صفحه 1:
اصول فقه یک
دکتر باقری
دانشگاه آاد اسلامی هصدان
گروه حقوق
بهار 55
صفحه 2:
یف فقه در لفت فهم عمیق
فقه در امطلاح :استتباط . بدست آوردن احکام شرعی پواسطه ی ادله ی تفضیلی را فقهگویند.
ادله ی تفضیلی
۱ کتاب (قر
Cobb) at بواسطه ار عدله فقه را بدست مى أوريم
؟-اجماع
ام بن حكم : أولين تويسنذه در شیعه
اقعى : اولي نويستده در تسنن
موضوع علم اصول فقه در قديم سهه عدله ی تفضیلی (اربعه)
موضع علم اصول فقه در جديد --> به غير از أربعه هر جيزى كه كمك کرد
صفحه 3:
۳- واضع ( وضع کننده ) كسيكه معنابى را براى لفظى قرار می دهد.
اقسام وضع
aay سا آکزوآشع یک سین سین زود رفن لعن ومع تين ان
اگروافع شخص معین نبود وضع تعبونی است.
بخ فوت غایب مققود الاثر مسلم شوند
واضع --* مقتن فانوتكذا وضع تعیینی است.
صفحه 4:
اصل +7 قانون اساسى : همه ى افراد ملت بطور يكسان در حمايث قانون قرا
Lee gg kd --* خط كش واضع سه مردم وضع تعیونی است
pe ME aS lj ta ماده ۲۷۸ قانون امور حبی:
(روز- ماه - سال ) وبهامضا او رسیده اشد.
لقظ -* .. وضیت تمه ی خود نوشت (دال) .. معنا* به وصیتی گفته می شود که موصی به خفلا
ly قانوتكقار وضع تتئینی خود نوشته دارای تریخ و مضا است (مدلول )
دلالت. -* منتقل شدن معنی به ذهن ١ معنیی از لقظ به ذهن منتقل بشود
Gs القظى است كه فقط بر يك معنا دلالث دارد.
تکته :اعدا هم تص هستند چون هیچ معتای دیگری به ذهن منتقل نمی شود.
ite iY : مصوبات مجلس شوراى اسلامى به رئيس جمهور ابلاغ می شود
سس مجلس شوراى اسلا
صفحه 5:
۲- ظاهر *- أكر لفظى بر ؟ يا جتد معنا دلالت داشته باشد بطوربکه احتمال یکی از
به معنایی که احتمالش بیشتر است ظاهر می گویند
اساسى : رئيس جمهور بايد از رجال مذهبی
اسی انتخاب کردد.
اج sb
gee Sle ۱) مرد - مردان
۴ افردعلی رتیه وبزرک هس مؤول
ماده ۳۱۸ قانون مدنى : هركاه مالك رجوع كند به قاصبی که مال مقصوب درید او تلف شده اسث آن شخصر
SNR eae,
یدیه معنی ۱) دست هه ظاهر
bee تصرف 6
۳- موول سس اكر لفظى بر يا جند معنا دلالت داشته باشد بطوريكه احتمال يكى از ابن معانى كمثر از
معتای ديكر J ast تن
Jae لفظى است كه بر 7 يا جند معنا دلالث داردبطوریکه هیچکدام از این معانی بر دیگری
برتری تداشته باشد. احنمال همه ی ممائن بز رٍأنبت
۲۰۱ قانون مدنی: اگر شخصیت طرف معامله علت عمده ی عقد باشد اشتباه در شخص طرف معامله
صحت معامله می گردد.
صفحه 6:
خلل به معتی ۰ ۱ باطل بودن خلل یک لفقظ مجمل است.
۲ غیر نفذ
ماده 14 قانون مدنى : اموال مجهول المالك با اذن حاکم به مصرف فقرا می رستد.
حاکم به معتی ۰ ۱ قاضی حاکم لفظ مجمل است.
؟) دادستا
نكته .به نص و ظاهر محكم و به مجمل و مؤول متشا به مى كوئيم.
۲- منباین -سه اگر افاظ متعدد و هر کدام ۰ هم دارای معانی جداکانه ای باشند و بین معانی وجه
اشتراک وجود نداشته باشد به أن الفاظ متباين مى كوييم
ابطه متباين
7 BS a قانون مدنی ۸۸۱
ماده ۱۱ قانون مدنی اموال بر قسم ااست متقول و غبر متقول رابطه متباين
صفحه 7:
۳- مشترک لفظلی سس لفظ مشترک هم می گویند
يك لفظ جند معنا داشته باشد به أن مشترك لفظلى مى كويند.
مثال ه لفظ حقوق در اصل 16 قانون | ساسى كه به معناى دستمزد - رشته دانشكاهى
Go Cae مجموع قواعد و مقرررات است.
