پی‌دی‌اف

جزوه تایپی اصول فقه يك آقاي دكتر باقري بهمن ۹۸

جزوه اصول فقه ۱ استاد باقری http://t.me/joinchat/AAAAAFKtNWJLb1_NBB3QxQ 🎓 | #دانشجویان_آزاد_همدان 🎓 | آرشیو درسی دانشجویان آزاد همدان 🔘 @jozveh_channel_iAUH

29 صفحه
45 بازدید
15 اسفند 1403

صفحه 1:
اصول فقه یک دکتر باقری دانشگاه آاد اسلامی هصدان گروه حقوق بهار 55

صفحه 2:
یف فقه در لفت ‏ فهم عمیق فقه در امطلاح :استتباط . بدست آوردن احکام شرعی پواسطه ی ادله ی تفضیلی را فقهگویند. ادله ی تفضیلی ۱ کتاب (قر ‎Cobb) at‏ بواسطه ار عدله فقه را بدست مى أوريم ‎ ‏؟-اجماع ‎ ‎ ‎ ‏ام بن حكم : أولين تويسنذه در شیعه ‎ ‏اقعى : اولي نويستده در تسنن موضوع علم اصول فقه در قديم سهه عدله ی تفضیلی (اربعه) ‏موضع علم اصول فقه در جديد --> به غير از أربعه هر جيزى كه كمك کرد ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 3:
۳- واضع ( وضع کننده ) كسيكه معنابى را براى لفظى قرار می دهد. اقسام وضع ‎aay‏ سا آکزوآشع یک سین سین زود رفن لعن ومع تين ان اگروافع شخص معین نبود وضع تعبونی است. بخ فوت غایب مققود الاثر مسلم شوند واضع --* مقتن فانوتكذا وضع تعیینی است.

صفحه 4:
اصل +7 قانون اساسى : همه ى افراد ملت بطور يكسان در حمايث قانون قرا ‎Lee gg kd‏ --* خط كش واضع سه مردم وضع تعیونی است ‎pe ME aS lj ta ‏ماده ۲۷۸ قانون امور حبی:‎ ‎ ‏(روز- ماه - سال ) وبهامضا او رسیده اشد. ‎ ‏لقظ -* .. وضیت تمه ی خود نوشت (دال) .. معنا* به وصیتی گفته می شود که موصی به خفلا ‎ly‏ قانوتكقار وضع تتئینی خود نوشته دارای تریخ و مضا است (مدلول ) دلالت. -* منتقل شدن معنی به ذهن ‎١‏ معنیی از لقظ به ذهن منتقل بشود ‎ ‎ ‎ ‎Gs‏ القظى است كه فقط بر يك معنا دلالث دارد. ‎ ‏تکته :اعدا هم تص هستند چون هیچ معتای دیگری به ذهن منتقل نمی شود. ‎ ‎ite iY‏ : مصوبات مجلس شوراى اسلامى به رئيس جمهور ابلاغ می شود ‏سس مجلس شوراى اسلا ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 5:
۲- ظاهر ‎ *-‏ أكر لفظى بر ؟ يا جتد معنا دلالت داشته باشد بطوربکه احتمال یکی از به معنایی که احتمالش بیشتر است ظاهر می گویند اساسى : رئيس جمهور بايد از رجال مذهبی اسی انتخاب کردد. اج ‎sb‏ ‎gee Sle‏ ۱) مرد - مردان ‏۴ افردعلی رتیه وبزرک ‏ هس مؤول ‎ ‏ماده ۳۱۸ قانون مدنى : هركاه مالك رجوع كند به قاصبی که مال مقصوب درید او تلف شده اسث آن شخصر ‎SNR eae, ‏یدیه معنی ۱) دست هه ظاهر‎ bee ‏تصرف‎ 6 ‏۳- موول سس اكر لفظى بر يا جند معنا دلالت داشته باشد بطوريكه احتمال يكى از ابن معانى كمثر از ‏معتای ديكر ‎J ast‏ تن ‎ ‎Jae‏ لفظى است كه بر 7 يا جند معنا دلالث داردبطوریکه هیچکدام از این معانی بر دیگری ‏برتری تداشته باشد. احنمال همه ی ممائن بز رٍأنبت ‎ ‏۲۰۱ قانون مدنی: اگر شخصیت طرف معامله علت عمده ی عقد باشد اشتباه در شخص طرف معامله ‎ ‏صحت معامله می گردد. ‎ ‎ ‎

صفحه 6:
خلل به معتی ۰ ۱ باطل بودن خلل یک لفقظ مجمل است. ۲ غیر نفذ ماده 14 قانون مدنى : اموال مجهول المالك با اذن حاکم به مصرف فقرا می رستد. حاکم به معتی ۰ ۱ قاضی حاکم لفظ مجمل است. ؟) دادستا نكته .به نص و ظاهر محكم و به مجمل و مؤول متشا به مى كوئيم. ۲- منباین -سه اگر افاظ متعدد و هر کدام ۰ هم دارای معانی جداکانه ای باشند و بین معانی وجه اشتراک وجود نداشته باشد به أن الفاظ متباين مى كوييم ابطه ‏ متباين 7 BS a ‏قانون مدنی‎ ۸۸۱ ماده ۱۱ قانون مدنی ‏ اموال بر قسم ااست متقول و غبر متقول ‏ رابطه ‏ متباين

صفحه 7:
۳- مشترک لفظلی سس لفظ مشترک هم می گویند يك لفظ جند معنا داشته باشد به أن مشترك لفظلى مى كويند. مثال ه لفظ حقوق در اصل 16 قانون | ساسى كه به معناى دستمزد - رشته دانشكاهى ‎Go Cae‏ مجموع قواعد و مقرررات است. ‎ ‏منال سه لفظ حمل در ماده ۹۵۷ و ۳۸۱ فانین مدنی که به معنای حمل و نقل و جتین است. ‎ ‏مشترک معنوی لى كه يك معنا داشته باشد و أن معنا مصداق متفاوت داشته باشد ‏مدنی ماده ۳۳۸ سس بیع که تملیک عین بعوض معلوم معنایش است اما مصاد ‎ ‏عوء --> وکالت که عقدی که یکی از طرفین طرف دیگر را تیب خودش می ‎AS‏ ‎ ‏مثل وكالت عام و خاص ‏۵- مختص سسه يك لقظ كه يك معنا داشته باشد مختص تاميده مى شود مثل بيع كه معنا واحدى ‎ ‏تکنه:لفظ مختص به #أسورت است ۱) یا بصورت یک لفظ یک معتا و یک مصداق سه پیامبر ‏۲ بصورت یک لفظ یک معنا و چند مصداق له ‎ ‏در حالت دوم با مشترک معنوی دقیقا یکی است. ‎ ‏لفظ بر ۲ تقسیم می شود : ۱) کلی ‏۲ جزئی ‎ ‎ ‎

صفحه 8:
‎-١‏ لفظ كلى سه لفظى اسسث كه بر افراد متعددى دلالث مى كتد مثل ماده 1177 قانون مدتى و ما ‏۴ قانون مدنی مثل لفظ طفل —< لفظى است كه افرادش متعدد أسث مميز و غير مميز ‎ ‏مثل تکاح موقت و دالم دار مثل مال ه منقول دارد و غير منقول ‎ ‎ ‏اصل به معنای محلی برای صدور محکم است هس حقيقت ‎ ‏۵ قانون مدنى هه محكمه تبايد قوانين خارجى و يا قراردادهاى خصوصى را كه برخلاف ‎DEI‏ ‏حسته بوده به موقع اجراگذار. محکمه در این اصل به معتای قاضی است. ‏ يست مجاز ‏شرایط صحت استعمال مجازی ‏۱) وجود علاقه بین معتای حقیقی و معنای مجازی منظور از علاقه این است که ربطه ای بین شان وجود ‎ ‏داشته باشد ‏۲ وجود قرینه ی صارفه ‎ ‏بين معناى حقيقى و مجازى جه رابطه هابى وجو ۲ علاقه ی محلیه سسه ارتباطشان در مان و محل است. ‏7 0 محکمه ی محلی است برای صدور حکم سس . حقیقی ‎ ‎ ‎

صفحه 9:
ماده ۲۱ قانون اساسسی سس محلی که فاضی ؟) علاقهى ‎all‏ مدنى سه شريكى كه مال ست درحكم امين است. بد يتصرف همعناى مجازى ‏ بد هفست هععتاى حقيقى وسیله ای است که بواسطه ی آن تصرف صورت می گیرد. علاقه آليه ۲ علاقه ی کلی و جزئی س* ماده ۲۸۲ قانون مجازات سس حد محاربه یکی از این چهار مجازات است . قطع دست راست و پای چپ - -* متظور از پاتوک پنجه ها تا زیر بر مدگی پا است یک جزء از کل ۴ علاقه ی مشارفت ‎ *-‏ اصل ۱۳۲ فانون اساسی._ ‏ وزرا توسط رئیسج جمهورتهین و برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می شوند OMS ‏وزیر‎ وزیر سس کسانیکه در شرف شدن هستند در مجا خوانده می شوند ۵ علاقه ی ماکان . هأنجه كه بود ماده ۴۹۴ نون مدنی.. سسهعقد اجاهبه محض پاین مدت پرطرف مین عيدو قرو لجان معت وه مستاجر عین مستچره رسب رین امه به ححمن متتاجر نمی گولیم سس علاقه ی ماکان با ۲ شرط مى توان بصورت مجاز لفظ را استعمال كرد ۱. وجود غلاقه و یا ره ۲ وجود فربنه ی صارفه

