى اتفشاق ترا واه نا ب رق سركي ون دو يوسيو دراین موقعیت چه تصمیمی می‌گیرد. شما هم هسان کار را ع ميد اينع پهتیدی اسف لب ‎seed‏ ره تاه سین بو له يروي سانانا توانمتدی خود ریبد پلکه زیرکترین اقرا در این شب‌ها بنه دنبال این هستند کنه؛انسان‌های برجسته و بزرگه کامل‌تریین أنسانها وحتى خود امام زمان8 برای ما چه هایی را لازم می‌دانتد و از خداون د می‌خواهت د. او نیز عالی‌تریسن تقدیسرات را

صفحه 57:
5-5 إزدعاها بيرون مىكشد و با صداقت. أنها را ازخداوند تبارك و تعالى مىخواهددر شبهاى قدر دعاهاى روز و شب و سحر کته جر مفاتنج ورد کسده فاد جوریدن تقدبزمتای موچ-ری: هیچ دعایی به اندازة دعاهایی که در شب وارد شده قدرت. ندارد. دعاهای سحر فوق‌الساده قویاند.دعاهای روز هنم خیلی قدرتمند هستند؛ ما نه از دعاهای سحر بی‌تیاز هستیم؛ ننه از دعاهاى روز. ولى به دعاهاى شبء بيشتر احثياج داريم؛ بعنی ادعبه‌ای کنه در شب وارد شده مرتبه بلاتری است افنق و برد پروازي خیلی خاص و ویزهای دارد. كه ما بايد از أن استفاده کتینم شکر نعمت. از عوامل موثر بر تقدیرات شب قدر یکی از آن چیزهایبی که در تقدیرهای سال بسد خیلبی مهسم و تعیینکننده است. «شکر» است. انسانهایی که از خدا اراضی هستند؛ نق وغر زياد دارندء كقور هستتد. كقران يعنى: قندر تعمتهايبى را كه خداوند تبارك و تعالى به اوذادهء تمىداند يا پلد تیست مرضه نداردء از آنها استفاده کتد کفران» خضوب و درسث استفاده تکردن از نعمت اسست. خداوته ب زاین اساس می‌فرماینده ‎SiN SRS 5d)‏ اكسر واقعاً سپاسسگزاری کنیسد, شسما را افسزون خواهسم کسرد )؛ ار شكركرزار باشيده اكسر شكر تعمست كتين به آفایش می‌رسید

صفحه 58:
Shae eda yay oii), la ‏سرون‎ ‏وي‎ ge bag i lp Bigs Sd این خبلی اعتینت مر لسإويا چنه قیعدن زرد هب قدز نود با چه قیمتی اما ار خارج شود ونسل آیتتمش را در چه سطحی از فیست وارزش سپری کند؟ شکرتعمت: خیلی ‎PRD ob‏ غذایتی ‎essay ayaa‏ مار افسزون ‎ae Pe ares Per pata‏ خواهتد یود کتدنی که فان میب دامن گنه هه ای الفى ‎uN‏ نیت ‎uses sp gleea‏ ‎LL Ln Falls oll‏ می‌کند. چنیسن انسانی BH ia pt, رموه مات ‎spk fl Aca ASA UP ecaar‏ پس خیلی مهم است که شما در طول سال چقدر شاکر باشید. حمد الهی را بهجای آورید و از نعمت‌هاینی که خداوند تبارک و تعالی به شما دادهه استفادة بهیته کنید. حتمأ درشب هاى قفدر. به اسام زان 48 عرض كنيم: أقاا به ما هيج جيز خوب يا بدى را بيش از أن كه ما ظرفيث نازيم تدهيده جون اكبر بد باشد: وبال كردن وباعث عئاب اسان می‌شوده ار خوب باشد. وقتی انسان ظرفیت نداشته بافتعه خوب وا نه بن: تبدیدل م يكسم مانس يبول هرت أيتزق عزث و محبوبیت و حشی عبادتی که ظرفیتش را ندارد انام تهنا 7 در دعای شکارم الاخلاق بنه خداوتد عرض سور رایمه

صفحه 59:
نت ان درد فد م‌کدد هر تضدث ‎Lact ctl ibe‏ عشة سس درا رای صن هیسع عزّت آشکاری ايجاد مكن. مگ آنکه به هسلن طبار پیش شودم تأ بر ساي كنع ‎PMS‏ ‏قرار است. پیش مردم آبرو و عبت ظاهبری‌ام بیشتر شود. حتماً به همان اندازهاى كه عزت من بيشتر موشود. مرا بيش اخودم يايين بياور. تیا تشد که نی یمن زيم با برد در ‎Salas‏ ‏را باور کند و خودش هم پیش خودش بالا بروده مشهور شود و ‎beatae:‏ ار گیزه ارتجاستت اک فجن قرط م کته زا ورودی تعمت‌ها بسته می‌شود. نسسان دچار ری کاذب می‌شود و ديكر جايى يراى دريافت نعمت ندارد و اين بسيار خطرناك مسن ‎ae AAS paz pe Tye Thy gla aS‏ ‎Se ee ole pe til‏ فسان نکند انسان دچار خونبیشی؛ خودپرستی, مج خودش رقنگی و شود خدا نکند. انسان به حالتی که دار راضى شود على 7 فرفودد هلا نصيسة كاسهاتتك الب و رضاک بالعانه دی آلت پر کند را دریافست را به روی انسان میب دد. خ با عا هیسی مصیبتی, مانشد ایسن تیست کسه تس (انسسان) گناهست. زا کوچسک پشسماری و بسه حالتسی کسه داری, راضی یاشسی »ین بعتی پُرشدن و بسته‌شدن, کسی که در شب قدره حواسش به اعويش ميث كس يدانه خودش را تخلینه تک رده بر Met eNO ‏مجلسی‎ ۲

صفحه 60:
سوم از کسالات وهعتی: حنسی::عیالن و عقلاننی استته پتراز اسان قرب وعبادت و طلبکار بودن از خداست. وفت دعا هیچ چیزی دریافت نمی‌کننده وقشی می‌خواهد چیزی بگیبرد,می‌گویند اینن بر پر است؛ باید در همین شب‌ها چارای بیندیشد. زورک روز اه كساتروتن: تناد رهتشي انر تین کسانی که با تم ام وجودشان می‌کوین ‎(Lie Ad Le a‏ وراه ترنا سر سود وؤيسان و مسوك و زندکسی و رستاخیز خویسش راد اختيار نسدارم»؛ خنايا من هيج جبزنيستم. براى همين در هرسه شب فدر اين دعا وارد شدده ‎phy shad 8 Kuli ahi SI ea‏ هیا سوه" سار شدایسا مسن در حالس بسه شسب وله نجي ‎aay‏ آنستان پوشت هنستم که مالنک سود و زیانی تیستم و نتواضم بسدی را ازخود بركرداتم». شما با اين دعا بايد خوذتان را تخلی» کنیده خیلی دای مهمی است: حتما در شب های ‎ ‏قدر این دعا را بخونید و خودتان را تخلیه کرذه و برایدريانت نعمتهاى فراوان شسبهاى قدر كنجايش بيدا كنيد. ‏اخدا تكند انسان جيزى با خودش داشته باشد و يكويد: من با دست بر مىخواهم بروم و جيزى بكرم بلكه ‎A‏ ‏نگ شنی تسا مادک هیع سودی فیستم*: و بكويد غَنَاياةا من هيج عرضهاى تدارم نا بدىها را از خودم دور كتسم. مسن مصلحتهايم را خوب نمىشناسم و ممككن اسثء جيزى بخواهم ‎pot jai ait ll gn ‏#اقمي مفاتيع الجنان اعمال مشترى دسا قفر‎

صفحه 61:
55 كه به ضررم تمام شود يا از جيزى بدم ببايده ولى به تفعسم ‎pal pis‏ خیلی مهم است که انسان چگونه برود و تقذیرش زا به امضای حضنرت پرساند: ما تباید به جایگلهخودمان رای ‎oat petit LOS Sal soe th‏ در شبهای قدر ظرفیت افراد خیلی مهم است؛ واینکه با چه ظرفیتی ورد شب قدر می‌شون. ار کسی بگوبد: من خیال پروازهای بلند دارم خيال اتغبير سبك زندكى و سطح يرواز دارم؛ اصا هیچ چیزی هم دارم تج خی اند جرا هی ار این نکته خیلنی اهمیت دارد که» در طول سال گذشته تا ان از خودت لیفست و قالیت نان ‎ld‏ تعضتها را خراب نکردی این مارد به تصمیم ما بستگی درد که وق أچق در می‌خواهینم از خودمان لياقت نشان دهیم ‎GMB La ay Lag‏ می‌دهد. تا بتوانيم ارشب قدر بهترين استقادهها را بكنيمه البته بعد از اينكه. انسان قيمت خودش را شناخت و فهميد كه افسان یعتی چه؟ تقدیرات شب قدر به تناسب خودآگاهی وقتى انسان فهميد كه وذ حقيقى او آن بخشی از وجود اوت كه عاشق الله مو شود زماتنى كنه خودٍ حقيقىلئن را شتاخت: بید تقذیراتش را به اندزه و براساس خود حقیقی‌اش درخواست کنندهنته پراسانن 5 ‎Beam 9g‏ لش

صفحه 62:
سوم کسی که شب قدربزرگ‌ترین آرزوسش داشتن همسر یا شفای بیماری یا پول است. قطعأً با قیمت واقمی, به تقدیر وارد نمی‌شود. او با قیمت‌های پایینی: به تقدیرها وارد می‌شود. این به آن معا نیست که این تقدرها را نخواهب مه از ما می‌خواهند كه همينها را هم بخواهيم. اما اكسر يزركترين خواس تهها و ‎ESI) BES gs th Le ba 9 gs Hones‏ کوچک ‎Ane tS gol‏ Spey Sagas أن تقديرى كه به دست حضرت انسان وقنی خود حقبقی‌اش را شسناخته می‌فهمد آخرت و ابدیت خوبی در انتظاراوست و چند صباح دیگر به تظامبرزضی وارد مىيشود و خاتواده أنسمانواش منتظر ورود أو به ببرزخ هستنده بش همته أن يعوزصاري: که مود وطازه تال تفای آنتتا را رها می‌کند. هیچ کدام به دردش نخواهد خورد؛ مر چیزی که به فوق عقل تبديل شده باشد. اككر بول استء رای آخرتش ذخيره كرده باشد. كبر مسائل حسىء خبالى و وهمى است. ا اوها اسان أغرمن كرس ياف البرسطاء عملي سوال ان ‎aot waits‏ درس و اینن موارد اسست. برای آخر: أخرتى خود فرار اه باشد ول یه ‎ih Ja J alps sb‏ ابابش فوق عقل قرار است در قيامت زندكى كنده وا ينه حالش. اكر توشهاش كم باشد

صفحه 63:
ان طراحی سبک زندگی به هراهنقشه و برنامهریزی ‎ARH Aw, ay, 50) Ls BULA‏ تعبيسر فسوآن شاد و ‎tile ay A a‏ وارد شود اد نام ینوی زند کیلش را رشنل ناهر بض عن انلوق عقلانىاش قرار دهد؛ يعنى نقشه داشته باشد. بدبخشىلى كه عوسي ما سس ‎gag Sl gal‏ تسم وتاك ‎spi‏ قمام حرف قب قدر این است: دنر عم من آلف عير فس لسر ووسراة سوقرس ا فسا أب عد كدي ادا ینم برنام‌ریزی, بهتر از هصزار ماه بدون برنامه است. فسرد از همان وا سي امین مرج موه ای عورا و و زهي وديم ‎tty Se‏ كله هوثن بيذا م كتف دتبال مطالضه السلثه ‎ly iggy‏ اين نيازها يزرك مىشوده اما كنسى کنه از همان جوانی: خنودش را می‌شتاند کنه کیست از همان موق به معرفت نفس تال می‌گنردد,میفهصد که قیمست و ميقا وكيس مسجل قو 4 مرجم زندگنی تب لمم أو سيك وقنفهاى خاصى درزتدكى فارد ويعف تمام شكون بابيتنى زندگسیاش را براساس همسن حقیة اي ‎sagt sway esas oo 1‏ ‎gn ally ye Lo‏ نقصهه شروعبنه نساختن خانه نم يکتبه ایک ‎BALD, wey,‏ تفیل هس قود ی نی 3 اروز كجا برويسم؟ يعنى نقشه مو ريزيد. نم ىكوييد: سوا عاشين شويم بعد تصميم م كيريم ككه كجا برويم. اكر كوه ‎ ‎

صفحه 64:
سوم Sas Shean AS ‏بخواهييد برويد. نوع وسائلى‎ BLM yy Bie ll ok Sige ‏قراح ارو وق‎ ‏ی دیعس‎ Fi A Si ple gp re uae ‏ع‎ مااین اس که ما رای مرف عفرمان ط رح نقعه وزنامه يم ينابر فرم ونه بيفمير. 9 روز قیامست از چتد چیز سول ‎geen) gains‏ ۳ ‎Sg SS ESS‏ ‎Hest te coe Lalas i pan Jeans‏ ‎go Gl aS at‏ سول می‌کنتد.وقتی پیمبر 9 مىقرمايد: سؤال مىكننده يعنى تو حق تدارى. عمرث را هر طتهر دونتت داری مرها کي ب رازفا و ‎AM G5 ay‏ طرح و برامه داشتهباشی, کسی که قصد بچه‌دار شدن فا بايند قبل از ازدواج: برنامه داشته باشى تسلى كنه از تنو به دفها ‎SaaS gd Lae al pas gS pw eal Lilie‏ ثبت موشوده نسل توء كتستزار توسته به عبر قسران حبرت توست. براى نسلت پاسد طسوریبرامدرستزی کنسی, کسه سردا آلودگیهایتی, در نامة عمل تو ثيايد وفقط كمالات. فشائل و قدرت‌ها در تا عملست قیست شود مسا فسا ع فرزتحان أدم روز امت قدم بوتمى دارند تناأز ينج جيزازاو سكل وتأوستر او كه ولق جه نماك رضي جيك کلف در موی کون نكل 141 كنا سن ردو وزبای چه یز میرف گرب ومیل ی که در أن آکاهی درد ‎OF eRe Mingle‏

صفحه 65:
55 جذب تقديرات منوط به سطح فكرى انسان بعضى اقراد, به كوتهاى زتدكى مىكنتد كه فر شب قفر تقدبرهاى ميليونى را دريافت مىكتنده تقدير ميليونها انسان ‎LSU 30 sags lp yin WS lS gl Mage al,‏ مىكيرتتد هييع؛ خوراك چتد میلیون نفر را هم دریافت می‌کنتد وايسن خوراك را در طول سال به ميليونها انسان مىرسائتد. أنها در سلامت. سعادت. معنويت و احياى ميليونها انسان تقش دارن.وقشی هم به رزخ وادمی‌شوند.دیگر به عنوان ينك تقر وارد نمى شوند. به عنوان اسث و جماعثى وارد م شوند. تروتمتد بنه نها مزونه ال اخستلنزوقدن ورد قیاست من هنونت بت خدا می‌گویندد خناا از شواب ما بهبقبه بده تاه بهشت بوند.این‌قسدر در روز يامت زی اد دار کنه میگوی د خعلينا أن لصيل نان برطررية کسلی گنهن ازدرند بده تین هشب بروند و هیچکس گیر نکند. پس شما شب قدر اد طمع و سطح فکرتان را بل رید هر اس هم الل إبعوسين نوع درخواس تنا نمىخواهم. جزء هيج كدام از أن بنج كروه باشم. مىخواهم بهعضوان یک انسان: تقديرهاييم را دريافنت كنم و زنك أنسائى داشته باشهة تم خواهم فقنط يك تقر باشم. بعضى از أحهها در نامه عملشان زياد ثواب دارند. ابن ثوابها را وقشی با خود یه عام ديككر میبرند. شب اول قبر همه مصرف مىشود واز أن به بسد بهطور مشال از سب پنچنم دیگر کلم می‌آورند.

صفحه 66:
سوم ‎Shy dag th acs aL‏ خودتان پنا ساير امواتی که پنه خواب شما می‌اینده می‌گویندد به ما کسک کنید: چیزی به ما یدهید. ما ایتجا کم آوردیم بدبخنيم: تبازمتدیم؛ یک سال ‎ ‏خوب در برزخ بوده. وی توشه‌اش مصوف شده و کم آورده ما قرار است تا قيامت زندگی کنیم؛ پس باید خیلی تقدبرها را جدى بكيريم. ‎Lng‏ ميكوين هه يمدى جه اكنه ليأنة القندر بالاتتواز هار ‎ ‏ماه است؟ بدنید. هار مه را ایند فر برزخ فصرف کنب ده بنه آن نیسازدارسد. بسه قسدری بسرزخ سخث اسست و اوضاع در قسر بد و خطرناک است که آدم قدرتمتدی, مشل امرفزمنان 7 آه از کمسي توشسه و طولاتی‌بسودن راه»؛ بنابراین, باید خیلی حواسمان جمع باشد. که ‏برتمندى را دريافت كنيمء نا أخيرة ذنيا وأخرتمان ‎ ‎di er ‏میکویب-‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‏ل تمیمی آمدی غر کم و در الم

صفحه 67:

صفحه 68:
شب هدر فرست براه ری واحی شون

صفحه 69:
مروری بر بحث گذشته خداوند تبارک و تعالسی: توزده روز بنه سا فرصت داد تا سا که عبارتتد اد ‎Spay‏ حی وان و پست کراز خيوان و شياطين تباشنيم؛ بلكه از كزوه انسانها باشيمة أنهانى كه باطن انسائى دارند. ححداء زمان شبهاى قدر را هم طولانى 5 دادم كه ما قرضت انتخاب نسبک زندگی انسانی را داشسته باشيم؛ ماننذ فاصله كرفتن و قطع ارتباط ب سبك زندكى حبوانى. سپس توبدكردن و برنامهريز ى كردن براى سیک زندی انسانی. حدافل ج سث كه بتوانيسم تقديرهاى يسك سال زتدكى انساتى را غنود رقم يزنيم. هما‌ط ور کنه گفشه شد. پیضی از انسان‌ها علوه بر ایتک ٍی که بایند در شب‌های قدر به دست بیاوریم

صفحه 70:
سل چیرم و لسن وسقي لس ‎Gen ۱ aps‏ غودشان ظرفيت و قابليت نشان مدهند وحَتَاونَ تقديرفاى ‎Ipoh bagging ay‏ هب مچهدد ایس اف رد شوم ان توزيعكنندة تقديرهاى الهى مىشونده يعنى أدمهايى هستتد كنه به اتسدازة ميليونها انسان. ظرفیست در وجودشان ایج اد ع ىكنند. سيس مىتواتند قم در زان حياتشان وهم بعد از حباتشسان, خوراک‌دهن ده معضوی به ميليونها انسان باشند. ‎aS gat‏ ینک انسان چقندر پید تروتمتد باشند که وقتی در دنیا زندگی می‌کنندهمی‌تاند دا میل ون اسان را خوراک معتوی دهد؟ نکتد خدای تکرده شب قدر هم بگذرد و ما هنوز تترفسته باشيم تقدير يك انسان را فم بيدا كنيم. سالها از عمرمان گذشته و مابه اندازة يك ست نيستيم, كه ازشتيدن اسم خدا لذت ببريم ومتأثر شويم و يا حتى هتوز مشل يك حيوان تشدیم که عبادتش پجاست و تصرد ندرد بتايراينء بايد جه كار كنيم كنه بتواتيم تبديل به ميليونها فنسان شسویم؟ رن خنلی زبيبا مزفرمايد. .تين نيهى النؤتس تب شا فنشوا تارفن آریا یسم کسه مسودگان زا زتتنند م سازيم و آنه را از ييسش فرستادءائد. با آثسار أو اعصال] شان ‎eine‏ رسا جرجده كه اسان بثرسعدي‌پويسيم راف برزخش ذخيره موشود. أثار وجودى يك شخص هم همينطور استه هر كلس در زصان حياتش. ميليونها اثر وجودى دارد

صفحه 71:
ای همیسن دربساره خصوصی ات وخبسرش به ديككران مورسه انسان حقیقی, که پاطن انسانی درد لبي مؤمين امه هه جوا سس رن مه وشن دورن انسانی را از دست می‌دهند. اسان آمی غشر واقمأٌ اسان دست‌خوش زیسان اسست ‏ همه جز يكى از أن ينع كتروة فاظن لین نامگ رین موسنان: که اهل عمل ماج صم ل ملسعزي كدوك عدن بس ايرس بمعصيين كته أ ‎ee‏ Age al Bg ‏نا‎ ‎.) ‏سسفارش كردهاند‎ من زمانى كه با بعضى افراد روبهرو مىشوم. خيلى تأسف مهتوم رکه ریدم ایس له ‎Paap lg decibel‏ به جاى ميليونها انسان زندكى كندده اما تمىتوانند حتى يه جاى خودشان هم زتدكى كتند. باطنى يست و حيوانى ببراى خودشان درست کردمانده درخالی که خداوشد. به او امکانات و ميليونها انسان زندكى كند؛ ولى او هنوز خودش را هسم ‎ES ee‏ بدعنوان يك أدم هم نمىتوائد زندكى كند جه برسديه إيتكه بمجناى ميليونهنا انسان زندگی کندا خیلی بند است. آدم ريزو كوجك زندكى كند لماو ست عم ‎ig SE a at‏ سه تروط ‎rly‏ ‏چون وابستگی زیادی به پخش‌های تفسانی درند. استعدادشان استعدادهاى فراوان داده تا بتواند.

صفحه 72:
مل جل را در بخشهاى بايينى و نقسانى مصرف مىكتند. بعضىها به ‎dpe ts PH Aaa WHS, 1, Bas‏ ‎a ly a Fy pt ay ge‏ حیوان هستند وبه حد آدمی نرسی‌اند ‎Sa‏ يكيريي تقدیرهای انسانیانتضاب کنیم و بنانيم به عتوان آدم زندگی کنبم؛ پس باید آشار وجودی‌تان را ببشستر كنيد. فرصت انسان شدن را در شب قدر از خدا بخواهیم Fike eae UL ‏ما از لبالی قدر است. به ادعبة شب عید و روز عبد دقت کنیده‎ ‏فوقالفاذه در تقديرهناى فز فردى» سازنده و تبین‌کندده است.‎ به همین ليل نع الى قسب فضيلت شب قفر را فر وو بيسث وهفتم می‌خوانید و می‌گوببد: ام رژتسی فسه فضل لب اد اغدايسا اروز أكسه روز بيسستوهفتم ماه مبسارك الست ]. فشيلت شسب قسدر را نصيبسم كسن» اين بسيارء فرصت خوبى است. پسس بهتریین کار در شب قدره اين است كه. من براى بخش فوق عقلانىام تصميم بكيرم: بسراى بخش ‎nel‏ ‏بعنى برنامهريزى براي دم شدن: باطن انساتى بيدا كردن و تبديلرش دن به جندين انسان. ار زندكوات را به اين طريق تینوی ‎le Bye gy Sis,‏ بات لناب کنی, با چه کسی ازدواج کنی, روبط عاطفیات را با بقبه چگونه تنظيم كنى؛ جون تنو صاحب سبك زندگی هستی. میتی

صفحه 73:
تین قدر است چه بشوی: ولنیوقشی اسان خودش را به صورت ايان میبنند فزگر فا ت و املنش این اسست که نوا همسر ضوب و چند فرزند داشتهباشد؛ ان فسق است: در اصل این زندگی انسانینیست. کته چهبرده متصوم ‎sy dsl alge gt‏ ‎EL‏ عه اك نا يرس نما قلق ميد ديزن يدت لماي نمىتوانيسم زندكى انساتى تش كيل دهيم. زندگی انسانی متلق به كسى الست كه اوج لذشها ‎hey wage ace‏ تفت سردن رما تهاب | نجه لزت معصوم :و تلاش در ره آن‌هاست: این اتسان حقیقی می‌شود بتابراين اكسر درست برنامهريزى تكنيم مسالم سه بسوزخ مود انموشويم. جرا مىكوينده شب قدر از هزار ماه بهثسر ‎fo‏ ‏برای ینک» شبی است که سو در أن برقا زيسزى مىكنسى و از هزار ماه بدون باه زندگی کودن بهشر است. نیو رامیت عنوب ‎oP) tone‏ ی تماق (آن‌شب) تا طلوع فجر. (سراسر) سلام و دود اسست ) نتيج هاش 1 DU ee ‏بت‎

صفحه 74:
لل جل سلام موشود. يعنى؛ تسو بسراى هميشه سالمى. امنيت دارى. أسوده هستى, ديكر أسيب تمىبينى و زتدكى سالم دارى؛ ولى ار تقدیراتت را دست انجام نداد اشی: به سلامنمی‌رسی. از همينرو. م ىكويد: «اللهِمْ آخرجسى مسن الانيا الما از دنا سالم و درسست بيسرون بر». راب دیا با آخرته معل ابطة وسوسايريا موقحصقس نوع تولد از رحم ماذر به دتيا وجود دارف. سالم, سالم قویء ضعيفه بيمارء ناقص و معلول. همین شش تولد نیز برای روج در تولد از رم دنا به آخرت وجود دارد. جنین در رحم ادر فقط دو تلد بهدردش می‌خورد. او باید در رحم: صاحب سیک ‎sacle i ash‏ رده تن ختوزدد تون زاون تنیز دنيا بيايد. ماهم در رحم دنيا قرار داريم و فقط دو نوع تولد از شئن تولد: برای آخرت بنه دزمان می‌خورده دز غیر این‌ضنورت أكر بميريم. اول بدبختی‌ها غصه‌ها و پشیمانی‌هاست. خدا نکند کنبی ازایتن نها یرود وبهحسوت برفکند و كويد جوانی وهمرم رافقت قل فد کنزدم ‎jpg cag pa ops gl‏ مثال؛ شما در راه خانه تصادف کنی و یکی را بکشی, بد چون پول دبه تداشتی, به مدث ده سال به زندان بیقتی و حسرت سفق 7 سود پر ابر هرز رستاخی رین وم سد عرس سن يل ل حو قسن جل نك کنو شوم وم

صفحه 75:
55 بخورى. خيرا اين حسرتهاء در برابر حسرث أخرتى. حسرت نیست. هیچ چیز بدتر از این نيست كه أدم در قبر یرود و بعد يفهمدء كه ديكر كار از کر گذشته و همه عمری که میتوفسته با آن جونانگی بساز. از دست داده. لا می‌گوبد: اصل: قود سالم است: خدایلا مرا از دنیا سالم خارج کن, شرط تولد سالم به آخرت کسی که دنا را خیلتی جدی‌تنر از خنوت می‌کینرد» محال استه سالم بنه ارت متولد شود کسی که می‌خواف ذ در دیا پنه شنادی و آرامش پرسد و در آخرته توند سالم داشته ‎ST Gh‏ همیشه در نهنش بزرگتر از نا باشد. ‎Le‏ سالم چنه بود؟ تطبیق با شرایط زیستی دنا ملاک سالم وا شدن از رخم دنب به عرت چیست؟ اپنکه شخص در بنام‌ریزی رای زندگی‌اش, سه هدف را بالات از همه اهداف نقسانی و حتی علمی‌اش بداند؛ که عبرتند از له چهارده معصوم وچهاد در را خدا کسی که این سه هدف درزندگی رامش عزیزتر و لذیذتر از نیا باشد انسان خقیقی انشت: هنیا sys یه یا ار ای یه هي وتاب ۸ مادرهایشان 4 پسرها و دخترهیتان.(ارف )راهان و خواهرنسان. [ راکمه همسرتان, ‎sete Se)‏ )2 وال لوصا وامواى ‎JAS‏ کساد شسدنش می‌ترسسید. لز

صفحه 76:
سل جار تا تفضون ماع ) وستنل و عجارسان و تبتر [و نساکن 1 خان‌مایتان که شیفتاش هستبد ار این هشت گروهبرایشان معیوپعر از آن مه یرود بات میگ از ‎pape hel aay‏ خواهید بود. این تس و SR ‏ایند ها بت‎ eget ‏دهى. تو بايد خانوادة أسمانى را به خانوادة زمينى ترجيح دهى.‎ ‏دعاماى هر شب ماه ميارك يه شما هدق مودهد تلك‎ تشل یی آهدانک ز آصداء زسولک:" خدایسا من از و می‌خواهنم دشسمنانت را و دشسمنان پیقمبسرت را بهوسسیلا مسن تابسود کنسی». هر فا نی سسیلک رف تا" خدایاا کشسته شسدن در واه خنودت را یسب مس سح ميغ لست ونم در زه فیدر از و ریخته شود هر انسانی باید فکر کند که. من باید خودم را به باطن وتعبیتر اننتانن پونتاام اک انب وز تسه ععتاً پختن‌ه ان نقسانی و پییتی‌اش پبش از حد غذا خورده‌اند: که ورشان به ‎Blin Sy degli‏ ی مرس د و میتواقت د نهنا را فيه نيد ‎Soy g yess SES‏ ‏نود تا کند. و ‎ch Case cca‏ شیب تقدیره شم ‎ ‏متزلت استه تا اتسان خنودش نخواهد متزلت اتسانیپیدا کند و تصمیسم درست ببراى زندكى انساتى وعوض کسردن تقدیبرش ‏قلي لين لحان اما مورت مني له فى يقاو يلق تلت ‎

صفحه 77:
شا در تبرت شب نگیرده گریه در این شب‌ها کار زیادی نمی‌کند. اه ی ما ‎pe EL eC‏ غدا حال قوصي را تفييسر نم دهد ‎ ‎ ‏تا ان حال غود را تقيير دعصد ): بننن در شنب قدره مهمتريان جيزاين است كه بخواهيم. سبك زندكىمان را عوض كنيم. ‏قیمت خودتان را بشناسید ‏تا اسان قیست خنودش را ناشد. حاضر به تیب در سیگ ‎pep pelle tls Lae ed sl eg as‏ ‎Sl Lat‏ راف ‎AIS fp‏ نک اخیف من است که زندگی حبوانیداشته باشم و فقط به عدوان یک زارد بش و ‎Si Sigs ports at‏ زندكى ماننسد بسزركان و اشراف. روج بسزرك و ااثسرافى مى خواهد. أدموفاى كداو كساني كه خودشان را كم مىبيتتد أتهاينى که اهل حقارت نفی‌اند و حاضر نیستند بزرگ زندگی کندده روز رو از حقیقت انسانی خودشان فاصلسه می‌گرند ‎ ‏خودشناسی در کلام امیرمزمنان ‏ 7 از امیرمومتان. 7 رواینت ده اسستد هلا ‎bs‏ ‏بان النلس ‎٠١‏ كسسى كسه موفسق بسه خودشناسى شسود, بسه يزركترين ‏۶ تميمى أمدى. فرر الحكم و خررالكلي جلاعي +306

صفحه 78:
pe a Se PE ‏بیسروزی دسست یاقصه اسست».‎ ‏که فسردی موفسق شود, خودش را پشتاسد و بفهمد قبمست‎ ‏وجودی‌اش چقدر است: خودش را در باشدای ابدیت تگاه کند.‎ تخر پیند فترفرگ تا ‎Boke, aL‏ ابر کسی خودش را ایگونه دید و عاشق خودش شد آن موقع می‌تواند خیلی راحت سبک زندگیاش ‎PBS AS SAN‏ حاضر نيسث كوجك باشد و ضعيف زندكى كند. reese ey eee بسكل قسنء! لز خود ب ‎eat‏ مبساش کسه بی‌خبسر از خسود. از همه هیچ چیز دیگر را نمی‌دان. شما تا نقهمی, قیمتت چقدر است چقسدر عزیسزی. کاری از پیسش نمی‌بسری:این‌قسدر عزیسزی کسه اميرمؤضان 7 بدخاطر شما شمشير خورد اينفدر عزيسزى كه مادرمان فاطمة رهرا 3 بدخاطر شما حاضر شد جان ‎dy olla ges‏ كسس سوليل ي قسة كرواكترين ومس أنمه به كرية ما احتياج تنارتد جيزى که براى ائمه مهم انسث و مارا به آن دعوت می‌کننده این است که پهارزش‌هایبی که به‌خاطرشان کشته شدند احترامبگذاریم. حجابت, دیدیهایت: شسنبدنیهیت. خوردیهایست: ازدواجست, مهمیهایست را رعلیست کنن. اگر من نقواهم سبک زندگیام راببه سمت امبرمؤمنان 7 هدایست کنسم: پسس گر کردن‌هایس: مسخرهکردن خسودم اسست: بعنی آقا من ققط حاضرم برایت گریه کنم؛ اما از من تخواة ل تميمى أمدى. غرر الحكم و دررالكم.

صفحه 79:
‎is‏ رف كه سمتت بيايم و به خونى كه از تو ريخته احترام بكذارم. ‎gle le‏ فاطرهج اناما قط غاشري م يرابت ريه نيمو سيته بزنيسم؛ اتنا حاضر تيستيم سبك زندكى مان راء أنطورى که تو دوست داری, تفییر بدهیم تا باعث خشنودی تو شویم. ‏چقدر بد است که آدم با مادرش ای نکونه رفشار کند. ‎

صفحه 80:

صفحه 81:

صفحه 82:
قودشناسی وزمه پهرمندی از شب هدر

صفحه 83:
مروری بر بحث گذث بحث ما این بود که میزان بهربرداری هر کس از شب‌های پرفضیلت قدره بستگی دارد به میزان درکی که از فدر خودش دار روايقى را إز اميرمؤمت ان 7 تقدییم کردیم ها ‎Li ac Lob‏ تبي هال َكل فوا جرس نسيه يع مبرقيج تقب سوم تمان باشد؛ تسسبت بسه تعامسی اشسیاء جاهسل است» نی کسی که خودش را نشناسد. خود آسمانی و الهمی را نشناسد؛ هیچ جيز را تشناخته لستد جهل به آخرت و جهل به خود. حضرته فر قرمايش ديكترى مىقرمايد: «أفي بالنسرء جني ‎.١‏ تسيمى أمدى. فرر الحكم و خرر الكل جم فا

صفحه 84:
تج نهد انسمان را هعیسن تادانسی بسن کنه خنودش را تشنانسد», برای جاهل بودن کسی, همین که خودش را تشناسد بس الست؛ یعتتی ار زمیین و زسان را بشتاسی: عالمترینن انسانها: به موضوع‌ه ای مختلف باشی؛ اما خود حقبقی و جاودانهات را شتاسی: جاهلی: چون هبح فرق نمی‌کنده انسان جاهل باشد باعالم جاهل به خود در هر صورت هیچ اقدامی برای ساختن آخرت و ابدیشش تمی‌کند. شبیه به این فرمایش در کلام رسول خدا 9 است که فرمود: Bt ale LB ale ‏اه نانک ز تعالی تیفنض کل‎ Si ‏خداوند تبسارک و تعالسی دشسمن می‌دارد: هر عالم بسه دنیایسی رکه‎ ‏جاهل بسه آضرت است» یتی شما هر قدر از علوم دتیا ربلد‎ ‏باشنیده وقشی تمی‌دانبد آخرت چگونه جایبی است. سوال‌های‎ ‏آخرت را می‌دنید و براساس آن تنظيم و تقديرى نداريد؛ نبراین:‎ ‏برنامه‌ریزی‌ه ای زتدگی‌تان پرالساس آن نیسته در نتیچه حینات‎ ‏و سعادت حقیقی دنبا و آخرت را از دست می‌دهی د.‎ Asai sapepsl pes, os ‏بتواند به شادى و أرامش دتيايبى برسد. ممكن اسك به‎ Aas Gk gay aay ake gta ‏برسدد ولى اينها هم به فرموذة قرانء ماية عذاب او خواهند‎ امكان تنار اسکندر می‌گوید: «وفتی من شردم: دست‌های مرا از توت ‎este‏ سکم و در الم ج كفا * غلى متقى بن حسام الدين هتدى. نز تال حدیت 108۸۲

صفحه 85:
اند دب فد ‎Gye‏ هه نس مب که جماگیس نود دنت خالی از اسن دنا می‌روم. یج چیز با خودم تمی‌برم* ينس اساس زندگی انسانی:فقط و فقط در رو ایصانببه خدا و روز قیاست است. ار بخواهمی اضرت. دیسن, سوت و هصه چیز را بشناسی, اول بايسد نقسس خودت را بشتاسى. بسدون خودشتاسى. ‎hs eee‏ را دقيق بشناسي؛ چسون السان, كاملترين مظهر خداسثء وقتى خودش ‎A go EN‏ ‎WSL, pal iJ AS gay ty gy ale‏ ناشه‌های پم دی نی به خل او نار ‎LS‏ جلوه‌های کامل‌تر از انسان تدارد. از روی هر چیز که بخواهيد دا را بشتاسيد. در جلودهاى ناقص شتاختهايد. فقط ‎ ‏انسان اسث کسه وقتسی می‌شناسی‌اش, می‌تونسی بگویسی "را شستاختم. آضرت هسم همین طور اسست: بسدون شسناخت انسسان, و ‏أخرت. يككى از شئون انسان الست. أخرث بزركتر از انسان نیست. بسزرگان دیسن فرموده‌اند: بهشت و جهنم در تفس است, نه تفس در بهشت و جهتم. نفس انسان. آن‌قدر وسعت دارد که می‌تاند همتة بهشت را در داش چای دهد و می‌تواند ‎PIM‏ ‏از بهشت هم برود. لسفا خداوتد فرمود: ۷ بسفتی ارضسی شسائی و لک بُشفتی فلت عبددی الئزسن :۱ هسن در زمیسن و آمسمانم تمی‌کنجسم: ولسی قلسب بلسدة مژمنسم, مسرا در خسود چسای می‌دهسد», هيج أسمان و زمينى. گنجایش مرا نداد ولی دل بشده مومن, ‎Petter ‎

صفحه 86:
تفن خیلیی مستتله مهمبی است: ما خیلبی مسطحی و بی خیال از کار شناخت آن رد می‌شويم. فال است, کسی که تفس را تمی‌شناسده بتواند شب قدر را درک کن-د: هنن ‎sid Les‏ ‎OF le‏ درا عند كتهابنته ‎ear ty alan pipe jaa‏ قدرها واندازدهسا. جاهل اسست». چنین شخصی هر تقشه‌ای ر زندكىاش بريزده جون بنا قدرها أشنا نيست: غلط از كار در می‌آید. در ازدواج, تحصیل, اتتخاب شفل, رفبق و در هر انتخاب و ارتباطسی, اشستبه میکتند: بازدر نقطة مقابل. ببينيده جقدر قشتك مىفرمايد: «كنسى مرف رف تفس اسان را همیسن هنشت پسین؛ كنه شخمی, همین بس است ‎AS‏ ‏خودش را بشناسد. اكر هيج جيزى را هم نشتاخت. چیزی را از دست نداده است. ار ودش را بشناسد دقيقأمی‌فهسد که باید با خودش چه‌کار کنند.فلسقه اینکه عم نمی‌تواند بر خسود را بشناسد». رای معر را خوشبخت کسدا همین اس تا هر کنر عل پیشرفت کنزهق آسایش آورده؛ سا نتوانسته ارامش و خوشبختی بیاورد. ما الان مس ار سررسان ميكري مرجهان سمل وسكل تازيم جنگ خياد قبل زان رای ‎Sts ET as py gy‏ اصلى؛ يعتى انسان ,| ‎a‏ در حال پیشرفت است. ‎pole pSV‏ پیشرقت کند سا موضوع اصلی ا که انسان است نشناختهباشد. SY ‏جا ص‎ eS shel ele ۸۵۲۰ ‏کی چ دس‎ aS ‏*میمیآمدی‎

صفحه 87:
55 تمام موفقیت‌هاینش, در وافع شکست الست. هرچه بیشتر موفق شود بدبختی بشر پیشسترمی‌شوده هر قندر پیشوفت می‌کند. گرفشاری بشسر بیشستر می‌شسود. جهل به خود. قدم در مسیر گمراهی و جهالت فرمابش دیکری از امبرمزمتان 7 پیسان می‌کند که اکسر کسی خودش را نشتاسد. چه افاقی می‌افشد: هنن آسم تصرف تفت زهست عسن تبیل ‎Dal gob aie jaa‏ الببمسالات: هرکسه خسود را نشسناخت. زره نجسات دور افتاد و در وادی کمراهسی و نادانیهسا قسدم نهساد». کسی که خودش را نمی‌شتاسد از اه نجات دور می‌شود و در گمراهسی و جهات‌ها قسدم فيك خارف با تجربه‌تریسن, علم‌ترین, عافل‌تریسن, باهوش‌تریسن و زبرک‌تریسن ‎SEM Sl, gle TAs Boy =‏ در كشور خودمان دقنت كنينده از هدر بنج ازدواج: چهار سورد ‏به تتيجة مطلوب نمىرسد يا طلاق است يا دعوا و دركيرى چا طلیعاطفی و فقط ریسنه درینده خیش یات ستصم هر برای ایتکه صا در اصل با خودى معامله؛ زندگی و ازدواج می‌کنیم که خود اصلى و جاودائه ما تيسثء انها به نفع خود اصلى صورت نم ىكيسرد. قسرآن مىفرمايده اكسر روی خود اصلی‌تان كار ‎pete tL pL pd pa Lee‏ ‎FOP ‏تديمى اندي قزر لحك وخر الكلي جلا‎ ١ ‎

صفحه 88:
تا و یروس سدسم وود سق اسن بسته به میزان توجهی است که بنه خود اصلی می‌کنیده شما هراندازه به خود اصلیات غذا می‌دهی, آن کودک عزیز رواشت ‎Pee Ailey uur ie Ben eer eee et‏ أرامش و شادى بيشترى مىكنى و هر ناه از این خود غقلت ‎oF‏ اشطراب ها عصبئیته اه ‎JM agg sg ln‏ می‌شوند. قرسم كه اين قن كه حائل ست به جام سقط کند کودک عزیز روا نی توجته یه این ود طبیع ی ‎pS‏ ‏ناه باصث می‌شوده اسان کودک عزیز روانش را کنه خداوند. ‎FPP OWE ea UES‏ نمی‌شود. وقتی هم وارد سرزخ می‌شود. هیسج چیسزی ندار.[ا غرشت الما" سا اماست را عرفته کردیسم )ین آمتی که دا به شم داده اصلوْبه ان ترسیدهرهایش کردیم عاشقش تشدیم: دوستش نداش تيم. با بورحصى و قساوت با أن رقتار كرديمه بخشهاى حيوانى ماء در اولويست قرار كرفت و بعد بخش‌های علصى. عقلى و مطالعاتى ودر أخرء بش فوق عقل. بتابرايين بخش فوق عقسل را رها مىكند و توجهى به أن ثم ىكند و وقتى به آن اختصاص نمی‌دهد. اگر کسی خودش را نشتاسد. قطماً هر قدر موخواهد دانك مند باشده يا كلاهنشن يسن مفركله آ الهى قمشه اى. مهدي ‎gel oe‏

صفحه 89:
55 است واسكان تدارد در جهالت وضلالت نيفتد. لحا ومو سحس ذا انام ونا ووو سان رسو الف ما را شكوفا مىكتد؛ جرا كه امام باقر 7 فرمود: «نَجَنَحَ يننا اس خداوشد به وسيله أدست نهسادن) حضرت. عقسل مردم راجمع می‌کنسد», در آن زمان كه عقلها توسط حضرت جمع موشود ساده‌ترین آدم روی زمیسن, از اولياء خدا م شود و ضعيفترين ‎aS gd, lengli Lael‏ شب قور شب ‎PS tp seg lg‏ بخوانيد! جون خداوند نمايشكاه مقصلى با بيش از هزار تايلو عر ليس جع وتا ‎game Saclay‏ ار ایتن نار گاه هزار تابلويى را نكا كنند و به اندازه ظرفيت و توانییش. و سه سورد را اتاب کند و بگویده فا من مىخواهم. چند موه این مهار مسهوی ‎GOs Jy SL gy LAA‏ می‌خواهم روز قیاست که پسر پا شسد با یکی ‎Mal‏ ‏تارج کته نوی یج اما هه وهای ورهیی کرو مها و فزاییهای ماست. (َشا شنت ‎pets‏ ‏کسه میزنهایسش مستگینباشسد ): مها چیست؟ ان اما یزان و ملک تج مستت کی عابتا نگیو ان ‎ebay leg SL aap Reel‏ ا ‎Peer Nn in‏ بلوغ فكرى آنان رشد ياقته و تكميل مى شوده (كلينى. الكاني.ج ‎١‏ 668.