منال سه لفظ حمل در ماده ۹۵۷ و ۳۸۱ فانین مدنی که به معنای حمل و نقل و جتین است.
مشترک معنوی لى كه يك معنا داشته باشد و أن معنا مصداق متفاوت داشته باشد
مدنی ماده ۳۳۸ سس بیع که تملیک عین بعوض معلوم معنایش است اما مصاد
عوء --> وکالت که عقدی که یکی از طرفین طرف دیگر را تیب خودش می AS
مثل وكالت عام و خاص
۵- مختص سسه يك لقظ كه يك معنا داشته باشد مختص تاميده مى شود مثل بيع كه معنا واحدى
تکنه:لفظ مختص به #أسورت است ۱) یا بصورت یک لفظ یک معتا و یک مصداق سه پیامبر
۲ بصورت یک لفظ یک معنا و چند مصداق له
در حالت دوم با مشترک معنوی دقیقا یکی است.
لفظ بر ۲ تقسیم می شود : ۱) کلی
۲ جزئی
صفحه 8:
-١ لفظ كلى سه لفظى اسسث كه بر افراد متعددى دلالث مى كتد مثل ماده 1177 قانون مدتى و ما
۴ قانون مدنی مثل لفظ طفل —< لفظى است كه افرادش متعدد أسث مميز و غير مميز
مثل تکاح موقت و دالم دار مثل مال ه منقول دارد و غير منقول
اصل به معنای محلی برای صدور محکم است هس حقيقت
۵ قانون مدنى هه محكمه تبايد قوانين خارجى و يا قراردادهاى خصوصى را كه برخلاف DEI
حسته بوده به موقع اجراگذار. محکمه در این اصل به معتای قاضی است. يست مجاز
شرایط صحت استعمال مجازی
۱) وجود علاقه بین معتای حقیقی و معنای مجازی منظور از علاقه این است که ربطه ای بین شان وجود
داشته باشد
۲ وجود قرینه ی صارفه
بين معناى حقيقى و مجازى جه رابطه هابى وجو
۲ علاقه ی محلیه سسه ارتباطشان در مان و محل است.
7 0 محکمه ی محلی است برای صدور حکم سس . حقیقی
صفحه 9:
ماده ۲۱ قانون اساسسی سس محلی که فاضی
؟) علاقهى all
مدنى سه شريكى كه مال
ست درحكم امين است. بد يتصرف همعناى مجازى بد هفست هععتاى حقيقى
وسیله ای است که بواسطه ی آن تصرف صورت می گیرد. علاقه آليه
۲ علاقه ی کلی و جزئی س* ماده ۲۸۲ قانون مجازات سس حد محاربه یکی از این چهار مجازات
است . قطع دست راست و پای چپ - -* متظور از پاتوک پنجه ها تا زیر بر مدگی پا است
یک جزء از کل
۴ علاقه ی مشارفت *- اصل ۱۳۲ فانون اساسی._ وزرا توسط رئیسج جمهورتهین و برای
گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می شوند
OMS وزیر
وزیر سس کسانیکه در شرف
شدن هستند در مجا خوانده می شوند
۵ علاقه ی ماکان . هأنجه كه بود ماده ۴۹۴ نون مدنی.. سسهعقد اجاهبه محض پاین مدت پرطرف
مین عيدو قرو لجان معت وه مستاجر عین مستچره رسب رین امه به ححمن متتاجر
نمی گولیم سس علاقه ی ماکان
با ۲ شرط مى توان بصورت مجاز لفظ را استعمال كرد
۱. وجود غلاقه و یا ره
۲ وجود فربنه ی صارفه
صفحه 10:
انين خارجى و يا قراردادهاى خصوصى كه برخلاف حلاقى حسنه
إينه صارقة
dale hm lines aS محكمه مز معناى مجازى قلشئ
کسالی وزیر شوند سه مجاز
أيا مى شود برای حقیقت و مجاز علامت هایی در نظر گرفت ؟ بله . برلى حقيقت و مجاز علالم نشانه هایی
وجود دارد ( ۲ مورد )
تشانه ها و علالمی که مشخص می کند حقيقت است با مجاز ؟
© عدم صحت سلب ۴) اطراد
suc
واضح آن لفظ تصریح کند کدام يك از ابن معانى حقيقى و كدام
مجازی است به این حالت تصریحواشح می كوبيم
صفحه 11:
به معناى كثرث استعمال وعدم اطراد به معتاى غلث استعمال است. اكر لفظى در يكى faba lee
استعمال شود به منزله ى حقيقت و اكر در يكى از معاتى كمتر استعمال شود به معتلى مجاز اسث.