صفحه 10:
انين خارجى و يا قراردادهاى خصوصى كه برخلاف حلاقى حسنه إينه صارقة ‎dale hm lines aS‏ محكمه مز معناى مجازى قلشئ ‎ ‎ ‏کسالی وزیر شوند سه مجاز ‏أيا مى شود برای حقیقت و مجاز علامت هایی در نظر گرفت ؟ بله . برلى حقيقت و مجاز علالم نشانه هایی ‏وجود دارد ( ۲ مورد ) ‏تشانه ها و علالمی که مشخص می کند حقيقت است با مجاز ؟ ‏© عدم صحت سلب ۴) اطراد ‎suc ‎ ‏واضح آن لفظ تصریح کند کدام يك از ابن معانى حقيقى و كدام ‎ ‏مجازی است به این حالت تصریحواشح می كوبيم ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 11:
به معناى كثرث استعمال وعدم اطراد به معتاى غلث استعمال است. اكر لفظى در يكى ‎faba lee‏ استعمال شود به منزله ى حقيقت و اكر در يكى از معاتى كمتر استعمال شود به معتلى مجاز اسث. رت ری در صورتیکه بتوان معنایی را از لقظ سلب کرد ( صحت سلب) در این حالت این معنا بصورت مجاز استعمال شده است و در صورتیکه نتونیم معتایی را از لفظ سلب کنیم (عدم صحت استعمال) در اين حالت اين معنا بصورت حقيقى استعمال شده حالت اول: مى توانيم يكوييم قاضى محكمه نيست (صحت سلب ) مجاز احالت دوم : نمى توانيم بكوبيم مكانى كه قاضى درآن حكم ميدهد محكمه نيست. (عدم صحت سلب) حقيقت ‎ote lil Jp‏ ترين اصول لفغلى عبارتتد از ‏اصالت الحقيقه- اصالت العموم - اصالث الاطلاق - اصالت عدم تقد, ‎ ‎ ‏اصالت الطهور. اصالت الحقیقه: هرگاه متكلم لقظى را در جمله لى بيان كند و آن لفظ يك فضای حقیقی و یک معنای مجازی داشته باشد و ما هم معنای حقبقی را دتبم و هم فضای مجازی را بانیم لیکن شک ‏کنیم مراد متکلم معتای حقیقی آن لفظ است و با معنای مجازی, براساس اصالت الحقبقه اصل بر ‎ ‏رد متکلم معنای حقیقی آن لفظ است. ‎ ‏است که منظور ‎ ‏اصل ۱۱۵ قانون اساسی: رئیس جمهور بید از رجال مذهبی و سیاسی انتخاب شود. ‎ ‏براساس اصالت الحقیقه حکم معلمی حقبقت است. ‎ ‎ ‏لفط در یک قسم تقسیم می شود به عام و خاص ‎ ‎ ‎

صفحه 12:
عام : بهلقظی می گوليم که همه ی افرادخود را در بر می گیرد . مثل قانون خاص : لفظی است که بعضی افرادخود را شامل می ۲-اصال العموم : اكر متكلم لفظى را در جمله بیان کند لیکن شک کتیم که متظور او تمم افراد آن است با است که متظورمتکلم تمام افراد أن است مكر اينكه قریته انشا ای بیورد که 57 اساسی : دادخواهى حق مسلم هر شخص است وهر شخص مى تواند به منظو, دادگاه های صالح رجوع نماید شخص -* همه ی اشخاص _ساکن در ایان چه خارجی چه یرنی با توجه بهاصالثالعموم معنای عام مورد نظر است. شخص --> فقط اشخاص ساكن در ث می برند ۳ طبقه اد ادر - خواهر - ولد نها طبقه سوم : عمه و عمو - خاله و دیی - فرزندان اه به واسطه ی اصالت السموم اجداد عام است و همه را در بر می گیرد اطلاق : لفظ در یک قسم به مطلق و مقید تقسیم می شودد لفظ مطلق : در لفت به معناى بى قيد و بند است . در اصطلاح به لقظى كفت مى شود که تمام افراداش را در بر گیرد و بر همه ی افراد دلالت كند مثل دانشجوها - كارمتدها

صفحه 13:
لفظ مقید: در لفت به معتاى در قید و بند است. در اصطلاح يعتى وقتى لغظ مطلق زودن قیدی دایره ی شمول اش يا محدوده ى افراداش كوجك تر مى شود به أن مقيد مى كوييم : مث دانشجو حقوق -کارمند .نكته : براساس اصالت الاطلاق هركاه متكلم لفظ مطلقى را به كار ببرد. ليكن شك كنيم كه منظور و مراد لو از اين لقظ تمام افراد أن است يا يرخى از أنها مى كوييم منظور او همه ى افراد است مكر با اشاره يا قيدى خلاف آن ثابت شود ماده ۸۵۴ قاتون مدنی: موصی می توند یک یا چند وصی معین کند. ‎oy‏ همه ی افرد را در بر میگیرد متل اشخاص حقیقی و حقوفی ‎ ‏بخشی از افراد را در بر ميكير ‎ ‏کند مطلق نام درد . هر چیزی را که عقل گفث همه ی افرد را در بر می ۶ ‎ ‏واضع كفت همه ى أقراد را در بر مى كيرد عام اسست ‎ ‏قانون --> ‎Glee‏ احوال > عام اطفال > عام ‏مجرمين -> عام ‎Jib Ge fe‏ مطلق ‏ محرم--> مطلق ‎ ‏اصالت عدم تقدیر ‏ تقدیر در علم تحو بهمعنای پتها ‎ ‏دن . هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند و کلمه ای ‏را در آن جمله حذف کرده باشد میگوییم آن کلمه را در تقدير كرفته يا پتهان کرده است. ‏نکنه: راساس اصالت عدم تقدیر هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند. لیکن شک کنیم که متکلم در این ‎ ‏جمله کلمه ای را در تقدير كرفنه است يا خير (كلمه اى را حذف كرده يا خير ) در ابن حالث براساس اصالث ‎ ‏عدم تقدیر می این است که کلمه ای در جمله حذف شده است. ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 14:
ماده ۲۸ فانون مدنی :احولی که مالک اش معلم تیست با ذن حاکم به مصرف فقرا می. رسد. را در تقدیر قرار گرفته شده یا نشده ؟ اصالت عدم تقدیر می گوید هیچ کلمه ای ماده ۱۰۰۲ نون مدتی افامتگاه هر شخص ‎me‏ سکونت درد أيا بعد از هر شخص كلمه اى ايرانى در تقدير قرار كرفته شده با نشده؟ اصل بر این است که چیزی پنهان تست شخ من تواند هم بان باشد هم خارچی اصالت عدم نقل هركاه با لفظى مواجه شويم كه شك ميكنيم اين لفظ از معنای ی خود بهمعنای جدید متتقل شده است يا خير ؟ در اين حالت براساس اصالت عدم نقل می گوییم به معتای جدید منتقل تشده است. ماده ۲۷۲ قانون مجازات هركا كسى مال را توسط مجنون - طفل غير مميز و حبوان از حرز خارج کندمباشر محسوب می شود حرز : مكان مناسب برلى تكهدارى حال حرز "كفته مى شود. اصل عدم تقل :معنابى منتقل شده معناى حرز همان معناى قديم است. اصالت عدم اشتراک -* الفاظی وجود دارتد كه داراى جتد معتا هستند Jase Bll ‏اين‎ الف) الفاظى که مشترک لقلی ‎ip oe in WIS i a‏ ب) الفاظى كه حقيقث ومجاز هسنند مثل محكمه--> مكانى براى قضاوت . حقيقت --* مجازى . قاضى $1 ی وجودداشتهباشد که چند من درد و ما تک کنیم که ان لقظ مشترک لقظی است؟یا حقبقت و مجاز ؟ در این حالت براساس اصل عدم اشتراک می گوییم این لفظ مشترک لفظی نیست بلکه لفظی است. Bo teh SE Te

صفحه 15:
نکته :گر مشترک لفظی باشد تمام معانی که برای آن لفظ گرفته می شود حقیقی است اما اگر حقیقت و محکمه در اصل اساسی و ۹۵ مدتی مجاز باشد معنای مجاز هم رای لفط وجود درد مانن .و ‎lal‏ الظهور: ‎ ‏هركاه ‎lil‏ داشته باشیم که از این لفظ چند معنا به ذهن خطور مى كند و ما هم معتای ظاهر ‎ ‏هم معتای موزل را بانیم لیکن شک کنیم که منظور و مراد متکلم معنای ظاهر است با معنای موول ‏اصالت الظهور اصل بر ‎ ‏نکنه:مبنایتمام اصول لقظی اصالت الظهور است . به اين معنا كه مى توانيم اصالت ظهور را به جلى هر يك ‎ ‏از اصول ‎lil‏ به كار ریم ‏از لحاظ ادبی ایرادی وجود ندارد و جایز و پستدیده است لبکن از لحاظ اصولی و حقوقی جایز و پسندیده ‏بحث صحيح اعم در حقوق ۳ زمانی مطرح می شود که لقلی دارای اجزای مختلف باشد. ‎ ‏سس به مجرد عقد نکاح زن مالك مهر مى شود ‏همه ی اجزا لازم را داشته باشد صحیح است. ‎ ‎ ‏۲ قاننم مدنی -* عقد بیع بایع را بر تصمیم مبیع ملزم می نماید ‏صحیح : به عبارت يا معامله اى يا لفظى که همه اجزا و شرایطش را داشته باشد صحیح می گویند. ‎ ‏فاسد : به عبارت يا معامله يا لفظى كه يكى يا برخى از اجزا و شرايط اش را نداشته باشد فاسد گفته می شوند. ‏مثل نكاخ : كر همه ى اجزا را نداشته باشد مثل اهليت مى كويتد تكاح فاسد است. ‎ ‏رايط باشد ‎(١‏ اعم يغتى هم ‎ ‏اعم #عمارت است از عبار و معامله اى كه جه تام الشرايط باشد و جه غير تام ‎‘anil pagan ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 16:
اوامر سس* وقتیکه آمر( امر کننده) بخواهند مأمور ( امر شونده) را به نجام کاری امر کند از روش های استفاده كتد ا ان الله يكم امر كردن يا استفاده أز صبغه ى امر (هر فعلى را كه مى خواهى به صيغه ى امر ببرى) و أقيموا الصلوه - أطيعو الله و أطيعو الرسول *: امر كردن با استقاده از جملات خبرى جملاتى که قبلیت تصدیق و تکذیب داشته باشد ماده ‎11١5‏ قانون مدنى --> نفقه ى مطلقه ى رجليه در زمان عده به عهده ى شوهر اسث. مكلف اسث امر کردن با استفاده از عبارات امری ان فارسی : باید- ماده ۵۲۲ در عقد مضارعه لازم است. ارکان ام آمر - مأمور - مأموریه اقسام طلب ‏ ۱-امر ‏ ۲-استدعا ۰ ۳-خواهش مادون اتجام کاری را طلب کند. استدعا : كر مادون از مافق انجام كارى را طلب كند. خواهش : اكر مساوى از مساوى انجام كارى را طلب كن نکنه : شرط امر این است که شخصى كه اتجام عملى را از كسى طلب ذارد بالاثر و در جايكاه امر قرار مى