صفحه 90:
تس نس تست اس يسس وى در زندكسى خوثسى خواهصد يسود در زتدكى راضى است اما اكر كسى وزنهى اعمالش سبك باشد: (ر شا من غفشث نرازشه فَأمه مَارِتة: أواسا آنكسه اممالسش وزن و شستهباشسد: اودر آغوش و دامن هاويه خواهد يود ).در که گرفتار امش ارزشی تا اصل با مینان کار نکرده باشدء ای به -۲ می‌شود. چا ما در يارت ألياسين مىكوييم 8 الاح وميسزان. حسق اسست»؟ چدون همه ریاضی است؛ وی ار صد ختت دهم بدا هریج وقت وه فک مار گر عزدتان نمی‌فتیم تنا بنانيم بالأخره تكليف "من' خدا ینت کندپادشاهان و حکومت‌هنای دسست تشانده گذشته را که در راستای اهداف استمماری شود چتلن فرهنگ مارا مورد تاخت و تا آشکار و ‎psy AS as Ji gles‏ از کودکی سول می‌ش ود هدفیث در زندنی چیست؟ نو جولب موی ده ترا ميسن شيوم ‎plese cg Lap Sh alg La‏ ‎lil bee atoll talaga A‏ اما انسان براى اين اهداف به دنيا نيامده بود مزسن و شهید ‎putea phd pees, aaa ual,‏ رأس همة عشقهايش ‎oak‏ موفق است. چقدر امام زسان 5 عاشق این خاتواه آسمانی انست گنه میفمد ند" هیع معبرنی مشل پیشدبر. 9 واهل اوليست» آذم موفق آهمنی ات کته تانستته زد از تح جهتاره مفسوم ‎pi‏ بساخودم چیست؟ igs gaat

صفحه 91:
شا در تبرت شب معشوق‌هایش تگه دارد.آدم موفق کسی است که می‌تواند شب قدر اندازه و تقدیری برابر ده‌هاء صدها پلکه هزاران آدم را رای خسودش ‎Mie‏ خودشناسی در دعای امام سجاد ‏ 7 وجود تازین و مقدس امام سجادكة به دراه الى جني عرض م نكن 2 اجفشامن ‎ph lpg pei‏ را بنستهم فکانت آصمازشم نی طاغشک تننی:! خدایاا مارا از کسانی قنرار ده کسه خسود را شستاختند و بسه قسرارگه خویسش, یقین بافتنسد و از روعسر خويش را صرف در عبسادت تسو كردتسد». یکی از خواسنه‌ها و تمرينهاى بزرك انسان موفق و أكاه همين لست كه خدايلا من همة خیسرات را در ایسن می‌بیشم کسه خسودم را بشناسم. لا ‎Sp‏ هيسج معرفصى ارؤش مد تسو از معرفت تو نسبت بسه خسودت نیسست». در واقع؛ هیچ معرفتی مثل شناخت نفس, مقبد نیست. ار معرفت نقفس و یقین, به محل استقرار أمده فرننيجه در طاعت تو. فانى موشود مشل جنیشی كب همة عمرش را رای بنه دنیا آمندن مشرف م يكم عمنة اين نه ماه سلاش ‎GLa tg AS aS ge‏ سورد نیاز در نیا را تأفیتن ند این آهمینت معرفت نقتتن اسست. ار کسی خومش را شتاخت می‌داند قبر, آخرت و جاودانگی یعنی چه بتابرايين زندگی و بیرات شب قدرش را بر اساس پتجاه سولی که در ۱۳۱ ‏مجلسی باوج‎ ۲ We eg gov ene Y

صفحه 92:
کات از سای :پر ده هحون سط و ده شسناخث تفسی: توعسی از شسناخت است كه با وجود اين شناخت: جهل به چیزهای دیگر به تو صدمه نمی‌زند و جهل ‎ey Stay‏ البح لزيا ‎syle Ag weg‏ صد زبان بلد باشى. به دادث نمیرسد. می‌توانی بخش انسانی را قعال و كودك عزيز روانت را تفذييه كنى. وقتى كله در اضل عاشق خود جاوداته و حقيقىاث نيستى. جطور مىتوانى رشد ‎IS‏ حضرت اين را جزء دعاهايش آورده نتاس اس دما هرز اسهم درجم 1 بند می‌گویند؛ ايا جزه کسانی قراز ده که یقین کره‌اند؛ قرار است به اخرت و ابدیت پرونده محل استقرر خودشان, آخر خودشان را باور کرنتد برد آخربیتن»مب کدی امد علت این‌که. اين همه روايت و آینات متعدد دربار شب اول قبرء چهنم و بهشت را می‌خوانیم یا می‌شنویم و هیچ وترشی, در دلمسان ایجاد تمی‌ش ود اینن است کله: آن خودی. كه قرار اسث از اينها شوق بيدا كند يا از ابن جهدم ‎Pas od Sey ha‏ بگویی ازدوح کن وا هیچ حسی نداردء اين بجه قوماى كه به لوغ برسده چننی مخالف را ‎chy aly‏ کند: درد ولی هنوز ‎JL‏ تشده است. پترنسده در ما فعال تشندهه مفل قران» طوری سا را خجالت می‌دهد که آدم می‌خواهد: زار بار يميرةه میگوب د: سنک‌هاء وقتی سم خدا را می‌شنوند. از شدت معرفتشان به خشیت می‌افتدد و از شدت خشیته ریزش

صفحه 93:
می‌کنند. متاسفانه!دل‌های ما خبلی سخت شده است. دعای سیدالساجدین ‏ 7. در مناجات شاکین یکی از متاجات‌های روز شتبه متاجات الشاکین است. حضرت ‎Blak‏ در مناجات خمس عشره شنبه را بای مناجات شاکین ‎os ae‏ قلهس الک آشکرا تفس بانشوءآشارة:۱ هدایز نفسسی. کسه قسواوان بسه بسدی فرمسان می‌دهسد بسه تسو شسکایت می‌کنسم»ر اخدايا! من از دست خودم. خبلی شاکی هستم که دائم مرا به اسب وا بسه بازى و هوسسراتى میسل بسسيار ارد سيار بيه بازى و وققت تلفكردن ميل دارفه لهنو و لعنب را خیلبی دوست دارد: هل باه و اهر از فلت کارهای ید وامی‌دارد. ها ار و اشستبا آکسده اسست»: پر از غغست و بازیگوشی ایست. از دست خودم خیلی شاکی هستم, خودم هم حریف خودم نمی‌شوم: آمدم از دست خودم به نو شکایت کشم. آمدم بگويم: ‎ANS‏ ‏دادم برس کاری کنن: کمکنی كلن. #أجدى غلى تیصو بای ‎AS pS SS ips Sop loys Hie Saye ales‏ ‎eb BR lol‏ «تَبرَةالملّل؛ يهاتدهايش بسيار است»؛ خيلى بهاتةكير استه سر هر جيزى بهانه مى كيرد تنا مسير تورا نيايد. اس اش ‎pani Aig‏ ببه لو فر وشد تابي ميكتنده؛ نا تنتختي و مصییشی به اومی‌رسد. جبفش در می‌آید ی‌طاقشی و آه و نله

صفحه 94:
می‌کند» زمین و زمان را روی سرش می‌گذارد. هز ان ‎Pleat gs aL‏ تن دربسغ مسی‌ورزد»؛ هر وقشت هم می‌خواهد خیری انجام دهد و اقا کسید شین برد وا گوینه قه تن کارا نکن ‎eae sae et eS‏ حرام است. اجازه نمودهد. كار خير كند. دستش مىلرزهه مىخواهد خمس و زكات دهد. مىترسد. وقنى توبست همسرء فرزند و خوشىهاى دنيوى مان مىشود, ميليونى و ميليساردى خسرج مىكنيسم. وقشی نوست بسه امام زماتمان #88 م‌رسد و مىخواهيم رای اصداف اسام زسان 2 هزيته كتيم. يورا خرد. مبالغ انندک و بی‌ارزش را تقدييم مىكنيم. صدقاتمان را که کب نا ‎eee, Fp tae poate gg‏ با خود اصلی‌سان کنار نيامدیم.

صفحه 95:

صفحه 96:
شب هدر وقت رسیدن به فيمه اهام زعان:

صفحه 97:
مروری بر بحث گذشته. بحث ما درارةتقدیرها بود گفتیم, انسان به میزانی که ‎La Say at ese‏ ميت وهنا ميك هر در شود راقیمتی‌ت ریاد طمتی بيك ‎al Mey‏ ود ‎gute‏ وشن یه قیعسس ینک دسنگ با اس واریسقه ‎nals‏ ا قی ‏ گتاری می‌کتند. گروهی از انسانها که در حد شباطین انسی ارزشكذارى مي شوند و گروه کسی هنم: انسان هستند. کسانی هم هستند که زین مقم بلاتررفته و پسد از یه به تقدیرهای انساتى دست ميابند. تقديرهاى صدهاء هزاران و ميلبونها اسان را از خداود تبسارك و تعالى فريافت مىكنند ودر اصل مروينا ساد ان يمعاي دوابيوهدا النسان ود ريس سد ‎ ‎ ‎

صفحه 98:
‎abate‏ از تقديرها دارند. ‏بالاترين تقديرها در شب قدر ‏توافت اجه یی هنیزه که روط وند عي پیستوسوم ماه رمضان است. محبت کنیم. جنه كسى می‌توند بالاتزين تقديرها را دريافت كند؟ بهثر است به جاى بعشهلى نظرى بحث‌هایکاربردی و ععلی را تقدیم کنیم. کسی بالترین تقدیره ار ره گنه نع ‎pula‏ ينا الع ‎plead ine‏ زانط هناهنگی داشتهپاشندپس ایشا بات خنودت را با نقشة خضرت هماهنگ کنی یگ وا شما پدر سا هستیدپراین: مادوست ‏متفر ار نی عازن کدی متیر یی تفا اف من تقديرهايم را بايد بر اساس خانواده أسمائىام تنظييم كنم ‏ویب ‎eS‏ را ‎er‏ سداس لت ولى با غانوادة أسمائراش هماهت تشده باشده با صادرش ‎pape be‏ اكويام حرص تن عنافنگ نهد و همجنين طراحيها و تدييرهابى كه ببراى خودش كرده ريطي عشتونه تداع ‎Soe‏ ‎ ‎ ‎ ‎ha Ly pa ga aed pd‏ هس عون سا پاینه بهانند که انقلاب ما معدود بهاران نیست. انتلاب مر را نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌داری حضرت حجت + است که خداوند بر همه مسلماان و چهانبان مشث

صفحه 99:
تف اسان فر بات شب گر نهد و ظلهور و فرچش را در عصر حاضر قرر دهد. مسايل اقتصادى و سادی ار لحظه‌ای مسئولین را از وظیفهای کنه ير عهده درند مرف که عطیوی ببزرگ و خراسی بسومگین رین تیال درد پاید دولت جمهوری اسلامی تعامی سعی و توان خود را درا هیر چه بهتر مردم باید ون این بان معنا تیست که نها راز اهداف عظیم اتقلاب که ابجاد حکوست جهانی اسلام است. منصرف ‎MS‏ بعنی صرف خدسته هرد نمی‌خورد؛وقتی تنو 1 Raua ye paS pls ‏است.‎ gd WL ‏مجلست و عضویت شورای شهرت, همه برای‎ ‏عوط دافا تطارسديسن حرو مدان سيران دو‎ ‏نخواهد داشت تنو بايد اول. خودث رابا امام زمان8 هماهنگ‎ ‏کنی. بعضی‌ها هنرمندشد؛ از هترشان براى برداشتن موانع ظهسور‎ ‏خضرتة استقادة ميكنند وبا استقاده ازاين هر به اللة‎ ‏تبارك و تعالى تزديك مىشوند.‎ بسیاری از ماءخرنندغایی از مرکا ‎ope Legg‏ که وقتی شعر و موسيقى شان را می‌شتوی, دلت رای اسام زسان 2 ترشیت :9 هنتف د رود جتون مرتیفرش ان تقالی اک رین به وروی می‌ده-داتا موسیقنهاین هنم هسبت که تج ند ون دعس کال زنط ز موی وشن عشق‌های زمینسی قالکذاش تنها بيوقاييهأوبمىب رده وقنى طلبكى. تدریس: تحقی نی مسخترنی, کار قرهنگی و کار خیریه در چادر حضرت 8 نباشد. شهوت شخمی و خودارضایبی

صفحه 100:
هت رین نس که وک مین برد ری رین مسردم و آرام‌کردن خودت است. وقتسی تسو نمی‌توانی و غرضه شداری به اسام زسان 9 کمکسی بکنسی؛ غصی از جهسرة حضرت لي تایب یب شین اورف قير رق يك علوي شخصی است. دعای شب قدر. خواندنی نیست. خواستنی است اقب قتدن شنم تممینمرو دماشته دنا خواندتن تسده ده ‎BSS peg Bic pa aig aac ane‏ حضرت کاری ندارد که امشب شما چه خواسنید, چه مقدار و چه یی کردند هضور يترا كلا عتما حر كاب دزد یشان تقدیم می‌کن د امضا می‌کند. پاراین ار عزم و رده نام کاری زات خلري: مر أرجج عديها لسرت مرعراسنت نعي ‎mags‏ ‏را مسخره نکن و به زحمت ‎ply Jka‏ مشال گر می‌خواهی ورزشكار شوىء بايد به باشگاه بروی؛ روزی هشت نه ساعت کار ‎oS‏ ورزشکاری می‌گفشت: من ده ماه سته همسر و فرزندم را يدياب براق أبن كه سوال طلا يعمست ساورب مدن يا عزف عن و رنسیدن به معال ‎ss) San Ub‏ یکی از مهم‌ترین اعمال شب بیسث و سوم: زارت سيداكهدال است. رفشن به هیشت و عسزاداری و گریه بسرای السام حنسين 8 جنوح انتساب بنه حضرت دارده خوب استه به این

صفحه 101:
ات ان درد فد شخص حتى اكر كافر هم باشد و بای آسام ‎ips Bi‏ قاور ادرف م ۳ 0 حسین 3 نیست. تا زمانی که عزادره مشکی‌پوش: پرچوزن ‎lamp ta eats‏ ترس یه زلف د تبون خظ اب به phd gs امام حسین 4 بگوده «استل اف آن ‎Salat SL lb‏ می‌خواهسم كسه خوتخواهسى شسما را روزیامکنسد» زمائبي شعا در جادر حضرت منتقم محسوب م شوى كه؛ م كويد تسو اهستى. امام حسينٍ زمان تو كيست؟ اسام زان اسست. يس و تا وقشی منتشم نیستی, به دنسال اهداف امسامزسان 4 تیستی و رادار حقیقی هنم پنه ساب 1 فرزند اسام حسین. نمی‌ایسی. در سارت عاشسور می‌خوانيسم: خدایا مسن می‌خواهنم. روزىام شود كه انتقام خودم را هم بكييرم: « از خداونسد می‌خواهسم کسه خوتغواضي فعا راد رمام كند». انتقام خودم جيست؟ ايزكه من بىويدر هستي با تبودن امام زسان 6 ينيم شددام .يدر بالاى سرم نيست. اس تعدادهی بی‌تهیبت خدددیل:هندر می‌رود من در بدجختی بىامامي. عصرم رو به اتمام است و به برزخ نزديك مىوشوم ولى هتوز نتوانستم هيج يك از اين هزار اسمى را كه سالها غواندم: در خود فعال كنم؛ يس صن بايد زودتر انتقنام خودم را بكيسرم. تا این را مىكويبى. امام حسي نل . اولين سولی را که از و می‌پرسد. این لست: پسوم: دخشوم؛ رست می‌گویی؟ می‌خواهی نام بکبری؟ ينس بايد زتدكىات را بر انساس اين هدف برنامهريسزى كنى. ماتند كسى كله يدر و يا عزيزش را

صفحه 102:
کته دمن ی‌گوودد ی من سراف و ام خی رو وهی بلسد می‌شود.به ددگه می‌رود. کرهای شرا تعطیل می‌کند و ساقاتل را بمچوی اسر هه ‎ltd jpeg apatite‏ ails fod ae Sia tna alls acl gene ree ‏مقسام شسما باشيمء تنه‎ a le ct SL pt Bh al Se Sep ol ‏هم براى‎ ah Jal ge Seal ‏سنگ نیستیم؛ ما بچه‌های‎ ‏ماء به كمتر و يابينتسر از مقام خودشان راضى تيستند. هيج‎ ‏يدرو مادرى دوست تدارد. فرزندانش ان باينتر از خودشان قرار‎ بكيرند امام حسين 28 مىكويد: مقام خودم را يخواد «أسل اله ا ی تا اتود كسم خض ال ولنی تا ین رم کوینی: حضرت می‌گوید: راست می‌گویی عزبزم؟ من خوشحالم که نو این ‎Lally lp tase‏ می‌خواهمی برسی؟ اد تصمیمت را بگیری, وقت زیادی نداری, چون سحر و مطلع‌لفجر شب ودک آنتنجد ادا زد کارا زوم ش و تقف مها شب کشیده و روز اجرا شود حضرت از تو سوال می‌کند: ‎Lay‏ می‌خواهی با من و در درجه و متام من باشی؟ ار می‌خوامیء سیک زندگیات را طراحی کسن و پیسش من بیا نمی‌توانسی بكوبى. نه أقلاما با شما كارى نناريم. من برلى خودم هزار نقعته و رنه درم لته کهگاهتی کر جایتن رای ابیت لا ‎Gey Saba AS ay‏ بسه دیسن می‌پردزيسم؛ اما مین می‌خواهنم:بسرای خنودم دکشبر

صفحه 103:
مهندس شوم: مىخواهم طلبه و مداح شوم وققث ندارم به جادر شما سر بزتم اكر زمانى. كارى داشتيد. بقرماييد. من براى شما مرافسی وجوج م؟ روطت تيوه نه الداع سد مووي عدرطن کرد من اسبى ذارم ككه با أن كسى را تعقيب تكرذعام؛ مكر أنكه به إو رسيدهام, فرار تكرددام؛ مكر اينكه كسى به من نرسیده شمشیری دارم چنین و چنان, اينها را به شما مودهم. حضرت* فرود: من شمشیر و اسبت را نمی خواهم؛ خودت. می‌یی یبانته؟ ما دریم به سم زسان 2 صدقنه می‌دهيم. اسلا برتامهریزی‌هنای ما هیچ تطبیقی با حضرت نندارد هر شغلی که دوست دارم تخاب کرده و با هر کسی می‌خواهیم ازدواج می‌کتبم اینجاست که تواز طرح و نقشه و چادر حضرت خارج ashen ey aly می‌شوی حالا هر چقدر دلت می‌خواهد. ‎Be‏ تمىخورهه ولى اكسر بكوبى: أقا! من جدكار كنم كه در جادر شما باشم؟ حضرت 8 مىكوبد: أول خودسازى كنء بعد به سراغ ‎ ‏جانمنهپروه یه را هتوزبه چ ادها )وین رقشی دس خومت در چادر حضرت تیستی و خودسازی هم نکردی, هر قدر بسرای کار فرهنگی فعلیست کشی, مسخرهگردن خودت استه بیفینده

صفحه 104:
لبیک گفتن به ندای, هل من ناصر ینصرنی لبیک گفتین پعنی چه؟ اسام زان فرم ود: من هبر پیستوچهار ساعت یسک بسارمی‌گویسم: «ضل سن ‎eS at‏ ‎gl LL LT‏ هسستء كنه صرا ينارى ‎Bhar pal MPO‏ یکبار گفتا و آن فو برافر كله در لكر ينس عد بودفد واقماً آن برای حضرت سوغت تا آخرد یا امام سبي ال چنگیده بونتد. جه جكرهايى داشتند. عجب برادران مباركى بودتدا روی كنشتمشان با كذا تند وكفتند: أقا امام حسين 4 است. رزیت ‎pepe‏ 3 انسافتدا توم كته ينه ايند روزي ‎gly cat pg lan ghia silyl‏ وموك ,الدب كرو ووم ‎SUN ae‏ حال بسراى غرسته أواركى و طردشدكى حضرت كريه كردمايم؟ تابه حال چقدر داتنگ شدمایم؟ ار اسام زسان هدر روز میگود «ضل سس تام »م هیع اختیاجی به من و شما درد ان کنه حضرت حدود ۰ سال است که غابیند: ما به بدیختی افتاده‌ايم و کمک ‎LUE‏ خشرت؟ زبینی ‎AS POEL jug‏ می‌گو د هن صنانغ سا ز لسن مد ‎Ss LN‏ برستت عي وروت یز معورن انناخسست روناج ماهستند» ما به شما هیچ احتیاجی نداریم؛ ما همان توری هستیم که خدا هم مغلوقات راز تور ساخلق کردعمن چه احتياجى به شما دارم؟ اكر مىكويم كه كمكم كني از جنس

صفحه 105:
sashes ay gap See 1 2) ‏خداوند کر می‌فرماید:‎ آن کسس کسه سه خسدا وی تیکسو دهسد: یسست؟ )1 چنه کسی بسه من قسرض مىدهد؟ من خدا از شما رض میخواهم ای لط توا فرق كه راسي كرون رن ينطو تاي مقوافت. من به مقامی برسم؟ شزرا مار خسد را ساری کنیند شتمارایاری می‌کند): ار من خدا را نک کنیدابنه فدای فات آقدس خدارند که چقدر مهربان است: رای این‌که مس ارجه ای عسوو ست سر اانه طا ب گنک ورام گس بننون هیچ تکبتری وقشی می‌خواهد ما را هناینت کنده ماش را داز می‌کنده ار کنکم کنی, من هنم کمکت می‌کنم: ار ‎GI‏ رصن سرع سين جنك وبر هون گزوکتم ‎Lhe‏ ‏حاضرى. جوانى. عمر و ااستعداد را وسط بكذارى واز شهوت‌های غقلی: زندگنی دیاینی: سیاسی و اجتماغنیات یگ ذری و بنه چادر اسام زان بيابى يا نه؟ ۱ رع ‎ge‏ راسم تصمیمست را بسر بق افيا می‌عواهنی نیک وندگنیاتاعبوفن ‎iS oa eS‏ كداز خواب بلشد شدىء تمام كارهايت را با حضرث تنظيم مىكنى؟ ييا نه موخواهى فقط خرج خودت شوى؟ مىخواهى ‎eb ele Se a is Saw HS, ek‏ باى حضرت بريزى؟ هر جا ديدى. جبهة حضرت جيزى كم

صفحه 106:
دارده اکر داشته باشی: می‌توانی کمک کتسی؟ رغیت به دولت كريمه امام زمان 28 ك0 با ايزكه دعابى, کوتاه است: اما فدرتش از دعاى سخر و دعاى رو بالاتراست و میتواشد سا زرا به بلاثرين تقذيرها يرسالف كر کسی این دعا را هیر شب. با صداقت بخواند, برده است. این دعا فرازه ای زیبای ی دار تا می‌رسد به اینجا که مىفرمايد: هنهم انا رِعَبْ السك فى ذرلة كريسة, خدايبا! بدسبوى اقيم سراق بافتسن دولنت كريصه امام زا ن©لأ». خداياا تمام رغبت و عشقم دولت کریمة امامزسان 8 است. تا گفتی هرب فرشنته میگوددراست میگوینی؟ علاقه داری؟ و باید یک جراب بدهی:بله یا خیر. ار گفتی بله از قردا صبح داستان شروع می‌شود. کسی که بنه چادر حضرت می‌رود هیچ غصهای از غمههای دنا نمی‌تواند لور اذیست کنده اگر شما درگیر غصه‌های دنیا هستید,اگر حسادت. بدبینی» خودخواهسی. تضوت. حساسیت و زودرنجی دارید. براى اين الست که در چسادر حضرت تیستی, دسئورالملش چیست؟ اسن دای فرج را بضوان و با آن از ‎Joo pilin yt Sake ole‏ غلى أل الور الشرور! خناياء دل اهل قبوررا شاه من». ‎Hm‏ Age dF ‏فيسرء اللمُمْ أتسيع كل جادع» اللهُمٌ كس‎ IF gil قمى. مفائيح الجنان. دعاق مخصوص مله رمضان بعد از هر نماز وجب

صفحه 107:
نش اد تبرت نب فد هسر تتهيدسستى را بنيساز كسن. خدايساء هسر كرسستهاى را سير كسن. غناياء ضر برهنداى راييوشاة بخوان نا نج که بگویی ام ‎gill nh el yg lh IF‏ را هر کار سادق اسلاح كسرظو» اكثر ينان را كفني ‎Na ela‏ فردا صبح به فكر امواث ایشام و فقرا هستم و براى همة كرفتارهاء عالم دل مىسوزائم. به اندازة قدرتم. از خانه خودم شروع كتردة و سیک زندكىام را از كناه وفساد بساك مىكتم؛ بسيس. بسرا دفع فساد از كل عالم تلاش می‌کنم. دعاى فرج مخصوص ماه رمضان ‎Weeks eee‏ شده است ‎oe RE SI oS Flin aS‏ الغنن». لوج ايبن دعا کجاست؟ آنجا که می‌کوبی: «عتی سک آرشک طرعاء تا اورا با اطاعصت و کرش زمینی, مساکن زمیسن خسودبگردانسی». خدایا! برسد آن زمانتی که زمیین: خودش را در اختبار حضرت قرار دهد ازورى نمى شود امام زمان #8 بيايد. بايد مردم امام زمان©2 را بخواهند: دبا ید ایشان را بشناسد و بخواهد. ای خندا كارى كن كه اين زمين خودش را در اختيار امام زمان© قرا دهد.کاری کنن هم چینی‌ها ژابتی‌هاءهندی‌ها:رپی‌ها آمریکاییه | أفزيقانيهاء اسیای‌ها و هم سردم جهان عاشق اسام زس ان شوند برای هیچ شبه‌ای آرمانی بالات زاین ثیست که نود اهبیت . :رنه دیا معرفی ‎AS‏

صفحه 108:

صفحه 109:
re

صفحه 110:

صفحه 111:
مروری بر بحث گذش در فصل گذشته بحث ما این یود که تقدیرهای هر شخس بايد توسط خودش توشته شوده يعنى محتواى نزول فسرآن: صاحب اضر كه كل امر به دنست اوسته يعنى أولوالأصرء وجود مقدس أقا امام زمانضة. و توسط آن‌ها خیرات و بركات مورسد. همة ايزها منتظر انتخاب تقدير ما هستتد كه ماجه تقديرى را به امضاى وجود وجود فرشتگان, که فوای عام هستند مسن امام زسان 8 می‌رسانيم: دز پخت گذشته توضیع دادیم که هترین تقدیر این است که خود شما در چاذر حضرت قرار يكيرد و تقديرهايتان را ببا تقديرهاى حضرت كره بزتييد: وقتى شما خودتنان را با خانواذة اسمائى همراه مىكتيف ايبن همراهى در دذياء معيث در أخرث را به دقبال دارده فان تجفلتسى تفككُم فى الديارَالأخرة»: اسكان ناردة انسان معينت با يادشنلهان

صفحه 112:
‎Rag‏ اسرد ددا سس لاحر سينا لاسر ةوفه جون أنها ملاك سعادت. بهشت وبالاثر از يهشت هستندء أنه ‎Lad lyse‏ هشن دیاین هترین ینز این لدي عشي زندكى تسان را با زندككى امام زصان##8 بوندبزند؛ وه چادر حضرت نقل مکان کنید. ‏فطع رم پینش امه پا آفننه نود 11۸ ال قاجا غربست: أواركى: طردش دكي امام زان رقسم بخسورد چرا؟ جون شيعيان. حضرت را وسيلهاى براى رسيدن به مطامع و خواستههاى دیایبی خودشان در نظر گرفتهنده همیشه از ایشان بول مقام. شفاو سلامتی خواستند. ولی با ایشان زندگی نکرد‌نسد نوع برنامهريزىهايشان با تقدیرهسای حضرت یکسی نبوده است. ‎ ‏اهمیت شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان ‏ی ‎geet‏ هه موق لت یی ات بار معشوی خیلی بزرگ و رحم زمنی فو‌الماده درست انث از نر مدت نساغت با شنبهای دیگر فرقی تفار اما ازنظر تأثيرى كه فر روح و روان ما در خنيا و أخرت مى كقارف در ات ‎Yalta J a‏ اهنا دیگتتهس نت شتیی منت کنه ‎ ‎ ‏رتمندی دارد. ‎ ‏شما قرناى آن مىخوانيند هلم آرژفتی فَضل نله اشدر: ‎alae‏ ‏فضیلت شب قسدر را روزی‌ام فرسا.

صفحه 113:
تقدبرها و تدییرهای مزاحم هسام مواقا رسيس سورع يسدر سي ار بوت ‎hapa‏ سلوك را اين مىشمرد كه. مؤمن براى خود تدبيبرى تكتسد و برتامماى تريسزد كه اورا از عبودييت ختاوند يناز هاره در زندكوات طورى برنامهريزى نكن كه تقش ههايت مانع ييوند توبا خانودهاملیات شود ببزرگن زا پیبد اگر خدمه در خانه داشتهباشتنه هدر چه خودشان می‌خورشد یه آن‌ها هم میدهند مسافرت می‌روند نها را هم می‌رند.آن‌ها به برکت ايحا نامور ‎palace a‏ پادشاهان و ثروتمندانبهترین‌ها را به فرزندن‌شان می‌دهتد سا خدمت کار نيستيم: ما فرزندان اهل پیتاا هستیم و نها سلاطین دتیا و نخرت هستند؛وقتی شما به غدوان فززند. مله وحم کمید رنه پفرارم کنر وهمم چا با نبا مزا و فمتشین هستید.اصل بست اقا هم بهترین‌ها را برای شما در دنیا و آخرت می‌خواهند. بناراین ار سا تدبسرات و تقدیبرات كردي سمي كرو وسو سر سرديو را قفی ی إرتقساء بيدا مكنم و از تقدييرات والاى أنها برخوردار م شويم. انتظار فرج. بهترين تقدير شب قدر

صفحه 114:
DA fk oth oh at a ay ed al Jp ‏بدانیسد آنسان کسه در زسان غیبست حجست خسدا در دیسن خسود ثاست‎ ‏مانسده و بسه خاطر ول مسدت غیبست منکسرش نشوند. روز باست.‎ ‏با من [و] هم درجه مین خواهند پسود» آگبر کسی متتظر واقمی‎ ‏شد بامن وهودرجة من در أخرت استه يس ديكر غصه‎ ‏انداريم و كم نمىأوريم. وقتى شما در دنا با أو هستى. أو هرجا‎ ‏برود. شما رابا خودش مىبرد. امام زمان#ة هر جا رودو‎ ‏هر مقامی داشته پاشده محال ایست: شمارا خودش تب‎ ‏جون شما در دنياء هرجا و رفته يا او رقتى واورا همراهى‎ ‏كسردى» با او بيوند برقرار ككردى و ابسن خيلى مهم الست‎ ‏امابراى خناء خیلی قبمشی هستیم این در بسرای خدا‎ ‏قيمت داريم, كه خداوند مىفرمايد: هريك تقر از شماء معادل‎ ‏نس شا جع و‎ List 52) ‏همه بای من قیست دارد:‎ ‏هر کسه کسی را زتنده سدارد. جتان أسست كه كويسى تصام مسردم‎ ‏را ؤشده داشته الست ) ينك تقر از شماء معادل هس شما رای‎ من قيمت ذارد وقشى بياش بدرتان امام حسين #6 مىنه ينيد خطاب به ایشان یکو: من می‌خواهم مقام شما را داشسته باشم: ‎JL‏ لله آن ی التضام التحسود کم عستاء از خداوند می خونطم كله مسرا به مقام سستودماى كنه بسراى شما زد خداست برساند»: آن‌ها همین مقام را رای ما می‌پسندند. در اصل آ‌ها به کمتر از مقنام محم و رای سا راضی ثیستننه لذا میفرماد: در ‎le glen‏ ببروت) ج اقاص ‎١9‏ 1د كمال الدين وتمام اتسيف ‎hg‏

صفحه 115:
تف اسان فر تقدمرات في قفر است كه بالا ببايى. آيا دقت كردمايدا يدر و مادرهايى قله عسي ترق هب ‎aa she gl HGS a aie‏ ما بارخ رعق ل بعس طم عسيياد يج مما برسدوت يس ا سر جيه الور و ردني ميل رم ميف وف إن قز مقیایق ی زمیتی است. كسى که پدرش ساطان اضرت استه روی نوک ق همین مارد ‎Bis yeep EGU‏ هستی برسند. به صا می‌گویشد به این مقامپبیید. خودتان را دست‌کم نگیرید.وقنشان را تلف نکتید تردبد نکنید. خودتان را مرب ای نس ‎par pe‏ سر اتید ار تال کته سار منفعل و ذليلانه. عاداری فسال است که روحانتام دار و موانع ظهور را ورف عنزادارى ذليلاته و ‎Le‏ وقتی شب‌های ماه مبارک رمضان دعای افتناح می‌خوانیم: ‎i ip ah ce‏ إناتفعوا اك تعد تيان عيذ وكا ایا از نبود ييامبرمان 9 واز نابيدايسى مولايسان بسه دركاه تسو شسكوه ‎uses Asie‏ ادم ورتين ل بالق سوم نیست. امام زمائم و هدرم بالاى سرم نيسثء اككر ايبن يسدر بالاى سر ما بياييد هر كدام ازما مىتوانيم. پرتر از بسيارى از انبياء شويم؛ جون تربيت مىشويم و تمام قواى دستنخوردة ما فسال می‌شسود. اسم‌هایی که شما در جوشین کبیسر می‌خواند. همه فسال می‌شوند. حالاببینید اگر این اسم‌ها در کسی فعال شود راو چه اتفاق عظیمی می‌فتد؟ به کجا می‌رسد؟ we pole ts gfe de LL ‏هر‎

صفحه 116:
‎aly jl gue Coat‏ دشمتم شاکی هستم از کسی خودضان شاكى هستي؛ حالا بايد جكار كنيم اين اننظار فمال شود؟ يغنى الوميرا سوت مرس او وسسمی رس کب رحساد غومس ای رز بيشتر کنم و مداد دشمنان را کمشرا یعتی چه کمتر کنم؟ یا می‌روم می‌کشمشان؟ بع آگاهشان می‌کنم, کفار هم بچه‌های اهلبیست ‎sp oS BT, Lag) ab all Lge ae Bt‏ کار فکری و فالیت فرهتگی کنیسم. (ز تراضا ‎ale‏ همدیکسر ره ‎ee ames‏ بنهحق کردن و گرفشن دست ديكران, انتظار فمال می‌شود اين كاملاً شفاف است و ‎eg ee a ie ee ee‏ می‌تاند در حیطه فد و تونایی خودکاری کند. همه پسرای وسیدی ره چ ای جفت ۳ ‏بش این بهتردن تقدیر است کنه کسی می‌تواند داشسته باشد. ‎ ‏رل یه را هرسچ کسن پسته تیست. ‎ ‏شب های قدر. رحم قدرتمند تقدیر ‏در مباحث گذشته بیان کردینم کنه شب قذر ظرفیت زملنی ۸۳ سال و ۴ ماه دار و این الساس پهشر از همزار ماه است. ‎(oa a ag ied all Sd)‏ شا پنک عبر رحملی (هایبی) مق لا پتجا سالهدریده از برفی ابیت ر مش رو خرن ‎ls LI‏ تونل‌هسای زمانی ۸۳ سال و ۴ ماهه را در شب‌های سوه ری رک کناب مار حفیلی و کاب آشنی ام ما سا شامی وشات مون مقام محمود به خصوص در قسمث آخر فصل جهارم ‎

صفحه 117:
نش اد تبرت نب فد قدر تکزار می‌کنده تا شم بای ابدیت ترشه جمع کتبدد کوب مىفرمايد: من به جاى اينكه به شما هزار سال عمر يدهم پنجاه سال غمر دادم؛ ولى در ين بتجاه سال به شما پنجاه تا ۸۳تسال و ۴ ماه هم عطا کردم خدارند متسال در این سوره شریفهمی‌فرمابد: شب قدر بهشر از زا ماه است ولی حد انتهایی آن را بازگناشته استه یعنی این که چقدر بهشر از هزار ماه است بسته به عمل هبر کسی است. سا نه از خودسان, ته فلسقه خلقتسان, نه تقدیرسان و ته از معاسبات دنبا و آغرتسان چیزی نمی‌دام جع ونين وود وف ع عام تعتقييا بسردارم و ياحتى تقدير يك ميليون أدم را داشته باشم » يلكه عجو هه هی شام بان ۳ رد ادزم ات اسامزسان 9 است. ‎ip Bgl fl‏ مسرا به مقسام محضود پرسان + همان مقسی را میخواهم که شنم ای اسام زسان 3 می‌فرماید: شما که لاد ورشد پیداکنده ما هم خوشحال موشويم و كمكشان مىكتيم. اميرمؤمنان 7 مىكويد: من خیلی خوش حالم که شما: قدیرات ما را قتضاب کنید همم درجة ما باشيد. شما فرزندان ما هستيد هيج بدر و مادری زالى اتيت ويك ونه فر قرو م خوك بي ‎avg es‏ يرو مادرها هميشة دوست دارند فرزندات ان حداقل به اندر ‎ca ngs‏ مکانات و قیمت داشته باشنده ينس من هنم می‌توانم تقدیر پندرم حضرت علبی ‏ 7و مادرمفاطم؛ زرا 3 را اتتخاب کم هرکس کمتر از این اتتخاب كننده قبست واقسی ‎

صفحه 118:
خنودش را نمی‌شتانده پعدی؛ بنه تقدپرهای حیوانتی پا تقدیرهای جمادی یا تقدیرهای گیاهی راضی است. با در نها می‌خواهد ‎Spel Lal thy igs pal‏ بگوینی؛ من تحضل تقدیتر کمتر از امام ‎SLs‏ را درم؛چیزدگری است.چقدر دنشین است! وفتتی کسی وارد رزخ می‌شسوده همذ فرشستهه پن‌تنن انمه :.امامزادءها و حتى أنبيا : بهاستقبال وجفن تولد ايسن ادم بيايند. بهشستيان. بهشت را بسرلى أو آزيسن بيتدقد. ‎Las pale sy al pala hy‏ رزخ ورد شوید. جه اتفافى مىافتد؟ استقبال از فردى است كه درست زتدكى كرده ست و اكنون به برخ سالم متولد موشوده اما ار سالم متولد نش وده همه متأئر ميش ونذ واستقبال ننارذ. چون بند زندگی کردهبهجای این‌که ‎welt aay Lidl‏ فرشت‌های محاسبهگرمی‌رونده از او سول می‌کنشد: با خنودت جكار كردى؟ خيلى بد اسث, لحظهاى كه انسان می‌خواهد از ايان دنيا برود. تنازه اول بدبختى و بدهكارئواش باشد. تنازه ‎ng‏ ‏كه جقدر بد زندكى كرده, جقدر عمرش را قلف كرده است. شما در این دعاها مکر تمی‌گوییدد «ذرا ی تتکسا و تک نکیسر و منکسر(دو فرشسته مأمسور بسر سسؤال مسردكان) را از مسن دور کسن»ه خداياا اصلاً ان محاس بعكرها رأ بيش مسن نياور. نفان ‎eat ih te JP aS‏ مبشسرو بشسیر وا که عنوده دهندكان سعادتند به من پشمایسان»: آن فرشته‌هایی که تحویبل ‏قمى. مفایج اجان دای مه جب و دای مسجد معصمه ‎ls pny de ss od led‏ مسجد معصمه

صفحه 119:
نش اسان در تقدمرات في قدر می‌گیرن هه بسا خننده مي‌ایتد: بشارت و موده می‌دهتد: این‌ها رابنه من بنمايان. خداوند ميفرمايد اين فرشتفها شثوون اخودتان هستند. يادتان بلشدا عزرائيل. تكير و منكر, بقسير و معي همده هدوت تین ‎Sy pile parame aS‏ انتخاب کند. که آنجا چه کسی را احضار کند. ذقت كن ببين آلنسته قدرت هار چه ارده معضوم:. :را دهوت کند ویب اپردیا برای فهسم بهتر قدرت نقس قاعدداى را بييان مىكنيم؛ نفسن مقس ماسست. هکس ان فرشسه اد در شسسش چیسارده مسوم ل را جنكب كه مك كفن اللو دام وجان‌هسای شسما در جان‌هسا وارواحتان در رواح اسست»: ‎DUT eh Sees li gy beg tao‏ صحدة كثيفه آلوده و فلان انسان كناهكار مىتواند نفست را يكشد؟ ياتنه مىتوانى يكويبى: من الان مىخواهم سوم را روى ‎i‏ ش بگ‌ذار. چه فرصت خوبی استا تا در آغوش خدا بخوام همين كه سرش روى بالش استه موييتى غدا هم كتارش هست: اسام زسان 6 هنم کنارش انست. اصلً این شخصء با عشؤيازى. حرفزدن و لالابى امام زمان28 خواش می‌سود با لااینی خددا و ی میتی ازهمين نحو خوایدشت. بفهم که روحت ان چه چبزهبی ‎as sh)‏ انز وان عارك وشا فار بنع ونين جف قل الي راخوست داري نزد خودت يكشاني. ‎ays LS‏ قيمقث aS tne yh Gt gla yA

صفحه 120:
] sgl po bigs pay yeutsl, ‏موشوف قيمتت فستت مىأيذه جنون فرموده دنباا متن جهتم‎ ‏همه مر جوجع ممتيو جهجم عقي یه هسیق‎ Ld ‏چا خرنبهنمی که فررآعنرت می‌روب م بازتابا تين جهتنم‎ ol ‏ببین الان در این جهتمی که زندگی می‌کنی, پر از شبطان,‎ ‏ده ینت و آعتتن استنتهپتززبخیزام اشهه می‌شنورق زا‎ ‏نمی‌سوزی؟ در این جهنسی که داری زندگی مي‌کنسی؛ یبا به‎ ‏جای اينکه بسوزی؛ خانم فاطمة زهرا 3 می‌آیه بنه شما‎ ‏سر بزند؟ اهل‌بی تنل میات د؟ اولب ای خدا می‌ایند؟ خود‎ ‏اخدا مىأيد؟ ببيين جه كسى را مىتوانى بكشى؟ نفست جه‎ ‏کنشتی را موادت جنكب کسد؟ جلنین دللنگی‌هنای هنز خضي‎ ‏قیمت او را مین می‌کنده همچتین تشان می‌دهد حد و تقدیر‎ ‎slabs ge ett gallica? yu We‏ طبیست بنه ببرزغ وارد شود در روایت وارد شده است. عزرائبل مشل غلامی می‌آید. بعد معصومین ار نشانش مىدهد. مىكويد: اينها را بين به اسستقبال عنما آمسنه هزرائيل بنا جهرائ فوقالساده ‎Laas‏ ‏که در وافع. چه رة خودت است به استقبالت می‌آیند. چون ملکالمبوته یدنه چهترة نف تن توویتا باطسی:پنه ش کل باط و خودت ظاهر می‌شود. آن‌قدر زیباست: که حضرث فرمود: اگر این چهره را به جهنمیان نشان دهتد. دیگر هیچ دردی احساس نمی‌کنند. ین‌قدر که محو دیدن چهرذ ملکالسوت می‌شوند.

صفحه 121:
شب عید فطره شب قدر كني م رفظي قي مر سيط كي في ف علي قاقر لوقل کل اه ار سر سپ رنه شت :کم هه احیا و جشن است. آدم باید بیداربمانده جشن خیلی بزرگی درد روز عید. به اقازة قسوت نصاز عیید می‌خوانی م: خدایا! هرچه به | ‏دادی: به من هم بده از کار این زیارتامی‎ Baa ‏به راحتى رد نشويد هر واقعء ايسن زياشنامدهاء عاش قاتهترين‎ ‏تانه‌های زندگی انسان هستند. فيج ترانفاى قشندكتر ازلينن‎ ‏امس الكو شرق كد یسلا گزای و خ ون وبشوخ‎ ‏نزت عفدت أهم تلام‎ a eng fal ple Pl Lay ‏می‌کنی. الا غلی‎ ‏سلام میکنسی: هرکسس چهسل شب وقتسی می‌خواهد بخواد‎ ‏به ای که فکرهنای آلوده و بهوده و پست کند عاش قانه‎ ‏أيين سلام را به أيا واجداد طاهريدش يدهد از أدملقة شروع‎ ‏زسان 38 با فرشتهها گبی بزند به‎ LI Opn, Las ‏امامزادمفا سلامی بدهد. با وضو‎ ‏مسار ب كمه مهدر رها نوتاه ره‎ ge fe ‏سراغ تو می‌ایشد, حشی وقنی حواست نیست. آن‌ها می‌آیند و‎ ‏زته مت لام هی گنه‎ بح نس اه به شوح پیامبر بزرگ خننا رو به قبله بودن مهم نیست. ایین قیمت ماست. ما باید از افکار کثیقه کوچک و پلی د ‎Gry Gee Te Sippel. tae‏ خانواده خودمان را نتاب کنیم. هر کس شایسته است با

صفحه 122:
الاي مسو وق امس سوسا موس نيونت نيستيم؟ خوب برويم در خانة خودمان زندكى كنيم. با پسدر و صادر خودمان زتدكى كنيم. بيرون از خانه واقعأ چه خستی دارة؟ جرا ما با اهلييت :زندكى تكنيم؟ خدا اهلبيت را رای قیاست نگذاشته؛ ‎Lag‏ را هر دنيا براى ما يابين فرستادم ست مىفرمايده با اينها زندكى كنيد الان امام مان 8 هر ماستث. ما أوارءشان كرديم و قبولشان نمكنيم. حاضر نيسنيم» بيش أو برويم وكرنه أغفوش او به روى ما باز است. خوش خال هم موشود هركس بخواهد در خانة امام زسان 9 سرود. باو ‎eas gota La Ita‏ رو مایمن شید اک زیمت رآ غرفعن از هروا یی سا زندگیات واقصأً تغیب ر می‌کند. نوع دوستیابیهایت: ارتباطاشت. تصميمهايت وهمهجيزت رنك خانوادة أسماتى بيدا مىكتد. نكاهت واقماً به أدمها عوض مى شود اكر أرامش و شادى و نشاط مىخوافيد. فقط در جادر امام زمان28 بيدا مش ود. فيج چبزی بیرون از این خانه به دست نمی‌آید. شما به میزانی که بیرون از خانه هستید. تقدیرها و دبیرهایتان با حضرت ‎DLS‏ ‏دارد. دچار غسم: غصه: فساد. گرفتساری و مشسکلات می‌شسوید. دیکر تصازت به دادت تمی‌رسده روزهت ببه دادت نمی‌رسد. قرآن می‌فرماد: باق در آن آشسب| فرشستکان. با رو کاری که مسر شسده| قرو بسه فان بروردگارشان, سای هسر ید ). هصف سورد دست ولی امسر

صفحه 123:
55 ‘eal pal gala Ly gag yan pi oleae ‏بگیری, خودبه‌خود بدبخشی به سراغت می‌آی ده گرفتاری‌ها:‎ ‏غصه‌ها ناراحتی‌ها و مشکلات بيدا موشود؛ اما وقتى در خانة‎ ‏امام زمان 9 هستی و تقدیرت را با تقدیر حضرت یکی کردی:‎ ‏به دا قسم بعد از آن: وفت ناراحت‌شدن و فصه‌شوردن نخواهی‎ ‏داشت. قبلاً عرض شد. غصههاى أدمى. قیست او را مشخ‎ ‏می‌کند. هر چبزی که می‌تواند تورا به گریه بیندازه قیمشت‎ SB Ja ee ee) ‏همان است. این بک قانون است که؛ دنیاء هر كس را بتواند‎ 19 ‏بنه کرینه پتندازد داخ ل چهتم است. حضرت رستول اکرم‎ ‏ار هسو کلسی بسوای امصور‎ SS LG le ‏فرمودت ند تن یکسی‎ دنا گریسه کند. داخسل دوزخ می‌کسردداه دعای امام سجاد 7 در شب بيست و هفتم دعای معروفی است که حضرت سجادا؟ در شب بیست و هفتم تا صیح ‎ays‏ ی اشجانن غن دار نا نی تر غود و ‎Kus on Jobb Loa sito‏ دوری از خانهقریب و بازگشست بسه خانه جاویدان و آمادکسی پسرای مسرگ. پسش از وسسيدن آن را روزىام كسردان»: خداياا كنده شدن از طبيعث. ازدار قوسب را تصيبم كن تا به أن جسبتدكى بيدا ‎LAS ay SE a El pg ig St‏ جادانکی: ‎١‏ مجلسى. بحارلاتوا ج + م006 صدوق ثوب الاممال و عقاب الاممال. ‎BTA gg‏

صفحه 124:
ees ‏ونر رکه رنه‎ hel ap pes nese gl ‏برزخ قبل از ايتكه استعدادهايم تلف شود و همه اعمال تيككم را‎ ‏ليوو راب سيد قبل ار يه ف ودرا بردي قرف لي مرا‎ ‏بيرند من أماذه شوم و بعد بسروم.‎ 01001001111 1 1 ‏یقت کته این تاماقم نگ‎ ‏کدامش به ببرواز درأيد: ها سلام يا مؤسن با مهيسن يا عزييزيا‎ ‏اوها مسري افيا مالي بنا ينارو دپ هرکندلم که عنها‎ Sa SSS ete idyll, a ‏ال ال لک و‎ 5 ot Sd ‏على تعتد‎ la Aah yp di pegs itn aly PANE ‏دا وه ایس خراص الست باج ارس مسوم‎ ‏خيش وذ بسدون چهسارده معصوم :هیچ گونه ورودی بسه درگ‎ ‏کبریاسی خداوتد تام و کاسل تبست اصلاًخارتدنمیپذیرد‎ spe pala pac tha pall yg la JS ey ‏شما ققط زمانی میتواتید‎ ay lll Sp tt ‏به دركاه و هربار مطلق راه بيدا كتيد كه يا مظاهر مطلق حركت‎ Io Lege eae alls ge ‏می‌خواهید به اه تالی برسید. اد از این اصل پبروی کنبد.‎ Mp ae grg ys Male oll g BES gal Peis Ge ota es Sl Aaa ty ging LAT ag cass پرستد. طریسق توحیسدش ر از شسما می‌پذیسرد و هرکه قصد حسق کنسه بسه شم توجسه مىتمايسد»: هركتن قصد الله را هاردء يايد أول

صفحه 125:
‎is‏ رف با مظاهر كاضل ارتباط برقرار كند. ‎pS Pal gg‏ به درگه الله تداردء براى همين تنا به الله مورسى. بعد از كفن یا له با له باه اپ ‎gh pelt‏ خداب ‎Split oh SIL he‏ ‎Rear ee ee en pee‏ یادتان نرفته كه املوصادق/ةة فرمود صلوات رابر آل محمد ‎EGAs CENA, Spa SNS Tel‏ لاهن شل طني نعشوء ال يشو همذ شما جون: لل بان ما هستتید از تمده به مار م‌آییند: خیلنی عاللی امسته صلواتها را به خودتان می‌فرستید. صلوات فرمولی است. که تو راجا ع تراس یکی می‌کند و تمام ماع بین توو اصل تو راز ین می‌برد صلوات. اسم اظلم و ذکر ام است. شماتا با عشقء ميل و باور صلوات فرستادى. بلافاصله به خانوادة اسمانی وصل می‌شوی: مشل شماره لقن خا واه آسفانیمی‌مانده تا صلوات فرسنادی. گوشی‌اشان زنگ می‌ضورد و تسو مىتوانى بله راحتی ارتباط برق را کني با خود له تعالی هم: ایند همین کار ر اتجام دهي؛ در دعاهاى صحيفة بسجاذيه ذقت كتيد وقتی ‎ ‏اسام معصوم 5 موخواهد با خداى متمال حرف بزند خودش هسم صلوات مىفرستد. حال از اينجا داستان شروع مىشود: ‎Nad sod LUN oh gal Lid‏ سرادر بيسن سعادتمندان قسرار دهسد» اين أولين جيزى الست که شمادر هرشب مىخواهيد خدابا من مىخواهم خوشبخت و سعادتمند شوم خداب این همه دکوتا گفشم از تومی‌خواهم که لسم مرا بسن بدیخت‌هاوبیچارهها خط بزتی و در یین ‎Se SBS‏ ‎