رت ری
در صورتیکه بتوان معنایی را از لقظ سلب کرد ( صحت سلب) در این حالت این معنا بصورت مجاز
استعمال شده است و در صورتیکه نتونیم معتایی را از لفظ سلب کنیم (عدم صحت استعمال) در
اين حالت اين معنا بصورت حقيقى استعمال شده
حالت اول: مى توانيم يكوييم قاضى محكمه نيست (صحت سلب ) مجاز
احالت دوم : نمى توانيم بكوبيم مكانى كه قاضى درآن حكم ميدهد محكمه نيست. (عدم صحت سلب) حقيقت
ote lil Jp ترين اصول لفغلى عبارتتد از
اصالت الحقيقه- اصالت العموم - اصالث الاطلاق - اصالت عدم تقد,
اصالت الطهور.
اصالت الحقیقه: هرگاه متكلم لقظى را در جمله لى بيان كند و آن لفظ يك فضای حقیقی و یک
معنای مجازی داشته باشد و ما هم معنای حقبقی را دتبم و هم فضای مجازی را بانیم لیکن شک
کنیم مراد متکلم معتای حقیقی آن لفظ است و با معنای مجازی, براساس اصالت الحقبقه اصل بر
رد متکلم معنای حقیقی آن لفظ است.
است که منظور
اصل ۱۱۵ قانون اساسی: رئیس جمهور بید از رجال مذهبی و سیاسی انتخاب شود.
براساس اصالت الحقیقه حکم معلمی حقبقت است.
لفط در یک قسم تقسیم می شود به عام و خاص
صفحه 12:
عام : بهلقظی می گوليم که همه ی افرادخود را در بر می گیرد . مثل قانون
خاص : لفظی است که بعضی افرادخود را شامل می
۲-اصال العموم : اكر متكلم لفظى را در جمله بیان کند لیکن شک کتیم که متظور او تمم افراد آن است با
است که متظورمتکلم تمام افراد أن است مكر اينكه قریته انشا ای بیورد که
57
اساسی : دادخواهى حق مسلم هر شخص است وهر شخص مى تواند به منظو,
دادگاه های صالح رجوع نماید
شخص -* همه ی اشخاص _ساکن در ایان چه خارجی چه یرنی با توجه بهاصالثالعموم معنای عام
مورد نظر است.
شخص --> فقط اشخاص ساكن در
ث می برند ۳ طبقه اد
ادر - خواهر - ولد نها
طبقه سوم : عمه و عمو - خاله و دیی - فرزندان اه
به واسطه ی اصالت السموم اجداد عام است و همه را در بر می گیرد
اطلاق : لفظ در یک قسم به مطلق و مقید تقسیم می شودد
لفظ مطلق : در لفت به معناى بى قيد و بند است . در اصطلاح به لقظى كفت مى شود که تمام افراداش را در
بر گیرد و بر همه ی افراد دلالت كند مثل دانشجوها - كارمتدها
صفحه 13:
لفظ مقید: در لفت به معتاى در قید و بند است. در اصطلاح يعتى وقتى لغظ مطلق
زودن قیدی دایره ی
شمول اش يا محدوده ى افراداش كوجك تر مى شود به أن مقيد مى كوييم : مث دانشجو حقوق -کارمند
.نكته : براساس اصالت الاطلاق هركاه متكلم لفظ مطلقى را به كار ببرد. ليكن شك كنيم كه منظور و مراد لو
از اين لقظ تمام افراد أن است يا يرخى از أنها مى كوييم منظور او همه ى افراد است مكر با اشاره يا قيدى
خلاف آن ثابت شود
ماده ۸۵۴ قاتون مدنی: موصی می توند یک یا چند وصی معین کند.
oy همه ی افرد را در بر میگیرد متل اشخاص حقیقی و حقوفی
بخشی از افراد را در بر ميكير
کند مطلق نام درد . هر چیزی را که عقل گفث همه ی افرد را در بر می ۶
واضع كفت همه ى أقراد را در بر مى كيرد عام اسست
قانون --> Glee احوال > عام اطفال > عام
مجرمين -> عام Jib Ge fe مطلق محرم--> مطلق
اصالت عدم تقدیر تقدیر در علم تحو بهمعنای پتها
دن . هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند و کلمه ای
را در آن جمله حذف کرده باشد میگوییم آن کلمه را در تقدير كرفته يا پتهان کرده است.
نکنه: راساس اصالت عدم تقدیر هرگاه متکلم جمله ای را بیان کند. لیکن شک کنیم که متکلم در این
جمله کلمه ای را در تقدير كرفنه است يا خير (كلمه اى را حذف كرده يا خير ) در ابن حالث براساس اصالث
عدم تقدیر می این است که کلمه ای در جمله حذف شده است.