صفحه 17:
اكر امر أمر واجب باشد ترك واجب مجازات دا او غیراینصوث فافد مجازات است . ماده كردن با جملات خبری: واسطه جملات امری در زبان فارسی با روش هلى لمر كردن بر وجوب دلالتدارد؟ همه ى روش هاى امر ر وجوب دلاث درد ومأمور در صورتی كه أن امر را ترك كند به علث ترك امر يا تر واجب مجازات مى شود. جرا مقام مافق به مادون شودا جون عقل مى ككويد. بر مره دلالث دارند يا بى تكرار ؟روش هلى امر كردن نه برمره دلالث دارند نه بر تكرار ذر مرحله ى اول بايد به قرائن و نشاتة كنيم و بايد ببينيم كه أيا نشانه لى وجود دارد كه دلالث مره يا تكرار كند .در مرحله ى دوم كر تشانى مبنى برمره يا تكرار بيدا تكرديم بر قانون تجارت :دفتردارابى دفترى است كه تاجر بايد هرسال بصورت جامع از كليه دارابى متقوا وسسال كنشته خود را در فثر ثبت بنماید زیعد ار به معتی وأجب و دی اس أا روش هاى امر كردن برفور دلالت رد يا تراخى ؟ اكر نشانه با قربنه مبنى بر فور يا تراخى وجو داشته به ل می کنیم اما ار نشانه ای مبتیبرفور اتراخی نيفتيم اصل بر تراخی ااست. پس (مثال ماده ۱۲۰۰ قنون مدنی) بر بعد از متع تهی خضر به چه معناست ؟ چه حلمی دارد؟ حکم مباح است یعتی نجام دادن یا ندادن تفاوتی ندرد مثل آیه ۹۵ سوره مانده و آیه ۲ سوره ی مائده

صفحه 18:
امربه معتای وجوب اننتاو فقط دز جایی که بمد :منم می ‎ight gyal‏ وجوب ‎ang‏ اكر امر بعد از امر بيايد جه حكمى دارد ؟ حکم تاکیدی دارد اصل ۳۶ قانون اساسی: حکم به مجازات و اجرای آن باید نها از طريق ذادكاه صالح و به موجب قانون باشد. مر عد از مر پرای تاکد ااست. با أمر مى توندبه چیزی امر کند که وجود ندارد ۶ اصورتى که امر حقيقى باشذ و مأمور توانابى انجام آن کار را نداشته باشد. و آمر نيز بر اباشد جايز تيست. ۲ در صورتى كه ام امتحانى و صورى باشد و مأمور تناب انجام أن ا نداشته باشد أ نيز بر أكاه باشد آمر مى تواند بصورت امتحانى و صورى امركتد و جايز است. Sab pe PUM py, lS ‏نیقی امن‎ امرامتحانی یا صوری : امری که آمرانجام نا وق از ممور نمی خواهد بلکه بوسیله این ‎sale yl eg‏ را آزمایش می کند مثل امر خداوتد به حضرت ابراهيم حکم شرعی :قاونی است که خداوند به جهت سعادت انسان و ایجاد ظم در جامعهداده است. آیا حکم شرعی اقسامی دارد ۴ بل ‎-١‏ تكليفى -وضعى ‎١‏ 7 واقعى - ظاهری ‎ ‎ ‎

صفحه 19:
حكم تكليفي -وضعي: 5ب 0 1 0 حکم وضعی : حکمی است که با خود مکلفین ارتباط مستقیم و بی واسطه درد حکم تکلیفی که با اعمال رتباط ذارد به بتج دسته تقسیم می شود. ‎gt emt let ah:‏ خر ‎ ‏واجب : عملى اسث كه خداوند انجام اش را برمكلفين لازم دانسته وترك أن مجازات دارد . مثل : تماز ‎ ‎ ‏حرام : عملى كه خداوند تركش را بر مكلفين لازم دانسته و انجام أن مجازات دارد. مثل: ‎ ‎ ‏۳. مستحب : عملى كه انجام اش پاداش درد اما تركش مجازات تدارد. مثل : نماز شب ‏۴ مکروه: عملی که تجام اش مجازت ناردام ترک آن بهتر اسث. مثل : خوردن كوشت خر ‎ ‎ ‏مباح: عملی که اجام یا ترکش تهپاداشی دا ‏انكته : به غير از اين ف كه احكام تكليفى هستند ياقى احكام حكم وضعى دارند. ‏احکام تکلیفی که در مورد خود متکلف می باشد و احکام وضعی وضعیت مكلف مهم است. ‎ ‎ ‏در حكم وضعى بايد جواب جه كسى را داد و در حكم تكليقى بايد جواب جه کاری را ‎ ‏أيا حكم وضعى با حكم تكليقى ‎ ‏ارد؟ بله حکم تکلیفی با عمل مکلف رابطه مستقیم وضعی با خود مکلف در ارتباط است. احکام وضعی تعدادندرند. هیچ گاه احکام تکلیفی علث صدور احکام وضعی نمی شوند ما احکام ‏وضعیمی توانندعلت صدور احکام تکلیقیپاشند. ‎ ‎ ‎

صفحه 20:
حرمت | يقت وكيل يدبو وكيل وکالت وجوب | مجارات مجرم و اجزای حدود فاضی قفاوت صدور حكمى به منابع اربعه رجوع كند و بتوائد حكم را از متايع بدسث أو ارد. مانند حكم زنا كه ب توجه به أيه 7 سوره نور حكم أن مشخص امى شود . حكم ا است و صد تزانه به مرد صد تازانهبه زن می باشد. احكم ظاهرى : اكر مجتهد حكمى را از ادله اربعه نتوائد بيدا كند اين حكم ظاهرى است بلكه با كمك از يك قواعد خاص و يا اصول عمليه حكمى براى أن عمل بيدا كند مانتد: حكم تلقبح مصنوعى نام حكم واقعى : حكم واقعى به حكم أولية hae opel ag حکم اولیه : به حکمی گفته می شود که قانون گذار یا شارعبرای اعمال مکلفین در حالت عادی وضع

صفحه 21:
جابی که شارع حکم تانویهداده -* در حالتی که دسترسی به آب نداشته باشیم تیمم واجپ مثال: برای جایی که فانون گذار حکم اولیهداده -* قسمت اول اصل ‎۶٩‏ اساسی: مذاکرات مجلس شورای اسلامی بایدعلنی باشد. مثال براى جايى كه قانون كذار حكم ثانويه ‎oslo‏ --*_اصل ‎۶٩‏ قانون اساسی قسمت دوم: در شرابط اضطراری و در شرایطی که امتيت كشور ايجاب كند جلسه مذاكرات مجلس شوراى اسلامى بايد غير علنى سمت شارع به بنده ها حکم می شود بتاباین انم آن باداش و eos Lal ap gS ‏ل‎ حكم تأسيسى : به حكمى كفته مى شود كه قبلا وجود تداشته و جديداً وضع و تأسيس شده مثل ماده 15 قانون مجازات اسلامى مصوب 1587 احكم امضايى : حكم و قانونى أست كه در قوانين قديم وجود داشته و در واقع شريعت و قفانوتكذار آثرا تاييد کرده است. مثل ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ : هر فعل یا ترک فعلی که را مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود ماده ۲ فا ون مجازات مصوت 1845 : هر رفتاری اعم از فعل يا ترك فعل كه در قانون برلى أن ها مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شودلاین تعریف فبلا" هم موجود بوده در سال ‎٩۲‏ صرفاتیید و امضاء

صفحه 22:
بر کرده باشد اجام آن کار به ممور واجپ است. حال اگر خودآمر علام کند که ‎J‏ واجب نیست به این عمل نسخ وجوب می گویند: ‏حكم هوجوب مصداق ‎oly‏ تماز اجب است حکم اش وجوبی ‎ ‏مثل نماز خواندن که به سمت بیت المقدس واجب بوده ما ارع گفته دیگر سمت بیت المقدس نماز نخوانید ‏(آبه ۱۴۴ سوره بقره) ‎ ‏نکنه: حکمی که منسوخ می شود هیچ حکم جدیدی برایش باز نیست مگر ‎Sal‏ خود شارع حکم جدید اعلام ‏کند. چون ‎ ‏ى هبج دليلى وجود ندارد هيج حكمى برايش باز تيست ‏افسام واجب : ۱-واجب عینی و کفایی ‎eee eer eT ‎ ‏ممکته یک واجب در برخی از مواردواجب ذکر شود و مشتوک باشد هر ولجبی زو ‎ ‏كيرد بلکه می شود از یک زاویه در دسته اول یا دوم قرر یرد ‎ ‏۱- واجب عینی : عملی است که تمام مکلفین بایدآن را انجام دهند یعتی. به تک تک مکلفین واجب بوده و ‏انجام د با انجام دادن فر ‎ ‏از ديكران ساقط نمى كردد. مثال فقهى : نماز ‏مثال حقوقی :ماده ۲ خدمت وظبقه ی عمومی : هر فرد ذکورایرنی در ماهی که طی آن مه به سن ۱۸ سال ‎ ‏اتمام مى رسد بإيد به خدمت سربازى بر ‎ ‎ ‎

صفحه 23:
۳سواجب تفسی : عملی است که بخاطر خودش واچب شده ن به خاطر عملی دیگر فقهی :تما -روزه مثال حقوقی :ماده ۳ آیین دادرسی مدتی : قضات دادكاه ها موظفتد موافق قوا رسیدگی کتند. ۴-واجب غیری < عملی است که بخاطر واجب ال فقهی : وضو که بخاطر نماز مثال حقوقى - ماده 41 آثين دادرسى کیفری :اگردادگه به ضابطین ترى موظف به معابته محل مى شوند. واجب تعبدی : واجب تعبدی آن است که بایدر انجام أن به قصدقربت انجام شود مثال فقهى : تماز مثال حقوقى : هيج واجب تعبدة #-واجب توصلى : أن أست كه به هر نحو كه انجام شود كافيست و احنياجى به قصد قربت ندارد. متال فقهى: ‎GF Slab‏ مثال حقوقى : ماده 7*1 قانون مدنى : با عقد بيح بايح موظف است مبيع را به مشتری تسلیم تما الانواجب تعیینی :آن است که موردتکلیف معین و مشخص باشد و این غمل جایگزیتی نداشتهلاشد. متا فقهی مثال حقوقی : ماده ۴۷۶ فان مدنی:موجر بای مين مستاجر را تسلیم مستاجر کند

صفحه 24:
‎Gale‏ تاخیری : أن است كه مورد تکلیف مردد میان دو با چتد باشد و مکلف اختیاردشته باشد هر ‏عنام نها را که خواست انجام دهد . مالفقهی< کفره ی روزه ‏منال حقوفی ‏ماده ۲۷۱ قانون مدنی دین ید به شخص دائن با به کسیکه از طرف او و ‎ ‏قبض داردتادیه کردد. ‎ ‏اجب اصلی: شارع یا قانون کار به واجپ ‎ ‏باشد تصریح کرده باشند مثال حج نماز ‎ ‏ال حقوقى مثال حقوقی :ماده ۳۶۲ قانون مدنی :با عقد بیحبایح موظف است مبیع را به مشتری تسلیم نمید. ‏۰-واجب تیعی: اگر شارع در متن شرع به صراحت تصربح نكرده باشد ‏ متال فقهى بيمودن مسير حج ‏مثال حقوقى بايح بايد مبيح را تسليم مشترى كند. ‏.نكنه ممكن اسث مصداق ها يكى باشد ولى اضل آنها باهم فرق دارد. ‎ ‏مهربه خانم ها ‎ ‏اجب مشروط : مشروط به شرطی باشد مثل فقهی حچ رفتن تا حاط مالیتأمن نباشد نازی نیست. مثال حقوقینفه بیدتمکین کند امر غبر مقدور نباشد مثال : فقهى نماز ‏۳ -واجب متجزن است که وجودش متوقف ‎ ‎ ‏نماز ظهر وجوب وجودش ۴سال پیش) ‏۴-واجب معلق: آن است که وجودش متوقف بر مر یر مقدور باشد. ‎ ‏مثال فقهى : تماز ظهر فردا ‏ وجوب أمده ولى وجودش تيامده ‎ ‎ ‎