صفحه 126:

صفحه 127:

صفحه 128:

صفحه 129:
مروی بر بحث گذشته بمد از اسماه یی با ود اه کار تاری. بدون استفاده از ماهر بوتهايت و بيوند با أنهاء رسيدن به كمال مطلق و بونهاييت امكانيذير نبست. معصوميين : كامرترين و بزركتريين مظهسر بونهايت هستتد. با اتصال به مظاهر محدود. نموتوان به ‎Jed LO Syl cera at‏ الهسى را مىكوبيسد و متوسل به انسماء الهسى م شويد. بسراى پذبرش درخواستنان:مظاهم ب‌نهابت الهی بعشی مشل ‎lel‏ را شفیع شرا می‌دهید استمداد از اسماء الهی در شبهای قدر درشب‌های قدر و شب‌های آغر ماه مبارک رمضان, که

صفحه 130:
‎asks Glos‏ عرف مرويح م كويعد ها فيه لفيا له كنك سا الغستی و ‎tly sey LE‏ با اسماه حسلی ‎Neng fae Ul Lal ae‏ عالىترين نمونه از حق تعالی علی‌ترین مفلهر خدوند. معصوم است و اينجا شما عالىترين تموندها را جمع موينديد يعنى معصومين ‏هر نجل سين من عق دون ‎Pees galing ia‏ ‎lac‏ كسه اسم مسرا در بيسن سعاد تعندان قسرار بدهسىي». در دعاى ديكر داريم: اى خداا اسم مرا از بين اشقيا باك كن وهر بين سعدا بنويس. «ذ روعي مغ الأسهدا»:" روحم را با شهدا قسرار هده شهدابى كه در اوج هستتد. يعنى كجا هستند؟ ميفرمايد: مد تیم سب ن:5 نسؤد بروردكارشسان روزى داده مى شوند )ا پعنی می‌خواهم روحم در بهشت خودت باشد. در بهشت لقاء باكنه ‎ska pal La gt cece pry‏ ‏من می‌خواهم: روحم آمشب با شهدا باشد. آمشب پا آنها در بهشت باشم این, توعصی سبک زندگی است. شما در تصاز هميشه از خداوند می‌خوهید: دنا اشراط لشیم مارابنه راه راسست هدايست كسن ) اين صراط مستقيم اوج انسان اسث وشخصيتهايش ‎ah ta‏ انبياه صديقين شهناو صالحين. اكر كسى سبكى. غير از سبكشان را التخخاب كند. دعي مس يد سي ود و يدوت ريدو عع مه فد دس ا

صفحه 131:
تن دیگر تم‌توتد در دتاا انا زندی کند. وبا نها معتور شود و دراوج با نان پروز کش jae Ee, os ‏ابنترنتى الوده وموسيقى حرام در خانهاش هسسته مسن با‎ ‏اطمين ان مىكويم: به هيج وجه تمىتواند با اين جهار كرود‎ ‏پروز کتد و محشور شود اگر این شخص دعا همم کت فقط‎ ‏شوخی می‌کند. اک نگویسم نشاق داد دروغمیکوبد نم‌فیمد‎ ‏مرج‎ ies et Glass Se ‏وبا مش واه‎ فضا آوچتی زگیتزد بعشی‌ها هم این چیزها را تدارتد؛ ولی دلشان لک زده رای داشتنش. اينها قطماً سبک زندگی‌شان غلط است+ چون کسی كه مىكويد: «اقدنا الطسراط ‎rele ei‏ اه آنانسى کسه نعمتشان دادی»: ما را سه رام راسست هدایست فرسا ae pW AS i Sa wy a LT ae ‏می‌رود برایاينکه با شهدا محشور شوم: روحم با شهداباشد,‎ ‏یال زندکش اشنا هت ری زان عوسي عات‎ ‏بسراى هر جيزى تنك شود وضعف برودء شخصیتت و قیمشت.‎ هتم همان دس قيسنت سير ف ردي رل ماسع يس أن كسدعليتين معلوم م كته «: احسائى نس عَللسنّ:' و نيكسو كارىام را در بلندتريسن درجه بهشستإقرار دد]»؛ خدايا احسائم را در عليين قرار بده؛ يعنى ايين ‎See‏ ی ‎

صفحه 132:
كارهاى خيسر وخوبي را كه من انجام م‌دهسم در علی‌تریین رجات. در عليين قرار بده؛ يعنى بنقدر أوج بكييرم كه كارهلى خبترمتن لاه رف ده گرا از ند ترفتی, مقام احسان از مقاسات عالی ‎gL‏ انسان نخست اعت لمان نی هرد نویه و نها ‎“Spas‏ ‎Sette toed lg ot ied,‏ ‎fb‏ یه دزجات آنسی امننت کنهمیتنه لوج بكيترم سكا احسان, مقامفوالساده شبرین و دلچسبی است. ‎Ly lL‏ را بياسرزة؛ خداي9 انشنب لز كارهاى بد بوادبوها و كناهان من بكذر. عقو نم خواهم بلكه بالاثر از عفو. غفران و مغفرت تو را مىخواهم. يعنى خدايا! هر كار بدى كردم هر كناهى كردم؛ تبو با من طورى رفشار كن كه انكار ی اسلا جديي ‎plea‏ روت را امن پگ وج با ‎ ‏من افق باش نامور إن ونا لخد موجه من بش ‏عو أو لهت لتر بتك سعط و ريعي ننه تیوه چنه جيزى را ببخش؟ ايسن خيلى اوج دارد. معصوم وقتى مىفرمايد: سرعب ‎peat |g‏ جوتو در أبنو سدم كه جوبلنه قرسكه يا جلى يلى عضوم : بگذاری. اگم بنشینی براق 2 وسدس وديس ارى به امسج الي كرزا كتحي إن كرا كسيه ‎Gein ars pre ees cages‏ ‎sale digs penne geen y NU ‏۸۳سال و ۴ ماهه بدهد پلکه‎ ‎ ‎ ‏براى رسيدن به ابن تقدير جطور حرككت ككن. یوروش یلیر قآ لسع ريظن قير

صفحه 133:
‎ig‏ زان ساماف رستلن رحصویستی را هنم جمع من کته یمتین اصلً بسای خوبیدن تداشتند. حالاگر عسته شداد و خوابدشد. وت یگ ‎egy‏ هر وی ی رده مهتم هه یهد استفاده کم و مر 9 انسته می‌تواهد وج برد ان بخشسش راحر خواست. م وكيم جز أذ تفن لى عا كاب به لل وينم من يقينى غطا كني كه هميش با دلم هصراه باشد». يقيِنٍ مباشر قلبهبینیدشین چسبیدهبه قلبدو هم ببم پئینی ‎ ‏که به دلم بچسبد و دیگر کنده تشوده این را از خدا بخواهیم: چون اکر کسی امشب بخواهد سبک زندگی‌اش را عوض کند و تقدیر مهدوی بگیرد.باید باور داشته باشد که به این تقدیرها نیازدارد؛ شا بتواند مقدراتش را عوض کند؛ وگرنه صرف شنیدن این‌ها: یه تصمینم متجبر نمی‌شود. همه می‌آین د.احباهایشان ‎ ‏را بركزار مىكتند, هیچ تصمیم جدیدی هم نمیگبرند.دواره می‌روند. سحری‌شان را می‌خورند و می‌خوایند. دوبساره روز از انون روزى ازنو. كسى كه باور تدارد قین ندارده اباب ال 01 باه وین کنه هسک و تدیت را ان موز سوه لمعي ين ‎ ‏ايمانى مىخواهم. كه تمام ترديدهاى من از بين بروده يس مشكل بهرهبرداری از شب قدر چیست؟ این است که پقبدش, باورهايش و ابمائنش شعيف استث. خبلىها مىأيند در يسن احياها شركت م ىكنتد و حضوز تصمیم نگرفنه‌ند که زندكىي انساتى داشته باشتد و تنا أخر هنم رد م شوتد و م روشده يعنى بين نياو غرت خودشان مانده‌اند.بین شهوت و انسانی بين

صفحه 134:
بهشت و جهنم. وفع خبال ندرند؛ در سبك زندكى شان تفييسر یچ نت دی ای بر و پر فد زاف و میت وا میشوفتد دنبای خنوبه سم ره آع رت خ ویب فد کر ای شناد ارام انس ان رازه ارت شا و رم میداد هو گرضتنسی بسا فتسمت لسو: پدافچسه روژیزام کنودهای: خش نود سازی» خداا مرا به آلچه که تصیبم کردی. راضی کن؛ تا در هوس جيزهاى برتر و بيشتر به تتوعطلبى تيفتم و قانع بشم تا بتونم در چادر حضرت بمانم تام بدیخی‌هایبی که باه می‌شود ما در چادر حضرت نمائیم. این است که هوس‌های مرن ار ام ‎Sa LENA ie gh gale‏ ‎pa ay La Lig at‏ بایسم و شم را از آارکی: طردشدكى و تنهابى نجات دهيم؛ جون براى خودمان نقشه و واد ايم خیلی‌ها هوب‌نای مق دس ناه یرای تشن چیزهاینی را هنوس کرد‌ند کنهبنه در اسلام و نق لاب و اسام زسان 9 هم نمی‌ضورد. کاهنی هینتبازی و عبادتبازى. ايقدر أدم را مشغول می‌کند. کسه پسادش می‌رود اسام زمانش از او چسه می‌خواهد. از کجا بفیمم اکر درم کار خیری اتجام می‌دهم و باکر فرهنگی انجام می‌دهسم, اقا برای حضرت است یا بسرای شهوت شخصی خودم؟ یک ره درد از شهیدی مشال بزنم: مرحنوم حجتالاسلام و المسلمين ميثمى مىكفت: راهش ابن است. ار آن کر ربه رد ديكرى واككذار كردند اكر يه شما كفتند ديككر اين كار را يواه مايه عا لمرو کنخ ‎des SS dea‏

صفحه 135:
قل ان رن شوی ار مسئول جلسه بگوید: آقای شجاعی! شما سخنرنی نكنييد, کسسی دیگر سخترنی میکند. گر مسن ارات شسوم: معلوم است شهوترائى بيش نيستم. كر به تو برخورده يسن معلوم لستء شهوت شخصی داری؛ پس معلوم است هم این‌ها دکان و دفشر ات ار توانستی مشل مالک اشتر دل پکسی؛ تا جادر مناويه ده قنم مانده بو على 7 بهاوم كويد يركرف برمى كرد با رضايت برم ىكردد میگوید: اقا فرموده است. كله بركردم. جشم. معاويه را ثم ىكش tks رجه بسه مسن مودهى؛ راضوام كسن» هرجه هست. دتبال زيادمطلبى وتتوعطلبى نيقفتم (آنشا هی الا عنستة و ‎places Jy Laie SLs Set‏ دنا و آضرت هر دو ‎hyp eS say ay as gs (lop ag‏ در دنيا زتدكى امام زماني بده أخرت هم همينطور باشد. «ز نا غنات النار الغربسق؛' وازرعذاب آتنش دوزع نكاء دار»: ‎Ms‏ ‎ee chy) gil JLo‏ وت ب بهد کته روم کی ورزن ی هب ار وم رام خر نع ماد توت رازه تن بدم و شعزی متعر سوط ره عز يزعي یک واشتیق به سویت را ‎EL‏ به من رفبتی به تك خودت نيتنس تين بن حاودت مرگ زا کلم و ان وپزگشت به مسویت را ‎etal‏ بتوام سيك زندكىام را تفييسر ‎ ‎ ‎55 ‏سور يقرا أيه 17-1 قمى. مفاتيح اجان, دای شب یست ویک مه رم براي ی ری ريدو ‎

صفحه 136:
شب قدر. شب آشتی و بازگشت به آغوش خدا ی یمس آمستبپزگتدم) پم خی چورهابی زا دمن وصل الست و نمگفارد من یه چادر خضرت بروم باشو آ دما پاش قرچنن سم ‎asennad‏ ‏ارق ع اوه رای از ‎a‏ عه يده التونه» امشب بايد جبران كنم توبهاى نصيبم كن كه بكويم: از بندون حضرت زهرا 3زتدك كردن بی‌سادر زندگیکسودن: توبه مىكنم. من از اينككه بسدون لمام مان زتدكى كنم هی کتنو مین از نکن از اوه آنتمانام فاد كوتو توبه مىكنم. خداياا ما مىخواهيم با تو أشتى كنيم. به اوج برسيم وبا بيامبر 9 وآلش محشور شويم؛ به اين توبه احتياج ‎ ‎ ‎ ‎ ‏اتجام أنجه را موفق داشتى بدان محمدو آل محمد 9را*: آمشب عمد عوفيقنى بسمدينه سرجينرى كه نسب بيغمهن و اله زا موفق کردی به من هم همان توفیق راب دهد هرا نت اینن دعا را در شب عید هم داریو: ‏مت فنه نعشداز آن نعشد ۸9 توفیسو دهد رای ‎ ‎ ‎ ‏عید از دستتان نروده روز عیند و نضاز عیند هنم حواستان باشده ‏جسون مىخواهيد ميودجينى كنيد

صفحه 137:
تقش انا در تبرت شب کتاب‌نامه ۶ قرانكريم ‎wee ©‏ ‎١‏ لبن بابويه شيخ صدوق). محمدین علی, وب العمال و عتاب ‎Jee‏ تهران: كتابفروشى صدوق ‎(id‏ ‎Whe scene‏ ۴ من الايحضره الفقيه بيروته دارالاضواء. ‎BB‏ ‎{gine A play oxi Jus ail play cil Js *‏ مسحم: غخری, علی کب تهران: اسلاميه. 118 ؛ اپ دوم اق ‎atl le usage accel yal‏ هران: برادران علمى. ‎.٠592‏ ‎F‏ تميمى أمدىء عبدالواحد بن محمد غرر الحكم و درر الكل قم دار الكتاب ‎ais aby‏ ۷ خمينى, روج القهء صحيفه امام؛ تتهران: مؤسسه تنظيم و فشر أثار امام خمینی (سلم اه عم ۱۳۵۷ ‎A‏ حلی. مب ابی قاس ‎MSNA‏ 5 ال ای ‎Ugg skp‏ ‏1 ذشتىء محمد ترجمه تهجالبلاغه. قم: أل على ‎NAT‏

صفحه 138:
‎gh eae Wale gual guy‏ رن اند ۳ ‎١‏ طريحىء فخوالدين. مجمع البحرين» تهران: كتاب فروشى مرتضوی, ۱۳/۵ لول ‏۷ یسم مسندین حنن: من و‌دیشه هی ‏۳ فیش کافای, ملامحسن, تسیر افیا تقیق عامه سید ‎LT Sl ie ae‏ هرن ۱۳ ‏۴ قمی: ,اج اجنان ‎A‏ کلیت,محمدین یوب ‎gS A A Ipod‏ خلمية. ‎Nr asst‏ ‏عد متقیعل نا این تال یروت رکب لیم ۳۳ ‎ ‏۷ مجلسی: محاقرپجارالاوا ‎MEY LY JS jal ala‏ تهران: کنابخانه مسجد حضرت ولی‌عصر (عجل افهتعلیفرجم ۱۳۶۳ ۸ مجلسى. محمدباقرء بحارالاتوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار. جل بيروت: دار احياء ات امریی: ۴۰۳ ‎MN‏ محمدی ری شبهررى» محمد ميزان الحكمهه قم مونسه علمى و فرهنگی درالحدیث. ۱۳۸۹ ‎

صفحه 139:
معرفی مرکز نشر مركز تنظيم ونثسر أثار استاد محمد شجاعى با هدف توليد توزيع هدايت» نظارت و ترجمسه لسار صوتسی, تصویسری و مکتسوب استاد شسجاعی فلت خسود را موففست کتیسی و نظسارت مستقیم ایشسان آغازکره اسست. بدون شك تنوع أثار فر كنار لزوم تکنسر در تلد پسرای ره محصولات برأصده ازبنان وبيان ايسان يه كرودهاى مختظف سني ‎yy LS‏ همچنیسن گسروه‌های فسراانمخاطبسان در ماسر جهان» تيار د برتلسهاى هنرمثفاته وهوش عند متتاسب يأ نيازفا و سليقدها در كنار توجه به ظرفيتها از مهمتريين coals Spe al ‏له‎ توليد مجموعه أثار صوتسى و تصويسرى همجنيسن مجموعه أثار مكتوب در قالب «كتابهاى كار» » #بييان» و «قوت جان» ‎ye‏ فعاليتها است كه به زودى به ‎bin‏ تقديم ‎lls‏ مرک زنظیم ونشر ان اراستادمحم د شسجاعی امه ریافشت. ‎gl cha cy‏ صاحب تظران و فعسالان فرهنگسی در راستلى گس ترش مسارف الهنی در بستطوع ملسی وییسن اطلسی استه

صفحه 140:

نقش انسان در تقدیرات شب قدر * 1 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * نقش انسان در تقدیرات شب قدر 3 شج‍ا ‍عی‌ ،م‍ح‍م‍د،‏۱۳۴۳‏ سرشناسه‍ : ‏عنوان و نام پديدآور :نقش انسان در تقدیرات شب قدر‍ /مح‍م‍د ش‍ج‍اع‍ی‌ مرکز تنظیم و نشر آثار استاد محمد شجاعی ‏مشخصات نشر :قم :محیی‏۱۳۹۸ ، ‏مشخصات ظاهری 100 :صفحه‏ ‏فروست :سلسله مباحث استاد محمد شجاعی :مجموعه ششم ‏ ‏ شابک9789642720491 : ‏ وضعیت فهرست نویسی :فیپا ‏ ‏ سر‌شناسه :شجاعی ،محمد1343 ، موضوع :قضا و قدر موضوع :شب قدر ‏شناسه افزوده :مرکز تنظیم و نشر آثار استاد محمد شجاعی ‏رده بندی کنگره/BP259 / 64 :‏ش 3ن 1398 7 ‏رده بندی دیویی297/737 : ‏شماره کتابشناسی ملی5630294 : نام کتاب :نقش انسان در تقدیرات شب قدر مولف:محمدشجاعی1343، تدوین:مرکز تنظیم و نرش آثار استاد محمد شجاعی صفحه آرا :علی زندیه مشخصات نرش :نرش محیی 1397/ مشخصات ظاهری 100 :صفحه موضوع :انسان ،شب قدر،ماه رمضان قیمت 25 :هزار تومان شابک 9789642720491 : کتاب نامه :به صورت زیرنویس و صفحه‌ی137 فهرست مطالب فصل اول شب قدر ،شبی برتر از هزار ماه شب قدر ،چه شبی است؟17................................................................................................ مقدرات امور در شب قدر19................................................................................................. تفکر ،مهم‌ترین عمل شب قدر20........................................................................................ شب قدر ،شب میزان و اندازه گیری22.............................................................................. چرا این شب ،شب قدر نامیده شده است؟25................................................................... شب‌های قدر و تقدیر مناسب27......................................................................................... تحصیل‌کرده‌ها و ثروتمندان هم از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند28...................... مالک بهترین تقدیرات30..................................................................................................... فصل دوم انواع قدرها مروری بر بحث گذشته35..................................................................................................... قرآن ،منبع شناخت بهترین تقدیرها36............................................................................. تقسیم‌بندی قدرهای انسان از منظر قرآن38.................................................................... 1و .2قدرهای جمادی و بدتر از جماد39........................................................................ .3قدرهای حیوانی41............................................................................................................ .4قدرهای پست‌تر از حیوان42........................................................................................... .5قدرهای شیطانی43........................................................................................................... .6قدرهای انسانی45.............................................................................................................. فصل سوم شب قدر ،فرصتی مهم برای خودسازی و تغییر سبک زندگی مروری بر بحث گذشته53...................................................................................................... نقش دعا در تقدیرات انسان55.............................................................................................. شکر نعمت ،از عوامل مؤثر بر تقدیرات شب قدر57.......................................................... تقدیرات شب قدر به تناسب خودآگاهی61........................................................................ طراحی سبک زندگی به همراه نقشه و برنامه‌ریزی63..................................................... جذب تقدیرات منوط به سطح فکری انسان65................................................................. فصل چهارم شب قدر ،فرصت برنامه‌ریزی و احیا شدن مروری بر بحث گذشته69...................................................................................................... فرصت انسان شدن را در شب قدر از خدا بخواهیم72..................................................... ‌شرط تولد سالم به آخرت75.................................................................................................. قیمت خودتان را بشناسید77................................................................................................ خودشناسی در کالم امیرمومنان77................................................................................ فصل پنجم خودشناسی الزمه بهره‌مندی از شب قدر مروری بر بحث گذشته83...................................................................................................... جهل به آخرت و جهل به خود83........................................................................................ جهل به خود ،قدم در مسیر گمراهی و جهالت87........................................................... خودشناسی در دعای امام سجاد91................................................................................ دعای سیدالساجدین در مناجات شاکین93.................................................................. فصل ششم شب قدر وقت رسیدن به خیمه امام زمان مروری بر بحث گذشته97...................................................................................................... باالترین تقدیرها در شب قدر98........................................................................................... دعای شب قدر ،خواندنی نیست ،خواستنی است100........................................................ لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی104.................................................................. رغبت به دولت کریمه امام زمان106............................................................................... دعای فرج مخصوص ماه رمضان107...................................................................................... فصل هفتم شب قدر ،شب پیوند با امامت مروری بر بحث گذشته111..................................................................................................... اهمیت شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان 112........................................................... تقدیرها و تدبیرهای مزاحم113.............................................................................................. انتظار فرج ،بهترین تقدیر شب قدر113................................................................................ شب های قدر ،رحم قدرتمند تقدیر116............................................................................... شب عید فطر ،شب قدر121.................................................................................................... دعای امام سجاد در شب بیست و هفتم123.................................................................. فصل هشتم شب قدر ،اوج ذکرهای آسمانی مروی بر بحث گذشته129........................................................................................................ استمداد از اسماء الهی در شب‌های قدر129........................................................................ شب قدر ،شب آشتی و بازگشت به آغوش خدا136........................................................... کتاب‌نامه137.............................................................................................................................. پیشگفتار مجموعــه کتاب‌هــای «بیــان» برگرفتــه از سلســله جلســات صوتــی و تصویــری اســتاد محمــد شــجاعی اســت .هــدف ایــن مجموعــه ،توســعه و ترویــج معــارف الهــی و انســانی بــا حفــظ اصالــت گفتــار و شــیوه بیــان ایشــان می‌باش��د ک��ه بــا ویرایــش مناســب متــن ،در اختیــار عالقه‌منــدان قــرار می‌گیــرد. بــدون شــک ایــن مجموعــه ،در کنــار پیشــنهاد گــوش دادن بــه جلســات صوتــی ،می‌توانــد عــاوه بــر مــرور دروس ،امــکان بازخوانــی ایــن معــارف را بــرای عالقه‌منــدان فراهــم کنــد ،تــا بــا گــوش خویــش بشــنوند ،بــا چشــم خــود بخواننــد و بــا جانشــان ایــن معــارف را دریابنــد. در آثــار مکتــوب ،تــاش شــده اســت تــا در کنــار ویرایشــهای ضــروری متــن ،شــیوة بیــان نیــز حفــظ شــود؛ بــه گونـه‌ای کــه عالقه‌منــدان بــه ایــن ـگ صــدای اســتاد را در الفبــای مباحــث ،در هنــگام خوانــدن متــن ،ضرب‌آهنـ ِ متــن بیابنــد و ارتبــاط بهتــر و نزدیک‌تــری بــا ایــن معــارف انســانی و معنــوی در وجــود خویــش برقــرار کننــد. بــدون تردیــد ،مؤلفــان کــه گروهی از شــاگردان برجســته اســتاد می‌باشــند، بــا قبــول مســئولیت هــر گونــه اشــکال در ایــن آثــار ،ســاحت اســتاد معظــم را از ایــن اشــکاالت بــری می‌داننــد و پیشــایش از خواننــدگان عزیــز و گرانقــدر، بــه دلیــل هــر نقصــی پــوزش می‌خواهنــد. امیــد اســت اســتاد معظــم ،آن‌گونــه کــه شایســته بزرگــی بــزرگان می‌باشــد ،بــه ایــن نواقــص بــا دیــده اغمــاض بنگرنــد و شــاگردان کوچــک خویــش را ببخشــند .مؤلفــان کوشــیده‌اند ،محصــول نهایــی بــا کمتریــن نقــص در اختیــار همــگان قــرار گیــرد؛ ا ّمــا بــدون شــک ایــن آثــار ،هماننــد هــر تالش انســانی دیگــر ،مصــون از خطــا نیســت؛ نواقصــی کــه بــا تذکرهــای مشــفقانه و هوشــمندانه شــما عزیــزان رفــع خواهــد شــد .از ایــن کــه مــا را در مســیر اعتــای ایــن مجموعــه همراهــی می‌فرماییــد ،سپاســگزاریم. مقدمه روزهــا و شــب‌ها ،بســتر رخدادهــا هســتند .طلــوع و غــروب وقایــع ،در بخشــی از زمــان صــورت می‌بنــدد .زمان‌هــا ،لحظه‌هــا ،هفته‌هــا ،ماه‌هــا، ســال‌ها و قرن‌هــا ،مخلــوق خــدا و مرهــون نظــام جــاری و حــرکات مــوزون عالــم هســتند و بــه ظاهــر هیــچ فرقــی میــان آنهــا نیســت .ولــی قــرآن کریــم، همــه ایــام را یکســان نمی‌بینــد .برخــی از آنهــا را ایــام مبــارک و مقــدس می‌نامــد کــه مــاه رمضــان و ش ـب‌های قــدر از آن جمله‌انــد .از منظــر قــرآن، شــب قــدر ،شــبی بــا ارزش و پــر فضیلــت و بــا امــور پــر عظمتــی همــراه اســت؛ هماننــد نــزول قــرآن و فرشــتگان ،تدبیــر ،برنامه‌ریزی‌هــای جدیــد، تقدیــر و تعییــن سرنوشــت‌ها. شــب قــدر ،شــب انــدازه اســت؛ شــب دعــا و تصمیــم اســت .بایــد دعــا کنیمــ امــا دع��ا ب��ه «خوان��دن» نیسـ�ت؛ بلکــه بــه «خواســتن» اســت .مــا بــا خواســتن‌هایمان تعییــن می‌کنیــم ،در تقدیرهایمــان چــه بنویســند .عبــادت در شــب قــدر ،بیشــتر از هشــتاد ســال ارزش دارد و قابــل قیــاس بــا ســایر ش ـب‌ها نیســت .در چنیــن شــبی خداونــد ،بــال رحمــت می‌گشــاید ،بنــدگان خــود را در رواق آن می‌نشــاند و مومنــان و عابــدان را مشــمول رحمــت خاصــش می‌ســازد. در شــب قــدر ،فرشــتگان میــان عــرش الهــی و قلــب امــام زمــان ،در رفــت‌و آمدنــد و تقدیــرات همـه‌ بنــدگان را خدمــت حضــرت می‌آورنــد و بــه ـرف پدیــد امضــای ایشــان می‌رســانند .به‌عبــارت دیگــر ،امــام زمــان ،ظـ ِ شــب آمــدن و رقــم خــوردن همــ ‌ه تقدیرهــا هســتند .از ایــن‌ رو گفته‌انــد: ِ ـب امــا ِم زمــان ،اســت .هرکــس بخواهــد ،بــه خــدا دســت یابــد و قــدر ،شـ ِ بهتریــن تقدیرهــا را بــرای خــود دریافــت کنــد ،بایــد دســت بــه دامــان امــام بشــود و بــا امــا ِم خــود ارتبــاط و اتصــال ویــژه‌ای برقــرار کنــد. فلســفه وجــودی شــب قــدر ،نقــش انســان در تقدیرهــای شــب قــدر ،علــت شــب قــدر نامیــدن آن ،ارزش عبــادی در ش ـب‌های قــدر ،چگونگــی امضــای تقدیرهــای امــور بــه دســت امــام زمــان ،بهتریــن دعــا در شــب قــدر و شــاخصه‌های بهتریــن تقدیرهــا و ...از جملــه موضوعــات مهــم ایــن کتــاب اســت. امیدواریــم ،انتشــار ایــن کتــاب ،کــه پیــاده شــدة سلســله جلســات فایــل صوتــی «نقــش انســان در تقدیــرات شــب قــدر» در ســال 1392اســت ،در ارائــه فهمــی بهتــر از شــب قــدر ســودمند باشــد ،شــبی کــه سرنوشــت زمینیان و آســمانیان در آن بــه هــم گــره می‌خــورد. ��ﻢ اﷲ اﻟﺮﲪﻦ اﻟﺮﺣﲓ َ َ ْ َْ َ ْ َ ْ َ َ ْ َ َ َ ﱠ َ َ ُ إﻧﺎ أﻧﺰﻟﻨﺎه ﰲ ﻟﯿﻠ ِﺔ اﻟﻘﺪر ﴿ ﴾1وﻣﺎ أدراك ﻣﺎ ِ ِ ِ َ َْ َ ُ ْ َ ْ َْ َ ُ ْ َ ْ َ ْ ٌ ﱢ ْ ْ َ ْ ﻒ ﺷﮫﺮ ﻟ أ ﻦ ﻣ ﲑ ﺧ ر ﺪ ﻘ اﻟ ﺔ ﻠ ﯿ ﻟ ﴿﴾2 ر ﺪ ﻟﯿﻠﺔ اﻟﻘ ِ ِ ِ ٍ َ ْ َ َ ﱠ ُ َْ َ َ ُ َ ﱡ ُ اﻟﺮوح ِﻓﯿﮫﺎ ﺑﺈذن ﴿ ﴾3ﺗﻨﺰل اﳌﻼ ِﺋ�ﺔ و ِِ ِ َ ﱢ َ َﱠ َ َ ٌ ﱢ ُ ﱢ ْ َر� ﻣﻦ ﮐﻞ أﻣﺮ ﴿ ﴾4ﺳﻼم ِھﻲ ﺣﱴ ٍ ِ ْ َ َ ْ َ ﻟ ْ � � ﻣﻄﻠﻊ ا ﺮ ﴿﴾5 ِ ِ نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل اول شب قدر ،چه شبی است؟ مقدرات امور شب قدر تفکر ،مهمترین عمل شب قدر شب قدر ،شب میزان و اندازه‌گیری چرا این شب ،شب قدر نامیده شده است؟ شب های قدر و تقدیر مناسب تحصیل‌کرده‌ها و ثروتمندان هم از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند مالک بهترین تقدیرات 15 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شب قدر ،چه شبی است؟ شــب قــدر ،شــب نــزول قــرآن اســتِ ) .إنَّــا اَن َْزلْنــا ُه ِفــي لَ ْي َلـ ِ ـد ِر* ـة الْ َقـ ْ ــن اَلْ ِ َو مــا اَ ْد َ ــف شَ ــ ْهر* َت َنــ َّز ُل َــد ِر* لَ ْي َلــةُ الْق ْ راك مــا لَ ْي َلــةُ الْق ْ ــر ِم ْ َــد ِر خَ ْي ٌ ك ِّل أَ ْمــ ٍر * َس َ وح * فِي َهــا ب ِــإِ ْذ ِن َرب ِّ ِهــم ِّمــن ُ ِــي الــر ُ الْ َمالئِ َكــةُ َو ُّ ــا ٌم ه َ ـع ال ْ َف ْج ـ ِر ٍ؛ 1مــا آن [قــرآن] را در شــب قــدر نــازل كرديــم َح َّتــى َم ْطلَـ ِ و تـ�و چـ�ه مـ�ی دانــی کهــ شبــ ق��در چیســت؟ شــب قــدر ارجمندتــر و بهتــر از هــزار مــاه اســت .فرشــتگان و «روح» در آن شــب بــه اذن پروردگارشــان بــراى [تقديــر] هــر کارى نــازل مى‏شــوند[ .آن شـب‌] تــا دم صبــح ،صلــح و ســام اســت( گــزارۀ دوم را کــه شــب قــدر برتــر از ِ هــزار مــاه اســت ،نمی‌دانیــم چقــدر برتــر اســت! چــه اتفاقــی در ایــن شــب می‌افتــد؟ نخســت اینکــه قــرآن در ایــن شــب نــازل شــده ،ضمــن اینکــه قــرآن نــازل شــده ،مالئکــه نیــز همــراه روح ،بــه مــدد آن و بــا اجــازۀ .1سورۀ قدر /آیات .3-1 17 * فصل اول 18 پروردگارشــان نــازل می‌شــوندِ ).م ْن ُك ِّل َأ ْم ٍ ــر( یعنــی همه‌چیــز ،هیــچ اســتثنائی نــدارد .هــر چیــزی کــه در مخیلــۀ مــا بیایــد و میلیاردهــا چیــزی کــه نمی‌آیــد ،مالئکــه ،تقدیرهــای هــر چیــزی را در ایــن شــب می‌آورنــد .روح ،همــان اســت کــه علــی 7فرمــود« :خَ ْلـ ٌ َ ـن ـم ِمـ ْ ـق أ ْع َظـ ُ َج ْب َرئِ َ يــل؛ 1آفرینشــی برتــر و بزرگ‌تــر از جبرئیــل اســت» .مالئکــه در کار خودشــان ،بــه روح وابســته هســتند .اگــر روح نباشــد ،مالئکــه تــوان انجــام کاری را ندارنــد؛ چــرا کــه در جــای دیگــری از قــرآن می‌فرمایــدَ ) :ت َنــ َّز ُل الْ َمالئِ َك َ وح؛ 2خداونــد مالئکــه را به‌واســطۀ الــر ِ ــة بِ ُّ روح نــازل می‌کنــد (.پــس روح ،آن چیــزی اســت کــه مالئکــه را نــازل ـع الْ َف ْجـ ِ دم صبــح ،صلــح ـر؛[ 3آن شـب‌] تــا ِ ـي َح َّتــى َم ْط َلـ ِ می‌کندَ ).ســا ٌم ِهـ َ و ســام اســت( .نتیجــۀ ایــن تقدیــر و تنـ ّزل مالئکــه ،ســامتی اســت تــا مطلــع الفجــر. ـی امــا کل امــر ،بــه چــه کســی نــازل می‌شــود؟ کل امــر ،بــه ولـ ِّ امــر نــازل می‌شــود؛ همــان کســی کــه ،قــرآن فرمــودَ ) :أ ِطي ُعــوا َّ َ الل َو َ ـول َو ُأولِــي ْ َ الر ُسـ َ ال ْمـ ِ ـم؛ 4خــدا را اطاعــت کنیــد! و پیامبــر ـر ِم ْن ُكـ ْ أ ِطي ُعــوا َّ خــدا و اولــو األمــر [اوصیــای پیامبــر] را اطاعــت کنیــد(. اُولــی و اولــو ،جمــع ولــی اســت؛ یعنــی ،صاحبــان امــر ،والیــان امــر، ــن ُك ِّل َأ ْم ٍ ــر( بــه خدمــت دارای امــر و مالــک امــر .همــه کارهــا ) ِم ْ ـی امــر و وجــود مقــدس امــام زمــان آورده می‌شــوند ،حضــرت ولـ ِّ فرمــود« :بــا دشــمنانتان بــا اســتفاده از ســورۀ قــدر بحــث کنیــد و .1مجلسی ،بحاراالنوار الجامعه ل ُِد َر ِر اخبار االئمه االطهار ،ج ،25ص .59 .2سوره نحل /آیه .2 .3سوره قدر /آیه .5 .4سوره نساء /آیه .59 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * دلیــل بیاوریــد» 1.در جــواب آن‌هایــی کــه می‌گوینــد« :امــام زمــان زنــده نیســت ،ولــی امــر و امــام معصــوم نیــاز نیســت» ،از ایــن ســوره اســتنباط می‌شــود؛ مادامــی کــه ماه‌هــا و ســال‌ها از پــس هــم می‌آینــد ،مــاه مبــارک رمضــان و شــب قــدر هــم خواهــد آمــد ،ولــی امــر و امــام زمــان هــم حضــور خواهنــد داشــت و مالئکــه بایــد تقدیــر همــه امــور را نــزد ایشــان ببرنــد. مقدرات امور ،در شب قدر خداونــد در ســورۀ قــدر می‌فرمایــد :در شــب قــدر مالئکــه و روح نــازل می‌شــوند .بــه چــه کســی نــازل می‌شــوند و ایــن تقدیرهــا را بــرای چــه کســی می‌آورنــد؟ خدمــت وجــود مقــدس امــام زمــان، کــه حســابدار خداســت؛ یعنــی تمــام تقدیرهــای الهــی ،دربــارۀ همــۀ عوالــم و همــۀ موجــودات از مقــام الهــی بــه قطــب عالــم ا ِمــکان، ولــی امــر عالــم ،امــام زمــان  حســابدار عالــم ،خزانــه‌دار عالــم و ِّ نــازل می‌شــود تــا هــر مخلوقــی ،رزق خــود و تقدیرهــای یــک ســال خــود را از دســت مبــارک ایشــان دریافــت کنــد. امــام زمــان ،کســی اســت کــه تمــام محاســبات ماســوی‌اهلل ،در ـي ٍ‏ء َأ ْح َص ْينــا ُه ِفــي صفحــۀ وجــود مقــدس ایشــان انجــام می‌شــودُ ) .ك َّل شَ ـ ْ َ ـيع ِة َخ ِ ـاه ـور ِة إِنَّــا أنْ َزلْنَـ ُ ـر اَلشِّ ـ َ اص ُمــوا ب ِ ُسـ َ .1اشــاره دارد بــه حدیــث امــام باقــر« : يَــا َم ْع َشـ َ ـول ا َ َّلل ِ َصلَّــى ا َ َّللُ ـد َر ُسـ ِ ْ ْ َ ـقِ ـ ع ب ـ ل خ ل ا ـى ـ ـار َك َو تَ َعالَــى َع َل َ َْ َ ـو ا َ َّلل ِ إِن َّ َهــا ل َ ُح َّج ـ ُة ا َ َّلل ِ تَبَـ َ تَ ْف ُل ُجــوا ،فَـ َ ِ ِ ِ ِ ـم َو إِن َّ َهــا ل َ َغايَـ ُة ع ْلمنَــا؛ اى جماعــت شــیعه بــا خصــم خــود َع َل ْيـ ِه َو آل ِـ ِه َو إِن َّ َهــا ل َ َسـيِّ َد ُة دين ُكـ ْ بــه ســوره «اِنَّــا اَن ْ َزل ْ َنــا ُه» محاجــه کنیــد کــه پیــروز خواهیــد شــد؛ پــس ســوگند بــه خــدا کــه ایــن ســوره از بــراى حجــت خداونــد تبــارک و تعالــى ،بعــد از رســول اســت .ایــن ســوره همانــا مــدرک دیــن شــما و نهایــت علــم مــا اســت»( .کلینــی ،کافــی ،ج ،1ص)249 19 * فصل اول إِمــا ٍم ُم ِبيـ ٍ ـن؛ 1و هــر چيــزى را در امامــی آشــکار برشــمرده‌ايم( .حســاب و کتاب‌هــا بــدون اســتثناء در یــک شــخص انجــام می‌شــود ،آن شــخص همــان امــام مبیــن یعنــی وجــود مقــدس امــام زمــان اســت .پــس امــام زمــان ،محاســبه‌گر و حســابدار تمــام نظــام خلقــت اســت و هرچــه بــه هــر مخلوقــی می‌رســد ،از وجــود مقــدس و مبــارک امــام زمــان ،نشــأت می‌گیــردَ « .و بِ ُیم ِنـ ِ ـوری؛ 2بــه یُمــن حضــرت، ـه ُر ِز َق الـ َ [همــۀ مخلوقــات] رزق و روزی داده می‌شــوند». 20 متأســفانه بعضی‌هــا فکــر می‌کننــد؛ وقتــی می‌گوییــم شــب قــدر؛ یعنــی تقدیرهــا ،در ایــن شــب تعییــن می‌شــود و مــا تــا ســال بعــد محکــوم بــه ایــن تقدیرهــا هســتیم .خیــر ،مــا در آنچــه حضــرت امضــاء می‌کنــد ،نقــش مؤثــری داریــم .بنابرایــن ،در شــب‌های قــدر تــاش کنیــد ،تــا کارنامــه خوبــی از بهتریــن تقدیرهــا ،بــرای امضــاء تحویــل حضــرت بدهیــد. تفکر ،مهم‌ترین عمل شب قدر مهم‌تریــن عمــل در شــب قــدر ،فکر‌کــردن اســت ،نــه عبــادت. مرحــوم مجلســی ،4روایتــی را نقــل کــرده اســت ،کــه در ش ـب‌های قــدر جوشــن کبیــر بخوانیــد؛ بــزرگان هــم بــه فرمایــش ایشــان احتــرام گذاشــتند و جامــه عمــل پوشــاندند .ا ّمــا اگــر در شــبهای قــدر نتوانســتیم ،اشــکالی نــدارد ،تــا پایــان مــاه مبــارک هــم فرصــت داریــم کــه ایــن دعــای زیبــا و پــر محتــوی را بخوانیــم .جوشــن کبیــر ،فقــط .1سورۀ یس /آیۀ .12 .2قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای عدیله. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * بــرای مــاه رمضــان نیســت ،هــر زمانــی کــه بخوانیــد ،خیــرات و بــرکات خــودش را دارد. عبــادت و دعــا بــدون حضــور قلــب و تمرکــز ،اثــر چندانــی نــدارد؛ بــه طــور مثــال خوانــدن صــد ‌رکعــت نمــاز بــدون تمرکــز ،خــوب نیســت؛ امــا عــزاداری فــرق می‌کنــد؛ چــون در عزاداری‌هــا ،تمرکــز باالســت و حالت‌پذیــری قلــب خیلــی زیــاد اســت .البتــه بایــد مواظــب باشــیم عبــادت‌زده نشــویم؛ یعنــی طــوری نشــود کــه عبــادت ،مــا را از تفکــر غافــل کنــد .صرفــاً خوانــدن دعــا و جمله‌هــای عربــی ،بــدون ـس ـرا َء ٍة لَ ْيـ َ ـر ِفــي َقـ َ فهــم و درک درســتی از آنهــا ،خــوب نیســتَ « :ال خَ ْيـ َ ـر» 1در خواندنــی کــه تدبــر نیســت ،خیــری هــم نیســت .شــاید ِفي َهــا َت َدبُّـ ٌ اگــر قــرار باشــد عملــی بــه غیــر از تفکــر در شــب قــدر ،تأثیــر بگــذارد، همیــن تمرکزهــای عبــادی و والیــی ماســت؛ یعنــی ذکــر مصیبت‌هــا و به‌‌خصــوص یاد‌کــردن وجــود مقــدس صاحــب امــر کــه قــرار اســت ،همــه‌ چیــز بــر او نــازل شــود .بنابرایــن مهم‌تــر از فکرکــردن، ســخنرانی شــنیدن ،حــرف‌زدن و مذاکره‌کــردن ،ایــن اســت کــه؛ مــا در شــب قــدر بــه تصمیم‌هایــی برســیم و بــرای آینده‌مــان برنامه‌ریــزی کنیــم و آن‌هــا را تحویــل امــام زمــان بدهیــم. اگــر دائــم مشــغول دعــا‌ خوانــدن شــویم ،فرصــت نداریــم فکــر کنیــم کــه چــه چیــزی را می‌خواهیــم تحویــل امــام زمــان بدهیــم، ایــن زمــان بــا غفلــت می‌گــذرد و مــا چیــز مفیــدی ،دســت امــام‌ زمــان نخواهیــم داد .لــذا؛ مهم‌تریــن عمــل در شــب قــدر ،شــنیدن، فکر‌کــردن ،نقشــه‌ریختن و تصمیم‌گیــری اســت .بایــد در ایــن .1مجلسی ،بحاراالنوار ،ج ،85ص .64 21 * فصل اول شـب‌ها ،ســاعت‌هایی را بــرای خــود خلــوت داشــته باشــیم و تــا صبــح نقشــه بریزیــم و باألخــره تحویــل امــام‌ زمــان بدهیــم .بگوییــم :آقــا! مــا بــرای ســال آینده‌مــان ایــن چیزهــا را می‌خواهیــم کــه شــما امضــاء کنیــد .پــس داده‌هــای مــا در ایــن شــب‌ها فوق‌العــاده مهــم اســت .بهتــر اســت ،بیندیشــیم چــه داده‌هایــی را بــه حضــرت تقدیــم کنیــم ،تــا امضــاء بفرماینــد. شب قدر ،شب میزان و اندازه‌گیری 22 ــدر در همــۀ ما‌ســوی‌اهلل جریــان مســئلۀ اول ایــن اســت کــهَ ،ق َ دارد .یعن��ی غیـ�ر از ح��ق‌ تعالـ�ی ،کــه وجــود بی‌نهایــت اســت ،در بقیــه ــي ٍء جلوه‌هــای خــدا ،مــا بــا قــدر و انــدازه ســروکار داریــمَ ) .و ُك ُّل شَ ْ ـد ٍار؛ 1و هــر چيــزى نــزد او انــدازه‌اى دارد( .هــر چیــزی نــزد ـد ُه بِ ِم ْقـ َ ِع ْنـ َ خــدا ،عــدد و انــدازه و مقــدار دارد. تقدیــر یعنــی اندازه‌گیــری ،شــب قــدر یعنــی شــب انــدازه ،شــب اندازه‌گیــری .مــا هر‌کــدام انــدازه‌ای از خودمــان را بــرای هــر کاری می‌دهیــم؛ انــدازه‌ای بــرای مســائل خانوادگــی ،انــدازه‌ای بــرای مســائل تربیتــی ،انــدازه‌ای بــرای مســائل عبــادی ،انــدازه‌ای بــرای مســائل روحــی و روانــی و ...همین‌طــور اندازه‌هــای مختلفــی را بایــد تعییــن کنیــم و ایــن مهــارت می‌خواهــد. اســاس نظــام خلقــت ،بــر پایــه انــدازه اســت و در اصطــاح قرآنــی به آن می‌گوینــد :قضــا و قــدر ،نتیجــه و انــدازه .بــر اســاس قانــون نیوتــن در علــم فیزیــک ،اگــر شــما بــا دســت ،یــک نیوتــن نیــرو بــه چیــزی .1سوره رعد/آیه 8 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * وارد کنیــد ،یــک نیوتــن نیــرو هــم ،بــه دســت شــما وارد می‌شــود. ـدر می‌دهیــم ،یــک قضــا دریافــت می‌کنیــم. پــس هــر بــار کــه یــک َقـ َ قضــا ،یعنــی نتیجــه و عکس‌العمــل .به‌طــور مثــال ،مســواک زدن قــدر میشــود؛ قضایــش ،ســالم‌ مانــدن دنــدان اســت و برعکــس آن ،مســواک نــزدن یــک قــدر اســت ،نتیجــه‌اش بیمــاری دنــدان اســت .بــه ایــن مســئله اصطالح ـاً در فیزیــک ،عمــل و عکس‌العمــل ،در فلســفه ،علــت و معلــول و در دیــن ،قضــا و قــدر می‌گوینــد .پــس هم ـه‌ چیــز قضــا و قــدر دارد و بــر اســاس یــک داده و یــک نتیجــه اســت .کســانی کــه در مجلســی نشســته‌اند ،هــر قــدر بــه بلندگــو نزدیک‌تــر باشــند ،صــدای بیشــتری را دریافــت می‌کننــد .گــوش هرکــس ،هــر قــدری داشــته باشــد ،بــه همــان مقــدار ،صــدا دریافــت می‌کنــد. بنابرایــن ،مــا هــر تصمیمــی می‌گیریــم و هــر عملــی انجــام می‌دهیــم ،نتیجــه و قضایــی دریافــت می‌کنیــم .ایــن قضــا و قــدر یعنــی؛ اندازه‌هــا و نتایجــی کــه خداونــد تبــارک ‌و‌ تعالــی در نظــام خلقــت قــرار داده اســت .در اینجــا یــک بــاور غلــط را مطــرح می‌کنیــم؛ وقتــی کســی می‌میــرد ،می‌گوینــد قضــا و قــدر الهــی بــوده ،ایــن فکــر ــدری را در رفتــار بــا بدنــش انتخــاب اشــتباه اســت .ایــن شــخصَ ،ق َ کــرده ،کــه قضــای آن ،مــردن بــوده اســت .بنابرایــن ،خــودش مــردن را انتخــاب کــرده؛ نــه اینکــه خــدا می‌خواســته او بمیــرد .همچنیــن اگــر کســی مریــض شــد ،فقــط ،قضــا و قــدر الهــی نبــوده ،شــاید خــود شــخص بهداشــت را رعایــت نکــرده ،در نتیجــه مریــض شــده اســت. قضــا و قــدر یعنــی علــت و معلــول ،عمــل و عکس‌العمــل ،امــا بــه ایــن معنــا نیســت کــه اگــر قضــا و قــدر الهــی اســت ،خواســت خــدا 23 * فصل اول هــم باشــد. الذنُـ ِ َ ـوت بِ ُّ ـوت ـن َي ُمـ ُ ـن َي ُمـ ُ ـر ِم َّمـ ْ امــام‌ صــادق 7فرمـ�ودَ « :مـ ْ ـوب أ ْك َثـ ُ بِ ْال َجـ ِ ـال؛ 1تعــداد کســانی کــه توســط گنــاه می‌میرنــد ،بیشــتر از کســانی اســت کــه بــا عمــر مقــدر می‌میرنــد» .به‌طــور مثــال ،خداونــد تعییــن کــرده ،فــردی در شــصت ســالگی بمیــرد؛ امــا اگــر خــودش در اثــر انجــام گناهــان زیــاد و بی‌احتیاطــی ،در چهــل ســالگی ُمــرد ،خــودش َق َدرهایــش را تغییــر داده ،نمی‌توانیــم بگوییــم ،خواســت خــدا بــود. 24 در مــورد زندگــی کســانی کــه بــه طــاق منجــر می‌شــود هــم بــه همیــن منــوال اســت ،طــاق ،خواســت خــدا نبــوده ،بلکــه بی‌تجربگــی و بی‌اطالعــی زن و شــوهر در رفتارهــا ،روابــط و کســب مهارت‌هــای اقتصــادی ،عاطفــی و معنــوی باعــث شــده ،کــه زندگی‌شــان تلــخ شــود و شکســت بخــورد .خــدای تعالــی بــرای هــر چیــزی ،قانــون و قضــا معیــن کــرده اســت؛ بــا یادگیــری ایــن قوانیــن ،انتخاب‌هایتــان تغییــر کــرده و قدرهــای خوبــی را بــرای خودتــان رقــم می‌زنیــد و برعکــس اگــر یــاد نگیریــد ،طــور دیگــر عمــل کــرده و قــدر دیگــری نصیبتــان می‌شــود .پــس وقتــی می‌گوییــم قضــا و قــدر الهــی ،بــه آن معنــا نیســت کــه خواســت خــدا بــوده اســت. مشــرکین نیــز همیــن را می‌گفتنــد؛ قــرآن می‌فرمایــد) :مشــرکان خواهنــد گفــت اگــر خــدا می‌خواســت ،مــا و پدرانمــان مشــرک نمی‌شــدیم( 2.خــدا می‌فرمایــد :حــرف بی‌دلیــل نزنیــد؛ اگــر قــرار ـن خــدا ،دوســت دارم شــما بــود ،مــن بــرای شــما تصمیــم بگیــرم ،مـ ِ .1طوسی ،االمالی ،ج ،1ص.305 َ ّ َ )س َيق ُ ْ ِين أَشْ َر ُكوا ْ ل َ ْو شَ اء الل َما أشْ َرك َنا َوال آبَا ُؤن َا( (سوره انعام /آیه .)148 ُول ال َّذ َ َ .2 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مشــرک باشــید یــا مؤمــن؟ دوســت دارم همـه‌ بندگانــم مؤمــن باشــند؛ چــون مــن موجــودی مختــار خلــق کــردم ،بنــا نیســت کســی را بــا زور بــه بهشــت ببــرم ،بنابرایــن اگــر کســی کفــر و جهنــم را انتخــاب کــرد، او را آزاد می‌گــذارم. خداونــد ،مســیر را بــا فرســتادن قــرآن ،متخصصیــن معصــوم، عقلــ و فط��رت نشـ�ان داده؛ ول��ی کس��ی کـ�ه مشــرک اس��ت و خــاف میــل او عمــل می‌کنــد و بــه همــۀ ایــن قدرهــا پشــت پــا میزنــد، قضایــش چیــز دیگــری اســت. مثال��ی دیگــر :پلیــس راهنمایــی می‌گویــد ،ایــن جــاده لغزنده اســت. ایــن قــدر می‌شــود ،حــاال بنــده می‌توانــم ترمــز کنــم و زنجیــر چــرخ ببنــدم و بــروم ،و یــا بی‌احتیاطــی کــرده و بــه دســتور پلیــس توجهــی نکنــم .آمــار نشــان می‌دهــد ،ســالی پن ـج‌ هــزار جــوان موتورســوار در کشــور مــا از دنیــا می‌رونــد ،بیشــتر از بیســت ‌هــزار نفــر در تصــادف اتومبیــل از دنیــا می‌رونــد .ای ـن‌ اتفاقــات بی‌توجهــی و غفلــت اســت و خودشــان قدرهایــی را انتخــاب کردنــد کــه در ایــن قدرهــا تصــادف و مــرگ وجــود دارد. پــس اگــر گفتیــم قضــا و قــدر الهــی ،نــه اینکــه مطلق ـاً ،خواســت خداســت .درســت اســت کــه خداونــد جاهایــی می‌خواهــد و دخالــت هــم می‌کنــد؛ ا ّمــا مهــم ایــن اســت کــه مــا بخواهیــم. چرا این شب ،شب قدر نامیده شده است؟ اگــر گفتــه شــده اســت؛ در ایــام مــاه رمضــان و شــب‌های قــدر دعــا کنیــد؛ یعنــی خدایــا! درســت اســت کــه تــو دخالــت نمی‌کنــی؛ 25 * فصل اول ایــن را می‌دانیــم کــه ،اگــر کمــک نخواهیــم ،تــو کمــک نمی‌کنــی، ولــی همانطــور کــه در قــرآن گفتــیُ ) :قـ ْ ـو ال ـل مــا َي ْع َبــؤُ ا بِ ُكـ ْ ـم َربِّــي لَـ ْ ـم؛ 1بگــو :اگــر دعــاى شــما نباشــد ،پــروردگارم هيــچ اعتنايــى ُدعاؤُ ُكـ ْ 26 بــه شــما نمى‌كنــد(؛ یعنــی اگــر دعایتــان نباشــد ،خــدا هــم بــا شــما کاری نــدارد و خــدا بــه‌ زور کمــک نمی‌کنــد؛ پــس مــا بــا خوانــدن اســماء تــو از تــو یــاری می‌طلبیــم ،خدایــا! مــا فهــم دقیــق و معرفــت کاملــی از تقدیرهــا و اندازه‌هــا نداریــم ،تــو بــه داد مــا بــرس .شـب‌های مــاه مبــارک رمضــان و مخصوصــا ش ـب‌های قــدر ،ش ـب‌های اســتفاده از اســم‌های خداســت .شــما در هیــچ ماهــی بــه انــدازۀ ایــن مــاه، دائــم از اس ـم‌های خداونــد تبــارک و تعالــی و قدرت‌هــای الهــی ،بــرای تک‌تــک کارهایتــان اســتفاده نمی‌کنیــد .دعاهــای روزهــا ،ســحرها، شــب‌ها ،همــه‌ اســماء الهــی هســتند. خداونــد در دعــا و قــرآن ،ایــن اندازه‌هــا را بــرای مــا روشــن می‌کنــد .پــس نکتــۀ نخســت ایــن اســت کــه ،در نظــام‌ خلقــت ایــن تقدیـ�ر وج�وـد دارد .خ��دا قدرهــا را ب��ه مــا نشـ�ان داده و هــر کــدام از قدرهــا ،در روح ،جســم ،دنیــا و آخــرت مــا آثــاری دارد .مثــا نمــاز‌ خوانــدن آثــار ویــژه خــود را دارد ،آنکــه اول وقــت می‌خوانــد ،یــا کســی کــه نمــاز را ســبک می‌شــمارد ،یــا فــردی کــه اصــا نمــاز نمی‌خوانــد ،آثــار متفاوتــی دارنــد .همــۀ این‌هــا ،در نظــام فیزیکــی و نظــام متافیزیکــی اندازه‌گیــری شــده اســت .روزه ،نمــاز و حجــاب هــر کــدام درجاتــی دارنــد .هــر کــس ،هــر درجـه‌ای را انتخــاب کنــد یــک سلســله آثــاری در وجــود او دارد. .1سوره فرقان /آیه .77 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شــب قــدر ،نیــز شــب تقدیــر اســت؛ یعنــی مــا بایــد اندازه‌هایــی را معیــن و مشــخص کنیــم و بــه خداونــد تبــارک‌ و ‌تعالــی بدهیــم تــا بــرای ســال بعدمــان تقدیــرات خــوب و زیبایــی داشــته باشــیم. بنابرایــن بایــد در ایــن ش ـب‌ها تمریــن کــرده و مهارت‌هایمــان را زیــاد کنیــم .بــزرگان دیــن یــک ســال مراقبــت می‌کردنــد کــه بــرای شــب قــدر بهتریــن تقدیــر را خدمــت حضــرت بدهنــد کــه امضــاء کنــد .یکــی از دالیلــی کــه می‌گوینــد« :اگــر کار خیــری را شــروع کردیــد ،تــا یــک ســال رهایــش نکنیــد»؛ ایــن اســت کــه ،شــب قــدر بــه آن بگــذرد. فــردی کار خیــری را انجــام می‌دهــد ،نزدیــک شــب قــدر رهایــش می‌کنــد؛ تقدیــر خــوب را ،حیــف و خــراب کــرده ،رزق خــودش را ‌بُریــده اســت. شب‌های قدر و تقدیر مناسب نکتــۀ بعــدی ایــن اســت کــه ،هــر کــدام از مــا بــه تقدیرهــای مناســب احتیــاج داریــم ،مثـ ً ا بــرای چشــم ،تقدیــر خــوب می‌خواهیــم کــه خــوب ببینــد و یــا اندام‌هــای بــدن انــدازۀ خــوب و مناســبی داشــته باشــند .در بدنمــان میلیون‌هــا تقدیــر وجــود دارد کــه بهترینــش را می‌خواهیــم .در مــورد رزق و روزی‌ ،بهتریــن تقدیرهــا بــرای مــا ،لقمــۀ حــال ،پــاک و بــا برکــت می‌باشــد .در مســائل اقتصــادی می‌خواهیــم وابســته بــه کســی نباشــیم ،از پــس مخــارج زندگی‌مــان برآئیــم و بــه دیگــران و در راه دیــن انفــاق کنیــم .عــده‌ای کار خیــر انجــام می‌دهنــد، چــون ظرفیــت ندارنــد ،دچــار ُعجــب ،خودپســندی ،خودشــیفتگی و طلــب‌کاری از خــدا و معصومیــن :می‌شــوند ،ان‌شــاء‌اهلل بــرای مــا 27 * فصل اول ایــن نــوع عبادت‌هــا و کارهــای خیــر ،تقدیــر نشــود؛ بلکــه چیزهایــی تقدیــر شــود کــه بــه ‌نفــع مــا باشــد .بتوانیــم از مســتحبات و عبــادات اســتفاده کنیــم و عبادت‌هایــی کــه مــا را از خداونــد دور کنــد، تقدیرمــان نشــود. در بعضــی مــوارد ،نعمت‌هایــی را خداونــد تبــارک ‌و ‌تعالــی بــه شــخص می‌دهــد؛ امــا او بــا بی‌لیاقتــی و شــکر بــه جــا نیــاوردن، معنویت‌هــا و نعمت‌هــا را هــدر می‌دهــد ،همســر و فرزنــد خــوب را ضایــع می‌نمایــد ،ســامتی را از بیــن می‌بــرد ،اســتاد را تبــاه می‌کنــد و خانــوادۀ آســمانی‌ را از خــودش دور می‌کنــد. 28 پــس مــا بــه بهتریــن تقدیرهــا احتیــاج داریــم ،ولــی بایــد در نظــر داشــته باشــیم کــه ‌اندازه‌هــا ،فوق‌العــاده مهــم هســتند .تعــدادی از تقدیرهایــی را کــه در دعاهــا آمــده می‌دانیــم؛ امــا ممکــن اســت، ظرفیــت این‌هــا را هــم نداشــته باشــیم .دعاهایــی داریــم کــه خیلــی عالــی و جــزء بهتریــن تقدیرهــا هســتند؛ بــه شــرط آنکــه خداونــد صــاح بدانــد و بــه مــا بدهــد ،چــون مــا احاطــۀ کامــل نداریــم کــه بدانیــم بهتریــن تقدیرهــا بــرای مــا چیســت! گاهــی از خداونــد رزق وســیع درخواســت می‌کنیــم ،ولــی ایــن رزق باعــث می‌شــود کــه از خــدا دور شــویم .گاهــی بــه خــدا می‌گوییــم :خدایــا! تقدیــر کــن کــه در کنکــو ِر ارشــد و دکتــری قبــول شــویم ،امــا دریــغ از اینکــه، قبول‌شــدن باعــث می‌شــود از خــدا خیلــی دور شــویم. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * تحصیل‌کرده‌ها و ثروتمندان هم از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند در جامعــۀ کنونــی مــا دو گــروه بیشــتر آســیب می‌بیننــد؛ یکــی گروه‌هایــی کــه آســایش ،پــول و ثــروت بیشــتری دارنــد ،گــروه بعــدی، کســانی هســتند کــه تحصیــات عالــی دارنــد .گــروه اول بــه ‌محــض اینکــه ایــن ثــروت را دریافــت می‌کننــد ،از خــدا دور می‌شــوند؛ چــون بــرای آن‌هــا غفلــت م ـی‌آورد .خداونــد بــه آنهــا پــول داده ،کــه از آن بــرای تقــرب بــه خــدا اســتفاده کننــد؛ امــا بــا آوردن ماهــواره بــه خانــه، عامــل غفلــت ،دوری و تنفــر از معنویــت ،قســاوت قلــب و فســاد خــود و خان�وـاده‌اش می‌شـ�ود؛ بنابرایــن ،او لیاقــت ایــن نعمــت را نداشــته اســت. گــروه بعــدی ،صاحبــان مــدارک علمــی هســتند ،تحصیــات بــاال هم ـغول علم‌زدگــی ،اســتادی ،شــاگردی غفلــت زیــادی مـی‌آورد .فــرد مشـ ِ و کارهــای علمــی می‌شــود .علم‌زدگــی و عالِم‌شــدن ،ایــن شــخص را خیلــی اذیــت می‌کنــد؛ یعنــی شــخص می‌گویــد کــه وقــت نــدارم، بایــد درس بخوانــم ،امتحــان بدهــم ،کار دارم .هیــچ‌ چیــزی از ایــن شــخص نمی‌مانــد؛ لــذا افــرادی کــه در حــال تحصیــات عالــی هســتند، حتــی در حــوزه ،گاهــی غفل ـت‌زده می‌شــوند .آنــان از معنویــت ،رقــت قلــب ،اخــاق و تخلــق بــه اخــاق الهــی می‌افتنــد ،مشــغول خــو ِد علــم می‌شــوند ،مشــغول اصطالحــات می‌شــوند ،مثــل هیئــت اســت، بعضی‌هــا هیئت‌بــاز می‌شــوند ،خــود بــه ‌خــود در هیئــت از خــدا دور می‌شــوند؛ چــون فقــط برایشــان خوانــدن ،گریه‌کــردن ،ســبک و آهنــگ مهــم اســت .صورت‌هــا ،برایــش مهــم اســت .بــا صورت‌هــا 29 * فصل اول مشــغول می‌شــود؛ ولــی از معنویــت خبــری نیســت .می‌بینــی هیئتــی اســت ،نمــاز اول وقــت نــدارد یــا اصــا نمــاز نمی‌خوانــد؛ امــا هیئــت مــی‌رود ،گریــه می‌کنــد ،لبــاس ســیاه می‌پوشــد ،گِل هــم می‌زنــد، ولــی دلــش غافــل اســت ،تقــوا نــدارد .محــرم کــه تمــام شــد ،همــان ماهــواره ،همــان وضــع لبــاس ‌پوشــیدن ،همــان ســبک زندگــی ،همــان لقمــه درآوردن و همــان اخــاق ،هیــچ فرقــی نکــرده اســت. بنابرایــن ممکــن اســت ،عبــادت هــم بــرای انســان تقدیــر شــود؛ امــا او از ایــن عبــادت ،غفلــت به‌دســت مــی‌آورد .بــا وجــود انجــام عبــادت امــا تمرکــز ،تواضــع ،ادب ،تخلــق بــه اخــاق الهــی ،مهربانــی و ‌اخــاق خــوش‌ نــدارد .روزه نصیبــش می‌شــود؛ امــا بلــد نیســت از روزه ـن ـم ِمـ ْ اســتفاده کنــد .لــذا امیر‌‌مؤمنــان 7در نهج‌البالغــه فرمــودَ « :كـ ْ 30 الظمـ ُ ـن ِص َيا ِمـ ِ ـأ؛ 1چــه بســیار روزه‌داری که ـس لَـ ُ ـه ِإ َّال اَلْ ُجـ ُ ـه ِمـ ْ ـوع َو َّ َ َصائِــمٍ لَ ْيـ َ از روزه‌اش جــز گرســنگی و تشــنگی بهــره‌ای نمی‌بــرد» .چــون بلــد نیســت ،نــه می‌خواهــد و نــه می‌توانــد؛ علتــش ایــن اســت کــه از اول نخواســته بــا ایــن روزه کاری انجــام دهــد ،فقــط می‌گویــد کــه مــن روزه بگیــرم. مالک بهترین تقدیرات مــا بــه چــه نــوع تقدیرهایــی احتیــاج داریــم؟ بــه تقدیرهایــی احتیــاج داریــم کــه خیــر دنیــا و آخــرت مــا باشــد ،مثــل تقدیــر شــادی و آرامــش .دو مــورد را در اندازه‌هــا و تقدیرهــا بایــد دقــت کــرد؛ چــون قــرار اســت دربــارۀ آنهــا فکــر کنیــد و شـب‌های قــدر آن‌هــا را خدمــت .1نهج البالغه ،حکمت .145 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * امــام زمــان بــرای امضــاء بدهیــم .در تقدیراتتــان بگوییــد :خدایــا! تقدیــرات دنیایــی مــا را هرچــه می‌دهــی ،در آن دو عامــل باشــد کــه عالمــت ایمــان اســت؛ شــادی و آرامــش .