صفحه 14:
ماده ۲۸ فانون مدنی :احولی که مالک اش معلم تیست با ذن حاکم به مصرف فقرا می. رسد.
را در تقدیر قرار گرفته شده یا نشده ؟ اصالت عدم تقدیر می گوید هیچ کلمه ای
ماده ۱۰۰۲ نون مدتی افامتگاه هر شخص me
سکونت درد
أيا بعد از هر شخص كلمه اى ايرانى در تقدير قرار كرفته شده با نشده؟ اصل بر این است که چیزی پنهان
تست شخ من تواند هم بان باشد هم خارچی
اصالت عدم نقل
هركاه با لفظى مواجه شويم كه شك ميكنيم اين لفظ از معنای
ی خود بهمعنای جدید متتقل شده است
يا خير ؟ در اين حالت براساس اصالت عدم نقل می گوییم به معتای جدید منتقل تشده است.
ماده ۲۷۲ قانون مجازات
هركا كسى مال را توسط مجنون - طفل غير مميز و حبوان از حرز خارج کندمباشر محسوب می شود
حرز : مكان مناسب برلى تكهدارى حال حرز "كفته مى شود.
اصل عدم تقل :معنابى منتقل شده معناى حرز همان معناى قديم است.
اصالت عدم اشتراک -* الفاظی وجود دارتد كه داراى جتد معتا هستند
Jase Bll اين
الف) الفاظى که مشترک لقلی ip oe in WIS i a
ب) الفاظى كه حقيقث ومجاز هسنند مثل محكمه--> مكانى براى قضاوت . حقيقت --* مجازى . قاضى
$1 ی وجودداشتهباشد که چند من درد و ما تک کنیم که ان لقظ مشترک لقظی است؟یا حقبقت و
مجاز ؟ در این حالت براساس اصل عدم اشتراک می گوییم این لفظ مشترک لفظی نیست بلکه لفظی است.
Bo teh SE Te
صفحه 15:
نکته :گر مشترک لفظی باشد تمام معانی که برای آن لفظ گرفته می شود حقیقی است اما اگر حقیقت و
محکمه در اصل اساسی و ۹۵ مدتی
مجاز باشد معنای مجاز هم رای لفط وجود درد مانن .و
lal الظهور:
هركاه lil داشته باشیم که از این لفظ چند معنا به ذهن خطور مى كند و ما هم معتای ظاهر
هم معتای موزل را بانیم لیکن شک کنیم که منظور و مراد متکلم معنای ظاهر است با معنای موول
اصالت الظهور اصل بر
نکنه:مبنایتمام اصول لقظی اصالت الظهور است . به اين معنا كه مى توانيم اصالت ظهور را به جلى هر يك
از اصول lil به كار ریم
از لحاظ ادبی ایرادی وجود ندارد و جایز و پستدیده است لبکن از لحاظ اصولی و حقوقی جایز و پسندیده
بحث صحيح اعم در حقوق ۳ زمانی مطرح می شود که لقلی دارای اجزای مختلف باشد.
سس به مجرد عقد نکاح زن مالك مهر مى شود
همه ی اجزا لازم را داشته باشد صحیح است.
۲ قاننم مدنی -* عقد بیع بایع را بر تصمیم مبیع ملزم می نماید
صحیح : به عبارت يا معامله اى يا لفظى که همه اجزا و شرایطش را داشته باشد صحیح می گویند.
فاسد : به عبارت يا معامله يا لفظى كه يكى يا برخى از اجزا و شرايط اش را نداشته باشد فاسد گفته می شوند.
مثل نكاخ : كر همه ى اجزا را نداشته باشد مثل اهليت مى كويتد تكاح فاسد است.
رايط باشد (١ اعم يغتى هم
اعم #عمارت است از عبار و معامله اى كه جه تام الشرايط باشد و جه غير تام
‘anil pagan
صفحه 16:
اوامر سس* وقتیکه آمر( امر کننده) بخواهند مأمور ( امر شونده) را به نجام کاری امر کند از روش های
استفاده كتد ا
ان الله يكم
امر كردن يا استفاده
أز صبغه ى امر (هر فعلى را كه مى خواهى به صيغه ى امر ببرى)
و أقيموا الصلوه - أطيعو الله و أطيعو الرسول
*: امر كردن با استقاده از جملات خبرى جملاتى که قبلیت تصدیق و تکذیب داشته باشد
ماده 11١5 قانون مدنى --> نفقه ى مطلقه ى رجليه در زمان عده به عهده ى شوهر اسث.
مكلف اسث
امر کردن با استفاده از عبارات امری
ان فارسی : باید-
ماده ۵۲۲ در عقد مضارعه لازم است.