صفحه 25:
اجبی است که یک زمان مشخص برایش تعبین ۲ واجب غیر موقت غیرفوری : واجبی که در اولین زمان ممکن فورا بای انجامبشود. واجب غیرموقت فوری پاک کردن نجاست از داخل مسجد غير موقت غبر فورى : أنجام اش قورى نيست زمان هم مثل نماز قضا خسوا امتانواجب موقت ‎aly)‏ موقت موسع :واجبی که مقدارزمنی که شرع برای آن معین کرده بیشتر از مقدار زمان لازم ‎ ‏انجان آن است مثل نماز ظهر که ۱۰ دقبقه طول مبکشد اما ۷ ساعت وقت دارد ۲- واجب موقت ‎Gada‏ : واجبى كه مقدار زمانى كه شارع برلى أن معين كرده به اندازه مان انجام دادن آن ‏ات مال ز ‏از فان صبح تا مغرب ‎ ‏از أباث به ادزه ای که کسوف و خسوف طول می کشد فرصت داده است. ‎ ‏اگر شک کردید یک واحبی عیتی است یا کفایی اصل بر عیتی ست. ‎ ‏آگر شک کردید یک واجبی تعبدی است ‎ ‏وصلى اصل بر توصلی ‏اگر شک ک ال ‎Saga‏ ‎spe cal rae YS ‎ ‏اگر شک کردید یک واحبی معلق است یا منجز اصل بر منجز است اگر شک کردید یک واحبی مطلق است با ‏بر مطلق است ‎ ‏اكر شك كرديد واجبی تفسی اسث يا غيرى اصل بر غيرى اسث. ‎ ‎ ‎

صفحه 26:
ردی که مبخواهد تهی کند انی که ناهی (تهی کننده) بخواهد منهی (نهی شونده ارا از متهی عنه ند به کار گبرد که ۴ روش را هر امر خوانديم ‎-١‏ استقاده از ماده نهى --> مثل ينهى عن المنكر و الفحشا. ‎ ‎ ‏ب استقاده از صيفه ى نهى --» لاكلوا لاتضربو. ‏۳- نهی کردن ب ستفاده از عباراتی كه در فارسى استفاده مى شود ‎as‏ جايز نينت ‎ ‎ ‏نهى كردن با جملات خيرى 4 در طلاقبالن برای شوهر حق رجوع نیست. ‏۵- نهی کردن با تعیین مجازات بر قوالین شرعی یا حقوقی سس حد مساحقه + ‎ ‏حد زنا بای وئی ستگسار است. ‏تهی ۳ حالت دارد ‎ ‏؟- مافوق از مادون نهى كارى را بخواهد ‎ ‏۳- مساوی از مساوی بخواهد درخوا ‏ارکان تهی : تاهی نهی کننده. متهی:نهی شده یا شونده ‏منهی عنه: کر با چیزی که ناهی نهی اش مي کند. ‏متهی : خانم ‎ ‏این اکر فردی مورد نهی را انجام دهد مستوجب ‎ ‎ ‏دلالت دارد يا تكرار ؟اول نشانه ها را بررسى ميكنيم ببيتيم ‎ ‏ای روش های نهی کودن بر مر ‎eal J ‏با تكرار اما اكر هبج نشانه لى بيدا تكرديم اصل ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 27:
دلالت دارد ه بر تاخی‌اگر هیچ نشانه ای یاروش های تهی کردن بر فور دلالت دارند تهب وجود نداشت در نهی ام اسث ‎(١‏ در امر كاملا برعكس ميباشد). ترک باشد هرکسی که مورد تهی را ترک کند اعم از آنکه کف گیرد و تمایل داشتن و نداشتن تتبجه : متظور از تهی صرف ترک است شباهت های ‏ 5 طلب دلالت دارند ۲- هیچ کدام برفور و تراخی دلالت تدارند ۳-هیج کدام برمره و تکار دلالث ندارند ۴- هر دورا مادون از مافوق ميخواهتد. مر طلب متبت است در حالیکه نهی طلب متفی است. ۲- در صورت عدم وجود قریته ام برمره بر تکار دلالت دارد ۳-در صورت عدم وجود قرینه آمر بر تراخی و نهی برفورد دلالت دارد

صفحه 28:
نهی از عبادات و معاملات ۱- عبادت عملی است که انجام آن به قصد قربت نیز داد مثل : روزه - غسل ‎-١‏ معاملاث عملى اسث كه انجام آن به قصد قربث نیز ندرد. مل بیج -اجاره -تکاح اگر فردی از عبادتی نهی شده باشد در صورت انجام آن عبادت انجام شده باطل است يا خیر؟ نهی در عبادات ۲ شکل دارد .حالت اول ممکن است خداوندفرد را از کل عبادت تهی کرده باشد. ماند ‏رد را از جزء عبادت نهی کرده باشد مثل عدم تلاوت ‎ ‏اگر شارع با مقتن ما را از معامله ائ نهى كرده باشد دز صورت أنجام باطل ست يا خير ‏از معاملاث : نه از معاملات داراى سه حالت مى باشد ‎ ‏حالت اول : اكر نهى بيان كتنده شرايظ صحت معامله ويا موانع صحت معامله را خر بر كبرد در حالت ‏اول مخالقت با نهى موجب فساد و بطلان معامله مى شود ( در واقع به دليل فقدان شرط و وجودقصد مانع ‎ ‏باطل است) مثال ‎ly‏ شرايط صحت معامله ماده 18 ‏ام اكر كسى در خال مستى بيهوشى و خواب معامله ‏كند به علت فقدات قصد معامله با ‎ ‎ ‏مثال برأى موائع صحت هاده 1158 ى م نكاح با خواهر ‎ ‏بمو مخ ممتوع یم ‏حالت دوم: اکرشار ‎ ‏مقنن نقيجه و حاصل معامله را نهى كرده باشد . معامله باطل ‏مئال : ماده 588 ق م أثار و نتايج عقد بيح عبارتند از : ‎-١‏ به مجرد وقوع بيح مشترى مالك مبيح مى شود ‏بایج با فروشنده مالك شمس مى شود. ‎ ‎ ‎

صفحه 29:
ما ده ۳۶ قنون مدنی: هیچ کس نمی عمومى را تملك كند. خريد و فروش خودرو عمومی باطل است چراکه تملک اموال عمومی ممنوع ‏ حالت سوم : دقیقًبرعکس حالت دوم است. شا انهى قرار ندادة بلكة خود معامله. مورد نهى قرار كرفته . معامله فاسد و باطل نيست معامله صحيح است اما تنبيهى برلى انجام اش وجود دارد. مثل فقهی: ‏ آیه ‎٩‏ سوره جمعه :ای کسانی که ایمان آوردید وقنی که هنگام تماز جمعه فرا رسید معامله را رها كنيد متال حقوقی + ماده 1۰۶۰ م 2 ازخواج زین یرای با تا شارجی موکول ب اد مخضوض از