خدایــا! هــر چــه می‌خواهــی بدهــی ،طــوری بــه مــا بــده کــه شــادی و آرامــش مــا از بیــن نــرود. دربــارۀ تقدیرهــای آخرتــی ،مــا از خــدا چــه می‌خواهیــم؟ اینکــه: خدایــا هرچــه می‌خواهــی بدهــی ،شــب اول قبــرم ،اول رفــاه و آسایشــم باشــد .بــه قــول حضــرت ،شــب اول قبــر ،شــب عروســی‌ام باشــد .از شــب اول قبــر بــه بعــد ،دیگــر هیــچ خبــری از ناراحتــی ،اضطــراب و درگیــری نباشــد .خدایــا! کاری کــن کــه وقتــی از اینجــا بــه آخــرت متولــد می‌شــوم ،ســالم متولــد شــوم؛ ایــن خیلــی مهــم اســت. 31 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل دوم مروری بر بحث گذشته قرآن ،منبع شناخت بهترین تقدیرها تقسیم‌بندی قدرهای انسان از منظر قرآن 1و .2قدرهای جمادی و بدتر از جماد .3قدرهای حیوانی .4قدرهای پست‌تر از حیوان .5قدرهایی شیطانی .6قدرهایی انسانی 33 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته مقدماتــی را در فصــل گذشــته عــرض کردیــم؛ اینکــه شــب قــدر ولــی امــر یعن��ی شــب ان�دـازه ،مالئکــه ،روح و امــام‌ زمــان ، کــه ِّ اســت ،در ایــن شــب نقــش حیاتــی دارنــد .در ایــن شــب ،کل امــر تعییــن می‌شــود .کل امــر یعنـ�ی ،همــۀ تقدیــرات مربــوط ‌بــه همــۀ موجــودات .تقدیــرات انســان‌ها ،حیوان‌هــا ،جمــادات ،گیاهــان، ســتاره‌ها ،کیهان‌هــا ،کهکشــان‌ها ،عوالــم مــاوراء مــاده و تمــام چیزهایــی کــه در نظــام خلقــت و ما‌ســوی ‌اهلل اتفــاق می‌افتــد ،در آن شــب معیــن می‌شــود. مــا ه��م نیاــز ب��ه تقدیرهاییــ داری��م .در ای��ن شـ�بهای قــدر بایــد بدانیــم ،کــه چــه نامــۀ عملــی را بــه وجــود مقــدس امــام‌ زمــان بــرای امضــاء تقدیــم کنیــم .مــا بایــد در ایــن چنــد شــب تــاش کنیــم، 35 * فصل‌ دوم 36 بیشــترین و بهتریــن تقدیرهــا را بــرای خودمــان رقــم بزنیــم .الزمـه‌اش ایــن اســت کــه از اندازه‌هــا و تقدیرهــای اصلــی خبــر داشــته باشــیم .از تقدیرهایــی کــه بــه ‌نفعمــان اســت .گاهــی مــا تقدیرهــای مثبتــی را از نظــر ظاهــر و مذهــب انتخــاب می‌کنیــم؛ ولــی چــون بلــد نیســتیم از آن اســتفاده کنیــم ،خــراب می‌شــود و شــیطان بــه آن تقدیــر مثبــت، آفــت می‌زنــد و خرابــش می‌کنــد .گاهــی مــا تقدیرهــای منفــی خدمــت امــام زمــان می‌بریــم و می‌خواهیــم کــه امضــاء کنــد .تقدیــر منفــی را بــا ســبک زندگی‌مــان و قلبمــان می‌بریــم و می‌دهیــم .بنابرایــن، الزم اســت ،در ایــن شــب‌ها به‌جــای آنکــه همــه وقت‌مــان را بــه عبــادت بگذرانیــم ،بیشــتر فکــر کنیــم و اندازه‌هــا را درآوریــم؛ ببینیــم چــه چیــزی را بــه امــام زمــان تقدیــم کنیــم تــا امضــاء کنــد .مبــادا! خــدای نکــرده تقدیــر بــدی را بــه دســت حضــرت بدهیــم و حضــرت هــم بــا گریــه و ناراحتــی مجبــور شــود ،ایــن تقدیرهــا را امضــاء کنــد. قرآن ،منبع شناخت بهترین تقدیرها بــه درســتی کــه مــا نمی‌توانیــم ســبک زندگی‌مــان را مهندســی کنیــم ،بنابرایــن بــه افــرادی نیــاز داریــم ،کــه بــا مهندســی دنیــا و آخــرت و بــا خــو ِد مــا آشــنایی زیــادی دارنــد و مــا را از خودمــان بهتــر می‌شناســند؛ یعنــی ،اهلل تبــارک‌ و‌ تعالــی و اهل‌بیــت .:بــرای همیــن در شــب قــدر قاعــده و برنامــه آمــدهِ ) :إنَّــا َأن َْزلْنــا ُه ِفــي لَ ْي َل ِ ــة ـد ِر؛ 1مــا آن (قــرآن) را در شــب قــدر نــازل كرديــم( .مــا در ایــن الْقَـ ْ .1سورۀ قدر /آیه .1 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شــب بــه فهمیــدن انــدازه هــا و برنامــه ،احتیــاج داریــم؛ خداونــد کتــاب را نــازل کــرد کــه ) ِت ْب َيانًــا لِـ ُ ـي ٍء؛ 1روشنــگر هــر چي�زـى باشــد(. ـك ِّل شَ ـ ْ همـه ‌چیــز در آن هســت .اگــر قــرار باشــد کــه مــا تقدیرهــا را شناســایی کنیــم ،بایــد ســراغ قــرآن برویــم .قــرآن ،کتــاب اندازه‌هاســت .کتابــی اســت کــه بــرای هدایــت انســان ،بــه بهترین‌هــای دنیــا و آخــرت، ـن ُّ ـاب َأن َْزلْنــا ُه ِإلَ ْيـ َ الظ ُلمـ ِ ـك لِ ُتخْ ـ ِ ـات راهنمایــی می‌کنــدِ ) .كتـ ٌ ـاس ِمـ َ ـر َج ال َّنـ َ ِإلَــى ال ُّنـ ِ ـور؛ 2كتابــى اســت كــه آن را بــر تــو نــازل کردیــم تــا مــردم را از تاریکی‌هــا بــه نــور هدایــت کنــی( .پــس قــرآن آمــده کــه مــردم را بــه نــور و نورانیــت برســاند و از تاریکی‌هــای بخش‌هــای حیوانــی، ِ نورانیــت بخش‌هــای انســانی و جمــادی و نباتــی خــارج کنــد و بــه الهــی برســاند .همــۀ اندازه‌هــا و قیمت‌هــا در قــرآن آورده شــده اســت .مــا می‌توانیــم از قیمت‌هایــی کــه قــرآن داده ،بهترین‌هــا و مفیدترین‌هایــش را بــرای خودمــان انتخــاب کــرده؛ 3آن قیمت‌هایــی کــه شایســتۀ مــا نیســت انتخــاب نکنیــم 4و روی بهتریــن قدرهــا دســت بگذاریــم و آن‌هــا را بــه وجــود مقــدس امــام زمــان تقدیــم کنیــم. اینــک اگــر قــرار باشــد مــن تقدیرهــا را نــام ببــرم و شــما انتخــاب کنیــد ،درســت نیســت؛ بلکــه بایــد ابتــدا آن تقدیــر و ســاختاری کــه بــرای خودتــان اســت را بــاور کنیــد و ســپس ،همــان را ســبک و مبنــای زندگــی خودتــان قــرار دهیــد. .1سوره نحل /آیه .89 2سوره ابراهیم /آیه.1 .3مانند تقدیرهای انسان‌های بهشتی و مقرب الهی. .4مانند تقدیرات جهنمی‌ها و انسان‌های بد. 37 * فصل دوم تقسیم‌بندی قدرهای انسان ،از منظر قرآن قــرآن ،بــرای انســان‌ها شــش نــوع انــدازه ،ذکــر می‌کنــد و انســان‌ها را ،بــر اســاس بخــش اصلــی وجودشــان بــه تقدیرهــای شــش گانــه تقســیم می‌کنــد ،کــه عبارتنــد از :قدرهــای جمــادی ،قدرهــای بدتــر از جمــادی ،قدرهــای حیوانــی ،قدرهــای پســت تــر از حیوانــی، قدرهــای شــیطانی و قدرهــای انســانی ،کــه مفصــل دربــاره همــه آنهــا توضیــح خواهیــم داد. 38 بخش‌هــا و قــوای پنــج گانــه انســان شــامل :حــس ،خیــال ،وهــم، عقــل و فــوق عقــل می‌باشــد ،مــا در ســه بخــش اول بــا حیوانــات مشــترکیم .بــا حســمان دنبــال محسوســات می‌گردیــم ،آب ،نــان، لبــاس و طــول موج‌هــا ،فرکانس‌هــا ،بوهــا و مزه‌هــا را حــس می‌کنیــم .بــا خیال‌مــان تصویرهــا ،صورت‌هــا ،کارهــای هنــری و تجمــات را دریافــت می‌کنیــم .بــا وهم‌مــان دنبــال مســائل زمینــی، عشــق‌های زمینــی ،تنفــر ،دوســت داشــتن‌ها ،دشــمنی‌ها ،ازدواج و تکثیــر نســل هســتیم .بخــش چهــارم وجودمــان عقــل اســت کــه بــا آن دنبــال اطالعــات می‌گردیــم ،می‌خواهیــم اطالعــات حقیقــی را کســب کنیــم ،دانشــمند و عالــم شــویم .ایــن چهــار خصلــت ،فــرع وجــود ماســت. بخــش پنجــم و اصلــی وجــو ِد مــا ،بخــش فــوق عقــل ماســت؛ کــه مــا بــا آن ،انســانیم .فقــط بــه واســطه بخــش فــوق عقالنــی اســت کــه انســان ،بــه‌ دنبــال کمــال مطلــق و بی‌نهایــت می‌باشــد ،کــه همــان اهلل تبــارک ‌و‌ تعالــی اســت .پــس هــر پنــج بخــش مــا ،پنــج قــدر اســت. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شــخصیت بعضــی ‌افــراد ،حســی اســت .برخـی‌ دیگــر خیالــی هســتند. بعضی‌هــا وهمــی هســتند ،بعضی‌هــا هــم شــخصیت‌های عقالنــی دارنــد .عــده‌ کمتــری شــخصیت انســانی و فــوق عقالنــی دارنــد .ایــن مــوارد بخش‌هــا و قــوای پنج‌گانــه وجــود انســان اســت .حــال بــه ســراغ تقدیرهــای شــش‌گانه می‌رویــم. 1و .2قدرهای جمادی و بدتر از جماد قــرآن ،مبنــای تقســیم‌بندی خــود را این‌گونــه بیــان می‌کنــد: بعضــی از شــما دلتــان ،یعنــی بخــش اصلــی شــخصیت شــما ،به‌جــای اینکــه دنبــال اهلل باشــد دنبــال جمــادات اســت ،بنابرایــن بــه همــان ـد ذلِـ َ ـن بَ ْعـ ِ ـارۀ؛ ـم ق ََسـ ْ ـم ِمـ ْ انــدازه ارزش داردُ ) :ثـ َّ ـي َكالْ ِحجـ َ ـت ُق ُلوبُ ُكـ ْ ـك َف ِهـ َ ســپس دل‌هــاى شــما بعــد از ايــن [واقعــه‌] ســخت گرديــد ،هماننــد ســنگ( .بعضی‌هــا فقــط بــه انــدازه ســنگ قیمــت دارنــد؛ یعنــی شخصیت‌شــان بیشــتر از ســنگ نیســت و بعضی‌هــا از ســنگ هــم ــو ًة؛ يــا ســخت‌تر از آن(؛ چــرا پایین‌تــر هســتندَ ) .أ ْو َأشَ ُّ ــد ق َْس َ ســخت‌تر از ســنگ هســتند؟ قــرآن می‌فرمایــد :ســنگ خواصــی دارد ــن کــه دل‌هــای شــما نــدارد .می‌گویــد :ســنگ نرمــی داردَ ) :و إ َِّن ِم َ ـه ْ َ النْهــا ُر؛ از برخــى ســنگ‌ها ،جوي‌هايــى بيــرون ـر ِم ْنـ ُ الْ ِحجـ َ ـار ِة لَمــا َي َت َف َّجـ ُ مى‌زنــد( .بعضی‌هــا این‌قــدر بــاز می‌شــوند ،کــه از دلشــان نهــر بیــرون می‌آیــد ،و بــه آب اجــازه می‌دهنــد کــه از وجودشــان رد شــود، ــر ُج بعضی‌هــا یــک‌ذره ســخت‌تر هســتندَ ) :و إ َِّن ِم ْنهــا لَمــا َيشَّ ــ َّق ُق َف َيخْ ُ ـه الْمــا ُء؛ و پــاره‌اى از آنهــا مى‌شــكافد و آب از آن خــارج مى‌شــود(؛ ِم ْنـ ُ 39 * فصل دوم شــکاف کوچکــی برمـی‌دارد ،باألخــره اجــازه می‌دهــد آب کم‌کــم از آن بیــرون آیــدَ ) .و إ َِّن ِم ْنهــا لَمــا َي ْه ِبـ ُ ـي ِة َّ ِ الل؛ 1و برخــى از آن‌هــا از ـط ِمـ ْ ـن خَ شْ ـ َ بيــم خــدا فــرو مى‌ريــزد( .بعضــی از ســنگ‌ها خشــیت دارنــد؛ وقتــی اســم خــدا را می‌شــنوند ،تأثیــر می‌پذیرنــد ،بــا اســم خــدا می‌لرزنــد و فــرو می‌ریزنــد ،یعنــی اســم خــدا برایشــان مهــم اســت. پروفســور ایموتــو ،دانشــمند ژاپنــی می‌گویــد :وقتــی من بــه مولکول آب می‌گویــم «اهلل» ،یــک شــکل خاصــی بــه خــود می‌گیــرد .وقتــی می‌گویــم «شــیطان» ،شــکلی دیگــر می‌شــود ،زمانــی کــه برایــش قرائــت قــرآن می‌گــذارم ،بــه یــک شــکل در می‌آیــد ،وقتــی موســیقی ِهــوی ‌متــال می‌گــذارم ،حالتــی دیگــر می‌شــود و بــا موســیقی پــاپ تغییــر حالــت دیگــری دارد. 40 پــس ســنگ‌ها ،اتم‌هــا و مولکول‌هــا شــعور دارنــد؛ چــون همــه مظهــر خــدا هســتند و در مقابــل شــنیدن اســم خــدا از خودشــان عکس‌العمــل نشــان می‌دهنــد .قــرآن می‌گویــد ،دل‌هــای شــما ایــن طــور نیســت؛ لــذا می‌فرمایــد« :دل‌هــای بعضــی از شــما بــه انــدازۀ ســنگ اســت» .اگــر کســی همیــن سـ ِ ـنگ نــرم هــم باشــد ،خوب اســت؛ ولــی می‌بینــی ،اشــک و آه و ســوز نــدارد ،قســاوت قلــب همــۀ وجــود ایــن آدم را گرفتــه ،اشــکی از چشــمش نمی‌آیــد ،نمی‌توانــد گریــۀ درســت و حســابی کنــد .لــذا فرمــود :هیــچ چشــمی خشــک نمی‌شــود، مگــر ب ـه‌ دلیــل قســاوت و ســنگ‌دلی .اجــازه بیــرون آمــدن اشــک از چشــم را نمی‌دهــد ،دوســت دارد گریــه کنــد و اشــک بریــزد؛ ولــی نمــی توانــد .امــام علــی 7فرمــود« :هیــچ قلبــی قســی نمی‌شــود، .1سوره بقره /آیه .74 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مگــر بــه دلیــل کثــرت گنــاه» 1.گنــا ِه زیــاد ،قســاوت مـی‌آورد؛ قســاوت هــم بــرای انســان ،خشــکی چشــم م ـی‌آورد. یکــی از تقدیرهایــی کــه بایــد در شــب‌های قــدر بخواهیــم ،ایــن اســت :خدایــا! دل مــا را نــرم کــن ،اشــکی بیایــد ،تــا ‌ذره‌ای از ایــن حالــت ســنگ‌دلی و ســخت‌دلی کاســته شــود. ــو ًة؛ یــا [دل‌هایتــان] ســخت‌تر از قــرآن می‌فرمایــدَ ) :أ ْو َأشَ ُّ ــد ق َْس َ ســنگ اســت(؛ دل‌هــای بعض ـی‌ افــراد ،از ســنگ هــم قس ـی‌تر اســت. کلمــۀ قســاوت را م ـی‌آورد؛ یعنــی ســخت‌تر اســت ،ســنگ خشــیت و نرمــی دارد ،ولــی دل آنهــا ایــن حالت‌هــا را نــدارد. .3قدرهای حیوانی پــس تــا اینجــا دو قــدر از قــرآن را بیــان کردیــم .قــدر بعــدی، ِــك َك ْ قــدر حیوانــی اســت .قــرآن می‌فرمایــد) :أُولئ َ ْعــام؛ 2آنــان الَن ِ هماننــد چهارپايان‌انــد( .بعضــی‌ افــراد مثــل چهارپایــان هســتند؛ ـد کمــاالت حیوانــی ،کــه ایــن هــم یعنــی زندگــی حیوانــی دارنــد ،در حـ ّ خیلــی محتــرم اســت .مــا حــق نداریــم ،ســنگ‌ها ،گیاهــان و حیوانــات را تحقیــر کنیــم؛ چــون آن‌هــا ،از بســیاری از افــراد برتــر هســتند ،روز قیامــت ،ممکــن اســت ببینــی ،حیواناتــی کــه در دنیــا داشــتی ،اســبت، پرنــده یــا ماهـی‌ات ،بــه بهشــت وارد شــوند و تــو بــا حســرت نــگاه کنی یــر ِمــن ِ ٍ راک ِبــه و بهشــتی نباشــی .پیامبــر فرمــودُ « :ر َّب َم رکــوب خَ ٌ وب إِالَّ ل ِ َك ْث َر ِة ا َ ُّلذن ُ ِ وب» (صدوق ،علل الشرائع ،ج ،1ص.)81 «ما قَ َس ِت اَل ْ ُق ُل ُ َ .1 .2سوره اعراف /آیه .179 41 * فصل دوم ــر ِذکــراً ِمنــه ؛ 1چــه بســیار مرکب‌هایــی کــه از صاحبانشــان ِ َلن َُّــه اَک َث ُ 42 بهترنــد؛ چــون ذکرشــان بیشــتر از صاحب‌شــان اســت» .حیوانــات نمــاز دارنــد ،ولــی چــه بســا صاحبــش نمــاز نــدارد .حیوانــات نمازشــان را اول وقــت می‌خواننــد و تأخیــر نمی‌اندازنــد .البتــه حیوانــات هــم می‌تواننــد معصیــت کننــد؛ ولــی بیشترشــان معصیــت نمی‌کننــد و در کار خــدا تخلــف ندارنــد .حیوانــات امانـت‌دار هســتند؛ غیــرت ناموســی دارنــد .بعضــی افــراد ،غیــرت ناموســی ندارنــد ،بــا هــر پوششــی بیــرون می‌رونــد ،هــر جــا و بــه هــر ســبکی زندگــی می‌کننــد .حیوانــات حیــا دارنــد؛ بســیاری از کارهایشــان را مخفــی انجــام می‌دهنــد .آنهــا روح خدمــت بــه همنــوع و حتــی غیــر همنــوع دارنــد؛ لــذا می‌فرمایــد: ـك َك ْ َ ) ُأول ِئـ َ النْعــا ِم؛ بعضی‌هــا مثــل حیــوان هســتند( .پــس اگــر کســی کمــاالت مثبــت حیوانــات را داشــت ،تــازه هم‌رتبــه آنهــا می‌شــود، ولــی اگــر آنهــا را هــم نداشــت ،از حیوانــات هــم پس ـت‌تر اســت؛ کــه ایــن دســته ،درقــدر چهــارم قــرار می‌گیرنــد. 04قدرهای پست‌تر از حیوان ــم َأ َض ُّ دســتۀ چهــارم) ،بَ ْ ــل؛ 2بلكــه گمراه‌ترنــد( .بعضــی‌ ــل ُه ْ افــراد از حیــوان هــم پایین‌تــر هســتند؛ چــون حیوانــات یک‌ســری خصوصیت‌هــای خــوب دارنــد ،به‌طــور مثــال عبــادات‌ ،کارهــا و وظایف‌شــان را بــه‌ موقــع انجــام می‌دهنــد؛ ولــی ایــن افــرد اصــ ً ا .1محمدی ری شهری ،میزان الحکمه ،ج ،1ص .170 .2سوره اعراف /آیه.179 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * این‌طــور نیســتند ،تعهــد و مســئولیت خانوادگــی ندارنــد ،ایــن اشــخاص اص ـ ً ا بــه خانــواده ،همســر و فرزندانشــان هیــچ نــوع تعهــدی ندارنــد. ـن َي ُعـ ُ ـول؛ 1ملعــون اســت، ـون َم ْل ُعـ ٌ پیامبــر فرمــودَ « :م ْل ُعـ ٌ ـع َمـ ْ ـون َمـ ْ ـن َض َّيـ َ ملعــون اســت کســی کــه زیــر دســت خــودش را ضایــع کنــد» .فرقــی ن��دارد ک��ه ایــن زیردس��ت ،خان��واده ،زن و فرزنــدان فــرد باشــند یــا زیرمجموعــۀ یــک مدیــر .حیوانــات ایــن کارهــا را نمی‌کننــد .حیــوان گاهــی بــرای دفــاع از حریــم همنــوع ،فرزنــد و خانــواده‌اش ،جانــش را فــدا می‌کنــد؛ یعنــی این‌قــدر وفــادار اســت. .5قدرهای شیطانی ِ الن ِ ين ْ ِ ْــس؛ 2شــيطان‌هاى در قــدر پنجــم می‌فرمایــد) :شَ ــياط َ انســی( .شــخصیت بعضی‌هــا شــیطانی اســت؛ یعنــی مثــل شــیطان می‌ماننــد ،حتــی مثــل حیوانــات هــم نیســتند .گفتــه می‌شــود :ایــن فــرد ظاهــر ،پوشــش ،لبــاس ،شــخصیت ،منــش ،فرهنــگ زندگــی‌ و محتــوای خان ـه‌اش ،شــیطانی اســت .می‌بینــی ماهــواره روشــن اســت، ِ اینترنــت آلــوده و زن ،همســر و فرزنــد بــه گنــاه نزدیــک می‌شــوند، کنتــرل نشــده ،بــاز اســت ،و باعــث انحــرف آنهــا می‌شــود ،فیلم‌هــای غیراخالقــی ،موســیقی‌های نامناســب ،مســافرت‌های حــرام ،مهمانــی‌، تولــد و عروسـی‌های آلــوده بــه گنــاه ،همـه‌اش شــیطانی اســت؛ یعنــی اگــر بــا ایــن آدم ،معاملــه کنــی ،ازدواج کنــی یــا رفیــق شــوی ،از خــدا .1صدوق ،من الیحضره الفقیه ،ج ،3ص.555 .2سوره انعام /آیه 112 43 * فصل دوم دور می‌شــوی .او غافــل اســت و ســبک زندگــی‌اش موجــب غفلــت اطرافیانــش هــم می‌شــود .چــه بســیار دختــران مؤمــن و متدینــی کــه بــا بی‌دقتــی در انتخــاب همســر ،وارد یــک زندگــی غافالنــه شــدند، ابتــدا حجــاب و بعــد بســیاری از ملزومــات دیــن را زیــر پــا گذاشــتند. 44 ـس(؛ یعنــی آدم‌هایــی هســتند کــه مبارک نیســتند، النْـ ِ ) َشــياطِ َ ين ْ ِ همین‌کــه بــه آنهــا نزدیــک شــوی ،بایــد ســبک زندگــی غیردینــی، غیــر الهــی ،غیــر انســانی و در یــک کلمــه ســبک زندگــی شــیطانی را بپذیــری .همین‌کــه بــا او ،رفیــق شــدی ،بایــد فاتحــۀ خانــوادۀ آســمانی‌ ،ســعادت و آرامشــت را بخوانــی ،این‌هــا «شــياطين انســی» هســتند .تقســیم‌بندی انســان‌ها براســاس محبــت و ســبک زندگــی آنهــا اســت .شــیاطین انســی ســبک زندگــی شــیطانی را دوســت دارنــد، این‌هــا ادعــا می‌کننــد کــه مــا مســلمانیم و مؤمــن و ظواهــر دینــی را رعایــت می‌کننــد؛ امــا در باطــن ســبک زندگــی و خواهش‌هــای طبیعت‌گراهــا را دارنــد! جــزء فطرت‌گراهــا نیســتند .مثــ ً ا دلشــان، بــرای گنــاه لــک می‌زنــد ،در واقــع خوششــان می‌آیــد شــرایطی فراهــم شــود کــه معصیــت کننــد .در قــم ،مشــهد و زیارتگاه‌هــا ،یــک‌ آدم اســت ،در شــهرهای دیگــر جــور دیگــری اســت .در مــاه رمضــان بــه یک ســبک عمــل مــی کنــد و در ماه‌هــای دیگــر بــه طریقــی دیگــر ،اص ـ ً ا عبــادت ،نمــاز ،خــدا و مســجد فقــط در همیــن مــاه اســت ،غیــر از مــاه رمضــان و محــرم نمی‌توانــی او را در پیشــگاه خــدا پیــدا کنــی ،باقــی ماه‌هــا در جهنــم زندگــی می‌کنــد. قــرآن ،انســان‌ها را براســاس ســبک زندگی‌شــان تقســیم می‌کنــد. خــدا کاری نــدارد ،تــو نمــاز می‌خوانــی ،مســجد می‌آیــی ،مکــه نقش انسان در تقدیرات شب قدر * رفتــی ،خــدا می‌گویــد :ســبک زندگــی‌ات چیســت؟ طبیعت‌گرایانــه اســت یــا فطرت‌گرایانــه؟ ایــن پنــج قــدر را کــه بــر پایــه ســبک زندگــی طبیعت‌گرایــی اســت و توضیــح آن گذشــت ،نبایــد در ایــن ش ـب‌های قــدر بــه دســت امــام زمــان بدهیــم .ایــن زندگی‌هــا بــه ‌درد نمی‌خــورد. شــما دائــم جوشــن کبیر ،جوشــن صغیــر و نماز صــد رکعتــی بخوان، گریــه و عــزاداری کــن؛ ولــی وقتــی نا‌م ـه‌ای کــه بــه دســت حضــرت می‌دهــی بــر پایــه ،همــان ســبک زندگــی حیوانــی اســت ،حضــرت هــم بــا گریــه مجبــور اســت ،همــان را امضــاء کنــد ،زیــرا انتخــاب توســت و خــودت ایــن گونــه می‌خواهــی زندگــی کنــی .حضــرت می‌فرماینــد، اگــر می‌خواهــی ســبک زندگـی‌ات را تغییــر بــده تــا آن را امضــاء کنــم. ســال بعــد زندگــی خــوب و ســبک زندگــی الهــی داشــته بــاش ،همیــن چنــد شــب فرصــت داری کــه گناهانــت را کنــار بگــذاری و توبــه کنــی. بــه خــدا بگــو« :خدایــا! مــن می‌خواهــم انســان باشــم و ســالم و شــاد بــه بــرزخ متولــد شــوم ،نمی‌خواهــم آنجــا کــم بیــاورم ».پــس بایــد ایــن پنــج ســبک زندگــی را کنــار بگذاریــم ،ایــن ســبک زندگی‌هــا خــوب نیســت .انتخــاب بهتریــن ســبک و تقدیرهــا ،مهــارت می‌طلبــد و نیــاز بــه آگاهــی و تخصــص دارد. .6قدرهای انسانی قــدر ششــم چیســت؟ قــرآن می‌فرمایــد :از بیــن همــۀ آدم‌هایــی که، ســنگ‌اند یــا کمتــر از ســنگ ،حیواننــد یــا کمتــر از حیــوان ،گروهــی هــم شــیطان‌اند و عــده‌ کمــی انســان هســتند .همــۀ انســان‌ها ،ســرمایۀ 45 * فصل دوم انسانی‌شــان را از دســت می‌دهنــد .پیامبــر فرمــود« :مســلمان‌ها روز قیامــت بــ ‌ه صــورت ده نــوع حیــوان محشــور می‌شــوند» 1.این‌هــا دچــار خســران بودنــد ،صــد شــب قــدر هــم کــه بــر آن‌هــا بگــذرد، نمی‌تواننــد در ایــن تقدیرهــا ،یــک شــب آدمیــت را از امــام زمــان ـم َّ ِ الل بگیرنــد .در تقدیرشــان لحظـه‌ای زندگــی انســانی نداشــته‌اند) .بِ ْسـ ِ ـان لَ ِفــي خُ ْسـ ٍ ـم* َو الْ َع ْصـ ِ ـر* إ َِّن ْ ِ ـر؛ 2ســوگند بــه عصر كه الر ِحيـ ِ النْسـ َ الر ْحمــنِ َّ َّ واقعــ ًا انســان دســت‌خوش زيــان اســت( .همــه در حــال خســرانند. 46 خســر یعنــی ،اصــل ســرمایه را از دســت می‌دهــد .روزبــه‌روز پــول دریافــت می‌کنــد ،حیوان‌تــر می‌شــود .تحصیالتــش باالتــر مــی‌رود و ســوادش بیشــتر می‌شــود ولــی از خــدا دورتــر می‌شــود .ویــا، خانــه ،چنــد اتومبیــل ،کارخانــه ،همســر ،فرزنــد و پس‌انــداز دارد؛ ولــی آدمیتــش را از دســت داده .آن‌ وقــت عــده‌ای ،ایــن ســبک زندگــی را دوســت دارنــد؛ یعنــی ماشــین مــدل بــاال در خیابــان می‌بیننــد، حســرت می‌خورنــد ،زندگی‌هــای حیوانــی را دوســت دارنــد .کســی حســرت زندگــی دیگــران را می‌خــورد و بــه دنبــال چشــم ‌و هم‌چشــمی و رقابــت اســت ،کــه یــادش رفتــه انســان اســت و قیمت‌هــا و قدرهــا دســتش نیســت .فــردی بــه دیگــران حســودی می‌کنــد ،کــه فرامــوش کــرده خــودش می‌توانــد پــرواز کنــد و بــا حســادت فقــط خــود را در جهنــم فــرو می‌بــرد. ـن آ َم ُنــوا؛ 3مگــر کســانی عــده‌ای هــم واقعــا آدم هســتند؛ ) ِإ َّال الَّ ِذيـ َ .1مــا فیــض کاشــانی ،تفســیر صافــی ،ج ،۵ص ۲۷۵و مجمــع البیــان ذیــل آیــه ۱۸ ســوره نبــا. .2سوره عصر /آیات 1و .2 .3سورۀ عصر /آیه .3 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * کــه ایمــان آورنــد(؛ ایمــان یعنــی ،دلــش بــه ارزش‌هــای انســانی مطمئــن اســت و امنیــت پیــدا می‌کنــد .امنیــت و آرامــش یعنــی ،دل بــه مــاورای دنیــا خــوش باشــد و مــاورای دنیــا بتوانــد بــه انســان قــدرت و شــادی دهــد؛ غیــب ،خانــوادۀ آســمانی ،اهل‌بیــت ،خــدا و فرشــته‌ها بتواننــد بــه او آرامــش دهنــد .نگویــد :مــن بدبختــم ،مــن بیچــاره‌ام و در زندگـی‌اش احســاس ناامنــی کنــد ،ایــن احســاس‌ها ،یعنــی خــودش را باختــه ،او همـه‌ چیــز را در همیــن دنیــا ،جســم ،مــاده ،کمــاالت طبیعی و وهمــی می‌بینــد .لــذا اگــر کمــاالت نفســانی و دنیــوی از دســتش بــرود ،غصــه می‌خــورد ،افســرده و پژمــرده می‌شــود .مؤمــن این‌گونــه نیســت؛ مؤمــن بــا مســلمان فــرق دارد .االن همــۀ مــا می‌گوییــم :مــرده، بــا مــا کاری نــدارد و قبــول داریــم .ذهــن مــا ایــن را پذیرفتــه کــه مــرده حرکــت نمی‌کنــد ،یعنــی :اســام ‌آوردن و تســلیم‌ شــدن .مــا قبــول داریــم کــه مــرده بــا مــا کاری نــدارد .ولــی آیــا کســی می‌توانــد شــب بــه قبرســتان بــرود؟ نــه ،چــون فکــر می‌کنــد اگــر االن ســر قبــری بــرود ،شــاید یــک دســت از آن قبــر بیــرون بیایــد و او را داخــل ببــرد .می‌ترســد! توهــم بــرش م ـی‌دارد و عقلــش دیگــر کار نمی‌کنــد. همــان عقلــی کــه قبــول کــرده بــود مــرده حرکــت نمی‌کنــد ،در ایــن قبرســتان تاریــک ،قــدرت نــدارد کــه بــه دادش برســد ،پــس او از مــرده می‌ترســد .ایــن را مســلمانی می‌گوینــد؛ یعنــی تســلیم ‌شــدن، کــه غیــر از ایمــان اســت .مرده‌شــوی ،مؤمــن اســت و احســاس امنیــت دارد .او می‌دانــد ،مــرده کاری نــدارد .دلــش کامــ ً ا آرام اســت .شــب بــه راحتــی در قبرســتان خوابــش می‌بــرد؛ خــواب مــرده نمی‌بینــد، در شــب هــم نمی‌ترســد؛ تــا صبــح می‌ایســتد و کار می‌کنــد ،پیــش 47 * فصل دوم میــت چای ـی‌اش را هــم بــه راحتــی می‌خــورد. مــرده می‌خوابــد ،کنــار ّ مؤمــن ،آرامــش دارد. فــردی کــه خــدا را قبــول کــرده ،آرامــش دارد .خــدا کنــارش هســت .خــدا و خانــواده آســمانی‌اش در همــه حــال او را می‌بیننــد؛ لــذا نمی‌توانــد بــد اخالقــی و گنــاه کنــد .تــا می‌خواهــد عصبانــی شــود، یــک ‌دفعــه می‌بینــد در خانــه چش ـم‌های زیــادی او را نــگاه می‌کننــد، خــدا ،ائمــه و فرشــتگان نگاهــش می‌کننــد .مگــر جــرأت می‌کنــد عصبانــی شــود؟ مگــر جــرأت دارد ســر کســی داد بزنــد؟ کســی کــه ناراحــت و عصبــی می‌شــود ،امنیــت نــدارد. 48 آدم خودشــیفتۀ حقیــر ،از همـه‌ چیــز ناراحــت می‌شــود .دنیــا ،بــه راحتــی می‌توانــد او را بــه گریــه بینــدازد .دختــری بــه او جــواب رد می‌دهــد ،خــودش را می‌کشــد .مــا در ایــن هفتــه ،چنــد مــورد مراجعــه داشــتیم کــه دختــر ،بــه پســر جــواب منفــی داده بــود ،پســر می‌گفــت: حــاال کــه ایــن نشــد؛ دیگــر ،نــه خدایــی هســت ،نــه دینــی هســت ،نــه پیغمبــری هســت ،مــن دیگــر نمــاز نمی‌خوانــم .پــس خــدا ،بــه انــدازۀ آن دختــر هــم برایــش قیمــت نــدارد؟ علــی 7فرمــود« :مــا رأیــت ُذ ًال ِم َ ِ اشــتغال قَلبــی بِفــارق الق ِ َلــب ثــل ِم ّنــی؛ 1هیــچ ذلتــی را مثــل ایــن ندیــدم کــه دلــم بــه کســی مشــغول باشــد کــه دلــش بــا مــن نیســت» .دوســتم نــداری ،نداشــته بــاش، خداحافــظ .مؤمــن می‌گویــد :اگــر مــا را نمی‌خواهیــد ،دعایتــان می‌کنیــم ،بــه ســامت! مــن اصــ ً ا گــدای عاطفــۀ ‌کســی نیســتم. هیــچ ‌کــس نمی‌توانــد ،مــرا تحقیــر کنــد .هر‌کــس می‌خواهــد بــا .1حلی ،تنبیه الخواطر و نزهة النواظر ،ج ،1ص .16 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مــن رفاقــت کنــد ،بــا او رفاقــت می‌کنــم .برایــم تــب کنــد ،برایــش می‌میــرم .عیبــی نــدارد ،ایــن خیلــی خــوب اســت؛ ولــی اگــر کســی بخواهــد گروکشــی کنــد و خــودش را عقــب بکشــد و نــاز کنــد ،اص ـ ً ا مــن کســی نیســتم کــه ایـن‌ قــدر ذلیــل و خــوار زندگــی کنــم .مؤمــن اصــ ً ا این‌طــوری نیســت ،مؤمــن همــه قیمت‌هــا را از بــاال و خانــواده آســمانی خــود دریافــت می‌کنــد ،اصـ ً ا از پاییــن و بخش‌هــای حیوانــی چیــزی نمی‌گیــرد ،گــدای پاییــن و ســبک‌ زندگــی پایینی‌هــا نیســت. 49 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل سوم مروری بر بحث گذشته نقش دعا در تقدیرات انسان شکر نعمت ،از عوامل مؤثر بر تقدیرات شب قدر تقدیرات شب قدر به تناسب خود آگاهی طراحی سبک زندگی به همراه نقشه و برنامه‌ریزی جذب تقدیرات منوط به سطح‌ فکری انسان 51 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته بحــث م��ا ،دربــارۀ شــب قــدر بــود .قــدر یعنــی؛ منزلــت ،انــدازه و رتبــه .گفتیــم :در شــب قــدر ،مقــدرات تمــام موجــودات عالــم از انســان ،حیــوان ،گیــاه و جمــادات گرفتــه تــا مــاه ،خورشــید ،ســتاره‌ها، کیهان‌هــا ،کهکشــان‌ها و عوالــم مــاورای طبیعــت رقــم می‌خــورد. دربــارۀ انســان گفتیــم ،همــه اســباب و علــل جمــع هســتند؛ فرشــتگان و روح ،قــوای عالم‌انــد .کتــاب خــدا ،برنامــه تشــریعی و کتــاب اندازه‌هــای زندگــی ماســت .وجــود مقــدس صاحــب امــر ،کــه کل امــر بــرای امضــاء خدمــت ایشــان نــازل می‌شــودِ ) .إنَّــا َأن َْزلْنــا ُه ِفــی لَ ْی َل ِ ــة ـن َألْـ ِ ـد ِر * َو مــا َأ ْد َ ـف شَ ـ ْه ٍر * راک مــا لَ ْی َلــةُ الْ َقـ ْ الْ َقـ ْ ـد ِر * لَ ْی َلــةُ الْ َقـ ْ ـر ِمـ ْ ـد ِر خَ ْیـ ٌ ـن ُك ِّل َأ ْمـ ٍ ـی َح َّتــی ـم ِمـ ْ ـر ُ وح ِفیهــا بِـ ِإ ْذ ِن َربِّ ِهـ ْ َت َنـ َّز ُل الْ َمالئِ َکــةُ َو الـ ُّ ـر * َســا ٌم ِهـ َ ـع الْ َف ْجـ ِ ـر( .همــۀ این‌هــا ،منتظــر داده‌هــای مــا هســتند .مــا بایــد در َم ْط َلـ ِ ایــن شـب‌ها ،یــک سلســله داده‌هایــی را از روی صــدق نیــت و راســتی، 53 * فصل سوم بــه امــام ‌زمــان تقدیــم کنیــم. پیشــتر بیــان کردیــم؛ اگــر بخواهیــم بهتریــن تقدیرهــا را بــرای خودمــان رقــم بزنیــم ،کــه ارزشــی بیــش از 83ســال و چهــار مــاه داشــته باشــد ،کــه هــم در نظــام دنیایــی تــا ســال آینــده تقدیرهــای خوبــی داشــته باشــیم ،هــم در نظــام اخــروی و معنــوی؛ بایــد بــا اندازه‌هــا و قــدر خودمــان آشــنا باشــیم تــا بتوانیــم ،عالی‌تریــن تقدیرهــا را بخواهیــم. قدرهایــی را کــه قــرآن کریــم بــرای انســان برمی‌شــمرد ،شـش‌گونه اســت :قــدر ســنگی ،قــدر کمتــر از ســنگ ،قــدر حیوانــی ،قــدر کمتــر از حیــوان ،قــدر شــیطانی و قــدر انســانی ،کــه برابــر اســت بــا قــدر ایمانــی. 54 گفتیــم از نظــر قــرآن کریــم فقــط مؤمــن ،باطــن انســانی دارد .غیــر مؤمــن ،هیــچ باطنــی از انســانیت نــدارد و در یکــی از آن پنــج گــروه، تقســیم‌بندی می‌شــود .دربــاره انتخــاب ایمانــی و انســانی ،در دعــای مــکارم األخــاق امــام‌ ســجاد 7ایــن را می‌خوانیــم« :بَلِّــغ بإیمانــی أک َمـ َ ـل االیمــان؛ خدایــا ایمــان مــرا بــه عالی‌تریــن درجــات ایمــان برســان» .لــذا ،هــر نــوع تصمیمــی بــرای خودتــان در ش ـب‌های قــدر ـد و صداقــت) وجــود مقــدس بگیریــد (بــه معنــای حقیقــی از روی جِ ـ ّ آقــا امــام‌ زمــان آن تقدیــرات را امضــاء می‌کنــد .پــس ایــن مــا َّ َ ــر هســتیم کــه نقــش زیــادی در تقدیراتمــان داریــم) ،إ َِّن الل ال يُغ َِّي ُ ـروا مــا بِ َأ ْن ُف ِس ـ ِه ْم؛ 1خــدا حــال هیــچ قومــى را تغييــر مــا بِ َقـ ْ ـو ٍم َح َّتــى يُغ َِّيـ ُ نمى‌دهــد ،تــا آنــان حــال خــود را تغييــر دهنــد( .خداونــد ،هیـچ‌ وقــت .1سورة رعد /آیه .11 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * سرنوشــت قومــی را تغییــر نمی‌دهــد ،مگــر اینکــه خودشــان بخواهنــد آنچــه را کــه مربــوط بــه خودشــان اســت ،تغییــر دهنــد. بنابرایــن ،آن بخــش از تقدیرهــا را کــه مربــوط بــه مــا و قابــل تغییــر اســت ،بایــد جــدی بگیریــم .یــک سلســله امــوری در عالــم وجــود دارد کــه مربــوط بــه مــا نیســت ،مــا تعییــن نمی‌کنیــم و تعییــن نکردیــم ،یــک سلســله امــوری کــه در مــا یــا در رونــد زندگــی مــا تأثیــر می‌گذارنــد ،آن‌هــا بــه هیــچ ‌وجــه بــه دســت مــا نیســت؛ امــا آن بخشــی کــه بــه دســت خــود ماســت ،مث ـ ً ا تعییــن روش و ســطح زندگــی و ...می‌توانیــم تعییــن کنیــم ،کــه چــه ســطحی از بخــش انســانی یــا از بخش‌هــای پنج‌گانــۀ دیگــر را داشــته باشــیم .پــس بایــد بهتریــن را انتخــاب کنیــم .روزی ،تنبلــی ،نشــاط ،تمــام ایــن مســائل در تقدیرهاســت ،حتــی اینکــه تنبــل و تــن پــرور باشــیم یــا زرنــگ و چابک باشــیم یــا تیزهــوش و باهــوش ،همــه بســتگی بــه ایــن دارد کــه ،مــا آن را بخواهیــم .پــس بایــد تعییــن کنیــم کــه ،چطــور آدمــی می‌خواهیــم باشــیم و چــه ســالی را می‌خواهیــم در پیــش داشــته باشــیم؟ نقش دعا ،در تقدیرات انسان چنــد عامــل وجــود دارد کــه در تقدیــر مــا مؤثــر اســت .ایـن‌ مــوارد ــن ُك ِّل َأ ْم ٍ ــر(؛ یعنــی همــه را به‌صــورت کلــی عــرض می‌کنــمِ ) .م ْ ‌چیــز را می‌توانیــم بخواهیــم و تعییــن کنیــم .بایــد دربــارۀ کل امــر فکــر کنیــم ،کــه همــۀ جنبه‌هــای وجــودی را بگیریــم .شــاید ایــن کار ســختی باشــد؛ امــا علــت اینکــه دعاهــای ش ـب‌های مــاه رمضــان وارد 55 * فصل سوم شــده ،همیــن اســت .نبایــد از کنــار آنهــا ســاده رد شــویم .دعاهایــی کــه در ســحر وارد شــده بــا دعاهایــی کــه در روز و شــب وارد شــده، تفــاوت دارد. ای ـن‌ دعاهــا ،بــرای انســان تنظیــم شــده .بــرای اینکــه بتوانیــم از بهتریــن تقدیرهــا برخــوردار شــویم و بهتریــن پروازهــا تــا عالی‌تریــن مقام‌هــا را داشــته باشــیم ،معصومیــن :مجموعــه‌ای از مهارت‌هــا و دعاهــا را بــه مــا یــاد دادنــد؛ دعاهایــی ،کــه در مفاتیــح اســت ،ماننــد: دعاهــای مــاه رجــب و شــعبان و دعاهــای دیگــر ،ایــن دعاهــا بــه طــور قطــع بــا مــا ســازگاری دارد. 56 حتــی اگــر خودمــان دســت بــه دعــا ببریــم ،نمی‌توانیــم بــه ایــن ـن ُك ِّ ل کاملــی و بــا ای ـن‌ همــه جنبه‌هــای گوناگــون دعــا کنیــم .در ) ِمـ ْ أَ ْم ـ ٍر( هم ـه‌ چیــز هســت .هــر چیــزی کــه مربــوط ‌بــه انســان اســت، در دعاهــا آمــده .بنابرایــن فــرد باهــوش ،ب ـه‌‌ هیــچ ‌وجــه ،از داده‌هــای عالی‌تریــن و کامل‌تریــن انســان‌ها غفلــت نمی‌کنــد ،مثــل اینکــه شــما بــا مربــی کوهنوردیتــان ،بــه کــوه رفته‌ایــد ،حادثــه‌ای اتفــاق می‌افتــد؛ شــما بــرای تصمیم‌گیــری بــه او نــگاه می‌کنیــد کــه او در ایــن موقعیــت چــه تصمیمــی می‌گیــرد ،شــما هــم همــان کار را می‌کنیــد ،ایــن بهتریــن انتخــاب اســت. زیــرک ،کســی نیســت کــه ســعی می‌کنــد بهتریــن خواســته‌ها را بــا توانمنــدی خــود بیایــد ،بلکــه زیرک‌تریــن افــراد در ایــن ش ـب‌ها ،بــه دنبــال ایــن هســتند کــه؛ انســان‌های برجســته و بــزرگ ،کامل‌تریــن انســان‌ها و حتــی خــود امــام زمــان بــرای مــا چــه چیزهایــی را الزم می‌داننــد و از خداونــد می‌خواهنــد ،او نیــز عالی‌تریــن تقدیــرات را نقش انسان در تقدیرات شب قدر * از دعاهــا بیــرون می‌کشــد و بــا صداقــت ،آن‌هــا را از خداونــد تبــارک ‌و ‌تعال��ی می‌خواهـ�د.در شــبهای قــدر ،دعاهــای روز و شــب و ســحر کــه در مفاتیــح وارد شــده را بخوانیــد .در بیــن تقدیرهــای موجــود، هیــچ دعایــی بــه انــدازۀ دعاهایــی کــه در شــب وارد شــده قــدرت نــدارد .دعاهــای ســحر ،فوق‌العــاده قوی‌انــد .دعاهــای روز هــم خیلــی قدرتمنــد هســتند؛ مــا نــه از دعاهــای ســحر بی‌نیــاز هســتیم ،نــه از دعاهــای روز ،ولــی بــه دعاهــای شــب ،بیشــتر احتیــاج داریــم؛ یعنــی ادعی ـه‌ای کــه در شــب وارد شــده ،مرتبــه باالتــری اســت ،افــق و بُــرد پــروازیِ خیلــی خــاص و ویــژه‌ای دارد ،کــه مــا بایــد از آن اســتفاده کنیــم. 57 شکر نعمت ،از عوامل مؤثر بر تقدیرات شب قدر یکــی از آن چیزهایــی کــه در تقدیرهــای ســال بعــد خیلــی مهــم و تعیین‌کننــده اس ـت‌« ،شــکر» اســت .انســان‌هایی کــه از خــدا ناراضــی هســتند ،نــق و غــر زیــاد دارنــد ،کفــور هســتند .کفــران یعنــی :قــدر نعمت‌هایــی را کــه خداونــد تبــارک و تعالــی بــه او داده ،نمی‌دانــد یــا بلــد نیســتُ ،عرضــه نــدارد ،از آن‌هــا اســتفاده کنــد .کفــران؛ خــوب و درســت اســتفاده ‌نکــردن از نعمــت اســت. ــن شَ َ ــم؛ ــك ْر ُت ْم َ َل ِز َ خداونــد بــر ایــن اســاس می‌فرمایــد) :لَ ِئ ْ يدن َُّك ْ 1 اگــر واقعــ ًا سپاســگزارى كنيــد ،شــما را افــزون خواهــم كــرد(؛ اگــر شــکرگزار باشــید ،اگــر شــکر نعمــت کنیــد ،بــه افزایــش می‌رســید. .1سورة ابراهیم /آیه .7 * فصل سوم نمی‌فرمایــد :نعمتتــان را افزایــش می‌دهــم ،می‌فرمایــد :خودتــان اضافــه می‌شــوید ،یعنــی بــزرگ می‌شــوید. ایــن خیلــی اهمیــت دارد کــه ،انســان بــا چــه قیمتــی وارد شــب قدر شــود ،بــا چــه قیمتــی از مــاه مبــارک خــارج شــود و ســال آینــده‌اش را در چــه ســطحی از قیمــت و ارزش ســپری کنــد؟ ـن شَ ـ َ ـن َك َف ْر ُت ْم ـك ْر ُت ْم َ َل ِز َ ـم َو لَ ِئـ ْ شــکر نعمــت ،خیلــی اثــر دارد) .لَ ِئـ ْ يدن َُّكـ ْ إ َِّن َعذابِــي لَشَ ِ يد؛ 1اگــر واقعــ ًا سپاســگزارى كنيــد ،شــما را افــزون ــد ٌ خواهــم كــرد و اگــر ناسپاســى نماييــد ،قطعــ ًا عــذاب مــن ســخت 58 خواهــد بــود( .کســی کــه کفــران نعمــت می‌کنــد ،قــدر نعمت‌هــای الهــی را نمی‌شناســد ،بلــد نیســت از نعمت‌هــای بزرگــی کــه خــدا بــه او داده ،اســتفاده کنــد نعمت‌هــا را ضایــع می‌کنــد ،چنیــن انســانی در معــرض ســلب نعمــت قــرار دارد .خداونــد نعمــت را از او می‌گیــرد. پــس خیلــی مهــم اســت کــه شــما در طــول ســال چقدر شــاکر باشــید، حمــد الهــی را به‌جــای ‌آوریــد و از نعمت‌هایــی کــه خداونــد تبــارک و تعالــی بــه شــما داده ،اســتفادۀ بهینــه ‌کنیــد. حتم ـاً در شــب هــای قــدر ،بــه امــام زمــان عــرض کنیــم :آقــا! بــه مــا هیــچ چیــز خــوب یــا بــدی را بیــش از آن کــه مــا ظرفیــت داریــم ندهیــد؛ چــون اگــر بــد باشــد ،وبــال گــردن و باعــث عــذاب انســان می‌شــود ،اگــر خــوب باشــد ،وقتــی انســان ظرفیــت نداشــته باشــد ،خــوب را بــه بــد تبدیــل می‌کنــد؛ ماننــد :پــول ،شــهرت ،آبــرو، عــزت و محبوبیــت و حتــی عبادتــی کــه ظرفیتــش را نــدارد. امــام‌ ســجاد 7در دعــای مــکارم االخــاق بــه خداونــد عــرض .1سورة ابراهیم /آیه .7 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * ـة بَ ِ می‌کنــدَ « :و َل ُت ْحـ ِ اط َنـ ً ـت لِــی ِذلَّـ ً ـد ـزاً َظا ِهــراً إ َِّل َأ ْح َد ْثـ َ ـة ِع ْنـ َ ـد ْث لِــی ِعـ ّ نَ ْف ِســی بِق ََد ِر َهــا؛ بــرای مــن هیــچ عـ ّزت آشــكاری ایجــاد مکن ،مگــر آنکه بــه همــان مقــدار پيــش خــودم ذلّــت نفــس عنايــت كــن» .خدایــا! اگــر قــرار اســت ،پیــش مــردم آبــرو و عــزت ظاهــری‌ام بیشــتر شــود ،حتمـاً بــه همــان انــدازه‌ای کــه عــزت مــن بیشــتر می‌شــود ،مــرا پیــش خــودم پاییــن بیــاور. خــدا نکنــد کــه انســان پیــش مــردم بــاال بــرود ،در وجــودش ایــن را بــاور کنــد و خــودش هــم پیــش خــودش بــاال بــرود ،مشــهور شــود و مــورد توجــه قــرار گیــرد .اینجاســت کــه شــخص ســقوط می‌کنــد و راه ورودی نعمت‌هــا بســته می‌شــود .انســان دچــار پُــریِ کاذب می‌شــود و دیگــر جایــی بــرای دریافــت نعمــت نــدارد و ایــن بســیار خطرنــاک اســت. نعمتــی کــه انســان را پُــر می‌کنــد ،ه ـر‌ چیــزی کــه باشــد ماننــد: نمازشــب ،خدمــت بــه مــردم ،عــزت ،آبــروی معنــوی و ه ـر‌ چــه کــه انســان را پــر کنــد ،راه دریافــت را بــه روی انســان می‌بنــدد .خــدا نکنــد انســان دچــار خودبینــی ،خودپرســتیُ ،عجــب ،خودشــیفتگی و... شــود .خــدا نکنــد ،انســان بــه حالتــی کــه دارد ،راضــی شــود .علــی7 ك بِ َّ اســ ِت َهانَ ِت َ ــاك بِالْ َحالَ ِ ْــب َو ِر َض َ صیب َ الذن ِ ْــت ــة اَلَّ ِتــي َأن َ ــۀ َك ْ فرمــود« :ال ُم َ َع َل ْي َهــا؛ 1هیــچ مصیبتــی ،ماننــد ایــن نیســت کــه تــو (انســان) گناهــت را کوچــک بشــماری و بــه حالتــی کــه داری ،راضــی باشــی» .ایــن یعنــی پُر‌شــدن و بسته‌شــدن .کســی کــه در شــب قــدر ،حواســش بــه خــودش هســت ،کســی کــه می‌دانــد ،خــودش را تخلیــه نکــرده ،پُــر .1مجلسی ،بحاراالنوار ،ج ،75ص .162 59 * فصل سوم از کمــاالت وهمــی ،حســی ،خیالــی و عقالنــی اســت ،پــر از احســاس قــرب و عبــادت و طلبــکار‌ بــودن از خداســت ،وقــت دعــا هیــچ چیــزی دریافــت نمی‌کنــد؛ وقتــی می‌خواهــد چیــزی بگیــرد ،می‌گوینــد ایــن پُ ـ ِر پُــر اســت؛ بایــد در همیــن ش ـب‌ها چــاره‌ا‌ی بیندیشــد. زیرک‌تریــن افــراد ،گداتریــن افــراد در شــب قــدر هســتند؛ یعنــی کســانی کــه بــا تمــام وجودشــان می‌گوینــد« :ال اَم ِل ُ ــک لِ َنفســی نَف َعــ ًا ــراً َو ال َمو َتــ ًا َو ال َحیا َتــ ًا َو ال نُشــوراً؛ 1ســود و زیــان و مــرگ و َو ال َض ّ زندگــی و رســتاخیز خویــش را در اختیــار نــدارم»؛ خدایــا مــن هیــچ چیــز نیســتم .