ارکان ام آمر - مأمور - مأموریه
اقسام طلب ۱-امر ۲-استدعا ۰ ۳-خواهش
مادون اتجام کاری را طلب کند.
استدعا : كر مادون از مافق انجام كارى را طلب كند.
خواهش : اكر مساوى از مساوى انجام كارى را طلب كن
نکنه : شرط امر این است که شخصى كه اتجام عملى را از كسى طلب ذارد بالاثر و در جايكاه امر قرار مى
صفحه 17:
اكر امر أمر واجب باشد ترك واجب مجازات دا
او غیراینصوث فافد مجازات است . ماده
كردن با جملات خبری: واسطه جملات امری در زبان فارسی
با روش هلى لمر كردن بر وجوب دلالتدارد؟ همه ى روش هاى امر ر وجوب دلاث درد ومأمور در صورتی
كه أن امر را ترك كند به علث ترك امر يا تر
واجب مجازات مى شود. جرا مقام مافق به مادون
شودا جون عقل مى ككويد.
بر مره دلالث دارند يا بى تكرار ؟روش هلى امر كردن نه برمره دلالث دارند نه بر
تكرار ذر مرحله ى اول بايد به قرائن و نشاتة
كنيم و بايد ببينيم كه أيا نشانه لى وجود دارد كه دلالث
مره يا تكرار كند .در مرحله ى دوم كر تشانى مبنى برمره يا تكرار بيدا تكرديم بر
قانون تجارت :دفتردارابى دفترى است كه تاجر بايد هرسال بصورت جامع از كليه دارابى متقوا
وسسال كنشته خود را در فثر ثبت بنماید
زیعد ار به معتی وأجب و دی اس
أا روش هاى امر كردن برفور دلالت
رد يا تراخى ؟ اكر نشانه با قربنه مبنى بر فور يا تراخى وجو داشته به
ل می کنیم اما ار نشانه ای مبتیبرفور اتراخی نيفتيم اصل بر تراخی ااست. پس
(مثال ماده ۱۲۰۰ قنون مدنی)
بر بعد از متع تهی خضر به چه معناست ؟ چه حلمی دارد؟ حکم مباح است یعتی نجام دادن یا ندادن
تفاوتی ندرد مثل آیه ۹۵ سوره مانده و آیه ۲ سوره ی مائده
صفحه 18:
امربه معتای وجوب اننتاو فقط دز جایی که بمد :منم می ight gyal وجوب ang
اكر امر بعد از امر بيايد جه حكمى دارد ؟ حکم تاکیدی دارد
اصل ۳۶ قانون اساسی: حکم به مجازات و اجرای آن باید نها از طريق ذادكاه صالح و به موجب قانون باشد.
مر عد از مر پرای تاکد ااست.
با أمر مى توندبه چیزی امر کند که وجود ندارد ۶
اصورتى که امر حقيقى باشذ و مأمور توانابى انجام آن کار را نداشته باشد. و آمر نيز بر
اباشد جايز تيست.
۲ در صورتى كه ام امتحانى و صورى باشد و مأمور تناب انجام أن ا نداشته باشد أ نيز بر
أكاه باشد آمر مى تواند بصورت امتحانى و صورى امركتد و جايز است.
Sab pe PUM py, lS نیقی امن
امرامتحانی یا صوری : امری که آمرانجام نا وق از ممور نمی خواهد بلکه بوسیله این sale yl eg
را آزمایش می کند مثل امر خداوتد به حضرت ابراهيم
حکم شرعی :قاونی است که خداوند به جهت سعادت انسان و ایجاد ظم در جامعهداده است.
آیا حکم شرعی اقسامی دارد ۴ بل
-١ تكليفى -وضعى ١ 7 واقعى - ظاهری
صفحه 19:
حكم تكليفي -وضعي:
5ب 0 1 0
حکم وضعی : حکمی است که با خود مکلفین ارتباط مستقیم و بی واسطه درد
حکم تکلیفی که با اعمال رتباط ذارد به بتج دسته تقسیم می شود.
gt emt let ah: خر
واجب : عملى اسث كه خداوند انجام اش را برمكلفين لازم دانسته وترك أن مجازات دارد . مثل : تماز
حرام : عملى كه خداوند تركش را بر مكلفين لازم دانسته و انجام أن مجازات دارد. مثل:
۳. مستحب : عملى كه انجام اش پاداش درد اما تركش مجازات تدارد. مثل : نماز شب
۴ مکروه: عملی که تجام اش مجازت ناردام ترک آن بهتر اسث. مثل : خوردن كوشت خر
مباح: عملی که اجام یا ترکش تهپاداشی دا
انكته : به غير از اين ف كه احكام تكليفى هستند ياقى احكام حكم وضعى دارند.