1 تعریف فقه در لغت :فهم عمیق فقه در اصطالح :استنباط ،بدست آوردن احکام شرعی بواسطه ی ادله ی تفضیلی را فقه گویند. ادله ی تفضیلی : -1کتاب (قرآن ) -2سنت (روایات ) بواسطه ی این چهار عدله فقه را بدست می آوریم -3اجماع -4عقل اصول فقه :ابزار قواعد و فائل و وسایلی هستند که به فقیه کمک می کند با استفاده از آنها احکام را استنباط کند .هیچ گاه در علم اصول فقه حکم صادر نمی کنیم . امام باقر و امام صادق در مذهب شیعه و در مذهب تسنن شافعی مؤسس علم اصول فقه هستند. حشام بن حکم :اولین نویسنده در شیعه شافعی :اولین نویسنده در تسنن موضوع علم اصول فقه در قدیم موضع علم اصول فقه در جدید موضوع فقه فایده منفعت عدله ی تفضیلی ( اربعه) به غیر از اربعه هر چیزی که کمک کرد. احکام اگر اثر چیزی را از قبل بشود پیش بینی کرد. اگر اثر چیزی را نشود پیش بینی کرد. منفعت اصول فقه قدرت تفکر و تعقل افزایش می یابد. 2 فایده اصول فقه معنا استنباط احکام چیزی که با شنیدن یه لفظ به ذهن خطی می کند. قرار دادن معنا برای یک لفظ وضع است وضع ارکان وضع -1معنا -2لفظ -3واضع ( وضع کننده ) کسیکه معنایی را برای لفظی قرار می دهد. اقسام وضع : وضع تعیینی اگر واضع یک شخص معین بود وضع اش وضع تَعَیُین است. وضع تَعَیُونی اگر واضع شخص معین نبود وضع تعیونی است. هرگاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقود االثر مسلم شوند اموال اش ماده : 1111قانون مدنی بین وراث تقسیم میکنیم . لفظ واضع غایب مفقودااالثر معنا مقنن شخصی که مدت طوالنی از مفقود شدنش بگذرد. وضع تعیین است. اصل 121قانون اساسی :رئیس جمهور استوار نامه ی سفیران را امضا میکند و آن را از کشورهای دیگر می پذیرد. لفظ استوارنامه معنا حکمی که رئیس هر کشور برای نماینده ی خودش درهر کشور صادر می کند . واضع مقنن قانونگذار وضع تعیینی است. 3 اصل 21قانون اساسی :همه ی افراد ملت بطور یکسان در حمایت قانون قرار دارند. قانون لفظ معنا خط کش واضع مردم وضع تعیونی است. ماده 271قانون امور حبس :وصیت نامه ی خود نوشت در صورتی معتبر است که به خط موصی نوشته شده و دارای تاریخ ( روز -ماه – سال ) و به امضا او رسیده باشد. وصیت نامه ی خود نوشت (دال) لفظ واضع قانونگذار داللت منتقل شدن معنی به ذهن مبحث داللت وضع تَعَیُینی به وصیتی گفته می شود که موصی به خط معنا خود نوشته دارای تاریخ و امضا است (مدلول ) معنایی از لفظ به ذهن منتقل بشود. به لفظ دال و به معنا مدلول می گویند. داللت دارای اقسامی است که عبارتند از .1نص .2ظاهر .3مؤول .4مجمل لفظی است که فقط بر یک معنا داللت دارد . -1نص اصل 5قانون اساسی :در زمان غیبت حضرت ولی عصر در جمهوری اسالمی ایران والیت امر بر عهده ی فقیه عادل – باتقوا -مدیر و مدبر است. نص ولی عصر نکته :اعداد هم نص هستند چون هیچ معنای دیگری به ذهن منتقل نمی شود. ماده 1قانون مدنی :مصوبات مجلس شورای اسالمی به رئیس جمهور ابالغ می شود. نص مجلس شورای اسالمی 4 ماده 215قانون مجازات :مصرف مسکر 11ضربه شالق است. 11 نص نکته :اگر قانون گذار لفظی معینی را در قانون تعریف کرد آن لفظ نص به حساب می آید. ماده 331قانون مدنی :بیع عبارت است از تملیک عین بعوض معلوم بیع نص اگر لفظی بر 2یا چند معنا داللت داشته باشد بطوریکه احتمال یکی از این معانی -2ظاهر بیشتر از معنای دیگر باشد به معنایی که احتمالش بیشتر است ظاهر می گویند. اصل 115قانون اساسی :رئیس جمهور باید از رجال مذهبی و سیاسی انتخاب گردد. رجال به معنی )1مرد – مردان )2افراد عالی رتبه و بزرگ ظاهر مؤول ماده 311قانون مدنی :هرگاه مالک رجوع کند به قاصبی که مال مقصوب درید او تلف شده است آن شخص حق رجوع به قاصب دیگر ندارد. ید به معنی )1دست )2تصرف -3موؤل ظاهر مؤول اگر لفظی بر 2یا چند معنا داللت داشته باشد بطوریکه احتمال یکی از این معانی کمتر از معنای دیگر باشد آن را مؤول می گوییم . -3مجمل لفظی است که بر 2یا چند معنا داللت دارد بطوریکه هیچکدام از این معانی بر دیگری برتری نداشته باشد .احتمال همه ی معانی برابر است. ماده 211قانون مدنی :اگر شخصیت طرف معامله علت عمده ی عقد باشد اشتباه در شخص طرف معامله موجب خلل در صحت معامله می گردد. 5 خلل به معنی )1باطل بودن خلل یک لفظ مجمل است. )2غیر نافذ بودن ماده 21قانون مدنی :اموال مجهول المالک با اذن حاکم به مصرف فقرا می رسند. حاکم به معنی حاکم لفظ مجمل است. )1قاضی )2دادستان نکته : به نص و ظاهر محکم و به مجمل و مؤول متشا به می گوئیم. اقسام لفظ : .1مترادف .2متباین .3مشترک معنوی .4مختص .5مشترک لفظی -1مترادف اگر چند لفظ یک معنا داشته باشند آن را مترادف گوئیم. ماده 51قانون مدنی :تعهدات متصدیان حمل و نقل برای حفاظت و نگهداری اشیایی که به آنها سپرده می شود همان است که برای امانتداران مقرر است. حفاظت و نگهداری -2متباین مترادف اگر الفاظ متعدد و هر کدام ،هم دارای معانی جداگانه ای باشند و بین معانی وجه اشتراک وجود نداشته باشد به آن الفاظ متباین می گوییم . ماده 111قانون مدنی کافر از مسلم ارث نمی برد. ماده 11قانون مدنی :اموال بر 2قسم است منقول و غیر منقول رابطه متباین رابطه متباین 6 لفظ مشترک هم می گویند. -3مشترک لفظی اگر یک لفظ چند معنا داشته باشد به آن مشترک لفظی می گویند. مثال لفظ حقوق در اصل 14قانون ا ساسی که به معنای دستمزد – رشته دانشگاهی جمع حق – مجموع قواعد و مقرررات است. مثال لفظ حمل در ماده 757و 311قانون مدنی که به معنای حمل و نقل و جنین است. لفظی که یک معنا داشته باشد و آن معنا مصداق متفاوت داشته باشد -4مشترک معنوی بیع که تملیک عین بعوض معلوم معنایش است اما مصادیق متعدد دارد. قانون مدنی ماده 331 وکالت که عقدی که یکی از طرفین طرف دیگر را نایب خودش می کند قانون مدنی ماده 151 است و مصادیق متعدد دارد مثل وکالت عام و خاص -5مختص یک لفظ که یک معنا داشته باشد مختص نامیده می شود مثل بیع که معنا واحدی دارد. ماده 212قانون مجازات هر کس پیامبر را قذف کند محکوم به اعدام می شود. مختص نکته :لفظ مختص به 2صورت است )1یا بصورت یک لفظ یک معنا و یک مصداق )2بصورت یک لفظ یک معنا و چند مصداق پیامبر بیع در حالت دوم با مشترک معنوی دقیقا یکی است. لفظ بر 2تقسیم می شود )1 :کلی )2جزئی 7 لفظی است که بر افراد متعددی داللت می کند مثل ماده 1177قانون مدنی و ماده -1لفظ کلی 1134قانون مدنی مثل لفظ طفل موقت و دائم دارد مثل نکاح -2لفظ جزئی لفظی است که افرادش متعدد است ممیز و غیر ممیز مثل مال منقول دارد و غیر منقول لفظ واحد و معنا هم واحد است مانند حضرت ولی عصر (عج) مانند قانون تجارت اگر لفظ را در همان معنایی که واضح آن لفظ برایش وضع کرده بکار ببریم به آن لفظ حقیقت حقیقت می گوئیم . مجاز اگر لفظ را در معنایی به جز آن معنایی که واضح آن لفظ برایش وضع کرده بکار ببریم به آن لفظ مجاز می گوئیم . اصل 21قانون اساسی دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات تضمین نماید و به ایجاد محکمه ی صالح برای خفظ کیان و بقای خانواده اقدام کند. محکمه در این اصل به معنای محلی برای صدور محکم است ماده 775قانون مدنی حقیقت محکمه نباید قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را که برخالف اخالق مجاز حسنه بوده به موقع اجرا گذارد .محکمه در این اصل به معنای قاضی است شرایط صحت استعمال مجازی )1وجود عالقه بین معنای حقیقی و معنای مجازی منظور از عالقه این است که رابطه ای بین شان وجود داشته باشد )2وجود قرینه ی صارفه بین معنای حقیقی و مجازی چه رابطه هایی وجود دارد ؟ )1عالقه ی محلیه ارتباطشان در مکان و محل است. ماده 775قانون مدنی محکمه ی محلی است برای صدور حکم حقیقی 8 محلی که قاضی در آن حکم می کند محکمه است ماده 21قانون اساسی )2عالقه ی آلیه(از ابزارو آالت آید ) اوست درحکم امین است .ید ماده 514قانون مدنی معنای مجازی تصرف شریکی که مال مشترک در ید ید دست ابزار و وسیله ای است که بواسطه ی آن تصرف صورت می گیرد. ماده 212قانون مجازات )3عالقه ی کلی و جزئی است .قطع دست راست و پای چپ مجازی دست معنای حقیقی عالقه آلیه حد محاربه یکی از این چهار مجازات منظور از پانوک پنجه ها تا زیر برا مدگی پا است . یک جزء از کل مجاز حقیقت اصل 132قانون اساسی )4عالقه ی مشارفت وزرا توسط رئیسج جمهورتعیین و برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می شوند. کسیکه االن وزیر است. وزیر کسانیکه در شرف وزیر شدن هستند در مجاز خوانده می شوند. وزیر )5عالقه ی ماکان آنچه که بود ماده 474قانون مدنی عقد اجاره به محض پایان مدت برطرف می شود و اگر پس از پایان مدت اجاره مستاجر عین مستاجره را ..........بعد از پایان اجاره به شخص مستاجر نمی گوئیم عالقه ی ماکان با 2شرط می توان بصورت مجاز لفظ را استعمال کرد: .1وجود عالقه و یا رابطه .2وجود قرینه ی صارفه 9 قرینه ای که منصرف می کند قرینه صارفه ذهن را از رفتن به سمت معنای حقیقی منصرف می کند .