بــرای همیــن در هــر ســه شــب قــدر ایــن دعــا وارد شــده: ـیت لَـ َ داخــراً ال اَم ِلـ ُ ـداً ِ ـراً َو مسـ ُ ـک َعبـ َ «اَل ّل ُهـ َّ ـم اِنّــی اَ َ ـک لِ َنفســی نَفع ـ ًا َو ال َضـ ّ آل اَصـ ِ ـر ُف َعنهــا ُســوءاً؛ 2بــار خدايــا مــن در حالــی بــه شــب وارد شــدم، 60 بوســت هســتم کــه مالــك ســود و زيانــى نيســتم و کــه بنــد ‏ه آســتان َ نتوانــم بــدى را از خــود برگردانــم» .شــما بــا ایــن دعــا بایــد خودتــان را تخلیــه کنیــد ،خیلــی دعــای مهمــی اســت .حتمــا در شــب هــای قــدر ایــن دعــا را بخوانیــد و خودتــان را تخلیــه کــرده و بــرای دریافــت نعمتهــای فــراوان شــبهای قــدر گنجایــش پیــدا کنیــد. خــدا نکنــد ،انســان چیــزی بــا خــودش داشــته باشــد و بگویــد :مــن بــا دســت پُــر می‌خواهــم بــروم و چیــزی بگیــرم بلکــه بایــد بدانــد« .ال اَم ِل ُ ــک لِ َنفســی نَفعــ ًا؛ مالــك هیــچ ســودی نيســتم»؛ و بگویــد خدایــا! مــن هیــچ ُعرضــه‌ای نــدارم ،تــا بدی‌هــا را از خــودم دور کنــم .مــن مصلحت‌هایــم را خــوب نمی‌شناســم و ممکــن اســت ،چیــزی بخواهــم .1قمی ،مفاتیح الجنان ،تعقیبات نماز عصر. .2قمی ،مفاتیح الجنان ،اعمال مشترک شب‌های قدر. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * کــه بــه ضــررم تمــام شــود ،یــا از چیــزی بــدم بیایــد؛ ولــی بــه ‌نفعــم باشــد .بنابرایــن ،خیلــی مهــم اســت که انســان چگونــه بــرود و تقدیرش را بــه امضــای حضــرت برســاند .مــا نبایــد بــه جایــگاه خودمــان راضــی باشــیم ،بایــد ایــن حدهــا را بشناســیم .پــس در شــبهای قــدر ظرفیــت افــراد خیلــی مهــم اســت؛ و اینکــه بــا چــه ظرفیتــی وارد شــب قــدر می‌شــوند .اگــر کســی بگویــد :مــن خیــال پروازهــای بلنــد دارم ،خیــال تغییــر ســبک زندگــی و ســطح پــرواز دارم؛ امــا هیـچ‌ چیــزی هــم ندارم و دســتم خالــی اســت ،ایــن خیلــی خــوب اســت. ایــن نکتــه خیلــی اهمیــت دارد کــه ،در طــول ســال گذشــته تــا االن ،از خــودت لیاقــت و قابلیــت نشــان دادی ،نعمت‌هــا را خــراب نکــردی .ایــن مــوارد بــه تصمیــم مــا بســتگی دارد کــه واقع ـاً چقــدر می‌خواهیــم از خودمــان لیاقــت نشــان دهیــم .این‌هــا بــه مــا قابلیــت می‌دهــد ،تــا بتوانیــم از شــب قــدر بهتریــن اســتفاده‌ها را بکنیــم؛ البتــه بعــد از اینکــه ،انســان قیمــت خــودش را شــناخت و فهمیــد کــه انســان یعنــی چــه؟ تقدیرات شب قدر به تناسب خودآگاهی وقتــی انســان فهمیــد کــه خــود حقیقــی او ،آن بخشــی از وجــود اوســت کــه عاشــق اهلل می‌شــود ،زمانــی کــه خــو ِد حقیقــی‌اش را شــناخت؛ بایــد تقدیراتــش را بــه انــدازه و بر‌اســاس خــود حقیق ـی‌اش درخواســت کنــد؛ نــه بر‌اســاس خــود حیوانــی‌اش. 61 * فصل سوم کســی کــه شــب قــدر بزرگ‌تریــن آرزویــش داشــتن همســر یــا شــفای بیمــاری یــا پــول اســت ،قطعـاً بــا قیمــت واقعی ،بــه تقدیــر وارد نمی‌شــود ،او بــا قیمت‌هــای پایینــی ،بــه تقدیرهــا وارد می‌شــود .ایــن بــه آن معنــا نیســت کــه ،ایــن تقدیرهــا را نخواهیــم؛ از مــا می‌خواهنــد کــه همین‌هــا را هــم بخواهیــم .امــا اگــر بزرگ‌تریــن خواســته‌ها و دغدغه‌هــای فــردی در همیــن حــدود باشــد و خــودش را ایــن قــدر کوچــک نــگاه می‌کنــد ،در نتیجــه ،آن تقدیــری کــه بــه ‌دســت حضــرت می‌دهــد ،کوچــک خواهــد بــود. 62 انســان وقتــی خــو ِد حقیقــی‌اش را شــناخت؛ می‌فهمــد آخــرت و ابدیــت خوبــی در انتظــار اوســت و چنــد صبــاح دیگــر بــه نظــام برزخــی وارد می‌شــود و خانــواده آســمانی‌اش منتظــر ورود او بــه بــرزخ هســتند؛ پــس همــه آن بخش‌هایــی ،کــه مربــوط ‌بــه مســائل نفســانی اســت را رهــا می‌کنــد .هیچ‌کــدام بــه ‌دردش نخواهــد خــورد؛ مگــر چیــزی کــه بــه فــوق ‌عقــل تبدیــل شــده باشــد .اگــر پــول اســت ،بــرای آخرتــش ذخیــره کــرده باشــد .اگــر مســائل حســی ،خیالــی و وهمــی اســت ،از آن‌هــا اســتفاده‌های آخرتــی کــرده باشــد .اگــر مطالعــه ،علــم ،تحصیــل، درس و ایــن مــوارد اســت ،بــرای آخرتــش فرســتاده باشــد و ذخیــرۀ آخرتــی خــود قــرار داده باشــد و ا ِال بقیـه‌ ،فایــده‌ای بــرای او نــدارد .فقط ب��ا بخ�شـ ف��وق‌ عق��ل ق��رار اســت در قیامــت زندگــی کنــد؛ وای بــه حالــش ،اگــر توشـه‌اش کــم باشــد . نقش انسان در تقدیرات شب قدر * طراحی سبک زندگی به همراه نقشه و برنامه‌ریزی اگــر انســان بخواهــد ،در دنیــا زندگــی موفقــی داشــته باشــد و بــه تعبیــر قــرآن شــاد و آرام باشــد و نیــز ســالم بــه بــرزخ وارد شــود، ـش فــوق بایــد نظــام برنامه‌ریــزی زندگ ـی‌اش را ،بر‌اســاس ســاختار بخـ ِ عقالن ـی‌اش قــرار دهــد؛ یعنــی نقشــه داشــته باشــد .بدبخت ـی‌ای کــه نصیــب مــا شــده ،ایــن اســت کــه بــدون نقشــه ،زندگــی می‌کنیــم. ـن َألْـ ِ ـف شَ ـ ْه ٍر؛ تمــام حــرف شــب قــدر ایــن اســت) :لَ ْي َلــةُ الْ َقـ ْ ـر ِمـ ْ ـد ِر خَ ْيـ ٌ شــب قــدر برتــر از هــزار مــاه اســت .(1یــک ش��ب ق��در! بــا تصمیــم و برنامه‌ریــزی ،بهتــر از هــزار مــاه بــدون برنامــه اســت .فــرد از همــان بچگــی ،جنبــۀ گیاهــی دارد ،بعــد حس‌هــای حیوانــی و غریــزه پیــدا می‌کنــد .او وقتــی کــه هــوش پیــدا می‌کنــد ،دنبــال مطالعــه اســت. فقــط روزبــه‌روز ،بر‌اســاس ایــن نیازهــا بــزرگ می‌شــود؛ امــا کســی کــه از همــان جوانــی ،خــودش را می‌شناســد کــه کیســت ،از همــان موقــع ،بــه معرفــت نفــس نائــل می‌گــردد ،می‌فهمــد کــه قیمــت و ـدش چقــدر اســت ،مثــل بقیــۀ مــردم زندگــی نمی‌کنــد .او ســبک حـ ّ و هدف‌هــای خاصــی در زندگــی دارد و بعــد ،تمــام شــئون پایینــی «مــن حقیقــی‌اش» برنامه‌ریــزی می‌کنــد؛ زندگــی‌اش را بر‌اســاس ِ بــه او صاحــب قــدر و صاحــب برنامــه می‌گوینــد. شــما هیـچ‌گاه ،بــدون نقشــه ،شــروع بــه ســاختن خانــه نمی‌کنیــد. اگــر یــک روز مرخصــی داریــد و در خانــه تعطیــل هســتید ،می‌گوییــد: امــروز کجــا برویــم؟ یعنــی نقشــه می‌ریزیــد .نمی‌گوییــد :ســوار ماشــین شــویم ،بعــد تصمیــم می‌گیریــم کــه کجــا برویــم .اگــر کــوه .1سوره قدر /آیه .3 63 * فصل سوم بخواهیــد برویــد ،نــوع وســائلی کــه برمی‌داریــد ،فــرق دارد ،پــارک بخواهیــد برویــد ،فــرق می‌کنــد ،برنامــه‌ می‌ریزیــد ،وســایل را آمــاده می‌کنیــد ،کــه ســفر بــه شــما تلــخ نگــذرد .بزرگ‌تریــن بدبختــی مــا ایــن اســت کــه ،مــا بــرای صــرف عمرمــان طــرح ،نقشــه و برنامــه نداریــم. 64 بنابــر فرمــوده پیغمبــر ،9روز قیامــت از چنــد چیــز ســؤال می‌کننــد ،کــه بیــش از همــه مهــم اســت؛ یکــی از آنهــا عمــر و دیگــری جوانــی اســت 1.خــود جوانــی ،جــزء عمــر اســت .می‌توانســت بفرمایــد ،از عمــر ســؤال می‌کننــد؛ امــا چــون جوانــی نقــش بســیار تعیین‌کننــده‌ای دارد ،جــدا ســؤال می‌کننــد .وقتــی پیامبــر9 می‌فرمایــد :ســؤال می‌کننــد؛ یعنــی تــو حــق نــداری ،عمــرت را هــر طــور دوســت داری مصــرف کنــی .بــرای ازدواج و بچ ـه‌دار‌ شــدن بایــد طــرح و برنامــه داشــته باشــی .کســی کــه قصــد بچ ـه‌دار شــدن دارد، بایــد قبــل از ازدواج ،برنامــه داشــته باشــد .نســلی کــه از تــو بــه دنیــا می‌آیــد ،تــا قیامــت هــر کاری کنــد ،در نامــۀ عمــل تــو ،خــوب یــا بــد ثبــت می‌شــود؛ نســل تــو ،کشــتزار توســت .بــه تعبیــر قــرآن حــرث توســت .بــرای نســلت بایــد طــوری برنامه‌ریــزی کنــی ،کــه فــردا آلودگی‌هایــش ،در نامــۀ عمــل تــو نیایــد و فقــط کمــاالت ،فضائــل و قدرت‌هــا در نامــۀ عملــت ثبــت شــود. ـن آ َد َم يــو َم اَل ْ ِقيامـ ِة حتَّــى يسـ َ ال يَـ ُز ُ .1اشــاره دارد بــه حدیــث « َ ـن َخ ْمـ ٍ ـن ـس َعـ ْ ـأ َل َعـ ْ ول اِبْـ ُ َ ْ َ َ َ ُْ َ َ َ ُعمـ ِر ِه فِيـ َ ِ ِ ِ ِ ِ ِ ـن َشــبَاب ِ ـن ا ِ ْكتَ َســبَ ُه َو َمــا ـ ي أ ـن ـ م و ه ـ ق ف ن أ ـم ـ ي ف ه ـ ل ا م ـن ـ ع و َه ا ـ ب أ ـم ـ ي ف ه َ ََْ ُ َ ْ ْ َ ـاه َو َعـ ْ ـم أ ْفنَـ ُ َ ْ ُ َ َ ْ َ ُ َ ِ ِ ِ َ ـم؛ فرزنــدان آدم روز قيامــت قــدم برنمی‌دارنــد تــا از پنــج چيــز از او ســؤال ـ ل ع ـا ـ يم ف ـل ـ م َع َ َ َ شــود؛ از عمــر او كــه بــرای چــه تمــام كــرده ،از جوانيــش كــه در چــه مســیری كهنــه كــرده ،از مالــش كــه از كجــا پيــدا كــرده و بــرای چــه چيــز صــرف كــرده و از عملــی کــه در آن آگاهــی دارد (مجلســی ،بحاراالنــوار ،ج ،74ص.)160 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * جذب تقدیرات منوط به سطح فکری انسان بعضــی افــراد ،بــه گونــه‌ای زندگــی می‌کننــد کــه در شــب قــدر، تقدیرهــای میلیونــی را دریافــت می‌کننــد؛ تقدیــر میلیون‌هــا انســان را بــه خودشــان جــذب می‌کننــد؛ یعنــی خــوراک خودشــان را کــه می‌گیرنــد هیــچ؛ خــوراک چنــد میلیــون نفــر را هــم دریافــت می‌کننــد و ایــن خــوراک را در طــول ســال بــه میلیون‌هــا انســان می‌رســانند. آنهــا در ســامت ،ســعادت ،معنویــت و احیــای میلیون‌هــا انســان نقــش دارنــد .وقتــی هــم بــه بــرزخ وارد می‌شــوند ،دیگــر بــه ‌عنــوان یــک نفــر وارد نمی‌شــوند ،بــه ‌عنــوان امــت و جماعتــی وارد می‌شــوند ،ثروتمنــد بــه آنجــا می‌رونــد .اهــل احســان ،وقتــی وارد قیامــت می‌شــوند ،بــه خــدا می‌گوینــد :خدایــا! از ثــواب مــا ،بــه بقیــه بــده تــا بــه بهشــت برونــد .این‌قــدر در روز قیامــت زیــاد دارد کــه می‌گویــد :خدایــا از نامــۀ عمــل مــن بــردار ،بــه کســانی کــه نیــاز دارنــد بــده ،تــا بــه بهشــت برونــد و هیچ‌کــس گیــر نکنــد. پــس شــما شــب قــدر بایــد طمــع و ســطح فکرتــان را بــاال ببریــد. نــوع درخواســتتان ،بایــد ایــن باشــد کــه؛ خدایــا اول از همــه مــن نمی‌خواهــم ،جــزء هیــچ‌ کــدام از آن پنــج گــروه باشــم .می‌خواهــم به‌عنــوان یــک انســان ،تقدیرهایــم را دریافــت کنــم و زندگــی انســانی داشــته باشــم؛ نمی‌خواهــم فقــط یــک نفــر باشــم .بعضــی از آدم‌هــا در نامــه عملشــان زیــاد ثــواب دارنــد ،ایــن ثواب‌هــا را وقتــی بــا خــود بــه عالــم دیگــر می‌برنــد ،شــب اول قبــر همــه مصــرف می‌شــود و از آن بــه بعــد ،به‌طــور مثــال از شــب پنجــم دیگــر کــم می‌آورنــد . 65 * فصل سوم شــاید دیــده باشــید امــوات خودتــان یــا ســایر امواتــی کــه بــه خــواب شــما می‌آینــد ،می‌گوینــد :بــه مــا کمــک کنیــد ،چیــزی بــه مــا بدهیــد ،مــا اینجــا کــم آوردیــم ،بدبختیــم ،نیازمندیــم؛ یــک ســال خــوب در بــرزخ بــوده ،ولــی توش ـه‌اش مصــرف شــده و کــم آورده .مــا قــرار اســت تــا قیامــت زندگــی کنیــم ،پــس بایــد خیلــی تقدیرهــا را جــدی بگیریــم. 66 بعضی‌هــا می‌گوینــد :یعنــی چــه کــه لیلــۀ القــدر باالتــر از هــزار مــاه اســت؟ بدانیــد ،هــزار مــاه را بایــد در بــرزخ مصــرف کنیــد ،بــه آن نیــاز داریــد ،بــه قــدری بــرزخ ســخت اســت و اوضــاع در قبــر بــد و خطرنــاک اســت کــه آدم قدرتمنــدی ،مثــل امیر‌مؤمنــان7 ــول اَ َّ ــن ِق َّل ِ ــه اَلــ َّزا ِد َو ُط ِ لط ِر ِ کمــی توشــه و يــق؛ 1آه از ِ می‌گویــد« :آ ِه ِم ْ طوالنی‌بــودن راه»؛ بنابرایــن ،بایــد خیلــی حواســمان جمــع باشــد ،کــه تقدیرهــای قدرتمنــدی را دریافــت کنیــم ،تــا ذخیــرۀ دنیــا و آخرتمــان شــود. .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص .804 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل چهارم مروری بر بحث گذشته فرصت انسان شدن را در شب قدر از خدا بخواهیم شرط تولد سالم به آخرت قیمت خودتان را بشناسید خودشناسی در کالم امیرمومنان7 67 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته خداونــد تبــارک و تعالــی ،نــوزده روز بــه مــا فرصــت داده؛ تــا مــا بــرای تنظیــم بهتریــن تقدیرهــا تمریــن کنیــم؛ یعنــی از آن پنــج گــروه ک��ه عبارتنــد از :ســنگ و کمتــر از ســنگ ،حیــوان و پســت تــر از حیــوان و شــیاطین نباشــیم؛ بلکــه از گــروه انســان‌ها باشــیم؛ آن‌هایــی کــه باطــن انســانی دارنــد .خــدا ،زمــان شـب‌های قــدر را هــم طوالنــی قــرار داده ،کــه مــا فرصــت انتخــاب ســبک زندگــی انســانی را داشــته باشــیم؛ ماننــد فاصلـه‌ گرفتــن و قطــع ارتبــاط با ســبک زندگــی حیوانی، ســپس توبه‌کــردن و برنامه‌ریزی‌کــردن بــرای ســبک زندگــی انســانی. حداقــل چیــزی کــه بایــد در ش ـب‌های قــدر ب ـه‌ دســت بیاوریــم ،ایــن اســت کــه بتوانیــم تقدیرهــای یــک ســال زندگــی انســانی را بــرای خــود رقــم بزنیــم. همان‌طــور کــه گفتــه شــد ،بعضــی از انســان‌ها عــاوه ‌بــر اینکــه 69 *فصل چهارم تقدیرهــای یــک ســال زندگــی انســانی خــود را بـه‌ دســت می‌آورنــد ،از خودشــان ظرفیــت و قابلیــت نشــان می‌دهنــد و خداونــد ،تقدیرهــای زندگــی میلیون‌هــا انســان را بــه آنهــا می‌دهــد .ایــن افــراد ،خودشــان توزیع‌کننــدۀ تقدیرهــای الهــی می‌شــوند؛ یعنــی آدم‌هایــی هســتند کــه بــه انــدازۀ میلیون‌هــا انســان ،ظرفیــت در وجودشــان ایجــاد می‌کننــد ،ســپس می‌تواننــد هــم در زمــان حیاتشــان و هــم بعــد از حیاتشــان ،خوراک‌دهنــده معنــوی بــه میلیون‌هــا انســان باشــند. تصــور کنیــد ،یــک انســان چقــدر بایــد ثروتمنــد باشــد ،کــه وقتــی در دنیــا زندگــی می‌کنــد ،می‌توانــد ده‌هــا میلیــون انســان را خــوراک معنــوی ‌دهــد؟ 70 نکنــد خــدای ‌نکــرده ،شــب قــدر هــم بگــذرد و مــا هنــوز نتوانســته باشــیم تقدیــر یــک انســان را هــم پیــدا کنیــم .ســال‌ها از عمرمــان گذشــته و مــا بــه انــدازۀ یــک ســنگ نیســتیم ،کــه از شــنیدن اســم خــدا لــذت ببریــم و متأثــر شــویم و یــا حتــی هنــوز مثــل یــک حیــوان نشــدیم کــه عبادتــش بجاســت و تمــرد نــدارد ‌. بنابرایــن ،بایــد چــه کار کنیــم کــه بتوانیــم تبدیــل بــه میلیون‌هــا ــن ن ُْح ِيــي الْ َم ْو َتــى انســان شــویم؟ قــرآن خیلــی زیبــا می‌فرمایــد) ‌:ن َْح ُ ــم؛ 1آرى! ماييــم كــه مــردگان را زنــده َو ن َْك ُت ُ ــب َمــا ق ََّد ُمــوا َوآث َ َار ُه ْ مى‌ســازيم و آنچــه را از پيــش فرســتاده‌اند ،بــا آثــار [و اعمــال‌] شــان می‌نویســیم( .مــا هر‌چــه کــه انســان بفرســتد ،می‌نویســیم و بــرای برزخــش ذخیــره می‌شــود .آثــار وجــودی یــک شــخص هــم همین‌طــور اســت؛ هــر کــس در زمــان حیاتــش ،میلیون‌هــا اثــر وجــودی دارد .1سوره یس /آیه .12 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * و خیــرش بــه دیگــران می‌رســد .بــرای همیــن دربــاره خصوصیــات انســان حقیقــی ،کــه باطــن انســانی دارد؛ یعنــی مؤمــن آمــده کــه :همــه دچــار خســران هســتند ،و اصــل ســرمایه ـان لَ ِفــي خُ ْسـ ٍ انســانی را از دســت می‌دهنــد) .إ َِّن ْ ِ ـر1؛ واقع ـ ًا ،انســان النْسـ َ دســت‌خوش زيــان اســت( .همــه جــزء یکــی از آن پنــج گــروه ـن آ َم ُنوا(مگــر ای ـن‌ مومنــان ،کــه اهــل عمــل صالــح هســتند؛ ) ِإ َّال الَّ ِذيـ َ هســتند .عمــل صالحشــان ،کثــرت نفــس مـی‌آورد ،به‌خصــوص کــه ) َو الص ْبـ ِ ـر؛ 2و همديگــر را بــه حــق و بــه شــكيبايى ـوا بِالْ َحـ ِّ ـوا بِ َّ ـق َو َت َ َت َ واصـ ْ واصـ ْ ســفارش كرده‌انــد(. مــن زمانــی کــه بــا بعضــی افــراد روبـه‌رو می‌شــوم ،خیلــی تأســف می‌خــورم از اینکــه می‌بینــم ایــن افــراد قابلیــت ایــن را دارنــد کــه بــه جــای میلیون‌هــا انســان زندگــی کننــد؛ امــا نمی‌تواننــد حتــی بــه جــای خودشــان هــم زندگــی ‌کننــد ‌.باطنــی پســت و حیوانــی بــرای خودشــان درســت کرده‌انــد؛ در‌حالــی ‌کــه خداونــد ،بــه او امکانــات و اســتعدادهای فــراوان داده تــا بتوانــد جــای میلیون‌هــا انســان زندگــی ‌کنــد‌؛ ولــی او هنــوز خــودش را هــم نمی‌توانــد جمــع ‌کنــد؛ یعنــی به‌عنــوان یــک آدم هــم نمی‌توانــد زندگــی ‌کنــد ،چــه برســد بــه اینکــه به‌جــای میلیون‌هــا انســان زندگــی ‌کنــد! خیلــی بــد اســت ،آدم ریــز و کوچــک زندگــی کنــد. خــدا بــه بعضی‌هــا ،اســتعداد ،اســتاد خــوب و نعمــت می‌دهــد؛ ولــی چــون وابســتگی زیــادی بــه بخش‌هــای نفســانی دارنــد ،استعدادشــان .1سوره عصر /آیۀ .2 .‌2سوره عصر /آیۀ .3 71 *فصل چهارم را در بخش‌هــای پایینــی و نفســانی مصــرف می‌کننــد ‌.بعضی‌هــا بــه ‌جــای پانصــد نفــر ثــروت دارنــد؛ می‌تواننــد در بخــش حیوانــی بــه ‌جــای پانصــد نفــر لــذت ببرنــد و زندگــی ‌کننــد؛ ولــی ماننــد حیــوان هســتند و بــه حــد آدمــی نرســیده‌اند .بایــد یــاد بگیریــم ،تقدیرهــای انســانی انتخــاب کنیــم و بتوانیــم بــه ‌عنــوان آدم زندگــی کنیــم؛ پــس بایــد آثــار وجودی‌تــان را بیشــتر کنیــد. فرصت انسان شدن را در شب قدر از خدا بخواهیم 72 مــا تــا شــب بیســت ‌و‌ نهــم هنــوز فرصــت داریــم .شــب عیــد ،بــرای مــا از لیالــی قــدر اســت .بــه ادعیــۀ شــب عیــد و روز عیــد دقــت کنیــد؛ فوق‌العــاده در تقدیرهــای هــر فــردی ،ســازنده و تعیین‌کننــده اســت. بــه همیــن دلیــل ،دعــای کســب فضیلــت شــب قــدر را ،در روز بیسـت‌ ـل لَی َلـ ِ ـم ارزُقنــی فیـ ِ ـه َفضـ َ ـۀ ال َقــدر؛ وهفتــم می‌خوانیــد و می‌گوییــد« :اَل ّل ُهـ َّ خدایــا امــروز [کــه روز بیســت‌و‌هفتم مــاه مبــارک اســت] ،فضیلــت شــب قــدر را نصیبــم کــن» ‌.ایــن بســیار ،فرصــت خوبــی اســت. پــس بهتریــن کار در شــب قــدر ،ایــن اســت کــه ،مــن بــرای بخــش فــوق عقالنــی‌ام تصمیــم بگیــرم ،بــرای بخــش انســانی؛ یعنــی برنامه‌ریــزی بــرای آدم‌ شــدن ،باطــن انســانی پیــدا کــردن و تبدیل‌شــدن بــه چندیــن انســان .اگــر زندگــی‌ات را بــه ایــن طریــق برنامه‌ریــزی کنــی ،دیگــر می‌دانــی چــه رشــته‌ای را بایــد انتخــاب کنــی ،بــا چــه کســی ازدواج ‌کنــی ،روابــط عاطفـی‌ات را بــا بقیــه چگونه تنظیــم کنــی؛ چــون تــو صاحــب ســبک زندگــی هســتی ،می‌دانــی نقش انسان در تقدیرات شب قدر * قــرار اســت چــه بشــوی‌‌؛ ولــی وقتــی انســان خــودش را بــه ‌صــورتِ حیوانــی می‌بینــد ،دیگــر غایــت و آمالــش ایــن اســت کــه زن و یــا همســر خــوب و چنــد فرزنــد داشــته باشــد؛‌ ایــن فســق اســت ،در اصــل ایــن زندگــی انســانی نیســت. اگــر اهلل ،چهــارده معصــوم :و جهــاد در راه خــدا ،بــه ردیــف بقیــۀ نیازمند‌ی‌هــای مــا ‌برســد ،مــا فاســق می‌شــویم؛ 1یعنــی اصــ ً ا نمی‌توانیــم زندگــی انســانی تشــکیل دهیــم. زندگــی انســانی ،متعلــق بــه کســی اســت کــه اوج لذت‌هــا و عزت‌هایــش ،اهلل ،ارتبــاط و لــذت ‌بــردن از رابطــه بــا چهــارده‌ معصــوم :و تــاش در راه آن‌هاســت؛ ایــن انســان حقیقــی می‌شــود. بنابرایــن اگــر درســت برنامه‌ریــزی نکنیــم ،ســالم بــه بــرزخ متولــد نمی‌شــویم .چــرا می‌گوینــد؛ شــب قــدر از هــزار مــاه بهتــر اســت؟‌ بــرای اینکــه شــبی اســت کــه ،تــو در آن برنامه‌ریــزی می‌کنــی و از هــزار مــاه بــدون ‌برنامــه زندگــی‌ کــردن بهتــر اســت. نتیجــۀ برنامه‌ریــزی خــوب چیســت؟‌ ) َسـ َ ـع الْ َف ْجـ ِ ـر؛ ـي َح َّتــى َم ْط َلـ ِ ـا ٌم ِهـ َ 2 (آن‌شــب) تــا طلــوع فجــر( ،سراســر) ســام و درود اســت( .نتیجـه‌اش .1اشــاره بــه آیــه شــریفه 24ســوره توبــهُ ) :ق ْ ــل إ ِ ْن َ ــم ك َ ــم َوإِخْ َوان ُ ُك ْ ــم َوأَب ْ َنا ُؤ ُك ْ ان آبَا ُؤ ُك ْ ـار ٌة تَخْ شَ ـ ْو َن َ ـيرتُ ُك ْم َوأَ ْم ـ َو ٌ ك َســا َد َها َو َم َســاك ُِن ت َْرضَ ْون َ َهــا َوأَ ْز َو ُ اج ُكـ ْ ال ا ْقت ََر ْفت ُُمو َهــا َوت َِجـ َ ـم َو َعشِ ـ َ ْ الل ب َِأ ْمـ ِر ِه َو َّ ـي َّ ـن َ الل َ ل ـم ِمـ َ أَ َحـ َّ ـب إِل َ ْي ُكـ ْ اللّ َو َر ُســول ِ ِه َوجِ َهــا ٍد فِــي َسـبِيل ِ ِه َفت ََرب َّ ُصــوا َح َّتـى يَأتِـ َ ِين؛ بگــو :اگــر پــدران و پســران و بــرادران و زنــان و خانــدان شــما و يَ ْهـدِي ال ْ َقـ ْو َم الْفَاسِ ـق َ اموالــى كــه گــرد آورده‌ايــد و تجارتــى كــه از كســادش بيمنــاك هســتید و ســراهايى را كــه خــوش مى‌داريــد ،نــزد شــما از خــدا و پيامبــرش و جهــاد در راه وى دوست‌داشــتنى‌تر اســت ،پــس منتظــر باشــيد تــا خــدا فرمانــش را [بــه اجــرا در] آورد و خداونــد گــروه فاســقان را راهنمايــى نمى‌كنــد(. .2سوره قدر /آیه .5 73 *فصل چهارم ســام می‌شــود .یعنــی؛ تــو بــرای همیشــه ســالمی ،امنیــت داری، آســوده هســتی ،دیگــر آســیب نمی‌بینــی و زندگــی ســالم داری؛ ولــی اگــر تقدیراتــت را درســت انجــام نــداده باشــی ،بــه ســام نمی‌رســی. ـم اَ ِ الدنیــا ســالِم ًا؛ 1از دنيــا خرجنــی ِمــن ُّ از همی ـن‌رو ،می‌گویــد« :اَل ّل ُهـ َّ ســالم و درســت بيــرون بر». 74 رابطــۀ دنیــا بــا آخــرت ،مثــل رابطــۀ رحــم مــادر بــا دنیاسـت‌؛ شــش نــوع تولــد از رحــم مــادر بــه دنیــا وجــود دارد ،ســالم ،ســالم قــوی، ضعیــف ،بیمــار ،ناقــص و معلــول .همیــن شــش تولــد نیــز بــرای روح در تولــد از رحــم دنیــا بــه آخــرت وجــود دارد .جنیــن ‌در رحــم مــادر فقــط دو تولــد ب ـه‌دردش می‌خــورد .او بایــد در رحــم ،صاحــب ســبک باشــد ،چهــار تولــد دیگــر بـه‌دردش نمی‌خــورد ،جنیــن بایـد‌ ســالم بــه دنیــا بیایــد ‌‌.مــا هــم در رحــم دنیــا قــرار داریــم و فقــط دو نــوع تولــد از شــش تولــد ،بــرای آخــرت بــه دردمــان می‌خــورد ،در غیــر این‌صــورت اول بدبختی‌هــا ،غصه‌هــا و پشیمانی‌هاســت ‌.خــدا نکنــد اگــر بمیریــمِ ، کســی از ایــن دنیــا بــرود و بــه حســرت بیفتـد‌ و بگویــد ،جوانــی و عمرم را مفــت تلــف کــردم ‌.ایــن حســرت ماننــد ایــن نیســت کــه ،به‌طــور مثــال؛ شــما در راه خانــه تصــادف ‌کنــی و یکــی را بکشــی ،بعــد چــون پــول دیــه نداشــتی ،بــه مــدت ده ســال بــه زنــدان بیفتــی و حســرت .1اشــاره بــه حدیــثَ « :ق َ ��ال َسمـ ِـ ْع ُت أَبَـ�ا َع ْبـ� ِد ا َ َّللِ يَ ُقـ ُ ـم أَ ِع ِّنــي َعلَــى َه ـ ْو ِل يَ ـ ْو ِم �ول :اللَّ ُهـ َّ َ َ ً ْ ْ ْ ـن َو اِك ِف ِنــي َم ُئون َ ِتــي َو ـن ال ُحــو ِر العِيـ ِ ـن اَل ُّدن َْيــا َســال ِما َو َز ِّو ْج ِنــي ِمـ َ اَلْق َِيا َم ـ ِة َو أَخْ ِر ْج ِنــي ِمـ َ َ ـاس َو أ ْدخِ لْ ِنــي ب َِر ْح َم ِتـ َ ـك فِــي عِبــاد َ ـن؛ شــنيدم امــام َم ُئون َـ َة ع َِيالِــي َو َم ُئون َـ َة اَل َّنـ ِ لصال ِحِ يـ َ ِك ا َ ّ صــادق 7مى‌فرمــود :بــار خدايــا! مــرا بــر هــراس روز رســتاخيز يــارى نمــا و از دنيــا ســالم و درســت بيــرون بــر ،و از حــور العيــن جفــت مــن كــن و خــرج خــودم و عيالــم را كفايــت كــن و بــه رحمتــت ،مــرا در زمــره بنــدگان خوبــت در آور» . نقش انسان در تقدیرات شب قدر * بخــوری .خیــر! ایــن حســرت‌ها ،در برابــر حســرت آخرتــی ،حســرت نیســت ‌.هیــچ چیــز بدتــر از ایــن نیسـت‌ کــه آدم در قبـر‌ بــرود و بعــد بفهمــد ،کــه دیگــر کار از کار گذشــته و هم ـه ‌‌عمــری کــه می‌توانســته بــا آن ‌‌جاودانگــی بســازد ،از دســت داده ‌.لــذا می‌گویــد :اصــل ،تولــد ســالم اســت؛ خدایــا! مــرا از دنیــا ســالم خــارج کــن. ‌شرط تولد سالم به آخرت کســی کــه دنیــا را ،خیلــی جدی‌تــر از آخــرت می‌گیــرد ‌،محــال اســت ،ســالم بــه آخــرت متولــد شــود‌ .کســی کــه می‌خواهــد در دنیــا ،بــه شــادی و آرامــش برســد و در آخــرت ،تولــد ســالم داشــته باشــد؛‌ بایــد آخــرت همیشــه در ذهنــش ،بزرگ‌تــر از دنیــا باشــد. مــاک تولــد ســالم چــه بــود؟ تطبیــق بــا شــرایط زیســتی دنیــا. مــاک ســالم ‌وارد ‌شــدن از رحــم دنیــا بــه آخــرت چیســت؟ اینکــه شــخص در برنامه‌ریــزی بــرای زندگـی‌اش ،ســه هــدف را باالتــر از همــه اهــداف نفســانی و حتــی علمـی‌اش بدانــد؛ کــه عبارتنــد از :اهلل ،چهــارده معصــوم ‌:و جهــاد در راه خــدا .کســی کــه این ســه هــدف در زندگی برایــش عزیزتــر و لذیذتــر از دنیــا باشــد ،انســان حقیقــی اســت .دنیــا ـم(؛ پــدر و چیســت؟ دنیــا را در ایــن آیــه معرفــی می‌فرمایــد؛ )آباؤُ ُكـ ْ ـم(؛ بــرادران ـم(؛ پســرها و دخترهایتــان) ،إِخْ وان ُُكـ ْ مادرهایتــان )أَ ْبناؤُ ُكـ ْ ـير ُت ُك ْم(؛ عشــیره‌تانَ ) ،و و خواهرانتــانَ ) ،أزْ ُ واج ُكـ ْ ـم(؛ همســرتانَ ) ،ع ِشـ َ َأ ْم ٌ ــوال ا ْق َت َر ْف ُت ُموهــا(؛ و اموالــی کــه از کســاد شــدنش می‌ترســیدَ ) :و 75 *فصل چهارم ِ ســاك ُن( ِت ــو َن َكســا َدها( و شــغل و تجارتتــان و نیــز ) َو َم َ جــار ٌة َتخْ شَ ْ خانه‌هایتــان کــه شــیفته‌اش هســتید .اگــر ایــن هشــت گــروه برایتــان محبوب‌تــر از آن ســه گــروه باشــد ،دیگــر از زندگــی انســانی محــروم خواهیــد بــود ،ایــن نــص قــرآن اســت ‌. 1 خــدا صریــح می‌فرمایــد :تــو بایــد بی‌نهایــت را بــه محــدود ترجیــح دهــی ،تــو بایــد خانــوادۀ آســمانی را بــه خانــوادۀ زمینــی ترجیــح دهــی ‌. دعاهــای هــر شــب مــاه مبــارک بــه شــما هــدف می‌دهــد« :اَس ـ َئ ُل َ ک ـل بــی اَعدائَـ َ اَن َتق ُتـ َ ـک َو اَعــدا َء َرســولِک؛ 2خدایــا مــن از تــو می‌خواهــم دشــمنانت را و دشــمنان پیغمبــرت را به‌وســیلۀ مــن نابــود کنــی» ‌. « َو قَتـ ً ـق لَ َنــا؛ 3خدایــا! کشــته‌شــدن در راه خــودت را ا فــی َســبی ِلک َف َو ِّفـ ْ نصیــب مــن کــن»؛ حیــف اســت ،خونــم در راه غیــر از تــو ریختــه شــود. 76 هــر انســانی بایــد فکــر کنــد کــه ،مــن بایــد خــودم را بــه باطــن و تقدیــر انســانی برســانم .اگــر این‌طــور نیســت ،حتمــاً بخش‌هــای نفســانی و پایین ـی‌اش بیــش از حــد غــذا خورده‌انــد ،کــه زورشــان بــه بخش‌هــای فــوق عقالنــی می‌رســد و می‌تواننــد آنهــا را خفــه‌ کنــد. شــیطان هــم در شــب‌های احیــا طــوری بــا او معاملــه می‌کنــد ،کــه او نتوانــد انتخــاب کنــد و تصمیــم درســت بگیــرد .شــب تقدیــر ،شــب منزلــت اســت؛ تــا انســان خــودش نخواهــد منزلــت انســانی پیــدا کنــد و تصمیــم درســت بــرای زندگــی انســانی و عــوض کــردن تقدیــرش .1سوره توبه /آیه .24 .2قمی ،مفاتیح الجنان ،ادعیه ماه مبارک رمضان ،دعای ال ّلَ ُهم إِن ِّی ب َِک َو ِم ْن َ ک أَ ْط ُل ُب اجتی. َح َ َ ّ َ ِحِ ین ل ا الص ِی ف ِک ت م ح ِر ب م ه ل ال دعای رمضان، ماه شب هر دعای الجنان، مفاتیح قمی، .3 َ َّ ُ َّ َ ْ َ ْ َف َأ ْدخِ ل َنا. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * َّ َ ـر مــا نگیــرد؛ گریــه در ایــن شـب‌ها کار زیــادی نمی‌کنــد) ‌.إ َِّن الل ال يُغ َِّيـ ُ ـروا مــا بِ َأ ْن ُف ِس ـ ِه ْم؛ 1خــدا حــال قومــى را تغييــر نمى‌دهــد ِب َقـ ْ ـو ٍم َح َّتــى يُغ َِّيـ ُ تــا آنــان حــال خــود را تغييــر دهنــد( .پــس در شــب قــدر ،مهمتریــن چیــز ایــن اســت کــه بخواهیــم ،ســبک زندگی‌مــان را عــوض کنیــم. قیمت خودتان را بشناسید تــا انســان قیمــت خــودش را ندانــد ،حاضــر بــه تغییــر در ســبک زندگــی‌اش نیســت ‌.اگــر قیمــت دســت مــا نباشــد ،حاضــر نیســتیم خــود را ارتقــاء دهیــم .آدم تــا ایــن را قبــول نداشــته باشــد کــه ،حیــف مــن اســت کــه زندگــی حیوانــی داشــته باشــم و فقــط بــه ‌عنــوان یــک زن یــا مــرد زنــده باشــم ،حاضــر بــه تغییــر ســبک‌ زندگـی‌اش نیســت. زندگــی ماننــد بــزرگان و اشــراف ،روح بــزرگ و اشــرافی می‌خواهــد. آدم‌هــای گــدا و کســانی کــه خودشــان را کــم می‌بیننــد ،آنهایــی کــه اهــل حقــارت نفس‌انــد و حاضــر نیســتند بــزرگ زندگــی کننــد، روزب�هـ‌روز از حقیقــت انســانی خودشــان فاصلــه می‌گیرنــد. خودشناسی در کالم امیرمؤمنان 7 از امیر‌مؤمنــان 7روایــت شــده اســت« :نَـ َ ـر ـر َمـ ْ ـال اَلْ َفـ ْ ـن َظ َفـ َ ـوزَ اَ ْ َل ْك َبـ َ بِ َم ْع ِر َفـ ِ ـة ال َّن ْفـ ِ ـس؛ 2كســى كــه موفــق بــه خودشناســى شــود ،بــه بزرگترين .1سوره رعد /آیه .11 .2تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص.720 77 *فصل چهارم پيــروزى دســت يافتــه اســت» .بزرگ‌تریــن خوشــبختی ،ایــن اســت کــه فــردی موفــق شــود ،خــودش را بشناســد و بفهمــد قیمــت وجــودی‌اش چقــدر اســت ،خــودش را در بلنــدای ابدیــت نــگاه کنــد، تــا خــدا را ببینــد .عمــر هر‌کــدام از مــا بــه انــدازۀ عمــر خداســت ‌. اگــر کســی خــودش را اینگونــه دیــد و عاشــق خــودش شــد ،آن ‌موقــع می‌توانــد خیلــی راحــت ســبک زندگــی‌اش را ،اشــرافی ‌کنــد .دیگــر حاضــر نیســت کوچــک باشــد و ضعیــف زندگــی ‌کنــد. ـل نَ ْف َسـ َ ـة نَ ْف ِسـ ِ ـل بِ َم ْع ِر َفـ ِ ـك َفـإ َِّن اَلْ َجا ِهـ َ ـه َجا ِهـ ٌ حضــرت فرمــودَ « :ال َت ْج َهـ ْ ـل بِ ُ ــي ٍء؛ 1از خــود بی‌خبــر مبــاش کــه بی‌خبــر از خــود ،از همــه ــك ِّل شَ ْ 78 چیــز بی‌خبــر اســت» .کســی کــه قــدر خــودش را نمی‌دانــد ،قــدر هیــچ چیــز دیگــر را نمی‌دانــد ‌.شــما تــا نفهمــی ،قیمتــت چقــدر اســت و چقــدر عزیــزی ،کاری از پیــش نمی‌بــری .این‌قــدر عزیــزی کــه امیر‌مؤمنــان 7به‌خاطــر شــما شمشــیر خــورد .این‌قــدر عزیــزی کــه مادرمــان فاطمــۀ زهــرا 3به‌‌خاطــر شــما حاضــر شــد ،جــان خــود و فرزندانــش را فــدا کنــد .عــزاداری فقــط گریه‌کــردن نیســت، ائمــه بــه گریــۀ مــا احتیــاج ندارنــد ،چیــزی کــه بــرای ائمــه مهــم اســت و مــا را بــه آن دعــوت می‌کننــد ،ایــن اســت کــه بــه ارزش‌هایــی کــه به‌خاطرشــان کشــته شــدند ،احتــرام بگذاریــم .حجابــت ،دیدنی‌هایــت، شــنیدنی‌هایت ،خوردنی‌هایــت ،ازدواجــت ،مهمانی‌هایــت را رعایــت کــن .اگــر مــن نخواهــم ســبک زندگـی‌ام را بــه ‌ســمت امیر‌مؤمنــان7 هدایــت ‌کنــم ،پــس گریه‌کردن‌هایــم ،مســخره‌کردن خــودم اســت‌؛ یعنــی آقــا مــن فقــط حاضــرم برایــت گریــه کنــم؛ امــا از مــن نخــواه .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص.755 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * کــه ســمتت بیایــم و بــه خونــی کــه از تــو ریختــه احتــرام بگــذارم. مادرجــان ،فاطمه‌جــان! مــا فقــط حاضریــم برایــت گریــه کنیــم و ســینه بزنیــم؛‌‌ ا ّمــا حاضــر نیســتیم ،ســبک زندگی‌مــان را ،آن‌طــوری کــه تــو دوســت داری ،تغییــر بدهیــم تــا باعــث خشــنودی تــو شــویم ‌. چقــدر بــد اســت کــه ،آدم بــا مــادرش این‌گونــه رفتــار کنــد‌. 79 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل پنجم مروری بر بحث گذشته جهل به آخرت و جهل به خود جهل به خود ،قدم در مسیر گمراهی و جهالت خودشناسی در دعای امام سجاد7 دعای سیدالساجدین 7در مناجات شاکین 81 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته بحــث مــا ایــن بــود کــه میــزان بهره‌بــرداری هــر کــس از شـب‌های پرفضیلــت قــدر ،بســتگی دارد بــه میــزان درکــی کــه از قــد ِر خــودش عر َفـ ِ دارد .روایتــی را از امیرمؤمنــان 7تقدیــم کردیــمِ « :ا َّن الجا ِهـ َ ـل بِ َم ِ ـة ـل بِـ ُ َفسـ ِ ن ِ ـه جا ِهـ ٌ ـک ِّل شَ ــیء؛ 1هرکــس نســبت بــه معرفــت نفــس خــود نادان باشــد ،نســبت بــه تمامــی اشــیاء جاهــل اســت» .یعنــی کســی کــه خــودش را نشناســد ،خــو ِد آســمانی و الهــی را نشناســد ،هیــچ چیــز را نشــناخته اســت. جهل به آخرت و جهل به خود بالمــر ِء َجهــ ً ا اَن حضــرت ،در‌ فرمایــش دیگــری می‌فرمایــدَ « :کفــی َ .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص.755 83 *فصل پنجم َیج َهـ َ َفســه؛ 1انســان را هميــن نادانــى بــس كــه خــودش را نشناســد». ـل ن َ بــودن کســی ،همیــن کــه خــودش را نشناســد بــس بــرای جاهــل ِ اســت؛ یعنــی اگــر زمیــن و زمــان را بشناســی ،عالِم‌تریــن انســان‌ها، بــه موضوع‌هــای مختلــف باشــی؛ امــا خــو ِد حقیقــی‌ و جاودانــه‌ات را نشناســی ،جاهلــی .چــون هیــچ فــرق نمی‌کنــد ،انســان جاهــل باشــد ـم جاهــل بــه خــود .در هــر ‌صــورت هیــچ اقدامــی بــرای ســاختن یــا عالِـ ِ آخــرت و ابدیتــش نمی‌کنــد. شــبیه بــه ایــن فرمایــش در کالم رســول‌ خــدا 9اســت کــه فرمود: 2 «اِ َّن َ ــل بِ ِ بالدنيــا جا ِه ٍ ــرۀ؛ بــار َک َو َتعالــی یُب ِغ ُ ــض ُک َّل عالِــمٍ ُّ اهلل َت َ اآلخ َ خداونــد تبــارک و تعالــی دشــمن مـی‌دارد؛ هــر عالِــم بــه دنیایــی را کــه 84 جاهــل بــه آخــرت اســت»؛ یعنــی شــما هــر قــدر از علــوم دنیــا را بلــد باشــید ،وقتــی نمی‌دانیــد آخــرت چگونــه جایــی اســت ،ســؤال‌های آخــرت را نمی‌دانیــد و براســاس آن تنظیــم و تقدیــری نداریــد؛ بنابراین، برنامه‌ریزی‌هــای زندگی‌تــان براســاس آن نیســت ،در نتیجــه حیــات و ســعادت حقیقــی دنیــا و آخــرت را از دســت می‌دهیــد. امــکان نــدارد ،کســی کــه در مســیر آخــرت زندگــی نمی‌کنــد، بتوانــد بــه شــادی و آرامــش دنیایــی برســد .ممکــن اســت ،بــه توفیق‌هــای دنیایــی برســد ،وضــع مال ـی‌اش خــوب ‌شــود و بــه مقــام برســد؛ ولــی این‌هــا هــم بــه فرمــوده قــرآن ،مایــۀ عــذاب او خواهنــد شــد. اســکندر می‌گویــد« :وقتــی مــن ُمــردم ،دس ـت‌های مــرا از تابــوت .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص.755 .2علي متقي بن حسام الدين هندي ،كنز ال ُع ّمال ،حدیث .28982 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * بیــرون بگذاریــد کــه همــه بداننــد؛ مــن کــه جهانگیــر بــودم ،دســت خالــی از ایــن دنیــا مــی‌روم ،هیــچ چیــز بــا خــودم نمی‌بــرم» .پــس اســاس زندگــی انســانی ،فقــط و فقــط در گــر ِو ایمــان بــه خــدا و روز قیامــت اســت .اگــر بخواهــی آخــرت ،دیــن ،نبــوت و همــه چیــز را بشناســی ،اول بایــد نفــس خــودت را بشناســی .بــدون خودشناســی، نمی‌توانــی هیــچ چیــز دیگــری را دقیــق بشناســی؛ چــون انســان، کامل‌تریــن مظهــر خداســت ،وقتــی خــودش را نشناســد ،نمی‌توانــد مظاهــر بعــدی را بشناســد .زمانی‌کــه کامل‌تریــن مظهــر را نشــناخت، شــناخت‌های بعــدی فایــده‌ای بــه حــال او نــدارد‌. خــدا ،جلوه‌هــای کامل‌تــر از انســان نــدارد .از روی هــر چیــز کــه بخواهیــد خــدا را بشناســید ،در جلوه‌هــای ناقــص شــناخته‌اید .فقــط انســان اســت کــه وقتــی می‌شناســی‌اش ،می‌توانــی بگویــی "اهلل" را ِ شــناخت انســان، شــناختم ‌.آخــرت هــم همین‌طــور اســت؛ بــدون نمی‌تــوان آخــرت را شــناخت. آخــرت ،یکــی از شــئون انســان اســت .آخــرت ،بزرگ‌تــر از انســان نیســت .بــزرگان دیــن فرموده‌انــد :بهشــت و جهنــم در نفــس اســت، نــه نفــس در بهشــت و جهنــم .نفــس انســان ،آن‌قــدر وســعت دارد کــه می‌توانــد همــۀ بهشــت را در دلــش جــای دهــد و می‌توانــد باالتــر از بهشــت هــم بــرود .لــذا خداونــد فرمــود « :ال َی َســ ُعنی ارضــی و ال ـب عبـ ِ المؤمــن ؛ 1مــن در زمیــن و آســمانم َســمائی و لکــن َی َس ـ ُعنی قلـ ُ ـد َی ُ نمی‌گنجــم؛ ولــی قلــب بنــدۀ مؤمنــم ،مــرا در خــود جــای می‌دهــد». هیــچ آســمان و زمینــی ،گنجایــش مــرا نــدارد؛ ولــی دل بنــدۀ مؤمــن، .1مجلسی ،بحار األنوار ،ج ،55ص .39 85 *فصل پنجم گنجایــش مــرا دارد. نفــس ،خیلــی مســئله مهمــی اســت .مــا خیلــی ســطحی و بی‌خیــال از کنــار شــناخت آن رد می‌شــویم ‌.محــال اســت ،کســی کــه نفــس ــن َج ِه َ َــد َر ُه ــل ق ْ را نمی‌شناســد ،بتوانــد شــب قــدر را درک کنــدَ « :م ْ َج ِهـ َ ـد ِر؛ 1کســی کــه بــه قــدر خــودش جاهــل اســت ،بــه تمــام ـل ُك َّل َقـ ْ قدرهــا و اندازه‌هــا ،جاهــل اســت» .چنیــن شــخصی هــر نقشــه‌ای در زندگ ـی‌اش بریــزد؛ چــون بــا قدرهــا آشــنا نیســت ،غلــط از کار در می‌آیــد ،در ازدواج ،تحصیــل ،انتخــاب شــغل ،رفیــق و در هــر انتخــاب و ارتباطــی ،اشــتباه می‌کنــد. 86 بــاز در نقطــۀ مقابــل ،ببینیــد؛ چقــدر قشــنگ می‌فرمایــدَ « :ك َفــى ـة َأ ْن َي ْعـ ِ ـر ِء َم ْع ِر َفـ ً ـه؛ 2انســان را هميــن شــناخت بــس ،كــه ـر َف نَ ْف َسـ ُ بِالْ َمـ ْ خـ�ود را بشناسـ�د» .بــرای معرفــت شــخصی ،همیــن بــس اســت کــه خــودش را بشناســد .اگــر هیــچ چیــزی را هــم نشــناخت ،چیــزی را از دســت نــداده اســت .اگــر خــودش را بشناســد ،دقیقــاً می‌فهمــد کــه بایــد بــا خــودش چــه‌کار کنــد ‌.فلســفه اینکــه علــم نمی‌توانــد بشــر را خوشــبخت کنــد ،همیــن اســت .هــر قــدر علــم پیشــرفت کــرده، آســایش آورده؛ امــا نتوانســته آرامــش و خوشــبختی بیــاورد ‌.مــا االن بیــش از هــر زمــان دیگــری ،در جهــان معضـل‌ و مشــکل داریــم؛ جنگ، خودکشــی ،قتــل ،زنــدان و طــاق؛ چــون علــوم بــدون اینکــه صاحــب اصلــی ،یعنــی انســان را بشناســند ،در حــال پیشــرفت اســت ‌.اگــر علــم پیشــرفت کنــد ،امــا موضــوع اصلی را ،که انســان اســت نشــناخته باشــد، .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص .644 .2تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص .520 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * تمــام موفقیت‌هایــش ،در واقــع شکســت اســت .هر‌چــه بیشــتر موف ـق‌ شــود ،بدبختــی بشــر بیشــتر می‌شــود ،هــر قــدر پیشــرفت می‌کنــد، گرفتــاری بشــر بیشــتر می‌شــود. جهل به خود ،قدم در مسیر گمراهی و جهالت فرمایــش دیگــری از امیرمؤمنــان 7بیــان می‌کنــد کــه اگــر کســی خــودش را نشناســد ،چــه اتفاقــی می‌افتــدَ « :مــن لَــم یَعــ ِرف 1 ـبیل النَجــاۀ َو َخ َبـ َ ـط فِــی َ ـال َو الجِ هــاالت؛ َفســه ب َ ُعـ َ الضـ ِ ـد َعــن َسـ ِ ن َ هركــه خــود را نشــناخت ،از راه نجــات دور افتــاد و در وادى گمراهــى و ناداني‌هــا قــدم نهــاد» .کســی کــه خــودش را نمی‌شناســد ،از راه نجــات دور می‌شــود و در گمراهــی و جهالت‌هــا قــدم می‌گــذارد ‌. بــا‌ تجربه‌تریــن ،عالِم‌تریــن ،عاقل‌تریــن ،باهوش‌تریــن و زیرک‌تریــن آدم‌هــا ،اشــتباهات و شکست‌هایشــان بیشــتر اســت؛ چــون بــرای خــودی تــاش می‌کننــد ،کــه آن را نمی‌شناســند. در کشــور خودمــان دقــت کنیــد؛ از هــر پنــج ازدواج ،چهــار مــورد بــه نتیجــۀ مطلــوب نمی‌رســد یــا طــاق اســت یــا دعــوا و درگیــری یــا طــاق عاطفــی و فقــط بیســت درصــد ،خوشــبخت هســتند .