احکام تکلیفی که در مورد خود متکلف می باشد و احکام وضعی وضعیت مكلف مهم است.
در حكم وضعى بايد جواب جه كسى را داد و در حكم تكليقى بايد جواب جه کاری را
أيا حكم وضعى با حكم تكليقى
ارد؟ بله حکم تکلیفی با عمل مکلف رابطه مستقیم
وضعی با خود مکلف در ارتباط است.
احکام وضعی تعدادندرند. هیچ گاه احکام تکلیفی علث صدور احکام وضعی نمی شوند ما احکام
وضعیمی توانندعلت صدور احکام تکلیقیپاشند.
صفحه 20:
حرمت | يقت وكيل يدبو وكيل وکالت
وجوب | مجارات مجرم و اجزای حدود فاضی قفاوت
صدور حكمى به منابع اربعه رجوع كند و بتوائد حكم را از
متايع بدسث أو
ارد. مانند حكم زنا كه ب توجه به أيه 7 سوره نور حكم أن مشخص
امى شود . حكم ا
است و صد تزانه به مرد صد تازانهبه زن می باشد.
احكم ظاهرى : اكر مجتهد حكمى را از ادله اربعه نتوائد بيدا كند اين حكم ظاهرى است بلكه با كمك از يك
قواعد خاص و يا اصول عمليه حكمى براى أن عمل بيدا كند مانتد: حكم تلقبح مصنوعى
نام حكم واقعى : حكم واقعى به حكم أولية
hae opel ag
حکم اولیه : به حکمی گفته می شود که قانون گذار یا شارعبرای اعمال مکلفین در حالت عادی وضع
صفحه 21:
جابی که شارع حکم تانویهداده -* در حالتی که دسترسی به آب نداشته باشیم تیمم واجپ
مثال: برای جایی که فانون گذار حکم اولیهداده -* قسمت اول اصل ۶٩
اساسی: مذاکرات مجلس
شورای اسلامی بایدعلنی باشد.
مثال براى جايى كه قانون كذار حكم ثانويه oslo --*_اصل ۶٩ قانون اساسی قسمت دوم: در شرابط
اضطراری و در شرایطی که امتيت كشور ايجاب كند جلسه مذاكرات مجلس شوراى اسلامى بايد غير علنى
سمت شارع به بنده ها حکم می شود بتاباین انم آن باداش و
eos
Lal ap gS ل
حكم تأسيسى : به حكمى كفته مى شود كه قبلا وجود تداشته و جديداً وضع و تأسيس شده
مثل ماده 15 قانون مجازات اسلامى مصوب 1587
احكم امضايى : حكم و قانونى أست كه در قوانين قديم وجود داشته و در واقع شريعت و قفانوتكذار آثرا تاييد
کرده است. مثل ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ : هر فعل یا ترک فعلی که را
مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود
ماده ۲ فا
ون مجازات مصوت 1845 : هر رفتاری اعم از فعل يا ترك فعل كه در قانون برلى أن ها مجازات
تعیین شده باشد جرم محسوب می شودلاین تعریف فبلا" هم موجود بوده در سال ٩۲ صرفاتیید و امضاء
صفحه 22:
بر کرده باشد اجام آن کار به ممور واجپ است. حال اگر خودآمر علام کند که
J واجب نیست به این عمل نسخ وجوب می گویند:
حكم هوجوب مصداق oly تماز اجب است حکم اش وجوبی
مثل نماز خواندن که به سمت بیت المقدس واجب بوده ما ارع گفته دیگر سمت بیت المقدس نماز نخوانید
(آبه ۱۴۴ سوره بقره)
نکنه: حکمی که منسوخ می شود هیچ حکم جدیدی برایش باز نیست مگر Sal خود شارع حکم جدید اعلام
کند. چون
ى هبج دليلى وجود ندارد هيج حكمى برايش باز تيست
افسام واجب : ۱-واجب عینی و کفایی
eee eer eT
ممکته یک واجب در برخی از مواردواجب ذکر شود و مشتوک باشد هر ولجبی زو
كيرد بلکه می شود از یک زاویه در دسته اول یا دوم قرر یرد
۱- واجب عینی : عملی است که تمام مکلفین بایدآن را انجام دهند یعتی. به تک تک مکلفین واجب بوده و
انجام د
با انجام دادن فر
از ديكران ساقط نمى كردد. مثال فقهى : نماز
مثال حقوقی :ماده ۲ خدمت وظبقه ی عمومی : هر فرد ذکورایرنی در ماهی که طی آن مه به سن ۱۸ سال
اتمام مى رسد بإيد به خدمت سربازى بر
صفحه 23:
۳سواجب تفسی : عملی است که بخاطر خودش واچب شده ن به خاطر عملی دیگر
فقهی :تما -روزه مثال حقوقی :ماده ۳ آیین دادرسی مدتی : قضات دادكاه ها موظفتد موافق قوا
رسیدگی کتند.