عالمت و نشانه ای است که ذهن را از رفتن به سوی معنای حقیقی منصرف می کند و به سمت معنای مجازی هدایت می کند. ماده 775قانون مدنی :محکمه قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی که برخالف حالقی حسنه بوده را نباید به مو قع اجرا گذارد. قرینه صارفه محکمه درمعنای حقیقی دادگاه اصل 133قانون اساسی اعتقاد مجلس معرفی می شوند . وزرا :کسانی که االن وزیر هستند کسانی که قرار است در آینده وزیر شوند محکمه در معنای مجازی قاضی وزرا توسط رئیس جمهور تعیین می شوند و برای گرفتن رأی قرینه مصارفه حقیقت مجاز آیا می شود برای حقیقت و مجاز عالمت هایی در نظر گرفت ؟ بله ،برای حقیقت و مجاز عالئم نشانه هایی وجود دارد 4 (.مورد ) نشانه ها و عالئمی که مشخص می کند حقیقت است یا مجاز ؟ )1تصریح واضع )2تبادر )3عدم صحت سلب )4اطّراد -1تصریح واضح : اگر لفظی چند معنا داشته باشد و واضح آن لفظ تصریح کند کدام یک از این معانی حقیقی و کدام یک فضای مجازی است به این حالت تصریح واضح می گوییم . -2تبادر : اولین معنایی که از لفظ به ذهن خطور می کند یا تبادر می شود نشان می دهد که آن معنا حقیقت است .عدم تبادر یکی از نشانه های مجاز است . 11 -3اطّراد: به معنای کثرت استعمال وعدم اطراد به معنای غلت استعمال است .اگر لفظی در یکی از معانی بیشتر استعمال شود به منزله ی حقیقت و اگر در یکی از معانی کمتر استعمال شود به معنای مجاز است. -4صحت سلب: در صورتیکه بتوان معنایی را از لفظ سلب کرد ( صحت سلب) در این حالت این معنا بصورت مجاز استعمال شده است و در صورتیکه نتوانیم معنایی را از لفظ سلب کنیم (عدم صحت استعمال) در این حالت این معنا بصورت حقیقی استعمال شده . حالت اول :می توانیم بگوییم قاضی محکمه نیست (صحت سلب ) مجاز حالت دوم :نمی توانیم بگوییم مکانی که قاضی درآن حکم میدهد محکمه نیست( .عدم صحت سلب) حقیقت اصول لفظی :مهم ترین اصول لفظی عبارتند از : اصالت الحقیقه -اصالت العموم -اصالت االطالق – اصالت عدم تقدیر -اصالت عدم نقل – اصالت عدم اشتراک – اصالت الطهور. -1اصالت الحقیقه :هرگاه متکلم لفظی را در جمله ای بیان کند و آن لفظ یک فضای حقیقی و یک معنای مجازی داشته باشد و ما هم معنای حقیقی را بدانیم و هم فضای مجازی را بدانیم لیکن شک کنیم مراد متکلم معنای حقیقی آن لفظ است و یا معنای مجازی ،براساس اصالت الحقیقه اصل بر این است که منظور مراد متکلم معنای حقیقی آن لفظ است. اصل 115قانون اساسی :رئیس جمهور باید از رجال مذهبی و سیاسی انتخاب شود. رجال رجال حقیقت :مردان :براساس اصالت الحقیقه حکم معلمی حقیقت است. مجاز :افراد عالی رتبه لفظ در یک قسم تقسیم می شود به عام و خاص : 11 عام :به لفظی می گوئیم که همه ی افراد خود را در بر می گیرد .مثل قانون خاص :لفظی است که بعضی افراد خود را شامل می شود مثل زنان مجرد ،مردان بیکار -2اصالت العموم :اگر متکلم لفظی را در جمله بیان کند لیکن شک کنیم که منظور او تمام افراد آن است یا برخی از افراد آن اصل بر این است که منظور متکلم تمام افراد آن است مگر اینکه قرینه یا نشانه ای بیاورد که منظور خود را مشخص کند. اصل 34قانون اساسی :دادخواهی حق مسلم هر شخص است و هر شخص می تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید. شخص همه ی اشخاص ساکن در ایران چه خارجی چه ایرانی با توجه به اصالت العموم معنای عام مورد نظر است. شخص فقط اشخاص ساکن در ایران که ایرانی هستند. ماده 112قانون مدنی :اشخاصی که به موجب نسبت ارث می برند 3طبقه اند. طبقه اول :پدر – مادر – اوالد – اوالد – اوالد طبقه دوم :احداد – برادر – خواهر – اوالد آنها طبقه سوم :عمه و عمو – خاله و دایی – فرزندان آنها به واسطه ی اصالت العموم اجداد عام است و همه را در بر می گیرد. -3اصالت االطالق :لفظ در یک قسم به مطلق و مقید تقسیم می شود: لفظ مطلق :در لغت به معنای بی قید و بند است .در اصطالح به لفظی گفته می شود که تمام افراداش را در بر گیرد و بر همه ی افراد داللت کند مثل دانشجوها – کارمندها 12 لفظ مقید :در لغت به معنای در قید و بند است .در اصطالح یعنی وقتی لفظ مطلق افزودن قیدی دایره ی شمول اش یا محدوده ی افراداش کوچک تر می شود به آن مقید می گوییم .مثل دانشجو حقوق – کارمند اداره آب . نکته :براساس اصالت االطالق هرگاه متکلم لفظ مطلقی را به کار ببرد .لیکن شک کنیم که منظور و مراد او از این لفظ تمام افراد آن است یا برخی از آنها می گوییم منظور او همه ی افراد است مگر با اشاره یا قیدی خالف آن ثابت شود. ماده 154قانون مدنی :موصی می تواند یک یا چند وصی معین کند. وصی همه ی افراد را در بر میگیرد مثل اشخاص حقیقی و حقوقی وصی بخشی از افراد را در بر میگیرد مثل اشخاص حقیقی براساس اصالت االطالق منظور هم افراد حقیقی و هم حقوقی است. تفاوت عام و مطلق : اگر لفظی به سبب وضع توسط واضع بر افراداش داللت کند عام و اگر لفظی به سبب عقل بر افراداش داللت کند مطلق نام دارد .هر چیزی را که عقل گفت همه ی افراد را در بر می گیرد مطلق است و هر چیزی را که واضع گفت همه ی افراد را در بر می گیرد عام است . قانون مجرمین مطلق عام احوال مال عام مطلق اطفال طفل مطلق عام محرم مطلق اصالت عدم تقدیر :تقدیر در علم نحو به معنای پنهان کردن .هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند و کلمه ای را در آن جمله حذف کرده باشد میگوییم آن کلمه را در تقدیر گرفته یا پنهان کرده است. نکته :براساس اصالت عدم تقدیر هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند .لیکن شک کنیم که متکلم در این جمله کلمه ای را در تقدیر گرفته است یا خیر (کلمه ای را حذف کرده یا خیر ) در این حالت براساس اصالت عدم تقدیر می گوئیم اصل بر این است که کلمه ای در جمله حذف شده است. 13 ماده 21قانون مدنی :احوالی که مالک اش معلوم نیست با اذن حاکم به مصرف فقرا می رسد. آیا کلمه ای محل بعد از فقرا در تقدیر قرار گرفته شده یا نشده ؟ اصالت عدم تقدیر می گوید هیچ کلمه ای در تقدیر نیست . ماده 1112قانون مدنی :اقامتگاه هر شخص محلی است که شخص درآن سکونت دارد. آیا بعد از هر شخص کلمه ای ایرانی در تقدیر قرار گرفته شده یا نشده ؟ اصل بر این است که چیزی پنهان نیست شخص می تواند هم ایرانی باشد هم خارجی . اصالت عدم نقل : هرگاه با لفظی مواجه شویم که شک میکنیم این لفظ از معنای اولیه ی خود به معنای جدید منتقل شده است یا خیر ؟ در این حالت براساس اصالت عدم نقل می گوییم به معنای جدید منتقل نشده است. ماده 272قانون مجازات : هرگاه کسی مال را توسط مجنون – طفل غیر ممیز و حیوان از حرز خارج کند مباشر محسوب می شود. حرز :مکان مناسب برای نگهداری حال حرز گفته می شود. اصل عدم نقل :معنایی منتقل شده معنای حرز همان معنای قدیم است. اصالت عدم اشتراک الفاظی وجود دارند که دارای چند معنا هستند . این الفاظ عبارتند از : الف) الفاظی که مشترک لفظی هستند یعنی یک لفظ با چند معنا مثل حقوق ب) الفاظی که حقیقت ومجاز هستند مثل محکمه مکانی برای قضاوت ،حقیقت مجازی ،قاضی اگر لفظی وجود داشته باشد که چند معنا دارد و ما شک کنیم که این لفظ مشترک لفظی است؟یا حقیقت و مجاز ؟ در این حالت براساس اصل عدم اشتراک می گوییم این لفظ مشترک لفظی نیست بلکه لفظی است که یک معنای حقیقی و یک معنای مجازی دارد. 14 نکته :اگر مشترک لفظی باشد تمام معانی که برای آن لفظ گرفته می شود حقیقی است اما اگر حقیقت و مجاز باشد معنای مجاز هم برای لفظ وجود دارد مانند واژه محکمه در اصل اساسی و 75مدنی . اصالت الظهور: هرگاه لفظی داشته باشیم که از این لفظ چند معنا به ذهن خطور می کند و ما هم معنای ظاهر را بدانیم و هم معنای موؤل را بدانیم لیکن شک کنیم که منظور و مراد متکلم معنای ظاهر است یا معنای موؤل براساس اصالت الظهور اصل بر این است که منظور متکلم از آن لفظ معنای ظاهر آن است. نکته :مبنای تمام اصول لفظی اصالت الظهور است .به این معنا که می توانیم اصالت ظهور را به جای هر یک از اصول لفظی به کار ببریم. از لحاظ ادبی ایرادی وجود ندارد و جایز و پسندیده است لیکن از لحاظ اصولی و حقوقی جایز و پسندیده نیست. بحث صحیح اعم در حقوق ماده 1112قانون مدنی زمانی مطرح می شود که لفظی دارای اجزای مختلف باشد. به مجرد عقد نکاح زن مالک مهر می شود اگر معنایش همه ی اجزا الزم را داشته باشد صحیح است ماده 312قانونم مدنی عقد بیع بایع را بر تصمیم مبیع ملزم می نماید . صحیح :به عبارت یا معامله ای یا لفظی که همه اجزا و شرایطش را داشته باشد صحیح می گویند. فاسد :به عبارت یا معامله یا لفظی که یکی یا برخی از اجزا و شرایط اش را نداشته باشد فاسد گفته می شوند. مثل نکاح :اگر همه ی اجزا را نداشته باشد مثل اهلیت می گویند نکاح فاسد است. اعم :عمارت است از عبارت و معامله ای که چه تام الشرایط باشد و چه غیر تام الشرایط باشد (.اعم یعنی هم صحیح و هم فاسد ) 15 وقتیکه آمر( امر کننده ) بخواهند مأمور ( امر شونده) را به انجام کاری امر کند از روش های اوامر مختلفی می تواند استفاده کند این روش ها عبارتند از : .1امر کردن با استفاده از ماده ی امر ( ا م ر ) ان اهلل یأمُرُ بالعدل ان اهلل یأمُرُکُم .2امر کردن با استفاده از صیغه ی امر (هر فعلی را که می خواهی به صیغه ی امر ببری) و أقیموا الصلوه -أطیعو اهلل و أطیعو الرسول .3امر کردن با استفاده از جمالت خبری جمالتی که قابلیت تصدیق و تکذیب داشته باشد. ماده 1117قانون مدنی نفقه ی مطلقه ی رجلیه در زمان عده به عهده ی شوهر است. .4امر کردن با استفاده از عبارات امری در زبان فارسی :باید -مکلف است -موظف است – الزم است . ماده 522در عقد مضارعه الزم است. ارکان امر آمر – مأمور – مأموریه اقسام طلب -1امر -2استدعا -3خواهش امر :اگر مافق از مادون انجام کاری را طلب کند. استدعا :اگر مادون از مافق انجام کاری را طلب کند. خواهش :اگر مساوی از مساوی انجام کاری را طلب کند. نکته :شرط امر این است که شخصی که انجام عملی را از کسی طلب دارد باالتر و در جایگاه امر قرار می گیریم. نکته :داللت روش های امر کردن بروجوب : 16 اگر امر آمر واجب باشد ترک واجب مجازات داردو غیر اینصوت فاقد مجازات است .