چــرا؟ بــرای اینکــه مــا در اصــل بــا خــودی معاملــه ،زندگــی و ازدواج می‌کنیــم کــه ،خــو ِد اصلــی و جاودانــه مــا نیســت ‌.این‌هــا ب ـه‌ نفــع خــو ِد اصلــی صــورت نمی‌گیــرد .قــرآن می‌فرمایــد؛ اگــر روی خــو ِد اصلی‌تــان کار کنیــد ،حتمــاً هــر قــدر تالش‌تــان در دنیــا بیشــتر می‌شــود ،حجــم .1تمیمی آمدی ،غرر الحکم و درر الکلم ،ج ،1ص .656 87 *فصل پنجم شــادی و آرامش‌تــان بیشــتر خواهــد شــد .تولیــد شــادی و آرامــش، بســته بــه میــزان توجهــی اســت کــه بــه خــود اصلــی می‌کنیــد؛ شــما هــر انــدازه بــه خــود اصلـی‌ات غــذا می‌دهــی ،آن کـ ِ ـودک عزیـ ِز روانــت را غــذا و رشــد می‌دهــی ،بنابرایــن احســاس انبســاط ،بزرگــی ،قــدرت، آرامــش و شــادی بیشــتری می‌کنـی‌ و هــر انــدازه از ایــن خــود غفلــت کنــی ،اضطراب‌هــا ،عصبانیت‌هــا ،حســادت‌ها و ســوءظن‌ها زیادتــر می‌شــوند. ترسم که این تن که حائل است به جانم 88 سقط کند کودک عزیز روانم 1 یعنــی توجــه بــه ایــن خــو ِد طبیعــی ،بــه ایــن خــو ِد مردانــه و زنانــه ،باعــث می‌شــود ،انســان کــودک عزیــز روانــش را کــه خداونــد در وجــودش بــه امانــت قــرار داده ،ســقط کنــد؛ لــذا ســالم وارد بــرزخ نمی‌شــود .وقتــی هــم وارد بــرزخ می‌شــود ،هیــچ چیــزی نداردِ )‌.إنَّــا َع َر ْض َنــا ْ َ المانَـ َ ـة؛ 2مــا امانــت را عرضــه کردیــم( .ایــن امانتــی کــه خــدا بــه شــما داده ،اصـ ً ا بــه آن نرســیده ،رهایــش کردیم ،عاشــقش نشــدیم، دوســتش نداشــتیم ،بــا بی‌رحمــی و قســاوت بــا آن رفتــار کردیــم؛ بخش‌هــای حیوانــی مــا ،در اولویــت قــرار گرفــت و بعــد ،بخش‌هــای علمــی ،عقلــی و مطالعاتــی و در آخــر ،بخــش فــوق عقــل .بنابرایــن بخــش فــوق عقــل را رهــا می‌کنــد و توجهــی بــه آن نمی‌کنــد و وقتــی بــه آن اختصــاص نمی‌دهــد ‌.اگــر کســی خــودش را نشناســد، قطعـاً هــر قــدر می‌خواهــد دانشــمند باشــد ،بــاز کالهــش پــس معرکــه .1الهی قمشه ای ،مهدی ،دیوان اشعار ،ص.317 .2سوره احزاب /آیه .72 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * اســت و امــکان نــدارد در جهالــت و ضاللــت نیفتــد. ان‌شــاء‌اهلل وجــود مقــدس آقــا امــام زمــان می‌آیــد و خــو ِد اصلــی ـع ب ِ َهــا مــا را شــکوفا می‌کنــد؛ چــرا کــه امــام باقــر 7فرمــودَ « :ف َج َمـ َ ـم؛ 1خداونــد بــه وســیله [دســت نهــادن] حضــرت ،عقــل مــردم ُع ُقول َ ُهـ ْ را جمــع می‌کنــد». در آن زمــان کــه عقل‌هــا توســط حضــرت جمــع می‌شــود، ســاده‌ترین آد ِم روی زمیــن ،از اولیــاء خــدا می‌شــود و ضعیف‌تریــن آدم‌هــا می‌تواننــد بــه آســمان ،بــرزخ و بــه باالتــر راه پیــدا ‌کننــد‌. شــب‌ قــدر ،شــب انــدازه اســت .توصیــه شــده ،جوشــن کبیــر بخوانیــد! چــون خداونــد نمایشــگاه مفصلــی بــا بیــش از هــزار تابلــو در ایــن دعــا برپــا کــرده اســت ،کــه هر‌کســی بایــد ایــن نمایشــگاه هــزار تابلویــی را نــگاه ‌کنــد و بــه انــدازه ظرفیــت و تواناییــش ،دو، ســه ...،مــورد را انتخــاب کنــد و بگویــد :آقــا! مــن می‌خواهــم ،چنــد مــورد از ایــن اســم‌ها را داشــته و بــا آن‌هــا ارتبــاط برقــرار کنــم، می‌خواهــم روز قیامــت کــه بــر پــا شــد ،بــا یکــی از ایــن اســماء صدایــم کننــد؛ چــون ایــن اســماء ذکــر شــده در دعــای جوشــن کبیــر، ــت َم ِ ــه؛ 2امــا هــر ــن َث ُق َل ْ وازي ُن ُ اســم‌ها و دارایی‌هــای ماســتَ ) .ف َأ َّمــا َم ْ كــه میزان‌هایــش ســنگين باشــد(؛ میزان‌هــا چیســت؟ ایــن اســماء، میــزان و مــاک ســنجش هســتند ‌.کســی کــه میزانــش ســنگین باشــد؛ ـد ُه َع َلــى ُر ِ ؤوس ال ْ ِعبَــا ِد ف ََج َم َع ـع اهللُ یَـ َ .1امــام محمدباقــر فرمــود« :إِذَا قَـ َ ـام قَائ ِ ُمنَــا َو َضـ َ ـت ب ِـ ِه أَ ْح َل ُم ُهم‏؛ هنگامــی کــه قائــم مــا قیــام کنــد ،خداونــد دســت ـم َو َک ُم َلـ ْ ب ِ َهــا ُع ُقول َ ُهـ ْ محبتــش را بــه ســر بنــدگان مــی گــذارد و عقــول آنهــا را بــا آن بــه کمــال می‌رســاند و بل��وغ فکـ�ری آن�اـن رشــد یافت��ه و تکمی��ل م��ی ش��ود» (کلینــی ،الکافــی ،ج ،۱ص .)۲۵ .2سوره قارعه /آیه .6 89 *فصل پنجم 90 راض َيـ ٍ ـو ِفــي ِعيشَ ـ ٍ ـة ِ ـة؛ 1پــس وى در زندگــى خوشــى خواهــد بــود!(؛ ) َف ُهـ َ در زندگــی راضــی اســت؛ امــا اگــر کســی وزنـه‌ی اعمالش ســبک باشــد: ـه َه ِ ـت َم ِ او َيــةٌ ؛ 2و امــا آنکــه اعمالــش وزن و ـن خَ َّفـ ْ وازي ُنـ ُ ـه* َف ُأ ُّمـ ُ ) َو َأ َّمــا َمـ ْ ارزشــی نداشــته باشــد؛ او در آغــوش و دامــن هاویــه خواهــد بــود ،(.در اصــل بــا میــزان کار نکــرده باشــد ،وای بــه حالــش کــه گرفتــار آتــش المیــزان َحــق؛ می‌شــود .چــرا مــا در زیــارت آل‌یاســین می‌گوییــمَ « :و ُ و میــزان ،حــق اســت» ؟ چــون همــه ریاضــی اســت؛ ولــی اگــر صــد شــب قــدر هــم بگــذرد ،مــا هیــچ وقــت بــه فکــر اندازه‌گیــری خودمــان نمی‌افتیــم تــا بدانیــم باألخــره تکلیــف "مــن" بــا خــودم چیســت؟ خــدا لعنــت کنــد پادشــاهان و حکومت‌هــای دســت نشــانده گذشــته را کــه ،در راســتای اهــداف اســتعماری خــود چنــان فرهنــگ مــا را مــورد تاخــت و تــا ِز آشــکار و پنهــان قــرار دادنــد ،کــه وقتــی از کودکــی ســوال می‌شــود هدفــت در زندگــی چیســت؟ در جــواب می‌گویــد :دکتــر! مهنــدس شــوم [البتــه اگــر نخواهــد بازیگــر یــا فوتبالیســت شــود] و اگــر کســی بــه اینجــا برســد ،می‌گوییــم :خیلــی آدم موفقــی اســت. امــا انســان بــرای ایــن اهــداف بــه دنیــا نیامــده بــود ‌.مؤمــن و شــهید را موفــق می‌گوینــد؛ مؤمنــی کــه توانســته ،عشــق خــدا را همیشــه ،در رأس همــۀ عشـق‌هایش نگــه دارد ،موفــق اســت .چقــدر امــام زمــان ـو َو عاشــق ایــن خانــواده آســمانی اســت کــه می‌فرمایــد« :ال َحبیـ َ ـب ِاال ُهـ َ اَه ُلــه؛ 3هیــچ محبوبــی مثــل پیغمبــر 9و اهــل او نیســت» .آدم موفــق آدمــی اســت کــه ،توانســته بعــد از خــدا ،چهــارده معصــوم :را در .1سوره قارعه /آیه .7 .2سوره قارعه /آیه .8 .3قمی ،مفاتیح الجنان ،زیارت آل یاسین. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * رأس معشــوق‌هایش نگــه دارد .آدم موفــق کســی اســت کــه ،می‌توانــد شــب قــدر ،انــدازه و تقدیـ ِری برابــر ده‌هــا ،صدهــا بلکــه هــزاران آدم را بــرای خــودش رقــم بزنــد. خودشناسی در دعای امام سجاد7 وجــود نازنیــن و مقــدس امــام‌ ســجاد بــه درگاه الهــی چنیــن ذی��ن َع َرف��وا اَن ُف َس�� ُهم و أيقَنــوا بِ ُمسـ َتق َِّر ِهم �نـ الَّ َ عــرض می‌کنــدَ « :و اج َعلن��ا ِم َ َفکانَــت اَعما ُر ُهــم فــی طا َع ِتـ َ ـک َتفنــی؛ 1خدایــا! مــا را از کســانی قــرار ده کــه خــود را ش��ناختند و ب��ه قرــارگاه خویــش ،یقین یافتنــد و از ایــن رو عمــر خویــش را صــرف در عبــادت تــو کردنــد» .یکــی از خواســته‌ها و تمرین‌هــای بــزرگ انســان موفــق و آگاه همیــن اســت کــه؛ خدایــا! مــن همــۀ خیــرات را در ایــن می‌بینــم کــه خــودم را بشناســم .لــذا ـك بِ َن ْف ِسـ َ ـة َك َم ْع ِر َف ِتـ َ فرمــودَ « :ال َم ْع ِر َفـ َ ـك؛ 2هیــچ معرفتــی ارزشــمند تــر از معرفــت تــو نســبت بــه خــودت نیســت» .در واقــع ،هیــچ معرفتــی مثل شــناخت نفــس ،مفیــد نیســت .اگــر معرفــت نفــس و یقیــن ،بــه محــل اســتقرار آمــد؛ درنتیجــه در طاعــت تــو ،فانــی می‌شــود .مثــل جنینــی کــه همــۀ عمــرش را بــرای بــه دنیــا‌ آمــدن صــرف می‌کنــد ،همــۀ ایــن نُــه مــاه تــاش می‌کنــد کــه توانائی‌هــای مــورد نیــاز در دنیــا را تأمیــن ‌کنــد ‌.ایــن اهمیــت معرفــت نفــس اســت .اگــر کســی خــودش را شــناخت ،می‌دانــد قبــر ،آخــرت و جاودانگــی یعنــی چــه .بنابرایــن زندگــی و تقدیــرات شــب قــدرش را ،بــر اســاس پنجــاه ســؤالی کــه در .1مجلسی ،بحاراالنوار ،ج ،91ص.121 .2مجلسی ،بحاراالنوار ،ج ،75ص .162 91 *فصل پنجم 92 قیامــت از انســان پرســیده می‌شــود ،تنظیــم می‌کنــد. شــناخت نفــس ،نوعــی از شــناخت اســت کــه بــا وجــود ایــن شــناخت ،جهــل بــه چیزهــای دیگــر بــه تــو صدمــه نمی‌زنــد و جهــل بــه نفــس ،جهلــی اســت که بــا آن ،هیــچ شــناختی بــه دادت نمی‌رســد. صــد زبــان بلــد باشــی ،بــه دادت نمی‌رســد ،نمی‌توانــی بخــش انســانی را فعــال و کــودک عزیــز روانــت را تغذیــه کنــی ‌.وقتــی کــه در اصــل عاشــق خــود جاودانــه و حقیقــی‌ات نیســتی ،چطــور می‌توانــی رشــد ـن ـن الَّذیـ َ کنــی؟! لــذا حضــرت ایــن را جــزء دعاهایــش آوردهَ « :و اج َعلنــا ِمـ َ َع َرفــوا اَن ُف َســ ُهم َو أيقَنــوا بِ ُمســ َتق َِّر ِهم» .در جملــۀ بعــد می‌گویــد :مــا را جــزء کســانی قــرار بــده کــه ،یقیــن کرده‌انــد؛ قــرار اســت بــه آخــرت و ابدیــت برونــد؛ محــل اســتقرار خودشــان ،آخــ ِر خودشــان را بــاور کردنــد .مــرد آخربیــن ،مبــارک بنــده‌ای اســت. علــت این‌کــه ،ای ـن‌ همــه روایــت و آیــات متعــدد دربــاره آخــرت، شــب اول قبــر ،جهنــم و بهشــت را می‌خوانیــم یــا می‌شــنویم و هیــچ شــوق و ترســی ،در دلمــان ایجــاد نمی‌شــود ،ایــن اســت کــه ،آن خــودی ،کــه قــرار اســت از این‌هــا شــوق پیــدا کنــد یــا از ایــن جهنــم بترســد ،در مــا فعــال نشــده؛ مثــل بچــۀ کوچکــی اســت کــه ،بــه او بگویــی ازدواج کــن و او هیــچ حســی نــدارد ،ایــن بچــه قــوه‌ای کــه بــه بلــوغ برســد ،جنــس مخالــف را بخواهــد و ازدواج کنــد ،دارد ولــی هنــوز فعــال نشــده اســت‌. قــرآن‌ ،طــوری مــا را خجالــت می‌دهــد کــه آدم می‌خواهــد ،هــزار بــار بمیــرد؛ می‌گویــد :ســنگ‌ها ،وقتــی اســم خــدا را می‌شــنوند ،از شــدت معرفتشــان بــه خشــیت می‌افتنــد و از شــدت خشــیت ،ریــزش نقش انسان در تقدیرات شب قدر * می‌کننــد .متاســفانه! دل‌هــای مــا خیلــی ســخت شــده اســت. دعای سیدالساجدین ،7در مناجات شاکین یکــی از مناجات‌هــای روز شــنبه ،مناجــات الشــاکین اســت .حضــرت ســجاد در مناجــات خمــس ‌عشــر ،شــنبه را بــرای مناجــات شــاکین َ گذاشــتِ « :الهــی اِلَیـ َ ـار ًة ؛ 1خدایــا! از نفســی ـک اَش��کوا نَفس�� ًا بِ ُّ الســو ِء أ َّمـ َ کــه فــراوان بــه بــدی فرمــان می‌دهــد ،بــه تــو شــکایت می‌کنــم»؛ خدایــا! مــن از دســت خــودم ،خیلــی شــاکی هســتم کــه دائــم مــرا بــه ـب َوال َّل ْهـ ِ کارهــای بــد وامـی‌داردَ « .م َّيالَـ ً ـة ِإلَــى ال َّل ِعـ ِ ـو؛ بــه بازی و هوســرانی میــل بســیار دارد»؛ بســیار بــه بــازی و وقــت تلف‌کــردن میــل دارد، ـو ًۀ بِالغَف َلـ ِ الســهو؛ از غفلــت لهــو و لعــب را خیلــی دوســت داردَ « .مم ُلـ َّ ـۀ َو َ و اشــتباه آکنــده اســت»؛ پــر از غفلــت و بازیگوشــی اســت .از دســت خــودم خیلــی شــاکی هســتم ،خــودم هــم حریــف خــودم نمی‌شــوم، آمــدم از دســت خــودم بــه تــو شــکایت ‌کنــم ‌.آمــدم بگویــم :خدایــا! بــه دادم بــرس ،کاری کــن ،کمکــی کــن« .اَ ِعنــی َعلــی نَفســی؛ مــرا [بــرای غلبــه] بــر نفســم یــاری کــن»؛ خدایــا! طــوری بــه مــن کمــک کــن کــه ـس بازیگــوش را بــه زمیــن بزنــم ‌. بتوانــم ،ایــن نفـ ِ ـر َۀ ال ِع َلــل؛ بهانه‌هایــش بســیار اســت»؛ خیلــی بهانه‌گیــر اســت؛ « َکثیـ َ ـه الشَ ــر ســر هــر چیــزی بهانــه می‌گیــرد ،تــا مســیر تــو را نیایــد« .اِن َم َسـ ُ َت َجــزع؛ اگــر گزنــدی بــه او در رســد بی‌تابــی می‌کنــد»؛ تــا ســختی و مصیبتــی بــه او می‌رســد ،جیغــش در می‌آیــد ،بی‌طاقتــی و آه و نالــه .1این مطلب مفصل در خانوادۀ آسمانی توضیح داده شده است. 93 *فصل پنجم می‌کنــد ،زمیــن و زمــان را روی ســرش می‌گــذارد. ــه الخَ یــر َتم َنــع؛ اگ��ر خی��ری بـ�ه او رســد ،از انفاقــش « َو ِان َم َس ُ 94 دریــغ مــی‌ورزد»؛ هــر وقــت هــم می‌خواهــد خیــری انجــام دهــد و یــا انفــاق کنــد ،نفســش می‌ترســد و می‌گویــد :نــه ایــن کار را نکــن، خــودت فقیــر می‌شــوی .چراغــی کــه بــه خانــه رواســت ،بــه مســجد حــرام اســت .اجــازه نمی‌دهــد ،کار خیــر کنــد .دســتش می‌لــرزد‌. می‌خواهــد خمــس و زکات‌دهــد ،می‌ترســد .وقتــی نوبــت همســر، فرزنــد و خوشــی‌های دنیوی‌مــان می‌شــود ‌،میلیونــی و میلیــاردی خــرج می‌کنیــم ‌.وقتــی نوبــت بــه امــام زمانمــان می‌رســد و می‌خواهیــم بــرای اهــداف امــام زمــان هزینــه‌کنیــم ،پول‌هــای خــرد ،مبالــغ انــدک و بــی‌ارزش را تقدیــم می‌کنیــم .صدقاتمــان را ‌خــرد اســت .مــا در اصــل نــگاه‌کنیــد ،صنــدوق صدقاتمــان همــه پول ُ بــا خــو ِد اصلی‌مــان کنــار نیامدیــم‌. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل ششم مروری بر بحث گذشته باالترین تقدیرها در شب قدر دعای شب قدر ،خواندنی نیست ،خواستنی است لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی رغبت به دولت کریمه امام زمان  دعای فرج مخصوص ماه رمضان 95 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته بحــث مــا ،دربــارۀ تقدیرهــا بــود .گفتیــم ،انســان بــه میزانــی کــه بــه قیمــت خــود پــی ببــرد ،بــه همــان میــزان ،بــه باالتریــن تقدیرهــا دســت پیــدا می‌کنــد .هــر قــدر خــود را قیمتی‌تــر بدانــد ،طمعــش بیشــتر و انتخابــش باالتــر خواهــد بــود. بعضــی‌ خودشــان را بــه قیمــت یــک ســنگ یــا کمتــر از ســنگ می‌داننــد ،بعضــی دیگــر ،حیــوان یــا پســت‌تر از حیــوان قیمــت گــذاری می‌کننــد ،گروهــی از انســانها کــه در حــد شــیاطین انســی ارزش‌گــذاری می‌شــوند و گــروه کمــی هــم ،انســان هســتند .کســانی هم هســتند کــه ،از ایــن مقــام باالتــر رفتــه و بعــد از اینکــه بــه تقدیرهــای انســانی دســت می‌یابنــد ،تقدیرهــای صدهــا ،هــزاران و میلیون‌هــا انســان را از خداونــد تبــارک و تعالــی دریافــت می‌کننــد و در اصــل در زمــان حیاتشــان بــه‌ جــای میلیون‌هــا انســان زندگــی می‌کننــد و 97 *فصل ششم بهــرۀ بی‌نهایتــی از تقدیرهــا دارنــد. باالترین تقدیرها در شب قدر 98 می‌خواهیــم راجــع بــه باالتریــن تقدیرهــا کــه مربــوط بــه ،شــب بیست‌و‌ســوم مــاه رمضــان اســت ،صحبــت کنیــم .چــه کســی می‌توانــد باالتریــن تقدیرهــا را دریافــت ‌کنــد؟ بهتــر اســت ،بـه‌ جــای بحث‌هــای نظــری ،بحث‌هــای کاربــردی و عملــی را تقدیــم کنیــم .کســی باالتریــن تقدیرهــا را دارد کــه ،نقشــه‌هایش بــا نقشــه‌های امــام زمــان هماهنگــی داشــته باشــد ‌.پــس ابتــدا بایــد ،خــودت را بــا نقشــۀ حضــرت هماهنــگ کنــی ‌.بگــو :آقــا! شــما پــدر مــا هســتید بنابرایــن ،مــا دوســت داریــم هــر کاری می‌خواهیــم بکنیــم ،در مســیر طریــق شــما باشــد. مــن تقدیرهایــم را بایــد بــر اســاس خانــواده‌ آســمانی‌ام تنظیــم ‌کنــم‌. وای بــه حــال کســی کــه بــا خانــوادۀ زمین ـی‌اش هماهنــگ باشــد ولــی بــا خانــوادۀ آســمانی‌اش هماهنــگ نشــده باشــد؛ بــا مــادرش فاطمــۀ زهــرا3و بــا پــدرش امیرمؤمنــان هماهنــگ نباشــد و همچنیــن طراحی‌هــا و تدبیرهایــی کــه بــرای خــودش کــرده ،ربطــی بــه حضــرت نداشــته باشــد. امــام خمینیچقــدر زیبــا می‌فرمایــد« :مســئوالن مــا بایــد بداننــد کــه انقــاب مــا محــدود بــه ایــران نیســت .انقــاب مــردم ایــران مد‌اری حضــرت نقطــة شــروع انقــاب بــزرگ جهــان اســام بــه پرچ ـ ‌ حجــت اســت کــه خداونــد بــر همــة مســلمانان و جهانیــان م ّنــت نقش انسان در تقدیرات شب قدر * نهــد و ظهــور و فرجــش را در عصــر حاضــر قرار دهــد .مســایل اقتصادی و مــادی اگــر لحظـه‌ای مســئولین را از وظیفـه‌ای کــه بــر عهــده دارنــد منصــرف کنــد ،خطــری بــزرگ و خیانتــی ســهمگین را بــه دنبــال دارد. بایــد دولــت جمهــوری اســامی تمامــی ســعی و تــوان خــود را در ادارة هــر چــه بهتــر مــردم بنمایــد ،ولــی ایــن بــدان معنــا نیســت کــه آنهــا را از اهــداف عظیــم انقــاب کــه ایجــاد حکومــت جهانــی اســام اســت، منصــرف کنــد» 1.یعنــی صــرف خدمــت ،بـه‌درد نمی‌خــورد؛ وقتــی تــو در چــادر حضــرت و هماهنــگ نیســتی ،رئیس‌جمهــوری‌ات ،نمایندگـی‌ مجلســت و عضویــت شــورای شــهرت ،همــه بــرای ارضــاء خودت اســت. هیــچ ربطــی بــه آقــا نــدارد ،پــس هیــچ فایــده‌ حقیقــی هــم بــرای تــو نخواهــد داشــت ‌.تــو بایــد اول ،خــودت را بــا امــام زمــان هماهنــگ کنــی .بعضی‌هــا هنرمندنــد؛ از هنرشــان بــرای برداشــتن موانــع ظهــور حضــرت اســتفاده می‌کننــد و بــا اســتفاده از ایــن هنــر بــه اهلل تبــارک و تعالــی نزدیــک می‌شــوند ‌. بســیاری از مــا ،خواننده‌هایــی از آمریــکا و اروپــا می‌شناســیم ،کــه وقتــی شــعر و موسیقی‌شــان را می‌شــنوی ،دلــت بــرای امــام زمــان و پیغمبــر 9ضعــف مــی‌رود .چــون موسیقی‌شــان ،متعالــی اســت، بنابرایــن بــه تــو انــرژی می‌دهــد .ا ّمــا موســیقی‌هایی هــم هســت کــه انســان را بــه طبیعــت ،بدبختــی ،نکبت‌هــا ،روابــط زمینــی و پســت، عشــق‌های زمینــی‌ ،قال‌گذاشــتن‌ها ‌،بی‌وفایی‌هــا و...می‌بــرد. وقتــی طلبگــی ،تدریــس ،تحقیــق ،ســخنرانی ،کار فرهنگــی و کار خیریــه در چــادر حضــرت نباشــد ،شــهوت شــخصی و خودارضایــی .1صحیفه امام خمینی ،ج ،21ص 107و .108 99 *فصل ششم اســت .شــهوتی اســت کــه رنــگ تقــدس دارد ،فقــط بــرای گــول‌زدن مــردم و آرام‌کــردن خــودت اســت ‌.وقتــی تــو نمی‌توانــی و ُعرضــه نــداری بــه امــام زمــان کمکــی بکنــی ،غمــی از چهــرۀ حضــرت بگشــایی و خنــده‌ای بــه لــب ایشــان بیــاوری ،هــر کاری بکنــی ،شــهوت شــخصی اســت. دعای شب قدر ،خواندنی نیست ،خواستنی است 100 شــب قــدر ،شــب تصمیــم و دعاســت .دعــا خواندنــی نیســت ،دعــا خواســتنی اســت؛ یعنــی اگــر تــو بخواهــی ،حضــرت هــم امضــا می‌کنــد. حضــرت کاری نــدارد کــه امشــب شــما چــه خواســتید ،چه مقــدار و چه دعایــی کردیــد .حضــرت ،تقدیــری را کــه شــما در شــب قــدر به ایشــان تقدیــم می‌کنیــد امضــا می‌کنــد ،بنابرایــن اگــر عــزم و اراده انجــام کاری را نــداری ،در ایــن ش ـب‌ها از حضــرت درخواســت نکــن ،خــودت را مســخره نکــن و بــه زحمــت نینــداز .به‌طــور مثــال اگــر می‌خواهــی ورزشــکار شــوی ،بایــد بــه باشــگاه بــروی ،روزی هشــت ،نُــه ســاعت کار کنــی .ورزشــکاری می‌گفــت :مــن ده مــاه اســت ،همســر و فرزنــدم را ندیــده‌ام ،بــرای این‌کــه مــدال طــا به‌دســت بیــاورم؛ یعنــی بــا هدفــش و رســیدن بــه مــدال طــا ،هماهنــگ اســت. یکــی از مهم‌‌تریــن اعمــال شــب بیســت و ســوم ،زیــارت سید‌الشــهدا اســت .رفتــن بــه هیئــت و عــزاداری و گریــه بــرای امــام حســین چــون انتســاب بــه حضــرت دارد ،خــوب اســت .بــه این نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شــخص حتــی اگــر کافــر هــم باشــد و بــرای امــام حســین عــزاداری حــق فرزنــدیِ امــام آوردن کنــد ،ثــواب می‌دهنــد؛ امــا ایــن به‌جــا ِ ِ حســین نیســت .تــا زمانــی کــه عــزادار ،مشــکی‌پوش ،پرچــم‌زن و هیئتــی ،بــه مقــام انتقــام نرســیده باشــد ،نمی‌توانــد خطــاب بــه ـب ثـ ِ ـارک؛ از خداونــد امــام حســین بگویــد« :اَسـئ َُل اهلل اَن َیر ُزقَنــی َط َلـ َ می‌خواهــم کــه خونخواهــی شــما را ،روزی‌ام کنــد» .زمانــی شــما در چــادر حضــرت منتقــم محســوب می‌شــوی کــه؛ می‌گویــد :تــو حســین زمــان تــو کیســت؟ فرزنــد امــام حســین هســتی ،امــام ِ امــام زمــان اســت ‌.پــس تــو تــا وقتــی منتقــم نیســتی ،بــه دنبــال اهــداف امــام زمــان نیســتی و عــزادار حقیقــی هــم بــه حســاب نمی‌آیــی .در زیــارت عاشــورا می‌خوانیــم :خدایــا! مــن می‌خواهــم، روزی‌ام شــود کــه انتقــام خــودم را هــم بگیــرم« :اَس ـئ َُل اهلل اَن َیرزُ قَنــی ــب ِ ثــاری؛ از خداونــد می‌خواهــم کــه خونخواهــی شــما را ،روزی‌ام َط َل َ کنــد» .انتقــام خــودم چیســت؟ این‌کــه مــن بی‌پــدر هســتم، بــا نبــودن امــام زمــان یتیــم شــدهام،پدر بــاالی ســرم نیســت، اســتعدادهای بی‌نهایــت خــدادادی‌ام ،هــدر م ـی‌رود ،مــن در بدبختــی بی‌امامــی ،عمــرم رو بــه اتمــام اســت و بــه بــرزخ نزدیــک می‌شــوم، ولــی هنــوز نتوانســتم هیــچ یــک از ایــن هــزار اســمی را کــه ســال‌ها خوانــدم ،در خــود فعــال کنــم؛‌ پــس مــن بایــد زودتــر انتقــام خــودم را بگیــرم .تــا ایــن را می‌گویــی ،امــام حســین ، اولیــن ســؤالی را کــه از تــو می‌پرســد ،ایــن اســت :پســرم ،دختــرم ،راســت می‌گویــی؟ می‌خواهــی انتقــام بگیــری؟ پــس بایــد زندگ ـی‌ات را بــر اســاس ایــن هــدف برنامه‌ریــزی کنــی ،ماننــد کســی کــه ،پــدر و یــا عزیــزش را 101 *فصل ششم کشــته باشــند ،می‌گویــد :مــن می‌خواهــم انتقــام بگیــرم! از صبــح بلنــد می‌شــود ،بــه دادگاه مــی‌رود ،کارهایــش را تعطیــل می‌کنــد و تــا قاتــل را بــه چوبــۀ دار ندهــد ،آرام نمی‌نشــیند ،ایــن یعنــی انتقــام‌. نــد اهلل؛ از خداونــد حمــو ِد لَ ُکــم ِع َ المقــا َم َ «اَســئ َُل اهلل اَن یُ َب ِلغَنــی َ الم ُ می‌خواهــم کــه مــرا بــه مقــام ســتوده‌ای کــه بــرای شــما نــزد 102 خداســت ،برســاند»؛ مــن می‌خواهــم در مقــام شــما باشــم ،نــه پایین‌تــر از آن .نــه این‌کــه ســگ اهل‌بیــت باشــم ،مــا اصــ ً ا ســگ نیســتیم؛ مــا بچه‌هــای اهل‌بیتیــم .اهل‌بیــت هــم بــرای مــا ،بــه کمتــر و پایین‌تــر از مقــام خودشــان راضــی نیســتند ‌.هیــچ پــدر و مــادری دوســت نــدارد ،فرزندانشــان پایین‌تــر از خودشــان قــرار بگیرنــد ،امــام حســین می‌گویــد :مقــام خــودم را بخــواه« :اَس ـئ َُل اهلل نــد اهلل»؛ ولــی تــا ایــن را می‌گویــی، حمــو ِد لَ ُکــم ِع َ المقــا َم َ اَن یُ َب ِلغَنــی َ الم ُ حضــرت می‌گویــد :راســت می‌گویــی عزیــزم؟ مــن خوشــحالم کــه تــو ایــن را می‌خواهــی؛ ولــی واقعــاً می‌خواهــی برســی؟ بایــد تصمیمــت را بگیــری ،وقــت زیــادی نــداری ،چــون ســحر و مطلع‌‌الفجــ ِر شــب قــدر نزدیــک اســت ،بایــد از فــردا ،کارهــا شــروع ‌شــود ،نقشــه‌ها شــب کشــیده و روز اجــرا ‌شــود .حضــرت از تــو ســؤال می‌کنــد :واقع ـاً می‌خواهــی بــا مــن و در درجــه و مقــام مــن باشــی؟‌ اگــر می‌خواهــی، ســبک زندگــی‌ات را طراحــی کــن و پیــش مــن بیــا .نمی‌توانــی بگویــی ،نــه آقــا! مــا بــا شــما کاری نداریــم ،مــن بــرای خــودم هــزار نقشــه و برنامــه دارم؛ البتــه گه‌گاهــی اگــر جایــی بــرای اهل‌بیــت  و دیــن کمــک خواســتند ،دســتی در جیبمــان می‌کنیــم ،صدقــه‌ای بــه دیــن می‌پردازیــم؛‌ امــا مــن می‌خواهــم ،بــرای خــودم دکتــر و نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مهنــدس ‌شــوم ،می‌خواهــم طلبــه و مــداح ‌شــوم ،وقــت نــدارم بــه چــادر شــما ســر بزنــم .اگــر زمانــی ،کاری داشــتید ،بفرماییــد ،مــن بــرای شــما مبلغــی می‌پــردازم ‌.مگــر جعفــر نبــود ،بــه امــام حســین عــرض کــرد :آقــا! مــن اســبی دارم کــه بــا آن کســی را تعقیــب نکــرده‌ام؛ مگــر آن‌کــه بــه او رســیده‌ام ،فــرار نکــرد‌ه‌ام؛ مگــر این‌کــه کســی بــه مــن نرســیده .شمشــیری دارم چنیــن و چنــان ،اینهــا را بــه شــما می‌دهــم. حضــرت فرمــود :مــن شمشــیر و اســبت را نمی‌خواهــم ،خــودت می‌آیــی یــا نــه؟ مــا داریــم بــه امــام زمــان صدقــه می‌دهیــم .اصـ ً ا برنامه‌ریزی‌هــای مــا ،هیــچ تطبیقــی بــا حضــرت نــدارد؛ هــر شــغلی کــه دوســت داریــم انتخــاب کــرده و بــا هــر کســی می‌خواهیــم ازدواج می‌کنیــم ،اینجاســت کــه تــو از طــرح و نقشــه و چــادر حضــرت خــارج می‌شــوی .حــاال هــر چقــدر دلــت می‌خواهــد ،توفیــق به‌دســت بیــاور، دیگــر بــه‌درد نمی‌خــورد‌. ولــی اگــر بگویــی :آقــا! مــن چــه‌کار کنــم کــه در چــادر شــما باشــم؟ حضــرت می‌گویــد :اول خودســازی کــن ،بعــد بــه ســراغ جامعــه بــرو؛ بقیــه را هــم بــه چــادر مــا بیــاور .وقتــی تــو خــودت در چــادر حضــرت نیســتی و خودســازی هــم نکــردی ،هــر قــدر بــرای کار فرهنگــی فعالیــت کنــی ،مســخره‌‌کردن خــودت اســت ،بی‌فایــده اســت ‌. 103 *فصل ششم لبیک گفتن به ندای ،هل من ناصر ینصرنی لبیــک گفتــن یعنــی چــه؟ امــام زمــان فرمــود :مــن هــر ٍ نص ُرنــی؛ بیســت‌و‌چهار ســاعت یــک بــار می‌گویــمَ « :هــل ِمــن ناصــر َی ُ آیــا یــاری کننــده‌ای هســت ،کــه مــرا یــاری کنــد؟» .امــام حســین یک‌بــار گفــت! و آن دو بــرادر کــه در لشــکر ابن‌ســعد بودنــد واقعــاً دلشــان بــرای حضــرت ســوخت تــا آخــر ،بــا امــام ‌حســین جنگیــده بودنــد ،چــه جگرهایــی داشــتند .عجــب بــرادران مبارکــی بودنــد! روی گذشته‌شــان پــا گذاشــتند و گفتنــد :آقــا امــام حســین اســت، فرزنــد فاطمــۀ زهــرا 3اســت ،صــدا کــرده کــه بــه کمکــش برویــم. 104 مــا ،بــرای قهرمان‌هــای افســانه‌ای کــه معلــوم نیســت ،واقعیــت داشــته‌اند یــا نــه ،می‌گرییــم و اشــک می‌ریزیــم؛ ولــی آیــا تــا بــه حــال بــرای غربــت ،آوارگــی و طردشــدگی حضــرت گریــه کرده‌ایــم؟ تــا بــه حــال چقــدر دلتنــگ شــده‌ایم؟ اگــر امــام زمــان هــر روز می‌گویــدَ « :هــل ِمــن ناصـ ٍ نص ُرنــی»، ـر َی ُ هیــچ احتیاجــی بــه مــن و شــما نــدارد ‌.االن کــه حضــرت حــدود 1180ســال اســت کــه غایبنــد ،مــا بــه بدبختــی افتاده‌ایــم و کمــک نیــاز داریــم یــا حضــرت؟ ببیــن چقــدر بــا عــزت در نام ـه‌اش ســخن عــد َصنائِ ُعنا؛ 1مــا دســت لــق بَ ُ ــع َربِّنــا َو الخَ ُ می‌گویــد« :ن ُ َحــن صنائِ ُ پرورده‌هــای پروردگاری��م و س��ایر مخلوقـ�ات ،دســت پرورده‌هــای مــا هســتند» .مــا بــه شــما هیــچ احتیاجــی نداریــم ،مــا همــان نــوری هســتیم ،کــه خــدا همــۀ مخلوقــات را از نــور مــا خلــق کــرده ،مــن چــه احتیاجــی بــه شــما دارم؟ اگــر می‌گویــم کــه کمکــم کنیــد ،از جنــس .1طبرسی ،االحتجاج ،ج ،2ص .466 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * کمک‌کــردن بــه خداســت. ض َّ َ ــن َذا الَّ ِ ــذي يُق ِ الل ق َْرضــ ًا َح َســن ًا؛ ْــر ُ خداونــد اگــر می‌فرمایــدَ ) :م ْ 1 آن كــس كــه بــه خــدا وامــى نيكــو دهــد ،کیســت؟(؛ چــه کســی مــن خــدا از شــما قــرض می‌خواهــم .آیــا بــه مــن قــرض می‌دهــد؟ ِ خــدا ،نیــاز دارد کــه بــه مــا می‌گویــد قــرض بدهیــد یــا می‌خواهــد مــن بــه مقامــی برســم؟ )إ ِْن َت ْن ُصــروا َّ ـم؛ 2اگــر خــدا را یــاری الل َي ْن ُص ْر ُكـ ْ ُ ـن خــدا را کمــک کنیــد! بــه کنیــد شــما را یــاری می‌کنــد(؛ اگــر مـ ِ فــدای ذات اقــدس خداونــد کــه چقــدر مهربــان اســت؛ بــرای این‌کــه مــا بــه اوج برســیم ،چقــدر نیازمندانــه طلــب کمــک و وام می‌کنــد، بــدون هیــچ تکبــری .وقتــی می‌خواهــد مــا را هدایــت کنــد ،دســتش را دراز می‌کنــد؛ اگــر کمکــم کنــی ،مــن هــم کمکــت می‌کنــم .اگــر بــه مــن قــرض بدهــی ،مــن چنــد برابــر بــه تــو برمی‌گردانــم .حــاال آیــا حاضــری ،جوانــی ،عمــر و اســتعداد را وســط بگــذاری و از شــهوت‌های عقلــی ،زندگــی دنیایــی ،سیاســی و اجتماع ـی‌ات بگــذری و بــه چــادر امــام زمــان بیایــی یــا نــه؟ ً حضــرت می‌فرمایــد :تصمیمــت را بگیــر .واقعــا از فــردا می‌خواهــی ســبک زندگــی‌ات را عــوض کنــی؟ یعنــی از فــردا صبــح کــه از خــواب بلنــد شــدی ،تمــام کارهایــت را بــا حضــرت تنظیــم می‌کنــی؟‌‌ یــا نــه ،می‌خواهــی فقــط خــرج خــودت شــوی؟ می‌خواهــی بــه حضــرت صدقــه بدهــی؟ می‌خواهــی هر‌چــه در توانــت هســت، پــای حضــرت بریــزی‌؟ هــر جــا دیــدی ،جبهــۀ حضــرت چیــزی کــم .1سوره حدید /آیه .11 .2سوره محمد /آیه .7 105 *فصل ششم دارد ،اگــر داشــته باشــی ،می‌توانــی کمــک ‌کنــی؟ رغبت به دولت کریمه امام زمان 106 ـب مــاه مبــارک رمضــان ،دعــای افتتــاح ،وارد شــده اســت. در هــر شـ ِ بــا این‌کــه دعایــی ،کوتــاه اســت؛ امــا قدرتــش از دعــای ســحر و دعــای روز باالتــر اســت و می‌توانــد مــا را بــه باالتریــن تقدیرهــا برســاند .اگــر کســی ایــن دعــا را هــر شــب ،بــا صداقــت بخوانــد ،بــرده اســت. ایــن دعــا فرازهــای زیبایــی دارد ،تــا می‌رســد بــه اینجــا کــه ـب ِالَیــک فــی َدولَـ ٍ ریمــۀ؛ خدایــا! به‌ســوی ـم ِانــا نَر َغـ ُ می‌فرمایــد« :اَل ّل ُهـ َّ ـۀ َک َ تـ�و مشـ�تاقیم بـ�رای یافتـ�ن دولـ�ت کریمـ�ه [امــام زمــان .»]خدایــا! تمــام رغبــت و عشــقم ،دولــت کریمــۀ امــام زمــان اســت .تــا گفتــی «نرغــب» ،فرشــته می‌گویــد :راســت می‌گویــی؟ عالقــه داری؟ تــو ُ بایــد یــک جــواب بدهــی :بلــه یــا خیــر .اگــر گفتــی بلــه ،از فــردا صبــح داســتان شــروع می‌شــود .کســی کــه بــه چــادر حضــرت مـی‌رود ،هیــچ غصــه‌ای از غصه‌هــای دنیــا ،نمی‌توانــد او را اذیــت کنــد. اگــر شــما درگیــر غصه‌هــای دنیــا هســتید ،اگــر حســادت ،بدبینــی، خودخواهــی ،نخــوت ،حساســیت و زودرنجــی داریــد ،بــرای ایــن اســت کــه در چــادر حضــرت نیســتی .دســتورالعملش چیســت؟ ایــن دعــای ـم اَ ِ دخــل فــرج را بخــوان و بــا آن از نظــر عملــی هماهنــگ شــو« ‌.اَل ّل ُهـ َّ َعلــی اَهــلِ الق ُُبـ ِ ـم الســرور؛ 1خدایــا ،دل اهــل قبــور را شــاد کــن»« .اَل ّل ُهـ َّ ـور ُّ ـس ُک َّل ُعریــان؛ خدایــا! ـم اَش ـ ِبع ُک َّل جائِــع* اَل ّل ُهـ َّ اَغــنِ ُک َّل َفقیــر* اَل ّل ُهـ َّ ـم اُکـ ُ .1قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای مخصوص ماه رمضان بعد از هر نماز واجب. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * هــر تهیدســتی را بی‌نیــاز کــن ،خدایــا ،هــر گرســنه‌ای را ســیر کــن، ـم خدایــا ،هــر برهنـه‌ای را بپوشــان» بخــوان تــا آنجــا کــه بگویــی« :اَل ّل ُهـ َّ فاس ٍ اَص ِلــح ُک َّل ِ ــد ِمــن اُ ُم ِ المســ ِلمین؛ خدایــا ،هــر فســادی را در کار ــور ُ مســلمانان اصــاح گــردان» .اگــر ایــن را گفتــی؛ یعنــی مــن از فــردا صبــح بــه فکــر امــوات ،ایتــام و فقــرا هســتم و بــرای همــۀ گرفتارهــای عالــم دل می‌ســوزانم .بــه انــدازۀ قدرتــم ،از خانــه خــودم شــروع کــرده و ســبک زندگــی‌ام را از گنــاه و فســاد پــاک می‌کنــم؛ ســپس ،بــرای دفــع فســاد از کل عالــم تــاش می‌کنــم. دعای فرج مخصوص ماه رمضان ایــن دعــا ،شــب بیســت و ســوم و فقــط شــب بیســت و ســوم وارد ـم ُکــن لِ َول َّیـ َ الح َّجـ ِ الح َســن» .اوج ایــن دعــا ـۀ بــن َ ـک ُ شــده اســت کــه« :اَل ّل ُهـ َّ رضـ َ کجاســت؟‌ آنجــا کــه می‌گویــیَ « :حتــی ُتسـ ِ ـک َطوعــا؛ تــا او را ـک َن ُه اَ َ بــا اطاعــت و کرنــش زمینــی ،ســاكن زمیــن خــود بگردانــی» .خدایــا! برســد آن زمانــی کــه زمیــن ،خــودش را در اختیــار حضــرت قــرار دهــد؛ زوری نمی‌شــود امــام زمــان بیایــد ،بایــد مــردم امــام زمــان را بخواهنــد .دنیــا ،بایــد ایشــان را بشناســد و بخواهــد .ای خــدا کاری کــن کــه ایــن زمیــن خــودش را در اختیــار امــام زمــان قــرار ‌دهــد ‌.کاری کــن همــۀ چینی‌هــا ،ژاپنی‌هــا ،هندی‌هــا ،اروپایی‌هــا ،آمریکایی‌هــا، آفریقایی‌هــا ،آســیایی‌ها و همــۀ مــردم جهــان عاشــق امــام زمــان ‌شــوند ،بــرای هیــچ شــیعه‌ای آرمانــی باالتــر از ایــن نیســت کــه بتوانــد، اهل‌بیــت :را بــه دنیــا معرفــی ‌کنــد‌ ‌‌. 107 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل هفتم مروری بر بحث گذشته اهمیت شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان تقدیرها و تدبیرهای مزاحم انتظار فرج ،بهترین تقدیر شب قدر شب های قدر ،رحم قدرتمند تقدیر شب عید فطر ،شب قدر دعای امام سجاد 7در شب بیست و نهم 109 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروری بر بحث گذشته در فصــل گذشــته ،بحــث مــا ایــن بــود کــه تقدیرهــای هــر شــخص بایــد توســط خــودش نوشــته ‌شــود؛ یعنــی محتــوای نــزول قــرآن، صاحــب امــر کــه کل امــر بــه دســت اوســت ،یعنــی اولواألمــر ،وجــود مقــدس آقــا امــام زمــان و وجــود فرشــتگان ،کــه قــوای عام هســتند و توســط آن‌هــا خیــرات و بــرکات می‌رســد ‌،همــۀ این‌هــا منتظــر انتخــاب تقدیــر مــا هســتند کــه مــا چــه تقدیــری را بــه امضــای وجــود مقــدس امــام زمــان می‌رســانیم .در بحــث گذشــته توضیــح دادیــم کــه ،بهتریــن تقدیــر ایــن اســت کــه خــود شــما در چــادر حضــرت قــرار بگیریــد و تقدیرهایتــان را بــا تقدیرهــای حضــرت گــره بزنیــد. وقتــی شــما خودتــان را بــا خانــوادۀ آســمانی همــراه می‌کنیــد ،ایــن همراهــی در دنیــا ،معیــت در آخــرت را بــه دنبــال دارد« :اَن َیج َع َلنــی الدنیــا َو ِ ـاهان َم َع ُکــم ِفــی ُ ـرۀ» .امــکان نــدارد ،انســان معیــت بــا پادشـ ِ اآلخـ َ 111 *فصل هفتم جاودانگــی و آخــرت پیــدا کنــد ،امــا در دنیــا بــا آنهــا همــراه نباشــد؛ چــون آن‌هــا مــاک ســعادت ،بهشــت و باالتــر از بهشــت هســتند ،آن‌هــا میــزان ‌اعمــال هســتند؛ بنابرایــن ،بهتریــن تقدیــر ایــن اســت کــه شــما زندگی‌تــان را بــا زندگــی امــام زمــان پیونــد بزنیــد؛ و بــه چــادر حضــرت نقــل مــکان ‌کنیــد. 112 قطــع رحــم پیــش آمــده ،باعــث شــده حــدود 1180ســال فاجعــة، طردشــدگی‌ امــام زمــان رقــم بخــورد .چــرا؟ غربــت ،آوارگــی، ِ چــون شــیعیان ،حضــرت را وســیله‌ای بــرای رســیدن بــه مطامــع و خواســته‌های دنیایــی خودشــان در‌ نظــر گرفته‌انــد؛ همیشــه از ایشــان پــول ،مقــام ،شــفا و ســامتی خواســتند ،ولــی بــا ایشــان زندگــی نکرده‌انــد ،نــوع برنامه‌ریزی‌هایشــان بــا تقدیرهــای حضــرت یکــی نبــوده اســت. اهمیت شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان ش��ب بیس��ت و هفتـ�م ،شــب فوق‌العــاده مهمــی اســت .ایــن شــب ـم زمانــی فوق‌العــاده قدرتمنــدی دارد. بــار معنــوی خیلــی بــزرگ و رحـ ِ درســت اســت ،از نظــر مــدتِ ســاعت بــا شـب‌های دیگــر فرقــی نــدارد؛ ا ّمــا از نظــر تأثیــری کــه در روح و روان مــا در دنیــا و آخــرت می‌گــذارد، در اصــل قاب ـل‌ مقایســه بــا زمان‌هــای دیگــر نیســت .شــبی اســت کــه ـل لَی َلـ ِ ـم اَرزُقنــی َفضـ َ ـۀ ال َقــدر؛ خدایــا شــما فــردای آن می‌خوانیــد« :اَل ّل ُهـ َّ فضیلــت شــب قــدر را روزی‌ام فرمــا». نقش انسان در تقدیرات شب قدر * تقدیرها و تدبیرهای مزاحم امــام‌ صــادق در حدیــث عنــوان بصــری 1،یکــی از اولیــن قدم‌هــای ســلوک را ایــن می‌شــمرد کــه ،مؤمــن بــرای خــود تدبیــری نکنــد و برنامــه‌ای نریــزد کــه او را از عبودیــت خداونــد بــاز دارد .در زندگــی‌ات طــوری برنامه‌ریــزی نکــن کــه نقشــه‌هایت مانــع پیونــد تــو بــا خانــواده اصلــی‌ات شــود .بــزرگان را ببینیــد اگــر خدمــه در خانــه داشــته باشــند؛ هــر چــه خودشــان می‌خورنــد بــه آن‌هــا هــم میدهنــد ،مســافرت می‌رونــد آنهــا را هــم می‌برنــد .آن‌هــا بــه برکــت صاحب‌خانــه خیلــی چیزهــا نصیب‌شــان می‌شــود. پادشــاهان و ثروتمنــدان بهترین‌هــا را بــه فرزندان‌شــان می‌دهنــد. مــا خدمتــکار نیســتیم ،مــا فرزنــدان اهــل بیــت هســتیم و آنهــا ســاطین دنیــا و آخــرت هســتند؛ وقتــی شــما بــه عنــوان فرزنــد ،صلــه رحــم می‌کنیــد ،پیونــد برقــرار می‌کنیــد و همــه جــا بــا آنهــا همــراه و همنشــین هســتید ،اهــل بیــت هــم بهترین‌هــا را بــرای شــما در دنیــا و آخــرت می‌خواهنــد .بنابرایــن اگــر مــا تدبیــرات و تقدیــرات درســتی انتخــاب کنیــم و خــود را همــراه معصومیــن قــرار دهیــم، ارتقــاء پیــدا می‌کنیــم و از تقدیــرات واالی آنهــا برخــوردار می‌شــویم. انتظار فرج ،بهترین تقدیر شب قدر ـت ِمن ُهــم َع َلــی دی ِنـ ِ ـه َو لَــم حضــرت علــی می‌فرمایــد« :أال َف َمــن ث ََبـ َ .1جلسات شرح حدیث عنوان بصری توسط استاد توضیح داده شده است. 113 *فصل هفتم ـة إما ِمـ ِ ـد َغ َیبـ ِ ـول أ َمـ ِ ـه لِطـ ِ ـه َفهــو َمعــی فــی َد َر َجتــی َیــو َم القیا َمــة؛ ـس ق َُلبـ ُ َیقـ ُ 1 بدانیــد آنــان کــه در زمــان غیبــت حجــت خــدا در دیــن خــود ثابــت مانــده و بــه خاطــر طــول مــدت غیبــت منکــرش نشــوند ،روز قیامــت 114 بــا مــن [و] هــم درجــه مــن خواهنــد بــود» .اگــر کســی منتظــر واقعــی شــد ،بــا مــن و هم‌درجــۀ مــن در آخــرت اســت؛ پــس دیگــر غصــه نداریــم و کــم نمی‌آوریــم .وقتــی شــما در دنیــا بــا او هســتی ،او هر‌جــا بــرود ،شــما را بــا خــودش می‌بــرد ،امــام زمــان هــر جــا بــرود و هــر مقامــی داشــته باشــد ،محــال اســت ،شــما را بــا خــودش نبــرد؛ چــون شــما در دنیــا ،هر‌جــا او رفتــه ،بــا او رفتــی و او را همراهــی کــردی ،بــا او پیونــد برقــرار کــردی و ایــن خیلــی مهــم اســت‌. مــا بــرای خــدا ،خیلــی قیمتــی هســتیم .این‌قــدر بــرای خــدا قیمــت داریــم ،کــه خداونــد می‌فرمایــد :هریــک نفــر از شــما ،معــادل َ َ َ ـاس َجمیعـ ًا؛ 2و همــه بــرای مــن قیمــت داردَ ) ‌.مــن أ ْح َيا َهــا َف َکأنَّمــا أ ْح َيــا ال ّنـ َ هــر كــه كســى را زنــده بــدارد ،چنــان اســت كــه گويــى تمــام مــردم را زنــده داشــته اســت (.یــک نفــر از شــما ،معــادل همــۀ شــما بــرای مــن قیمــت دارد .وقتــی پیــش پدرتــان امــام ‌حســین می‌نشــینید، خطــاب بــه ایشــان بگــو :مــن می‌خواهــم مقــام شــما را داشــته باشــم: ـداهلل؛ از خداونــد می‌خواهــم المحمــود لَ ُکــم ِعنـ َ المقــا َم َ «اَسـئ َُل اهلل اَن یُ َب ِل َغ ِنــی َ کــه مــرا بــه مقــام ســتوده‌ای کــه بــرای شــما نــزد خداســت برســاند»؛ آن‌هــا همیــن مقــام را بــرای مــا می‌پســندند .در اصــل آن‌هــا بــه کمتــر از مقــام محمــود بــرای مــا راضــی نیســتند؛ لــذا می‌فرمایــد :درجــۀ .1مجلسی ،بحاراالنوار(چاپ بیروت) ج 51ص109؛ کمال الدين و تمام النعمه ،ج،1 ص.303 .2سورة مائده /آیه .32 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * تــو ایــن اســت کــه بــاال بیایــی .