۴-واجب غیری < عملی است که بخاطر واجب ال فقهی : وضو که بخاطر نماز
مثال حقوقى - ماده 41 آثين دادرسى کیفری :اگردادگه به ضابطین
ترى موظف به معابته محل مى شوند.
واجب تعبدی : واجب تعبدی آن است که بایدر
انجام أن به قصدقربت انجام شود مثال فقهى : تماز
مثال حقوقى : هيج واجب تعبدة
#-واجب توصلى : أن أست كه به هر نحو كه انجام شود كافيست و احنياجى به قصد قربت ندارد.
متال فقهى: GF Slab مثال حقوقى : ماده 7*1 قانون مدنى : با عقد بيح بايح موظف است مبيع را به
مشتری تسلیم تما
الانواجب تعیینی :آن است که موردتکلیف معین و مشخص باشد و این غمل جایگزیتی نداشتهلاشد.
متا فقهی
مثال حقوقی : ماده ۴۷۶ فان مدنی:موجر بای مين مستاجر را تسلیم مستاجر کند
صفحه 24:
Gale تاخیری : أن است كه مورد تکلیف مردد میان دو با چتد باشد و مکلف اختیاردشته باشد هر
عنام نها را که خواست انجام دهد . مالفقهی< کفره ی روزه
منال حقوفی
ماده ۲۷۱ قانون مدنی دین ید به شخص دائن با به کسیکه از طرف او و
قبض داردتادیه کردد.
اجب اصلی: شارع یا قانون کار به واجپ
باشد تصریح کرده باشند مثال حج نماز
ال حقوقى
مثال حقوقی :ماده ۳۶۲ قانون مدنی :با عقد بیحبایح موظف است مبیع را به مشتری تسلیم نمید.
۰-واجب تیعی: اگر شارع در متن شرع به صراحت تصربح نكرده باشد متال فقهى بيمودن مسير حج
مثال حقوقى بايح بايد مبيح را تسليم مشترى كند.
.نكنه ممكن اسث مصداق ها يكى باشد ولى اضل آنها باهم فرق دارد.
مهربه خانم ها
اجب مشروط : مشروط به شرطی باشد مثل فقهی حچ رفتن تا حاط مالیتأمن نباشد نازی
نیست. مثال حقوقینفه بیدتمکین کند
امر غبر مقدور نباشد مثال : فقهى نماز
۳ -واجب متجزن است که وجودش متوقف
نماز ظهر وجوب وجودش ۴سال پیش)
۴-واجب معلق: آن است که وجودش متوقف بر مر یر مقدور باشد.
مثال فقهى : تماز ظهر فردا وجوب أمده ولى وجودش تيامده
صفحه 25:
اجبی است که یک زمان مشخص برایش تعبین
۲ واجب غیر موقت غیرفوری : واجبی که در اولین زمان ممکن فورا بای انجامبشود.
واجب غیرموقت فوری پاک کردن نجاست از داخل مسجد
غير موقت غبر فورى : أنجام اش قورى نيست زمان هم مثل نماز قضا خسوا
امتانواجب موقت
aly) موقت موسع :واجبی که مقدارزمنی که شرع برای آن معین کرده بیشتر از مقدار زمان لازم
انجان آن است مثل نماز ظهر که ۱۰ دقبقه طول مبکشد اما ۷ ساعت وقت دارد
۲- واجب موقت Gada : واجبى كه مقدار زمانى كه شارع برلى أن معين كرده به اندازه مان انجام دادن آن
ات مال ز
از فان صبح تا مغرب
از أباث به ادزه ای که کسوف و خسوف طول می کشد فرصت داده است.
اگر شک کردید یک واحبی عیتی است یا کفایی اصل بر عیتی ست.
آگر شک کردید یک واجبی تعبدی است
وصلى اصل بر توصلی
اگر شک ک ال Saga
spe cal rae YS
اگر شک کردید یک واحبی معلق است یا منجز اصل بر منجز است اگر شک کردید یک واحبی مطلق است با
بر مطلق است
اكر شك كرديد واجبی تفسی اسث يا غيرى اصل بر غيرى اسث.
صفحه 26:
ردی که مبخواهد تهی کند
انی که ناهی (تهی کننده) بخواهد منهی (نهی شونده ارا از متهی عنه
ند به کار گبرد که ۴ روش را هر امر خوانديم
-١ استقاده از ماده نهى --> مثل ينهى عن المنكر و الفحشا.