ماده امر،صیغه امر ،امر کردن با جمالت خبری ،امر کردن بواسطه جمالت امری در زبان فارسی آیا روش های امر کردن بر وجوب داللت دارد؟ همه ی روش های امر بر وجوب داللت دارند و مأمور در صورتی که آن امر را ترک کند به علت ترک امر یا ترک واجب مجازات می شود .چرا مقام مافق به مادون امری کند باید برآورده شود /چون عقل می گوید. مثال ماده 1211قانون مدنی :نفقه ی ابوین به عهده ی اوالد است .جمله خبری است و قابلیت تصدیق و تکذیب دارد پس امری است. آیا روش های امر کردن بر مره داللت دارند یا بی تکرار ؟روش های امر کردن نه برمره داللت دارند نه بر تکرار در مرحله ی اول باید به قرائن و نشانه توجه کنیم و باید ببینیم که آیا نشانه ای وجود دارد که داللت مره یا تکرار کند .در مرحله ی دوم :اگر نشانی مبنی برمره یا تکرار پیدا نکردیم برمره داللت دارد. ماده 7قانون تجارت :دفتردارایی دفتری است که تاجر باید هرسال بصورت جامع از کلیه دارایی منقول و.......سال گذشته خود را در فتر ثبت بنماید تکرار= واژه هر سال امر بعداز نهی داللت بر وجوب نداردو داللت برمباح است هر 4روش امر اگر امر بعد از نهی باشد مباح است. امر بعد از امر به معنی واجب و تاکیدی است . آیا روش های امر کردن برفور داللت دارد یا تراخی ؟ اگر نشانه یا قرینه مبنی بر فور یا تراخی وجود داشته به آن عمل می کنیم اما اگر نشانه ای مبنی برفور یا تراخی نیافتیم اصل بر تراخی است .پس می توان آنرا تراخی قرار داد (.مثال ماده 1211قانون مدنی ) امر بعد از منع نهی حَضَر به چه معناست ؟ چه حلمی دارد؟ حکم مباح است یعنی انجام دادن یا ندادن آن تفاوتی ندارد مثل آیه 75سوره مائده و آیه 2سوره ی مائده . 17 امر به معنای وجوب است و فقط در جایی که بعد از منع می آید به معنای وجوب نیست . اگر امر بعد از امر بیاید چه حکمی دارد ؟ حکم تاکیدی دارد. اصل 31قانون اساسی :حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. نتیجه : امر ابتدایی بر وجوب داللت دارد . امر بعد از نهی بر مباح بودن داللت دارد . امر بعد از امر برای تاکید است. آیا آمر می تواند به چیزی امر کند که وجود ندارد ؟ .1در صورتی که امر حقیقی باشد و مأمور توانایی انجام آن کار را نداشته باشد و آمر نیز بر آن آگاه باشد جایز نیست. .2در صورتی که امر امتحانی و صوری باشد و مأمور توانایی انجام آن را نداشته باشد آمر نیز بر آن آگاه باشد آمر می تواند بصورت امتحانی و صوری امرکند و جایز است. امر حقیقی :امری که آمر واقعا انجام آنرا از مأمور می خواهد .مثل امر بر نماز امر امتحانی یا صوری :امری که آمر انجام آنرا واقعاً از مأمور نمی خواهد بلکه بوسیله این نوع امر مأمور را آزمایش می کند مثل امر خداوند به حضرت ابراهیم حکم شرعی :قانونی است که خداوند به جهت سعادت انسان و ایجاد نظم در جامعه داده است. آیا حکم شرعی اقسامی دارد ؟ بله -1تکلیفی –وضعی -2واقعی – ظاهری -3مولوی –ارشادی -4تاسیسی –امضایی 18 -1حکم تکلیفی –وضعی: حکم تکلیفی :حکمی است که با اعمال مکلفین ارتباط مستقیم و بی واسطه دارد. حکم وضعی :حکمی است که با خود مکلفین ارتباط مستقیم و بی واسطه دارد. حکم تکلیفی که با اعمال ارتباط دارد به پنج دسته تقسیم می شود. -1واجب -2حرام - 3مستحب -4مکروه -5مباح .1واجب :عملی است که خداوند انجام اش را برمکلفین الزم دانسته وترک آن مجازات دارد .مثل :نماز .2حرام :عملی که خداوند ترکش را بر مکلفین الزم دانسته و انجام آن مجازات دارد .مثل :قتل – سرقت .3مستحب :عملی که انجام اش پاداش دارد اما ترکش مجازات ندارد .مثل :نماز شب .4مکروه :عملی که انجام اش مجازت ندارد اما ترک آن بهتر است .مثل :خوردن گوشت خر .5مباح :عملی که انجام یا ترکش نه پاداشی دارد نه مجازات .مثل :نشستن نکته :به غیر از این 5که احکام تکلیفی هستند باقی احکام حکم وضعی دارند. احکام تکلیفی که در مورد خود متکلف می باشد و احکام وضعی وضعیت مکلف مهم است احکامی مثل زوجیت ،ضمانت،وکالت،حضانت،کفالت،صحت و بطالن احکام وضعی میباشند. در حکم وضعی باید جواب چه کسی را داد و در حکم تکلیفی باید جواب چه کاری را داد. آیا حکم وضعی با حکم تکلیفی تفاوت دارد؟ بله حکم تکلیفی با عمل مکلف رابطه مستقیم دارد ولی حکم وضعی با خود مکلف در ارتباط است. احکام وضعی تعداد ندارند .هیچ گاه احکام تکلیفی علت صدور احکام وضعی نمی شوند اما احکام وضعیمی توانند علت صدور احکام تکلیفی باشند. 19 حکم وضعی حکم تکلیفی عمل مکلف مکلف وجوب پرداخت نفقه شوهر وجوب تمکین کردن زن زوجیت حرمت خیانت وکیل به موکل وکیل وکالت وجوب مجازات مجرم و اجزای حدود قاضی قضاوت زوجیت حرام -واجب مستحب -مکروه -2حکم واقعی – ظاهری حکم واقعی :اگر مجتهدی برای صدور حکمی به منابع اربعه رجوع کند و بتواند حکم را از این منابع بدست آورد حکم واقعی نام دارد .مانند حکم زنا که با توجه به آیه 2سوره نور حکم آن مشخص می شود .حکم اش حرام است و صد تازیانه به مرد صد تازیانه به زن می باشد. حکم ظاهری :اگر مجتهد حکمی را از ادله اربعه نتواند پیدا کند این حکم ظاهری است بلکه با کمک از یک سری قواعد خاص و یا اصول عملیه حکمی برای آن عمل پیدا کند مانند :حکم تلقیح مصنوعی . اقسام حکم واقعی :حکم واقعی به حکم اولیه و ثانویه تقسیم می شود1 حکم اولیه :به حکمی گفته می شود که قانون گذار یا شارع برای اعمال مکلفین در حالت عادی وضع نموده باشد. حکم ثانویه :حکمی است که قانون گذار یا شارع برای اعمال مکلفین در حالت غیر عادی (اضطراری) وضع نموده باشد. مثال :برای جایی که شارع حکم اولیه داده انسان باید وضو بگیرد. 21 برای جایی که شارع حکم ثانویه داده در حالتی که دسترسی به آب نداشته باشیم تیمم واجب می شود. مثال :برای جایی که قانون گذار حکم اولیه داده قسمت اول اصل 17قانون اساسی :مذاکرات مجلس شورای اسالمی باید علنی باشد. مثال برای جایی که قانون گذار حکم ثانویه داده اصل 17قانون اساسی قسمت دوم :در شرایط اضطراری و در شرایطی که امنیت کشور ایجاب کند جلسه مذاکرات مجلس شورای اسالمی باید غیر علنی باشد. -3حکم مولوی –ارشادی : حکم مولوی :حکم مولوی عبارت است از سمت شارع به بنده ها حکم می شود بنابراین انجام آن پاداش و ترک آن مجازات دارد .مثل :روزه – نماز – حج حکم ارشادی :حکمی است که هم عقل به آن حکم میکند و هم شرع به آن حکممیکند برای انجام آن پاداش ی ندارد ولی برای ترک آن مجازات دارد مثل :صداقت ،راستگویی و دزدی . -4حکم تاسیسی –امضایی : حکم تأسیسی :به حکمی گفته می شود که قبالً وجود نداشته و جدیداً وضع و تأسیس شده مثل ماده 17قانون مجازات اسالمی مصوب 1372 حکم امضایی :حکم و قانونی است که در قوانین قدیم وجود داشته و در واقع شریعت و قانونگذار آنرا تایید کرده است .مثل ماده 2قانون مجازات اسالمی مصوب : 1371هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود. ماده 2قانون مجازات مصوت : 1372هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن ها مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود(.این تعریف قبال" هم موجود بوده در سال 72صرفا تایید و امضاء 21 شده است ) .در قانون مجازات اسالمی سال 72که مجازات را به 1گوه تقسیم بندی کرده و در واقع این ماده تاسیسی است. نسخ در لغت :به معنای باطل کردن و از بین بردن است. نسخ وجوب :باطل کردن واجب ،به معنای برداشتن حکم وجوب است. اگر آمر مأمور را به کاری امر کرده باشد انجام آن کار به مأمور واجب است .حال اگر خود آمر اعالم کند که دیگر انجام آن کار واجب نیست به این عمل نسخ وجوب می گویند. حکم وجوب مصداق واجب نماز واجب است حکم اش وجوبی است. مثل نماز خواندن که به سمت بیت المقدس واجب بوده اما شارع گفته دیگر سمت بیت المقدس نماز نخوانید ( آیه 144سوره بقره) نکته :حکمی که منسوخ می شود هیچ حکم جدیدی برایش باز نیست مگر اینکه خود شارع حکم جدید اعالم کند .چون برایش هیچ دلیلی وجود ندارد هیچ حکمی برایش باز نیست . اقسام واجب -1 :واجب عینی و کفایی -2واجب نفسی و غیری -3تعبدی و توصلی -4تعینی و تاخیری -5اصلی و تبعی -1مطلق و شروع -7منجرو معلق -1موقت و غیر موقت ممکنه یک واجب در برخی از موارد واجب ذکر شود و مشترک باشد هر واجبی لزوما" در یک گروه قرار نمی گیرد بلکه می شود از یک زاویه در دسته اول یا دوم قرار گیرد. -1واجب عینی :عملی است که تمام مکلفین باید آن را انجام دهند یعنی به تک تک مکلفین واجب بوده و با انجام دادن فردی از دیگران ساقط نمی گردد ..