آیــا دقــت کرده‌ایــد! پــدر و مادرهایــی کــه تحصیل‌کــرده هســتند ،بــه فرزندانشــان می‌گوینــد :شــما بایــد حداقــل بــه ســطح تحصیلــی مــا برســید ‌.بچه‌هــا هــم تحت‌تأثیــر جــو خانوادگــی ،تحصیل‌کــرده می‌شــوند .ایــن در مقیاس‌هــای زمینــی اســت ‌.کســی کــه پــدرش ســلطان آخــرت اســت ،روی نــوک قلــه نشســته ،دوســت دارد ،بچه‌هایــش هــم بــه همــان نــوک قلــه هســتی برســند .بــه مــا می‌گوینــد بــه ایــن مقــام بیاییــد .خودتــان را دس ـت‌کم نگیریــد .وقتتــان را تلــف نکنیــد ،تردیــد نکنیــد ‌،خودتــان را بــه مــا برســانید. پــس بهتریــن تقدیــر ،انتظــار اســت .انتظــا ِر فعــال ،نــه انتظــار منفعــل و ذلیالنــه ،عــزاداری فعــال اســت کــه ،روح انتقــام دارد و موانــع ظهــور را برطــرف می‌کنــد ،نــه عــزاداری ذلیالنــه و منفعــل. وقتــی ش ـب‌های مــاه مبــارک رمضــان دعــای افتتــاح می‌خوانیــم، ــم ِانّــا نَشــکوا ِالَ َ قــد ن َِّبینــا َو َغ َیب َ ــۀ َو ِّلینــا؛ خدایــا، یــک َف َ می‌گوییــم« :اَل ّل ُه َّ از نبــود پیامبرمــان 9و از ناپیدایــی موالیمــان بــه درگاه تــو شــکوه می‌آوریــم».؛ تمــام شــکایت مــن ایــن اســت کــه پیامبــر 9بــاالی ســرم نیســت ،امــام زمانــم و پــدرم بــاالی ســرم نیســت ،اگــر ایــن پــدر بــاالی ســر مــا بیاییــد ،هــر کــدام از مــا می‌توانیــم ،برتــر از بســیاری از انبیــاء ‌شــویم؛ چــون تربیــت می‌شــویم و تمــام قــوای دسـت‌نخوردۀ مــا فعــال می‌شــود ‌.اســم‌هایی کــه شــما در جوشــن کبیــر می‌خوانیــد، همــه فعــال می‌شــوند .حــاال ببینیــد اگــر ایــن اسـم‌ها در کســی فعــال شــود ،در او چــه اتفــاق عظیمــی می‌افتــد؟ بــه کجــا می‌رســد؟ ��ر َة َع ُد ِّونــا َو ِق َّل َ ــۀ َع َد ِدنــا؛ و بســیاری دشــمنانمان و کمــی « َو َك ْث َ 115 *فصل هفتم 116 نفراتمــان ».مــن از زیــادی دشــمنم شــاکی هســتم ،از کمــی خودمــان شــاکی هســتم؛ حــاال بایــد چــکار کنیــم ایــن انتظــار فعــال ‌شــود؟ یعنی خــودم را بــه حضــرت می‌رســانم و ســعی می‌کنــم تعــداد خودمــان را بیشــتر کنــم و تعــداد دشــمنان را کمتــر! یعنــی چــه کمتــر کنــم؟ آیــا مــی‌روم می‌کشمشــان؟ نــه ،آگاهشــان می‌کنــم ،کفــار هــم بچه‌هــای اهل‌بیــت هســتند ،منتهــا ناآگاهانــد .بایــد آن‌هــا را آگاه ‌کنیــم، ــق؛ 1همدیگــر ــوا بِالْ َح ِّ کار فکــری و فعالیــت فرهنگــی کنیــمَ ) .و َت َ واص ْ را بــه حــق توصیــه می‌کننــد(؛ بــا توصیــه بــه حــق کــردن و گرفتــن دســت دیگــران ،انتظــار فعــال می‌شــود .ایــن کام ـ ً ا شــفاف اســت؛ و جــواب کســی اســت کــه می‌گویــد ،مــن بایــد چــکار کنــم 2.هر‌‌کســی می‌توانــد در حیطــه هنــر و توانایــی خــود کاری ‌کنــد ،همــه بــرای رســیدن بــه چــادر حضــرت راه دارنــد ،را ِه هی ـچ‌ کــس بســته نیســت. پــس ایــن بهتریــن تقدیــر اســت کــه کســی می‌توانــد داشــته باشــد. شب های قدر ،رحم قدرتمند تقدیر در مباحــث گذشــته بیــان کردیــم کــه شــب قــدر ظرفیــت زمانــی 83ســال و 4مــاه دارد و بــر ایــن اســاس بهتــر از هــزار مــاه اســت. ـن أَلْـ ِ ـف َشـ ْه ٍر؛ بهتــر از هــزار مــاه( شــما یــک عمــر رحمــی ـر ِمـ ْ ) َخ ْيـ ٌ (دنیایــی) مثـ ً ا پنجــاه ســاله داریــد؛ از طرفــی ابدیــت را پیــش رو دارید؛ لــذا خداونــد تونل‌هــای زمانــی 83ســال و 4ماه��ه را در ش��بهای .1سوره عصر /آیه .3 .2رک :کتاب عزادار حقیقی و کتاب آشتی با امام زمان استاد شجاعی .توضیحات پیرامون مقام محمود ،به خصوص در قسمت آخر فصل چهارم نقش انسان در تقدیرات شب قدر * قـ�در تک��رار می‌کن��د ،ت��ا ش��ما ب�رـای ابدیـ�ت توش��ه جمـ�ع کنیــد .گویــا می‌فرمایــد :مــن بــه جــای اینکــه بــه شــما هــزار ســال عمــر بدهــم، پنجــاه ســال عمــر دادم؛ ولــی در ایــن پنجــاه ســال بــه شــما پنجــاه تــا 83ســال و 4مــاه هــم عطــا کــردم. خداونــد متعــال در ایــن ســوره شــریفه می‌فرمایــد :شــب قــدر بهتــر از هــزار مــاه اســت ولــی حــد انتهایــی آن را بــاز گذاشــته اســت ،یعنــی ایــن کــه چقــدر بهتــر از هــزار مــاه اســت ،بســته بــه عمــل هــر کســی اســت .مــا نــه از خودمــان ،نــه فلســفه خلقتمــان ،نــه تقدیرمــان و نــه از محاســبات دنیــا و آخرت‌مــان چیــزی نمی‌دانیــم. ممکــن اســت کســی بگویــد :مــن نمی‌خواهــم تقدیــر یــک نفــر را بــردارم و یــا حتــی تقدیــر یــک میلیــون آدم را داشــته باشــم ،بلکــه می‌خواهــم همــه تقدیــر امــام زمــان را بــردارم ،انــدازه‌ام انــدازۀ المحمــو ِد لَ ُکــم؛ مــرا بــه مقــام المقــا َم َ امــام زمــان اســت« ‌.یُ َب ِل َغ ِنــی َ محمــود برســان»؛ همــان مقامــی را می‌خواهــم کــه شــما داریــد .امــام زمــان می‌فرمایــد :شــما کــه بــاال بیاییــد و رشــد پیــدا کنیــد ،مــا هم خوشــحال می‌شــویم و کمکتــان می‌کنیــم .امیرمؤمنــان 7می‌گویــد: مــن خیلــی خوشــحالم کــه شــما ،تقدیــرات مــا را انتخــاب ‌کنیــد ،هــم ‌درجــۀ مــا باشــید ‌،شــما فرزنــدان مــا هســتید ،هیــچ پــدر و مــادری راضــی نیســت قیمــت و مقــام فرزنــدش از خودشــان کمتــر باشــد. پــدر و مادرهــا همیشــه دوســت دارنــد؛ فرزندانشــان حداقــل بــه انــدازۀ خودشــان ،توانایــی ،امکانــات و قیمــت داشــته باشــند؛ پــس مــن هــم می‌توانــم تقدیــر پــدرم حضــرت علــی 7و مــادرم فاطمــۀ زهــرا3 را انتخــاب ‌کنــم .هر‌کــس کمتــر از ایــن انتخــاب ‌کنــد؛ قیمــت واقعــی 117 *فصل هفتم 118 خــودش را نمی‌شناســد ،یعنــی؛ بــه تقدیرهــای حیوانــی یــا تقدیرهــای جمــادی یــا تقدیرهــای گیاهــی راضــی اســت ،یــا در انتهــا می‌خواهــد آدم خوبــی باشــد؛ امــا این‌کــه بگویــی ،مــن ‌‌تحمــل تقدیــر کمتــر از امــام زمــان را نــدارم ،چیــز دیگــری اســت .چقــدر دلنشــین اســت؛ وقتــی کســی وارد بــرزخ می‌شــود ،همــۀ فرشــته‌ها ،پنج‌تــن،: ائمــه ،:امامزاده‌هــا و حتــی انبیــا :بــه اســتقبال و جشــن تولــد ایــن آدم بیاینــد ،بهشــتیان ،بهشــت را بــرای او آزیــن ببندنــد. عظیــم دنیــا بــه بــرزخ وارد وقتــی شــما می‌خواهیــد از ایــن رحــم ِ ‌شــوید ،چــه اتفاقــی می‌افتــد؟ اســتقبال از فــردی اســت کــه ،درســت زندگــی کــرده اســت و اکنــون بــه بــرزخ ســالم متولــد می‌شــود؛ امــا اگــر ســالم متولــد نشــود ،همــه متأثــر می‌شــوند و اســتقبال نــدارد، چــون بــد زندگــی کــرده ،به‌‌جــای این‌کــه انبیــا و ائمــه :بیاینــد، فرشــته‌های محاســبه‌گر می‌رونــد ،از او ســؤال می‌کننــد :بــا خــودت چــکار کــردی؟ خیلــی بــد اســت ،لحظ ـه‌ای کــه انســان می‌خواهــد از ایــن دنیــا بــرود ،تــازه اول بدبختــی و بدهــکاری‌اش باشــد ‌.تــازه بفهمــد کــه چقــدر بــد زندگــی کــرده ،چقــدر عمــرش را تلــف کــرده اســت. ً1 شــما در ایــن دعاهــا مگــر نمی‌گوییــد« :ا ْد َر ْأ َع ِّنــی ُم ْن َکــراً َو ن َِکیــرا؛ نکیــر و منکــر (دو فرشــته مأمــور بــر ســؤال مــردگان) را از مــن دور کــن»؛ خدایــا! اصــ ً ا آن محاســبه‌گرها را پیــش مــن نیــاور ،نشــان مــن نــدهَ «‌ ‌.و أَ ِر َع ْینِــی ُم َب ِّ شــرا ً َو ب َ ِشیراً؛ 2مبشــر و بشــیر را کــه مــژده دهنــدگان ســعادتند بــه مــن بنمایــان»؛ آن فرشــته‌هایی کــه ‌تحویــل .1قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای ماه رجب و دعای مسجد صعصعه. .2قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای ماه رجب و دعای مسجد صعصعه . نقش انسان در تقدیرات شب قدر * می‌گیرنــد ،بــا خنــده می‌آینــد ،بشــارت و مــژده می‌دهنــد ،این‌هــا را بــه مــن بنمایــان .خداونــد می‌فرمایــد :ایــن فرشــته‌ها شــئوون خودتــان هســتند ،یادتــان باشــد! عزرائیــل ،نکیــر و منکــر ،بشــیر و نفــس خودتــان هســتند ‌.نفــس مــا می‌توانــد مبشــر ،همــه شــئونات ِ انتخــاب ‌کنــد ،کــه آنجــا چــه کســی را احضــار کنــد .دقــت ‌کــن! ببیــن نفســت ،قــدرت دارد چهــارده معصــوم :را دعــوت کنــد و بیــاورد یــا نــه!‌ بــرای فهــم بهتــر قــدرت نفــس قاعــده‌ای را بیــان می‌کنیــم؛ نفــس مــا قبــر ماســت ،هر‌‌کــس االن ُعرضــه دارد ،در نفســش چهــارده معصــوم :را جــذب کنــد« ،اَن ُف ُس ُ رواح ُکــم ِفــی ــکم ِفــی ال ُنفــوس اَ ُ ا َ الرواح؛ 1و جان‌هــای شــما در جان‌هــا و ارواحتــان در ارواح اســت»؛ این‌کــه وقتــی ســرت را روی بالیــن می‌گــذاری ،ببیــن آیــا فــان 119 صحنــۀ کثیــف ،آلــوده و فــان انســان گناهــکار می‌توانــد نفســت را بکِشــد؟ یــا نــه ،می‌توانــی بگویــی :مــن االن می‌خواهــم ســرم را روی بالــش بگــذارم ،چــه فرصــت خوبــی اســت! تــا در آغــوش خــدا بخوابــم ‌. همیــن کــه ســرش روی بالــش اســت ،می‌بینــی خــدا هــم کنــارش هســت ،امــام زمــان هــم کنــارش اســت .اصــ ً ا ایــن شــخص ،بــا عش ـق‌بازی ،حــرف‌زدن و الالیــی امــام زمــان خوابــش می‌بــرد ،بــا الالیــی خــدا خوابــش می‌بــرد. از همیــن نحــوۀ خوابیدنــت ،بفهــم کــه روحــت االن چــه چیزهایــی را می‌کشــاند .در تنهایی‌هایــت و خلوت‌هایــت ،ببیــن چــه کســانی را دوســت داری ،نــزد خــودت بکشــانی ‌.انتخــاب دوســتانت ،قیمتــت .1قمی ،مفاتیح الجنان ،زیارت جامعه کبیره. *فصل هفتم را مشــخص می‌کنــد .در خلــوت ،دلــت بــرای چــه کســانی تنــگ می‌شــود ،قیمتــت دســتت می‌آیــد؛ چــون فرمــود :دنیــا ،متــن جهنــم اســت .مــا االن همــه در جهنــم هســتیم ،جهنــم حقیقــی ،همیــن جاســت ‌.جهنمــی کــه در آخــرت می‌رویــم ،بازتــاب همیــن جهنــم اســت. 120 ببیــن االن در ایــن جهنمــی کــه زندگــی می‌کنــی ،پــر از شــیطان، گنــاه ،معصیــت و آتــش اســت ،پــر از حــرام اســت ،می‌ســوزی یــا نمی‌ســوزی؟ در ایــن جهنمــی کــه داری زندگــی می‌کنــی ،آیــا بــه ‌جــای این‌کــه بســوزی ،خانــم فاطمــۀ زهــرا 3می‌آیــد بــه شــما ســر بزنــد؟ اهل‌بیــت می‌آینــد؟ اولیــای خــدا می‌آینــد؟ خــود خــدا می‌آیــد‌؟‌ ببیــن چــه کســی را می‌توانــی ب ِکشــی؟ نفســت چــه کســی را می‌توانــد ،جــذب ‌کنــد؟ جنــس دلتنگی‌هــای هــر شــخصی، قیمــت او را معیــن می‌کنــد؛ همچنیــن نشــان می‌دهــد حــد و تقدیــر او چقــدر اســت! حــاال تصــور کنیــد! ایــن شــخص می‌خواهــد از طبیعــت بــه بــرزخ وارد ‌شــود ،در روایــت وارد شــده اســت ،عزرائیــل مثــل غالمــی می‌آیــد، بعــد معصومیــن را نشــانش می‌دهــد ،می‌گویــد :این‌هــا را ببیــن، بــه اســتقبال شــما آمدنــد ‌.عزرائیــل بــا چهــره‌ای فوق‌العــاده زیبــا، کــه در واقــع ،چهــرۀ خــودت اســت بــه اســتقبالت می‌آیــد .چــون نفــس تــو و بــا باطنــی بــه شــکل باطــن ملک‌المــوت ،بــه چهــرۀ ِ خــودت ظاهــر می‌شــود .آن‌قــدر زیباســت ،کــه حضــرت فرمــود :اگــر ایــن چهــره را بــه جهنمیــان نشــان دهنــد ،دیگــر هیــچ دردی احســاس نمی‌کننــد ،این‌قــدر کــه محــو دیــدن چهــرۀ ملک‌المــوت می‌شــوند. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شب عید فطر ،شب قدر ش�بـ عی�دـ فط�رـ ،شبــ ق��در اس��ت .شــب عیــد؛ شــب قــدر بزرگــی، بـ�ه انـ�دازۀ کل مــاه مباــرک اسـ�ت .شــب عیــد؛ شــب مب�اـرک ،شــب احیــا و جشــن اســت .آدم بایــد بیــدار بمانــد ،جشــن خیلــی بزرگــی دارد .روز عیــد ،در قنـ�وت نم��از عی��د می‌خوانی��م :خدایـ�ا! هر‌چــه بــه اهل‌بیــت دادی ،بــه م��ن ه��م بدــه .از کن��ار ای��ن زیارت‌نامه‌هــا ب��ه راحت��ی رد نش��وید ‌.در ‌واق��ع ،ای��ن زیات‌نامه‌ه�اـ ،عاش��قانه‌ترین ترانه‌ه�اـی زندگ�یـ انس��ان هستــند .هی��چ ترانـ�ه‌ای قشــنگ‌تر از ایــن نیس�تـ ک��ه ت��و شــروع‌کن��ی ب��ه س�لام‌کردن و خ��وش ‌و ‌بش‌کــردن ـو ِۀ اهلل»؛ بــه پــدرت ،حضــرت آدم ســام لســا ُم علــی آ َد َم َصفـ َ بــا انبیــا« :اَ َ ـی اهلل» .بــه نــوح پیامبــر بــزرگ خــدا می‌کنـ�ی« ‌.اَ َ لســا ُم َعلــی نُــوحٍ نَبـ ِّ س�لام میکنــی .هر‌کســ چه��ل شبــ ،وقت�یـ می‌خواهـ�د بخوابـ�د ب��ه‌ جــای این‌ک��ه فکره��ای آل��وده و بیه��وده و پس��ت‌کن��د ،عاشــقانه ای��ن سلـام را ب��ه آبــا و اج��داد طاهرینـ�ش بده��د ‌،از آدم شــروع ‌کن��د ت��ا رس��ول‌اهلل9و امــام زمــان باــ فرشــته‌ها گپیــ بزنــد ،بـ�ه امامزاده‌ه��ا سلـامی بدهـ�د ،ب�اـ وض��و و رو بــه قبلــه بــودن مهــم نیســت، بعــد از چهلــ ش��ب احس��اس می‌کن��د ،چقـ�در این‌هــا صمیمانــه بــه س��راغ ت��و می‌آین��د ،حت��ی وقت��ی حواس��ت نیستــ ،آن‌هــا می‌آینــد و ب�هـ ت��و س�لام می‌کننـ�د. ایــن قیمــت ماســت ،مــا بایــد از افــکار کثیــف ،کوچــک و پلیــد حیوانــی ،جمــادی و نباتــی دســت برداریــم .تصمیــم بگیریــم ،تقدیرهای خانــواده خودمــان را انتخــاب ‌کنیــم .هــر‌ کــس شایســته اســت بــا 121 *فصل هفتم خانــوادۀ خــودش زندگــی ‌کنــد ‌.مگــر مــا بچه‌هــای اهل‌بیــت: نیســتیم؟ خــوب برویــم در خانــۀ خودمــان زندگــی ‌کنیــم .بــا پــدر و مــادر خودمــان زندگــی ‌کنیــم .بیــرون از خانــه واقع ـاً چــه ُحســنی دارد؟ چــرا مــا بــا اهل‌بیــت :زندگــی نکنیــم؟ خــدا ،اهل‌بیــت: را بــرای قیامــت نگذاشــته؛ آن‌هــا را در دنیــا بــرای مــا پاییــن فرســتاده اســت .می‌فرمایــد :بــا این‌هــا زندگــی ‌کنیــد ،االن امــام زمــان در ماســت ،مــا آواره‌شــان کردیــم و قبولشــان نمی‌کنیــم ،حاضــر نیســتیم، پیــش او برویــم‌ وگرنــه آغــوش او بــه روی مــا بــاز اســت ،خوشــحال هــم می‌شــود .هر‌کــس بخواهــد در خانــۀ امــام زمــان بــرود ،راه بــاز اســت؛ امــا آیــا واقع ـاً مــا می‌خواهیــم برویــم؟ 122 در ایــن شــب ،اگــر تصمیمــت را گرفتــی ،از فــردا صبــح ســبک زندگــی‌ات واقعــاً تغییــر می‌کنــد .نــوع دوســت‌یابی‌هایت ،ارتباطاتــت، تصمیم‌هایــت و همه‌چیــزت رنــگ خانــوادۀ آســمانی پیــدا می‌کنــد. نگاهــت واقعـاً بــه آدم‌هــا عوض می‌شــود .اگــر آرامش و شــادی و نشــاط می‌خواهیــد ،فقــط در چــادر امــام زمــان پیــدا می‌شــود ،هیــچ چیــزی ،بیــرون از ایــن خانــه بــه دســت نمی‌آیــد ‌.شــما بــه میزانــی کــه بیــرون از خانــه هســتید ،تقدیرهــا و تدبیرهایتــان بــا حضــرت اختــاف دارد ،دچــار غــم ،غصــه ،فســاد ،گرفتــاری و مشــکالت می‌شــوید، دیگــر نمــازت بــه دادت نمی‌رســد ،روزه‌ات بــه دادت نمی‌رســد .قــرآن ٍ 1 ــن ُك ِّل َأ ْمــر؛ ــم ِم ْ الــر ُ وح ِفيهــا بِــ ِإ ْذ ِن َربِّ ِه ْ می‌فرمایــدَ ) :ت َنــ َّز ُل الْ َمالئِ َكــةُ َو ُّ در آن [شـب‌] فرشــتگان ،بــا روح ،بــه فرمــان پروردگارشــان ،بــراى هــر كارى [كــه مقــ ّرر شــده‌] فــرود آينــد( .همــۀ امــور ،دســت ولــی امــر .1سوره قدر /آیه .4 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * اســت ،دســت صاحــب امــر اســت .وقتــی تــو بــا صاحــب امــر فاصلــه بگیــری ،خودبه‌خــود بدبختــی بــه ســراغت می‌آیــد ،گرفتاری‌هــا، غصه‌هــا ،ناراحتی‌هــا و مشــکالت پیــدا می‌شــود؛ ا ّمــا وقتــی در خانــۀ امــام زمــان هســتی و تقدیــرت را بــا تقدیــر حضــرت یکــی کــردی، بــه خــدا قســم بعــد از آن ،وقــت ناراحت‌شــدن و غصه‌‌خــوردن نخواهــی داشــت .قبــ ً ا عــرض شــد ،غصه‌هــای آدمــی ،قیمــت او را مشــخص می‌کنــد ،هــر چیــزی کــه می‌توانــد تــو را بــه گریــه بینــدازد ،قیمتــت را تعییــن می‌کنــد .ببیــن چــه چیــزی تــو را ذلیــل می‌کنــد ،قیمتــت همــان اســت ،ایــن یــک قانــون اســت کــه؛ دنیــا ،ه ـر‌ کــس را بتوانــد بــه گریــه بینــدازد ،داخــل جهنــم اســت .حضــرت رســول اکــرم9 الدنیــا َدخَ ـ َ ـل ال ّنــار؛ 1هــر كــس بــراى امــور فرمودنــدَ « :مــن بَکــی َع َلــی ُ دنيــا گريــه كنــد ،داخــل دوزخ مى‌گــردد!» دعای امام سجاد 7در شب بیست و هفتم دعــای معروفــی اســت کــه حضــرت ســجاد در شــب بیســت و ـر ِ ور َو ـی َعـ ْ هفتــم تــا صبــح می‌خوانــد« :ال َّل ُهـ َّ ـن َد ِار الْ ُغـ ُ ـم ْار ُز ْق ِنــی ال َّت َجا ِفـ َ ـو ِت ق َْبـ َ ـل ُح ُلـ ِ النَابَـ َ ِْ ـو ِت؛ 2خدایــا، ـة ِإلَــى َد ِار الْخُ ُلــو ِد َو ْ ـول الْ َفـ ْ االس ـ ِت ْع َدا َد لِ ْل َمـ ْ دوری از خانــه فریــب و بازگشــت بــه خانــه جاویــدان و آمادگــی بــرای مــرگ ،پیــش از رســیدن آن را روزی‌ام گــردان» .خدایــا! کنــده ‌شــدن از طبیعــت ،از دار فریــب را نصیبــم کــن تــا بــه آن چســبندگی پیــدا نکنــم ،آلــوده‌ام نکنــد .انابــه ،یعنــی بازگشــت بــه خانــۀ جاودانگــی، .1مجلسی ،بحاراالنوار ،ج ،90ص.333 .2صدوق ،ثواب االعمال و عقاب االعمال ،ج ،1ص .228 123 * فصل هفتم آمادگــی ،جم ـع‌آوری و تجهیــز بــرای لحظــۀ بســیار با‌شــکوه تولــد بــه بــرزخ ‌.قبــل از اینکــه اســتعدادهایم تلــف ‌شــود و همــه اعمــال نیکــم را ضایـع ‌‌و خــراب ‌کنــم ،قبــل از اینکــه فــوت مــرا بگیــرد و فرشــتگان مــرا ببرنــد ،مــن آمــاده شــوم و بعــد بــروم ‌. 124 این‌قــدر کــه ایــن ترانه‌هــا ،قشــنگ اســت ،انســان نمی‌دانــد بــا کدامــش بــه پــرواز درآیــد« :یــا ســام یــا مؤمــن یــا مهیمــن یــا عزیــز یــا جبــار یــا متکبــر یــا اهلل یــا خالــق یــا بــاری» .آدم بــا هر‌کــدام کــه خــدا را صــدا می‌کنــد ،بــه نوعــی حظــی می‌بــرد« ‌.یــا ُم َصـ ِ ـور یــا اهلل یــا اهلل یــا اهلل لَـ َ ـال ال ُعلیــا َو ِ الحســنی َو ا َالمثـ ُ الکبریــا ُء َو اآلالء» ،بعــد ـک ا َالســما ُء ُ ـم ِإنِّــي َأسـ َ ك َأ ْن ُت َص ِّلــي َع َلــى ُم َح َّمـ ٍ ـألُ َ ـد از ایــن اســماء می‌گوییــم« :ال َّل ُهـ َّ ْ َ آل ُم َح َّمـ ٍ َو ِ ـد» ،ایــن یــک اصــل اســت .بــا چهــارده معصــوم :آغــاز می‌شــود ‌.بــدون چهــارده معصــوم :هیچ‌گونــه ورودی بــه درگاه کبریایــی خداونــد تــام و کامــل نیســت .اصــ ً ا خداونــد نمی‌پذیــرد. ورود بــه کمــال مطلــق بــا مظاهــر مطلــق اســت .بــا مظاهــر محــدود نمی‌شــود بــه درگاه مطلــق وارد شــد .شــما فقــط زمانــی می‌توانیــد بــه درگاه و دربــار مطلــق راه پیــدا ‌کنیــد کــه بــا مظاهــر مطلــق حرکــت ‌کنیــد ،مظاهــر محــدود شــما را بــه هیچ‌جــا نمی‌رســاند .لــذا وقتــی می‌خواهیــد بــه اهلل تعالــی برســید ،بایــد از ایــن اصــل پیــروی کنیــد. همان‌طــور کــه در زیــارت جامعــۀ کبیــره می‌خوانیــمَ « :مــن اَرا َد اهلل ـل َع ُ ــ َو َّح َد ُه َق ِبـ َ ـه بِ ُکــم؛ هرکــه آهنــگ نکــم َو َمــن ق ََصـ َ بَ َ ـد ُه َت َو َّجـ َ ��د َأ بِ ُک��م َو َمن ْ خــدا کنــد ،بــه وســیله شــما آغــاز می‌کنــد ،و هرکــه او را بــه یکتایــی پرســتد ،طریــق توحیــدش را از شــما می‌پذیــرد و هرکــه قصــد حــق کنــد بــه شــما توجــه می‌نمایــد» .هر‌کــس قصــد اهلل را دارد ،بایــد اول نقش انسان در تقدیرات شب قدر * بــا مظاهــر کامــل ارتبــاط برقــرار ‌کنــد ‌.بــدون اهل‌بیــت کســی راه بــه درگاه اهلل نــدارد ،بــرای همیــن تــا بــه اهلل می‌رســی ،بعــد از گفتــن یــا اهلل یــا اهلل یــا اهلل ،ابتــدا می‌گویــی :خدایــاَ « ،أس َ ــألُ َ لــی ْ ك اَن ُت َص َّ َعلــی ُم َح َّمـ ٍ ـد َو ِ آل ُم َح َّمــد» .البتــه آل محمــد خــود شــما هــم هســتید، یادتــان نرفتــه کــه امام‌صــادق فرمــود :صلــوات را بــر آل محمــد بفرســتید ،کــه خــود شــما را هــم در بــر بگیــرد‌ .فرمونــد کــه بگوییــد: آل ُم َح َّم ٍ ــل َع َلــى ُم َح َّم ٍ ــم َص ِّ ــد َو ِ ــد» .همــۀ شــما چــون ،فرزنــدان «اَل َّل ُه َّ مــا هســتید ،از آل‌محمــد بــه شــمار می‌آییــد .خیلــی عالــی اســت، صلوات‌هــا را بــه خودتــان می‌فرســتید ،صلــوات فرمولــی اســت ،کــه تــو را بــا خانــواده‌ات یکــی می‌کنــد و تمــام موانــع بیــن تــو و اصــل تــو را از بیــن می‌بــرد .صلــوات ،اســم اعظــم و ذکــر اعظــم اســت ‌.شــما تــا بــا عشــق ،میــل و بــاور صلــوات فرســتادی ،بالفاصلــه بــه خانــوادۀ آســمانی‌ 125 وصــل می‌شــوی ،مثــل شــماره تلفــن خانــوادۀ آســمانی می‌مانــد ،تــا صلــوات فرســتادی ،گوشی‌اشــان زنــگ می‌خــورد و تــو می‌توانــی بــه راحتــی ارتبــاط برقــرار ‌کنــی .بــا خــود اهلل تعالــی هــم ،بایــد همیــن کار را انجــام ‌دهــی؛ در دعاهــای صحیفــۀ ســجادیه دقــت کنیــد ،وقتــی امــام معصــوم می‌خواهــد بــا خــدای متعــال حــرف بزنــد ،خــودش هــم صلــوات می‌فرســتد .حــاال از اینجــا داســتان شــروع می‌شــود: ـذ ِه ال ّلی َلـ ِ ـل ِاســمی فــی هـ ِ « َو اَن َتج َعـ َ الس ـ َعداء؛ خدایــا! امشــب نــام ـۀ ِفــی ُ مــرا در بیــن ســعادتمندان قــرار دهــد» ‌.ایــن اولین چیــزی اســت ،که شــما در هــر شــب می‌خواهیــد .خدایــا! مــن می‌خواهم خوشــبخت و ســعادتمند شــوم. خدایــا! ایـن ‌همــه ذکــر و ثنــا گفتــم ،از تــو می‌خواهــم کــه اســم مـرا از بیــن بدبخت‌هــا و بیچاره‌هــا خــط بزنــی و در بیــن ســعادتمندان قـرار دهــی. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * فصل هشتم مروری بر بحث گذشته استمداد از اسماء الهی در شب‌های قدر شب قدر ،شب آشتی و بازگشت به آغوش خدا کتاب‌نامه 127 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مروی بر بحث گذشته بعــد از اســماء الهــی ،با خــود اهلل کار دارید .بــدون اســتفاده از مظاهر بی‌نهایــت و پیونــد بــا آنهــا ،رســیدن بــه کمــال مطلــق و بی‌نهایــت امکان‌پذیــر نیســت .معصومیــن :کامل‌تریــن و بزرگ‌تریــن مظهــر بی‌نهایــت هســتند .بــا اتصــال بــه مظاهــر محــدود ،نمی‌تــوان بــه بــارگاه بی‌نهایــت راه پیــدا کــرد؛ لــذا بعــد از این‌کــه شــما ،اســماء الهــی را می‌گوییــد و متوســل بــه اســماء الهــی می‌شــوید ،بــرای پذیــرش درخواســتتان ،مظاهــر بی‌نهایــت الهــی یعنــی مثــل اعلــی را شــفیع قــرار می‌دهیــد. استمداد از اسماء الهی در شبهای قدر درشــب‌های قــدر و شــب‌های آخــر مــاه ‌مبــارک رمضــان ،کــه 129 *فصل هشتم شــما بــا خداونــد حــرف می‌زنیــد ،می‌گوییــد« :یــا اهلل یــا اهلل یــا اهلل لَـ َ ـک الحســنی َو ْ َ ال ْم َثـ ُ ـال الْ ُع ْل َيــا»؛ یعنــی واســطۀ مــا اســماء حســنی ا َالســما ُء ُ هســتند ،امثــال ُعلیــا جمــع َمثــل اَعلــی اســت .مثــل اعلــی یعنــی؛ عالی‌تریــن نمونــه از حــق ‌تعالــی .عالی‌تریــن مظهــر خداونــد ،معصــوم اســت و اینجــا شــما عالی‌تریــن نمونه‌هــا را جمــع می‌بندیــد ،یعنــی معصومیــن.: ـذ ِه ال َّل ْي َلـ ِ ـل ْاسـ ِمي ِفــي َهـ ِ « َو َأ ْن َت ْج َعـ َ السـ َع َدا ِء؛ 1مــن در این شــب از ـة ِفــي ُّ 130 تــو می‌خواهــم ،کــه اســم مــرا در بیــن ســعادتمندان قــرار بدهــی» .در دعــای دیگــر داریــم :ای خــدا! اســم مــرا از بیــن اشــقیا پــاک کــن و در ـع الشُ ـ َهداء؛ 2روحــم را بــا شــهدا قــرار بیــن ســعدا بنویــسَ « .و روحــی َمـ َ ده» شــهدایی کــه در اوج هســتند .یعنــی کجــا هســتند؟ می‌فرمایــد: ُــون؛ 3نــزد پروردگارشــان روزى داده مى‌شــوند(؛ ) ِع ْن َ ــم يُ ْرزَ ق َ ــد َربِّ ِه ْ یعنــی می‌خواهــم روحــم در بهشــت خــودت باشــد ،در بهشــت لقــاء باشــد ،روح مــن عنداللهــی ‌شــود ،اینهــا اوج‌ هســتند. مــن می‌خواهــم ،روحــم امشــب بــا شــهدا باشــد .امشــب بــا آن‌هــا در بهشــت باشــم ‌.ایــن ،نوعــی ســبک زندگــی اســت .شــما در نمــاز الصـ َ يم ؛ 4مــا را بــه همیشــه از خداونــد می‌خواهیــد) :ا ْه ِدنَــا ِّ ـراط الْ ُم ْس ـ َت ِق َ راه راســت هدایــت کــن(؛ ایــن صــراط مســتقیم اوج انســان اســت و شــخصیت‌هایش مشــخص هســتند :انبیــاء ،صدیقیــن ،شــهدا و صالحیــن .اگــر کســی ســبکی ،غیــر از سبک‌شــان را انتخــاب ‌کنــد، .1قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای بیست و یکم ماه رمضان. .2قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای بیست و یکم ماه رمضان. .3سوره آل عمران /آیه .169 .4سوره حمد /آیه .6 نقش انسان در تقدیرات شب قدر * دیگــر نمی‌توانــد در دنیــا بــا آنهــا زندگــی ‌کنــد ،و بــا آنهــا محشــور شــود و در اوج‌ بــا آنــان پــرواز ‌‌کنــد. کســی کــه ســبک زندگــی‌اش غلــط اســت ،ماهــواره ،فضــای اینترنتــی آلــوده و موســیقی حــرام در خانــه‌اش هســت ،مــن بــا اطمینــان می‌گویــم؛ بــه هیــچ ‌وجــه نمی‌توانــد بــا ایــن چهــار گــروه، پــرواز ‌کنــد و محشــور ‌شــود .اگــر ایــن شــخص دعــا هــم ‌کنــد ،فقــط شــوخی می‌کنــد ،اگــر نگوییــم نفــاق دارد ،دروغ می‌گویــد ،نمی‌فهمــد و یــا نمی‌خواهــد واقعــاً حرکــت کنــد ،ایــن شــخص نمی‌توانــد هیــچ اوجــی بگیــرد. ‌بعضی‌هــا هــم ایــن چیزهــا را ندارنــد؛ ولــی دلشــان لــک زده بــرای داشــتنش .این‌هــا قطعـاً ســبک زندگی‌شــان غلــط اســت؛ چــون کســی 1 يم* ِصـ َ الصـ َ ـت َع َل ْي ِهــم؛ ـن َأ ْن َع ْمـ َ کــه می‌گویــد« :ا ْه ِدنَــا ِّ ـراط الَّ ِذيـ َ ـراط الْ ُم ْسـ َت ِق َ مــا را بــه راه راســت هدايــت فرمــا ،راه آنانــی كــه نعمتشــان دادی»؛ یعنــی آنهــا محبــوب مــن هســتند ،مــن دلــم لــک می‌زنــد ،دلــم ضعــف مـی‌رود بــرای اینکــه بــا شــهدا محشــور ‌شــوم ،روحــم بــا شــهدا باشــد، زندگ ـی‌ام ،مثــل زندگــی آن‌هــا باشــد ،واقع ـاً ایــن را می‌خواهــم ‌.دلــت بــرای هــر چیــزی تنــگ ‌شــود و ضعــف بــرود ،شــخصیتت و قیمتــت هــم همــان اســت ‌.قیمــت هــر فــردی را ،دلتنگی‌هــا و غصه‌هایــش معلــوم می‌کنــد. يــن؛ 2و نیکــو کاری‌ام را در بلندتریــن درجــه « َو ِاحســانی فــی ِع ِّل ِّي َ بهشــت[قرار ده]»؛ خدایــا احســانم را در علییــن قــرار بــده؛ یعنــی ایــن .1سوره حمد /آیات 6و.7 .2قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای شب بیست و یکم ماه رمضان. 131 *فصل هشتم کارهــای خیــر و خوبــی را کــه مــن انجــام می‌دهــم ،در عالی‌تریــن درجــات ،در علییــن قــرار بــده؛ یعنــی این‌قــدر اوج بگیــرم کــه کارهــای خیــر مــن مخلصانــه باشــد ،طلبکارانــه از خــدا نباشــد. مقــام احســان از مقامــات عالــی انســان اســت .انســان نخســت مســلمان می‌شــود ،بعــد مؤمــن می‌شــود ،بعــد باتقــوا می‌گــردد ،بعــد از تقــوا ،مقــام احســان اســت .بعــد از احســان هــم ،مقامــات دیگــری دارد .این‌هــا درجــات آدمــی اســت کــه می‌توانــد اوج بگیــرد .مقــام احســان ،مقــام فوق‌العــاده شــیرین و دلچســبی اســت. 132 ـور ًة؛ و گناهانــم را بیامــرز»؛ خدایــا! امشــب از کارهای « َو إ َِســا َء ِتي َم ْغ ُفـ َ بــد ،بی‌ادبی‌هــا و گناهــان مـن‌ بگــذر ‌.عفــو نمی‌خواهــم بلکــه باالتــر از عفــو ،غفــران و مغفــرت تــو را می‌خواهــم ،یعنــی خدایــا! هــر کار بــدی کــردم ،هــر گناهــی کــردم؛ تــو بــا مــن طــوری رفتــار کــن کــه انــگار مــن اصـ ً ا چنیــن کاری انجــام نــداده‌ام ‌،رویــت را از مــن برنگــردان ،بــا مــن آشــتی بــاش ،مهربــان بــاش ،لبخنــدت متوجــه مــن باشــد. ــب لِــي؛ بــه مــن عنایــت کــن ،ببخــش بــه مــن» .چــه « َو َأ ْن َت َه َ چیــزی را ببخــش؟ ایــن خیلــی اوج دارد .معصــوم وقتــی می‌فرمایــد: هــر شــب ایــن را بخــواه؛ یعنــی چیــزی در ایــن هســت کــه تــو بایــد درســت ،پــا جــای پــای معصــوم :بگــذاری .اگــر بنشــینی ،بــرای خــودت ســبک بســازی کــه امشــب ایــن کار را ‌کنــم ،آن کار را ‌کنــم، ب ـه‌درد نمی‌خــورد ‌.خداونــد می‌خواهــد تــو را در شــب قــدر ،تقدیــری ـص معصــوم می‌فرمایــد: 83ســال و 4ماهــه بدهــد ،بلکــه باالتــر .متخصـ ِ بــرای رســیدن بــه ایــن تقدیــر چطــور حرکــت ‌کــن. در ســیره و روش پیامبــر 9آمــده اســت ،ایــن ده شــب آخــر نقش انسان در تقدیرات شب قدر * مــاه مبــارک رمضــان ،رختخوابشــان را هــم جمــع می‌کردنــد‌؛ یعنــی اصـ ً ا بنــای خوابیــدن نداشــتند ‌.حــاال اگــر خســته شــدند و خوابیدنــد، بحــث دیگــری اســت؛ ولــی می‌فرمایــد :می‌خواهــم از همــه لحظه‌هــا اســتفاده ‌کنــم .او پیامبــر 9اســت .می‌خواهــد اوج بگیرد .این بخشــش ـر بِـ ِ ـب لِــي َي ِقينـ ًا ُت َب ِ ـه َق ْل ِبــي؛ و بــه را در خواســت می‌کنیــمَ « ،و َأ ْن َت َهـ َ اشـ ُ ـن مــن یقینــی عطــا کنــی ،کــه همیشــه بــا دلــم همــراه باشــد» .یقیـ ِ ـن چســبیده بــه قلــب و دلــم بــده .یقینــی مباش ـ ِر قلــب؛ یعنــی :یقیـ ِ کــه بــه دلــم بچســبد و دیگــر کنــده نشــود ،ایــن را از خــدا بخواهیــم؛ چــون اگــر کســی امشــب بخواهــد ســبک زندگـی‌اش را عــوض ‌‌کنــد و تقدیــر مهــدوی بگیــرد ،بایــد بــاور داشــته باشــد کــه بــه ایــن تقدیرهــا نیــاز دارد؛ تــا بتوانــد مقدراتــش را عــوض ‌کنــد؛ وگرنــه صــرف شــنیدن این‌هــا‌ ،بــه تصمیــم منجــر نمی‌شــود .همــه می‌آینــد ،احیاهایشــان را برگــزار می‌کننــد ،هیــچ تصمیــم جدیــدی هــم نمی‌گیرنــد ‌.دوبــاره می‌رونــد ،سحری‌شــان را می‌خورنــد و می‌خوابنــد ،دوبــاره روز از ـر بِـ ِ نــو ،روزی از نــو .کســی کــه بــاور نــدارد ،یقیــن نــدارد؛ « َي ِقينـ ًا ُت َب ِ ـه اشـ ُ ـب اَلشَّ ـ َّ ـك َع ِّنــي؛ یقینــی کــه همیشــه بــا دلــم همــراه َق ْل ِبــيَ ،و ِإ َيمانـ ًا يُ ْذ ِهـ ُ باش�دـ و ایمانــی کــه شــک و تردیــد را از مــن دور ســاز» .امشــب مــن ایمانــی می‌خواهــم ،کــه تمــام تردیدهــای مــن از بیــن بــرود؛ پــس مشــکل بهره‌بــرداری از شــب قــدر چیســت؟ ایــن اســت کــه یقینــش، باورهایــش و ایمانــش ضعیــف اســت .خیلی‌هــا می‌آینــد در ایــن احیاهــا شــرکت می‌کننــد و هنــوز تصمیــم نگرفته‌انــد کــه زندگــی انســانی داشــته باشــند و تــا آخــر هــم رد می‌شــوند و می‌رونــد؛‌ یعنــی بیــن دنیــا و آخــرت خودشــان مانده‌انــد ،بیــن شــهوت و انســانیت ،بیــن 133 *فصل هشتم بهشــت و جهنــم .واقع ـاً خیــال ندارنــد ،در ســبک زندگی‌شــان تغییــر ایجــاد کننــد ،دنیــای بــد و پــر انحــراف و معصیــت را می‌خواهنــد. دنیــای خــوب ،آدم را بــه آخــرتِ خــوب می‌رســاند‌ ‌‌،یــک دنیــای شــاد و آرام ،انســان را بــه آخــرت شــاد و آرام می‌رســاند. « َو ُت ِ ــمت لــی؛ بدانچــه روزی‌ام کــرده‌ای ،خشــنود رض َینــی بِمــا ق ََس َ 134 ســازی»‌ .خدایــا! مــرا بــه آنچــه کــه نصیبــم کــردی ،راضــی کــن؛ تــا در ـوس چیزهــای برتــر و بیشــتر بــه تنوع‌طلبــی نیفتــم و قانــع باشــم، هـ ِ تــا بتوانــم در چــادر حضــرت بمانــم .تمــام بدبختی‌هایــی کــه باعــث می‌شــود مــا در چــادر حضــرت نمانیــم ،ایــن اســت کــه هوس‌هــای بیــرون از چــادر داریــم .مــا بــه امــام زمــان حــدود 1180ســال اســت کــه گفتیــم :آقــا! مــا وقــت نداریــم بیاییــم و شــما را از آوارگــی، طردشــدگی و تنهایــی نجــات ‌دهیــم؛ چــون بــرای خودمــان نقشــه و برنامــه داریــم .خیلی‌هــا هوس‌هــای مقــدس دارنــد ،بــرای خودشــان چیزهایــی را هــوس کرده‌انــد کــه بــه ‌درد اســام و انقــاب و امــام زمــان هــم نمی‌خــورد‌. گاهــی هیئت‌بــازی و عبادت‌بــازی ،این‌قــدر آدم را مشــغول می‌کنــد ،کــه یــادش مــی‌رود امــام زمانــش از او چــه می‌خواهــد .از کجــا بفهمــم ،اگــر دارم کار خیــری انجــام می‌دهــم و یــا کار فرهنگــی انجــام می‌دهــم ،واقعـاً بــرای حضــرت اســت یــا بــرای شــهوت شــخصی خــودم؟ یــک راه دارد ‌.از شــهیدی مثــال بزنــم؛ مرحــوم حجت‌االســام‌ و‌‌ المســلمین میثمــی می‌گفــت :راهــش ایــن اســت ،اگــر آن کار را بــه فــرد دیگــری واگــذار کردنــد ،اگــر بــه شــما گفتنــد دیگــر ایــن کار را نکــن ،شــما بــه همــان انــدازه‌ای کــه خــودت می‌کــردی ،خوشــحال نقش انسان در تقدیرات شب قدر * شــوی .اگــر مســئول جلســه بگویــد :آقــای شــجاعی! شــما ســخنرانی نکنیــد ،کســی دیگــر ســخنرانی می‌کنــد ،اگــر مــن ناراحــت ‌شــوم، معلــوم اســت شــهوت‌رانی بیــش نیســتم ‌.اگــر بــه تــو برخــورد ،پــس معلــوم اســت ،شــهوت شــخصی داری؛ پــس معلــوم اســت همــۀ این‌هــا دکان و دفتــر اســت .اگــر توانســتی مثــل مالــک اشــتر دل ب ِ َکنــی؛ تــا چــادر معاویــه ده قــدم مانــده بــود ،علــی 7بــه او می‌گویــد :برگــرد، برمی‌گــردد .بــا رضایــت برمی‌گــردد ،می‌گویــد :آقــا! فرمــوده اســت کــه برگــردم ،چشــم ،معاویــه را نمی‌کشــم. خدایــا! هر‌چــه بــه مــن می‌دهــی ،راضــی‌ام کــن ،هر‌چــه هســت. الدن ْ َيــا َح َســن ًَة َو دنبــال زیاده‌طلبــی و تنوع‌طلبــی نیفتــم) .آتِنَــا فِــي ُّ ِفــي ْالخِ ـ َر ِة َح َسـن ًَة1؛ خدایــا مــا را از نعمت‌هــای دنیــا و آخــرت هــر دو بهره‌منــد گــردان( .در دنیــا حســنه بــده؛ یعنــی زندگــی خــوب باشــد، 135 ـی بــده ،آخــرت هــم همین‌طــور باشــدَ « ‌.و در دنیــا زندگــی امــام زمانـ ِ قِن��ا َع الحریــق؛ 2و از عــذاب آتــش دوزخ نــگاه دار»؛ خدایــا! �ذـاب ال ّنــا ِر َ َ امشــب ،مــا را از آتــش ســوزان جهنــم نجــات بــدهَ « .و ار ُزقنــی فیهــا ـرک؛ روزی‌ام کنــی در ایــن شــب ذکــر خــودت را» .خدایــا! امشــب ِذکـ َ غبـ َ ـۀ الر َ یــاد خــودت را بــه مــن بــدهَ « ،و ُشــک َرک؛ شــکر خــودت را» « َو َ اِلَیــک؛ و اشــتیاق بــه ســویت را»؛ خدایــا! امشــب ،بــه مــن رغبتــی ب ـه‌ ســمت خــودت بــده ،مــن بــه خــودت شــیفتگی پیــدا ‌کنــم « َو ا ِالنابَــه؛ و بازگشــت بــه ســویت را» .امشــب ،بتوانــم ســبک زندگ ـی‌ام را تغییــر بدهــم. .1سوره بقره /آیه 201؛ قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای شب بیست و یکم ماه رمضان. .2قمی ،مفاتیح الجنان ،دعای شب بیست و یکم ماه رمضان. *فصل هشتم شب قدر ،شب آشتی و بازگشت به آغوش خدا 136 انابــه ،یعنــی امشــب برگــردم؛ یعنــی خیلــی چیزهایــی را کــه به من وصــل اســت و نمی‌گــذارد مــن بــه چــادر حضــرت بــروم و بــا خانــوادۀ آســمانی باشــم ،قیچــی کنــم و کنــده ‌شــوم .خدایــا! امشــب بــه دســتم قیچــی بــده ،همــه تعلقــات را ببــرم .حــاال توبــه احتیــاج داریــمَ « :و ال َتوبَــه»؛ امشــب بایــد جبــران ‌کنــم ،توبـه‌ای نصیبــم کــن کــه بگویــم: از بــدون حضــرت زهرا3زندگی‌کــردن ،بی‌مــادر زندگی‌کــردن، توبــه می‌کنــم .مــن از این‌کــه بــدون ‌امــام زمــان زندگــی ‌کنــم، توبــه می‌کنــم .مــن از این‌کــه از خانــوادۀ آســمانی‌ام فاصلــه بگیــرم، توبــه می‌کنــم .خدایــا! مــا می‌خواهیــم بــا تــو آشــتی ‌کنیــم ،بــه اوج برســیم و بــا پیامبــر 9و آلــش محشــور ‌شــویم؛ بــه ایــن توبــه احتیــاج داریــم. ـه ُم َح َّمــداً َو َ آل ُم َح َّمــد9؛‌ توفیــق ده ،بــرای ـق لِمــا َو َّفقـ َ « َو ال ُتوفیـ َ ـت لَـ ُ انجــام آنچــه را موفق داشــتی بــدان محمــدو آل محمــد9را»؛ امشــب بــه مــن توفیقــی بــده؛ بــه هــر چیــزی کــه امشــب پیغمبــر و آلــش را وفیــق لِمــا موفــق کــردی ،بــه مــن هــم همــان توفیــق را بــدهَ « :و ال ُت َ ـت»؛ ایــن دعــا را در شــب عیــد هــم داریــم ،یادتــان نــرود ،شــب َو َّفقـ َ عیــد از دســتتان نــرود ،روز عیــد و نمــاز عیــد هــم حواســتان باشــد؛ چـ�ون می‌خواهیـ�د میوه‌‌چینـ�ی ‌کنیـ�د. نقش انسان در تقدیرات شب قدر * کتاب‌نامه •قرآن‌کریم .1 •نهج‌البالغه 1ابن بابویه (شیخ صدوق) ،محمدبن علی ،ثواب االعمال و عقاب االعمال ،تهران :کتابفروشی صدوق( ،بی‌تا). . 2علل الشرائع ،قم :مومنین.1380 ، . 3من الیحضره الفقیه ،بیروت :داراالضواء1405 ،ق. . عمة ،محقق/ 4کمال ال ّدین و تمام ال ّن ْعمه یا ا ِکمال ال ّدین و ا ِتمام ال ّن َ .5 5الهی قمشه‌ای ،مهدی ،دیوان اشعار ،تهران :برادران علمی.1366 ، .6 6تمیمی آمدی ،عبدالواحد بن محمد ،غرر الحكم و درر الكلم ،قم‌ :دار مصحح :غفاری ،علی اکبر ،تهران :اسالمیه‌ ۱۳۹۵ ‌،ق‌ ،چاپ دوم. الكتاب اإلسالمي1410 ،ق. .7 7خمینی ،روح اهلل ،صحیفه امام ،تهران :مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (سالم اهلل علیه).1357 ، .8 8حلیَ ،و ّرام بن ابی فراس ،تنبیه الخاطر و نزهة الناظر ،بیروت :موسسه .9 9دشتی ،محمد ،ترجمه نهج‌البالغه ،قم :آل علی.1379 ، 7 اعلی مطبوعات ،بی‌تا. 137 * کتاب نامه 1010طبرسی ،احمدبن علی ،االحتجاج ،ترجمه جعفری ،تهران :االسالمیه، 1381ش. 1111طریحی ،فخرالدین ،مجمع البحرین ،تهران :كتاب فروشى مرتضوى‏ ،1375 ،اول. 1212طوسی ،محمدبن حسن ،امالی ،قم :اندیشه هادی.1388 ، 1313فیض کاشانی ،مالمحسن ،تفسیر صافی ،با تحقیق عالمه سید محسن حسینی امینی ،دارالکتب االسالمیه ،تهران.1377 ، 1414قمی ،عباس ،مفاتیح الجنان. 1515کلینی ،محمدبن یعقوب ،اصول‌کافی ،تهران :کتابفروشی علمیه 138 اسالمیه.1369 ، 1616متقی ،علی بن حسام الدین ،کنزالعمال ،بیروت :دارالکتب العلمیه، .1419 1717مجلسی ،محمدباقر ،بحاراالنوار الجامعه لدرر اخبار االئمة االطهار، تهران :کتابخانه مسجد حضرت ولی‌عصر (عجل اهلل تعالی فرجه).1363 ، 1818مجلسی ،محمدباقر ،بحاراالنوار الجامعه لدرر اخبار االئمة االطهار، ج ،51بیروت :دار احیاء التراث العربی1403 ،ق. 1919محمدی ری شهرری ،محمد ،میزان الحکمه ،قم :موسسه علمی و فرهنگی دارالحدیث.1389 ، نقش انسان در تقدیرات شب قدر * معرفی مرکز نشر مرکــز تنظیــم و نشــر آثــار اســتاد محمــد شــجاعی بــا هــدف تولیــد ،توزیع، هدایت ،نظارت و ترجمــــه آثــــار صوتــــی ،تصویــــری و مکتــــوب اســتاد شــــجاعی فعالیــــت خــــود را بــا موافقــــت کتبــی و نظــــارت مســتقیم ایشــــان آغــاز کرده اســــت. بـــدون شـــک تنـــوع آثـــار ،در کنـــار لـــزوم تکثـــر در تولیـد بـــرای ارائه محصـــوالت برآمـــده از بنـــان و بیان ایشـــان بــــه گــروه‌هــــای مختلــف ســــنی در داخــــل کشــــور ،همچنیـــن گـــروه‌های فـــراوان مخاطبـــان در سراســـر جهان ،نیازمنــد برنامــه‌ای هنرمندانــــه و هوشــمند ،متناســب بــا نیازهــــا و ســلیقه‌هــــا در کنــــار توجــــه بــه ظرفیــت‌هــــا از مهم‌تریــن اهــــداف تأســــیس ایــــن مرکــز اســت. تولیــــد مجموعــــه آثــــار صوتــــی و تصویــری همچنیــــن مجموعــه آثــــار مکتــــوب در قالــــب «کتاب‌هــای کار» « ،بیــــان» و «قوت جــان» بخشــــی از ایــن فعالیــت‌هــا اسـت کـه بـه زودی بـه عالقه‌منـدان تقدیـم می‌شـــود. مرکــز تنظیــم و نشــر آثــار اســتاد محمــد شــجاعی ،آمــاده دریافــت نظــــرات فرهیختــگان ،صاحــب نظــران و فعــــاالن فرهنگــی در راستای گســترش معــارف الهــی در ســطوح ملــی و بیــن المللــی اســت. 139

64,000 تومان