ب استقاده از صيفه ى نهى --» لاكلوا لاتضربو.
۳- نهی کردن ب ستفاده از عباراتی كه در فارسى استفاده مى شود as جايز نينت
نهى كردن با جملات خيرى 4 در طلاقبالن برای شوهر حق رجوع نیست.
۵- نهی کردن با تعیین مجازات بر قوالین شرعی یا حقوقی سس حد مساحقه +
حد زنا بای وئی ستگسار است.
تهی ۳ حالت دارد
؟- مافوق از مادون نهى كارى را بخواهد
۳- مساوی از مساوی بخواهد درخوا
ارکان تهی : تاهی نهی کننده. متهی:نهی شده یا شونده
منهی عنه: کر با چیزی که ناهی نهی اش مي کند.
متهی : خانم
این اکر فردی مورد نهی را انجام دهد مستوجب
دلالت دارد يا تكرار ؟اول نشانه ها را بررسى ميكنيم ببيتيم
ای روش های نهی کودن بر مر
eal J
با تكرار اما اكر هبج نشانه لى بيدا تكرديم اصل
صفحه 27:
دلالت دارد ه بر تاخیاگر هیچ نشانه ای
یاروش های تهی کردن بر فور دلالت دارند تهب
وجود نداشت در نهی ام اسث (١ در امر كاملا برعكس ميباشد).
ترک باشد هرکسی که مورد تهی را ترک کند اعم از آنکه کف
گیرد و تمایل داشتن و نداشتن
تتبجه : متظور از تهی صرف ترک است
شباهت های
5
طلب دلالت دارند
۲- هیچ کدام برفور و تراخی دلالت تدارند
۳-هیج کدام برمره و تکار دلالث ندارند
۴- هر دورا مادون از مافوق ميخواهتد.
مر طلب متبت است در حالیکه نهی طلب متفی است.
۲- در صورت عدم وجود قریته ام برمره بر تکار دلالت دارد
۳-در صورت عدم وجود قرینه آمر بر تراخی و نهی برفورد دلالت دارد
صفحه 28:
نهی از عبادات و معاملات
۱- عبادت عملی است که انجام آن به قصد قربت نیز داد مثل : روزه - غسل
-١ معاملاث عملى اسث كه انجام آن به قصد قربث نیز ندرد. مل بیج -اجاره -تکاح
اگر فردی از عبادتی نهی شده باشد در صورت انجام آن عبادت انجام شده باطل است يا خیر؟
نهی در عبادات ۲ شکل دارد .حالت اول ممکن است خداوندفرد را از کل عبادت تهی کرده باشد. ماند
رد را از جزء عبادت نهی کرده باشد مثل عدم تلاوت
اگر شارع با مقتن ما را از معامله ائ نهى كرده باشد دز صورت أنجام باطل ست يا خير
از معاملاث : نه از معاملات داراى سه حالت مى باشد
حالت اول : اكر نهى بيان كتنده شرايظ صحت معامله ويا موانع صحت معامله را خر بر كبرد در حالت
اول مخالقت با نهى موجب فساد و بطلان معامله مى شود ( در واقع به دليل فقدان شرط و وجودقصد مانع
باطل است) مثال ly شرايط صحت معامله ماده 18
ام اكر كسى در خال مستى بيهوشى و خواب معامله
كند به علت فقدات قصد معامله با
مثال برأى موائع صحت هاده 1158 ى م نكاح با خواهر
بمو مخ ممتوع یم
حالت دوم: اکرشار
مقنن نقيجه و حاصل معامله را نهى كرده باشد . معامله باطل
مئال : ماده 588 ق م أثار و نتايج عقد بيح عبارتند از : -١ به مجرد وقوع بيح مشترى مالك مبيح مى شود
بایج با فروشنده مالك شمس مى شود.
صفحه 29:
ما ده ۳۶ قنون مدنی: هیچ کس نمی عمومى را تملك كند. خريد و فروش خودرو عمومی باطل
است چراکه تملک اموال عمومی ممنوع
حالت سوم : دقیقًبرعکس حالت دوم است. شا
انهى قرار ندادة بلكة خود معامله.
مورد نهى قرار كرفته . معامله فاسد و باطل نيست معامله صحيح است اما تنبيهى برلى انجام اش وجود دارد.
مثل فقهی: آیه ٩ سوره جمعه :ای کسانی که ایمان آوردید وقنی که هنگام تماز جمعه فرا رسید
معامله را رها كنيد
متال حقوقی + ماده 1۰۶۰ م 2 ازخواج زین یرای با تا شارجی موکول ب اد مخضوض از