مثال فقهی :نماز مثال حقوقی :ماده 2خدمت وظیفه ی عمومی :هر فرد ذکور ایرانی در ماهی که طی آن ماه به سن 11سال تمام می رسد باید به خدمت سربازی برود. 22 -2واجب کفایی :عملی است که اگر بعضی از مکلفین آنرا انجام دهند کفایت می کند و انجام آن بر دیگران واجب نیست .مثال فقهی :نماز میت مثال حقوقی :اصل 1قانون اساسی :در جمهوری اسالمی ایران امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است برعهده ی مردم نسبت به هم ،دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت -3واجب نفسی :عملی است که بخاطر خودش واجب شده ن به خاطر عملی دیگر . مثال فقهی :نماز – روزه مثال حقوقی :ماده 3آیین دادرسی مدنی :قضات دادگاه ها موظفند موافق قوانین به دعاوی رسیدگی کنند. -4واجب غیری :عملی است که بخاطر واجب دیگری واجب شده است .مثال فقهی :وضو که بخاطر نماز واجب شده است. مثال حقوقی :ماده 17آئین دادرسی کیفری :اگر دادگاه به ضابطین دادگستری دستور معاینه محل را بدهد ضابطین دادگستری موظف به معاینه محل می شوند. -5واجب تعبدی :واجب تعبدی آن است که بایدبرای انجام آن به قصدقربت انجام شود.مثال فقهی :نماز مثال حقوقی :هیچ واجب تعبدی وجود ندارد. -1واجب توصلی :آن است که به هر نحو که انجام شود کافیست و احتیاجی به قصد قربت ندارد مثال فقهی :طهارت گرفتن مثال حقوقی :ماده 312قانون مدنی :با عقد بیح بایح موظف است مبیع را به مشتری تسلیم نماید. -7واجب تعیینی :آن است که مورد تکلیف معین و مشخص باشد و این عمل جایگزینی نداشته الشد. مثال فقهی :نماز مثال حقوقی :ماده 471قانون مدنی :موجر باید عین مستأجر را تسلیم مستأجر کند. 23 -1واجب تأخیری :آن است که مورد تکلیف مردد میان دو یا چند باشد و مکلف اختیار داشته باشد هر کدام از آنها را که خواست انجام دهد .مثال فقهی :کفاره ی روزه مثال حقوقی ماده 271قانون مدنی دین باید به شخص دائن یا به کسیکه از طرف او وکالت دارد یا به کسیکه قانونا حق قبض دارد تادیه گردد. -7واجب اصلی :شارع یا قانون گذار به واجب بودن عملی در متن شرع و قانون به صراحت ازش اسم برده باشد تصریح کرده باشند مثال حج نماز مثال حقوقی مثال حقوقی :ماده 312قانون مدنی :با عقد بیح بایح موظف است مبیع را به مشتری تسلیم نماید. -11واجب تبعی :اگر شارع در متن شرع به صراحت تصریح نکرده باشد .مثال فقهی پیمودن مسیر حج مثال حقوقی بایح باید مبیح را تسلیم مشتری کند. نکته ممکن است مصداق ها یکی باشد ولی اصل آنها باهم فرق دارد. -11واجب مطلق :مشروط به شرطی نیست آویزان به وجود مثال فقهی جواب سالم مثال حقوقی پرداخت مهریه خانم ها -12واجب مشروط :مشروط به شرطی باشد مثال فقهی حج رفتن تا از لحاظ مالی تآمین نباشد نیازی نیست مثال حقوقی نفقه باید تمکین کند -13واجب منجز:آن است که وجودش متوقف بر امر غیر مقدور نباشد .مثال :فقهی نماز نماز ظهر وجوب وجودش آمده ( 1411سال پیش ) -14واجب معلق :آن است که وجودش متوقف بر امر غیر مقدور باشد. مثال فقهی :نماز ظهر فردا وجوب آمده ولی وجودش نیامده 24 -15واجب موقت :به واجبی گفته می شود که یک زمان مشخص برایش تعیین شده مثال فقهی :نماز صبح -11واجب غیر موقت: .1واجب غیرموقت فوری :واجب غیر موقت غیر فوری واجبی است که یک زمان مشخص برایش تعیین نشده .2واجب غیر موقت غیرفوری :واجبی که در اولین زمان ممکن فورا باید انجام بشود. واجب غیرموقت فوری پاک کردن نجاست از داخل مسجد غیر موقت غیر فوری :انجام اش فوری نیست زمان هم مثل نماز قضا خسوف و کسوف نمازقضا امتنان واجب موقت -1واجب موقت موسع :واجبی که مقدار زمانی که شارع برای آن معین کرده بیشتر از مقدار زمان الزم برای انجان آن است مثل نماز ظهر که 11دقیقه طول میکشد اما 7ساعت وقت دارد -2واجب موقت مفیق :واجبی که مقدار زمانی که شارع برای آن معین کرده به اندازه زمان انجام دادن آن است مثال روزه از اذان صبح تا مغرب نماز آیات به اندازه ای که کسوف و خسوف طول می کشد فرصت داده است. اگر شک کردید یک واحبی عینی است یا کفایی اصل بر عینی است اگر شک کردید یک واجبی تعبدی است یا توصلی اصل بر توصلی است اگر شک کردید یک واجبی تعیینی است یا تآخیری اصل بر تعیین است اگر شک کردید یک واحبی معلق است یا منجز اصل بر منجز است اگر شک کردید یک واحبی مطلق است یا مشروط اصل بر مطلق است اگر شک کردید واجبی نفسی است یا غیری اصل بر غیری است. 25 زمانی که ناهی (نهی کننده) بخواهد منهی (نهی شونده )را از منهی عنه در موردی که میخواهد نهی کند روش های مختلفی را می تواند به کار گیرد که 4روش را در امر خواندیم : مثل ینهی عن المنکر و الفحشا. -1استفاده از ماده نهی الکلوا التضربوا. -2با استفاده از صیغه ی نهی -3نهی کردن با استفاده از عباراتی که در فارسی استفاده می شود -4نهی کردن با جمالت خبری نباید جایز نیست . در طالق بائن برای شوهر حق رجوع نیست . -5نهی کردن با تعیین مجازات بر قوانین شرعی یا حقوقی حد مساحقه 111ضربه شالق است حد زنا برای زانی سنگسار است. نهی 3حالت دارد -1مادون از مافوق دعا -2مافوق از مادون نهی کاری را بخواهد -3مساوی از مساوی بخواهد درخواست کاری را نکند ارکان نهی :ناهی نهی کننده منهی :نهی شده یا شونده منهی عنه :کار یا چیزی که ناهی نهی اش می کند . .مثال نکاح زن مسلمان با مرد غیر مسلمان جایز نیست ناهی :قانون گذار . منهی عنه :عدم ازدواج با مرد مسلمان منهی :خانم همه ی روش های نهی 5مورد بر حرمت داللت دارند بنابراین اکر فردی مورد نهی را انجام دهد مستوجب مجازات است . -1آیا روش های نهی کردن بر مره داللت دارد یا تکرار ؟اول نشانه ها را بررسی میکنیم ببینیم برمره است یا تکرار اما اگر هیچ نشانه ای پیدا نکردیم اصل بر تکرار است . 26 -2آیا روش های نهی کردن بر فور داللت دارند ؟نه برفور داللت دارد نه بر تراخی.اگر هیچ نشانه ای وجود نداشت در نهی اصل برفور بودن است (.در امر کامال برعکس میباشد). -3منظور از نهی کف نفس است یا صرف ترک؟ آنچه که از نهی مراد شارع و قانونگذار صرف ترک است. منظور از کف نفس یعنی جلوی نفس خود را گرفتن بنابراین ممکن است فردی به انجام زتا یا خوردن شراب تمایل داشته باشد ولی چون مورد نهی قرار گرفته جلوی نفس خود را می گیرد و آن کار را انجام نمی دهد. منظور از صرف ترک آن است که فرد صرفا آن کار را ترک کند بنابراین تمایل داشتن یا نداشتن تفاوتی ندارد . بنابراین اگر منظور از نهی کف نفس باشد فقط فرد اول پاداش می گیرد اما اگر منظور از نهی صرف ترک باشد هرکسی که مورد نهی را ترک کند اعم از آنکه کف نفس کرده است یا نکرده پاداش می گیرد و تمایل داشتن و نداشتن آن تفاوتی ندارد . نتیجه :منظور از نهی صرف ترک است کف نفس (در اختیار بودن عامل گناه و گناه نکردن) شباهت های امر و نهی : -1هردو بر طلب داللت دارند . -2هیچ کدام برفور و تراخی داللت ندارند . -3هیچ کدام برمره و تکرار داللت ندارند . -4هر دورا مادون از مافوق میخواهند. تفاوت های امر و نهی : -1امر طلب مثبت است در حالیکه نهی طلب منفی است. -2در صورت عدم وجود قرینه امر برمره بر تکرار داللت دارد . -3در صورت عدم وجود قرینه امر بر تراخی و نهی برفورد داللت دارد . 27 نهی از عبادات و معامالت : -1عبادت عملی است که انجام آن به قصد قربت نیاز دارد .مثل :روزه -غسل . -2معامالت عملی است که انجام آن به قصد قربت نیاز ندارد .مثل :بیح -اجاره -نکاح . اگر فردی از عبادتی نهی شده باشد در صورت انجام آن عبادت انجام شده باطل است یا خیر؟ نهی در عبادات 2شکل دارد .حالت اول ممکن است خداوند فرد را از کل عبادت نهی کرده باشد .مانند: نهی از روزه در روزه عید فطر.حالت دوم خداوند فرد را از جزء عبادت نهی کرده باشد مثل عدم تالوت آیه با سجده واجب در نماز درهر دو حالت ( نهی از کل و جز) عبادت کال"باطل است . اگر شارع یا مقنن ما را از معامله ای نهی کرده باشد در صورت انجام باطل است یا خیر؟ نهی از معامالت :نهی از معامالت دارای سه حالت می باشد : حالت اول :اگر نهی بیان کننده شرایط صحت معامله و با موانع صحت معامله را در بر گیرد در حالت اول مخالفت با نهی موجب فساد و بطالن معامله می شود ( در واقع به دلیل فقدان شرط و وجودقصد مانع باطل است) مثال برای شرایط صحت معامله ماده 175ق م اگر کسی در خال مستی بیهوشی و خواب معامله کند به علت فقدات قصد معامله باطل است . مثال برای موانع صحت ماده 1145ق م نکاح با خواهر ،برادر ،پدر ،مادر ممنوع است. حالت دوم :اگرشارع و مقنن نتیجه و حاصل معامله را نهی کرده باشد .معامله باطل و فاسد است. مثال :ماده 312ق م آثار و نتایج عقد بیح عبارتند از -1 :به مجرد وقوع بیح مشتری مالک مبیح می شود بایح یا فروشنده مالک شمس می شود. 28 ما ده 21قانون مدنی :هیچ کس نمی تواند اموال عمومی را تملک کند .خرید و فروش خودرو عمومی باطل است چراکه تملک اموال عمومی ممنوع است. حالت سوم :دقیقاً برعکس حالت دوم است .شارع و مقنن اثر و نتیجه را مورد نهی قرار نداده بلکه خود معامله مورد نهی قرار گرفته .معامله فاسد و باطل نیست.معامله صحیح است اما تنبیهی برای انجام اش وجود دارد. مثال فقهی : آیه 7سوره جمعه :ای کسانی که ایمان آوردید وقتی که هنگام نماز جمعه فرا رسید معامله را رها کنید مثال حقوقی : ماده 1111ق م :ازدواج زن ایرانی با اتباع خارجی موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است. و من ا....توفیق 29

43,500 تومان